جنوب کوردستان و محوریت مبارزاتی ملت کورد

زایینی: ٠٨-١٠-٢٠١٧ - هەتاوی: ١٣٩٦/٠٧/١٦ - ١٠:٤٤ تاران
جنوب کوردستان و محوریت مبارزاتی ملت کورد
البرز روئین‌تن

در بخش نخست مقاله‌ام، اشاره کردم که باید مبارزات در جنوب زاگروس دینامیک حرکت جنبش ملی کردها باشد. چون این خواسته فراتر از هر دلیلی دیگر، خواست ملت ما در این بخش است. حال سوال اصلی این است، چگونه به این امر تحقق بخشیم؟ جواب سوال مکانیزم رسیدن به هدف والایی است که در بالا به آن اشاره کردیم.

قبل ار هر چیز باید بگویم جواب سوال مذکور در تمام نقاط کوردستان صدق می‌کند، یعنی پیشبرد راهکارهای مبارزاتی ما در همه زمینه‌ها در هرجای کوردستان، شامل جنوب زاگروس هم می‌شود. مرحله جدید مبارزات آزادیخواهانه‌ی کوردستان که "راسان" نام گرفته، از چند بعد دارای اهمیت دو چندان برای جنوب زاگرس است. علت آنهم به فلسفه و محتوای راسان برمی‌گردد. از آنجای که مبارزه چندین ساله ما با وجود قهرمانی‌ها و جان‌فشانی‌‌های و فداکاری‌ها بی‌شمار نیز خالی از نقاط ضعف نبوده، برطرف کردن این نقاط ضعف می‌تواند تا حد زیادی در پیشبرد و حتی موفقیت نهایی موثر باشد. یکی از این نقاط ضعف چگونگی درگیر گردن تمام بدنه جامعه در مبارزات آزادیخوه می‌باشد، یعنی در راسان تنها بر وجود پیشمرگه تاکید نمی‌شود . شهر را که نماینده بخش عظیمی از جامعه است وارد معادله کرده و با این عمل مبازه همه جامعه را فرا می‌گیرد و موفقیت آن بیش از پیش آسان‌تر و سریع‌تر خواهد بود و این نقطه‌ای است که راسان را بیش از پیش از -چه به لحاظ نظری و چه پراکتیکی- از دیگر حرکت‌های گذشته ملت کورد متمایز می‌کند و امید بدان را همچون راه آزادی و نجات ملت کورد افزایش می‌دهد. ولی برای اینکار مسولیت بزرگی بر دوش ما است.

ما باید دربطن جامعه خود حضور داشته و به تمام مشکلات و خصوصیات جامعه آگاه باشیم و بتوانیم تمایزات منطقه‌ای را تشخیص بدهیم تا برنامه‌ها و طرح‌های‌مان براساس واقعیات جامعه باشد. درگام بعدی باید به صدای حق‌خواهی آن‌ها بدل شویم و وقتی که همچون بخشی از جامعه، مشکلات جامعه را درک و در راه یافتن چاره‌ای برای آن‌ها تلاش کردیم، می‌توان مدعی شد که در راه موفقیت نهایی گام برداشته‌ایم. به عنوان مثال ما باید مشکلاتی را که جوانان کرماشانی و ایلامی با آن دست به گریبان هستند شناخته و بر این اساس رفتارهای آن‌ها درک و تحلیل کنیم.

یا باید از مشکلات کشاورزها آگاه باشیم که به عنوان مثال دولت طی برنامه‌ای از پیش تعین شده اقدام به خرید ارزان محصولات آن‌ها می‌کند.

در واقع ما باید از تمام مشکلات و معضلات موجود در جامعه خود آگاه باشیم و به آن‌ها بیاندیشیم، آن وقت به بخشی از جامعه‌مان هستیم.
این بدان معنا نیست که این‌ها تنها خواست‌های جامعه‌ی جنوب زاگرس هستند، چرا که در بخش نخست اشاره کردم، خواست ملیتی و حق خواهی در درون جامعه نهفته است. ولی مدیرت رژیم با درست کردن و یا حل نکردن این مشکلات تلاش می‌کند تا مردم را از کنش یا حق‌خواهی دور نگه دارد و در مشکلات روزمره غرق بکند تا بتواند رمقی در جامعه برای دیگر افکار به جا نگذارد. وقتی که ما صدای این مشکلات شدیم می‌توانیم این تلاش رژیم را منحل کرده و حتی همچون تاکتیک در خدمت بگیریم تا بتوانیم برای حل نهای از ان استفاده بکنیم و اینجاست که همبستگی میان شهر و پیشمرگه‌ها درست می‌شود و راسان به انجام می‌رسد، چون شهری که برای خواست روزمره توانست دیوار رعب و وحشت رژیم را بشکند می‌تواند به آسانی قلعه رژیم را برای آزادی و نجات نهایی فرو بریزد. همانگونه که در سطور فوق اشاره کردم درک و شناخت جامعه امروزی و نیز صدای آنها شدن برای رفع مشکلات، دو گام ضروری برای رسیدن به پیروزی نهایی است ولی گام سوم، سازماندهی و رهبریت شهر از طرف نیروی انقلابی حزب می‌باشد که از دیدگاه من مهمترین و اصلی‌ترین گام می‌باشد، فکر کنم هیچ کس نمی‌تواند نقش و اهمیت سازماندهی در به ثمر رساندن یک انقلاب را انکار. سازماندهی باید بر اساس متد نوین و امروزی و دارای تشکلات برای طبقات مختلف جامعه باشد و همچنین توانای حرکت در زمان خاص و سرعت عمل را دارا باشد. اینجاست که توده مردم می‌توانند در مقابل دیو روزگار ما یعنی دیکتاتوری تروریست جمهوری اسلامی به پیروزی برسد.

می‌دانم برای عملی کردن نکات بالا در کوردستان تحت اشغال رژیمی چون جمهوری اسلامی که در ترور و سرکوب تبهر و مهارت کافی دارد کار آسانی نیست ولی در مقابل، ما ملتی مبارزی داریم که آماده نیست در مقابل این بی‌دادی‌ها سر خم بکند و قدرت والای مردم همیشه می‌تواند حاکمیت را با هر قدرتی که باشد به زیر بکشد. از سوی دیگر مقابله با جنگ نرم و توطئه‌های بی‌شمار رژیم مخصوصا در جنوب زاگرس که بسیاری از آن‌ها توسط مزدوران یا افراد مایوس شده و مصلحت‌طلب اجرا می‌شود کار را باز هم مشکل‌تر می‌کند. ولی نیروهای انقلابی مجری و پشتیبان راسان از چنان اراده قوی برخوردار می‌باشند که بتوانند همه این نیرنگ‌ها را نیز کشف و آشکار بکنند و با روشن کردن افکار جامعه به سوی پیروزی نهایی گام برداریم. با وجود همه این‌ها واقعیت جنبش کورد در جنوب زاگرس باید دینامیک جنبش و رهایی ملت کورد باشد، در خون و رگ‌های هر کوردی جا گرفته و از تلاش برای به وقوع پیوستن آن از هر فداکاری که لازم باشد دریغ نمی کند و این خود پیام مژده بخش پیروزی است .