کرکوک و سه حقیقت

زایینی: ٢٣-١٠-٢٠١٧ - هەتاوی: ١٣٩٦/٠٨/٠١ - ١٠:٥٨ تاران
کرکوک و سه حقیقت
کریم پرویزی

فجایعی که طی روزهای اخیر ملت کورد در کوردستان عراق با آن روبرو شد، بی‌شک یکی از بزرگترین فجایع تاریخ کورد می‌باشد که تا مرز تحقق برخی از رویاهای خود نزدیک شده بود اما به ناگاه تمام این رویاها را به کابوسی وحشتناک بدل کردند! تراژدی تلخ کرکوک سه حقیقت را برایمان به اثبات رساند:

- برخی از تئوری‌ها، خاورمیانه را "قلب ژئوپلوتیک" جهان می‌خوانند و همین مرکزیت، تپش مستمر آنرا موجب شده است! بدین معنا که با هر تپشی رویداد و تراژدی و حماسه‌های متعددی را خلق می‌کند و موجب می‌شود که منطقه دیگر ثبات و آرامشی به خود نبیند! چرا که ثبات برای این بخش از جهان به معنای آن است که این قلب از تپش بازماند و این یعنی اینکه منطقه کاملا ویران شود و قلب ژئوپلوتیک جهان از تپش بازایستد یا اینکه جایی دیگر قلب جهان شود و خاورمیانه آرام، آرام تپش‌هایش را کم کند.

- در این قلب تپنده‌ی جهان، کرکوک مملو از نفت است، سرچشمه‌ی خون برای قلب و در واقع برای تمام جهان و به معنای دیگر کرکوک قلب ژئوپلوتیک خاورمیانه است. در این "قلب منطقه‌ای" نیز نفت به عامل ویرانی و دربه‌دری مردم‌اش بدل شده و هیچگاه نفعی از آن نبرده‌اند و هیچگاه نیز از آن منتفع نمی‌شوند مگر اینکه دولت خود را داشته باشند، آنهم دولتی که عواید حاصل از نفت را صرف خرید سلاح نکند بلکه در راه رفاه مردم و گسترش دمکراسی صرف کند که این نیز از آن نوع رویاهای شیرینی است که تحقق آن در همسایگی با نفت بسیار سخت است. در واقع هر نیرویی که بتواند بر کرکوک حاکم شود توانسته است بر خاورمیانه یا بخش مهمی از آن سلطه یابد، به همین خاطر بود که اتحادی منطقه‌ای و با آگاهی ابرقدرت‌های جهان به کرکوک هجوم آوردند تا این شهر تحت حاکمیت دولت کوردستان قرار نگیرد و همانگونه که مسئولان رژیم جمهوری اسلامی ایران بعد از رویداد کرکوک اعلام کردند که، آن‌ها اجازه نمی‌دهند کرکوک به دست دشمن بیا‌فتد و بزرگترین دشمن جمهوری اسلامی، کوردستان است. حال تمام بازیگران آشکار و پنهان‌ از نفت کرکوک منتفع می‌شوند ومشترکا در آن سهیم می‌گردند، تا تپش بعدی و تقسیم دوباره منافع و ایجاد توازن قوای جدید.

- تاریخ کوردستان همیشه تراژدی و حماسه را همزمان و به مانند همزادی جدایی‌ناپذیر خلق کرده است. صفحه به صفحه تاریخ کورد را سطری از تراژدی و سطری از حماسه تشکیل می‌دهد. تراژدی این سرزمین از جغرافیای آن نشات می‌گیرد، جغرافیایی که بر شاهراه‌های متعددی قرار گرفته و هر گروه و هر نیرویی که قصد عبور و تصرف جایی را دارند با عبور از این سرزمین نیز ضربه‌ای بدان وارد می‌کنند و تراژدیایی خلق می‌کنند.

این ضربه‌های مستمر و جغرافیای کوهستانی آن، به مردمانش ایستادگی و مقاومت تعلیم داده است و در فرصتی دیگر به پاخواسته و حماسه آفریده است. اگر این دوباره ایستادن‌ها و حماسه‌ها نبود، چند هزار سال پیش کورد از میان رفته بود و تنها در موزه‌ها می‌بایست نشانی از آن جست، اما امروزه می‌بینیم که کورد بخش مهمی از تحولات است.

تپش قلب در خاورمیانه ادامه دارد و نتیجتا تقسیم منافع و توازن قوا نیز دوباره روی می‌دهد، به همین خاطر تاریخ کورد درجریان بوده و اکثر اوقات نیز تکرار می‌شود، اما در شرایط فعلی که بغداد و تهران متحد شده‌اند، تپش دیگری در منطقه می‌تواند هر دو را از پای درآورد.