کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

برنامه‌ و اساسنامه‌ حزب دمكرات كردستان ایران (مصوب كنگره‌ی‌ چهاردهم)

 

راپورت کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان ایران به کنگره چهاردهم

 

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: رادیو صدای کردستان ایران

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

.:: اسناد  ::.

 

پیام دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان ایران

 به مناسبت هجدهمین سالگرد ترور دکتر قاسملو و یارانش در وین

 

02-05-1386

آقای تیمور مصطفایی، عضو دفتر سیاسی حزب
هم‌میهنان گرامی!
دوستان عزیز!
در 18مین سالروز شهادت رهبر عالی‌قدر و نامدار کرد، د.قاسملو یک‌بار دیگر گرد آمده‌ایم تا علاوه‌ بر فرودآوردن سر تعظیم در مقابل فداکاری و ازخودگذشتگی زنده‌یاد د.قاسملو و همه شهدای

 ملت، به روال سالهای گذشته به بخشی از تفکرات ترقی‌خواهانه ایشان بپردازیم تا آنها را تجربه راه مبارزه‌امان کرده و با جان پاک ایشان تجدید عهد نماییم که بر ادامه خط‌مشی ملی، دمکراتیک و صلح‌طلبانه ایشان تأکید داشته و تا نیل به آرمانها و آرزوهایش که آزادی ملت تحت ستم و دمکراسی‌خواه کرد بود، لحظه‌ای باز نخواهیم ایستاد.

عزیزان!
در مورد دانایی و فرهیختگی د.قاسملو زیاد گفته شده‌است، اما باز هم ناگفته‌ها بسیارند که امیدوارم با گذشت زمان و روز‌به‌روز جوانب زندگی این رهبر فرهیخته ملتمان برای نسل جوان بیشتر روشن شود تا درسها و نصایح ایشان را چراغ راه مبارزه خود در راستای رسیدن به آزادی، دمکراسی و حق تعیین سرنوشت برای ملت کرد، کنند. د.قاسملو در مبارزات داخلی به حفظ اصول و پرنسیپهای دمکراتیک ایمانی عمیق داشت و آراء اعضای حزب را منشأ مشروعیت رهبری می‌دانست، از همین رو در کنگره‌ها ابتدا در انتخابات رهبریت حزب شرکت می‌نمود و سپس در رهبری حزب، خود را نامزد احراز دبیرکلی می‌کرد. ایشان مخالف هرگونه راهکار سوداگرانه بود، به صورتی که فرد یا گروهی بخواهند خود را بر حزب تحمیل کنند و تا در قید حیات بود علیه چنین افراد و گروههایی مبارزه می‌کرد.
د.قاسملو به دلیل اینکه مخالف تفکرات عشیره‌ای و منطقه‌گرایی بوده و شدیداً با چنین افکار ارتجاعی و واپسگرایانه‌ای برخورد می‌کرد، اغلب آماج هجوم صاحبان اینوع تفکرات واپسگرا قرار می‌گرفت، ولی ایشان چون به حقانیت افکار و نظرات خود ایمان داشت، از حملات مخالفین و دشمنان خود هراسی به دل راه نمی‌داد.
رفقا!
د.قاسملو معتقد بود که دمکراسی برای حزب دمکرات هدف است و سلاح ملتهای تحت ستم از جمله ملت کرد محسوب می‌شود. ملت کردی که به سبب تقسیم خاکش میان چهار کشور و فقدان امکان ایجاد یک دولت مستقل تاکنون موفق به نایل آمدن به حق تعیین سرنوشتش که حق مسلم هر فرد و ملت محرومی به شمار می‌رود، نشده است. د.قاسملو در عین حال نیز به حق تعیین سرنوشت به معنی اتحاد دوباره برای ملت تقسیم‌شده‌ی کرد اعتقاد داشت، ایشان بر این باور بودند که کردها جهت رسیدن به آرمانهای خویش می‌بایست گفتمانی را برگزینند که مورد حمایت جهان خارج باشد، این اعتقاد نیز از این واقعیت ناشی می‌شد که ایشان بر شناخت از نیرو و توانایی کرد و مواضع و مصالح جهانی واقف بود و به خاطر همین بود که می‌گفتند، کرد برای رسیدن به اهداف باید مبارزات خود را در چهارچوب دمکراسی و حقوق بشر مطرح نموده و به پیش برد.
از دیدگاه د.قاسملو، دمکراسی در کشوری کثیرالملله همانند ایران، تقسیم قدرت را می‌رساند که در یک سیستم دمکراتیک، فدرال و انسان‌محور نمایان می‌گشت، سیستمی که در آن هیچگونه تبعیض ملی، جنسی و طبقاتی وجود نداشت. د.قاسملو در این باره اظهار می‌داشتند: "بدون وجود یک نظام دمکراتیک واقعی، حقوق ملت کرد تأمین نخواهد شد و بدون تأمین حقوق ملی ملت کرد هم، نظام به معنای واقعی کلمه دمکراتیک نخواهد بود."
د.قاسملو سطح ترقی اجتماعی و هر جنبش سیاسی را به سطح مشارکت زنان آن اجتماع یا جنبش سیاسی پیوند می‌داد و در این ارتباط می‌گفتند، هر اندازه که زنان در امور اجتماعی و سیاسی بیشتر شرکت داشته باشند، جامعه مترقی‌تر است و در جنبش سیاسی یک ملت هم، هر چقدر که زنان فعالتر باشند، آن جنبش مترقی‌تر و شانس موفقیتش زیادتر است، همچنین ایشان جوانان را به مثابه منشأ نیروی ملت و امید آینده ملت می‌نگریستند.
د.قاسملو به مذاکره و روابط صمیمانه علاقمند و یک سفیر فعال و بادرایت برای جنبش کرد بودند، با دانایی و علمی که داشتند به نحو احسن می‌توانستند آلام و آزارهای ملت خود را به مردم دنیا رسانده و حمایت و دوستی آنها را به سمت جنبش کرد سوق دهند. ایشان در زمان حیات سرافرازانه خویش دوستهای وفادار و مشهور زیادی همچون خانم دانیل میتران، د.برنارد کوشنر، کریس کوچرا و صدها شخصیت دیگر را در راستای پشتیبانی از جنبش کرد یافتند. ایشان راه انترناسیونال سوسیالیست را به روی حزب دمکرات و سایر احزاب کردستانی گشودند و عضویت حزب دمکرات در این سازمان بین‌المللی نتیجه سعی و تلاش این بزرگمرد تاریخ ملتمان محسوب می‌شود.
اندیشه د.قاسملو دارای ابعاد و جوانب زیادی است و از این رو هرچقدر که در این رابطه گفته و نوشته شود، باز هم ذکر مطلب نشده است. درباره د.قاسملو بسیاری از جریانها و شخصیتهای دمکراسی‌خواه از ملتهای اروپایی، ایرانی و عرب به ایراد سخن پرداخته‌اند و ایشان را آینه‌ای برای افکار و عقاید خود وصف نموده‌اند که این نشاندهنده وسعت اندیشه‌های این رهبر گرانقدر است.
رفقای گرامی!
18 سال پیش، دیوان جنگ‌طلب، خفاشان ویرانی و استادان ترور، د.قاسملو را بر سر میز به اصطلاح مذاکره از ما گرفتند، به این خیال واهی که با ترور د.قاسملو خواهند توانست به اهداف پلید خود که همانا تضعیف جنبش کرد است، دست یابند، لیک همچنانکه شاهدیم د.قاسملو گرچه جسماً در میان ما نیست، اما با افکار و عقایدش باز هم رهبر و میان ما است و جوانان این نسل کشور درس مبارزه علیه استبداد و در راستای آزادی و دمکراسی را با شعار "قاسملو، قاسملو، راهت ادامه دارد" آغاز می‌کنند.
چقدر کور و جاهل بودند آنهایی که می‌پنداشتند با شهیدکردن د.قاسملو مبارزه جهت احقاق دمکراسی و حقوق ملت رو به ضعف می‌نهد، آنها نابینا بودند و نمی‌دیدند که خط‌مشی را مشخص نموده، اصولی را برای مبارزه پایه‌ریزی کرده و حزبی را پرورانده است که با این طوفانها به لرزه نمی‌افتد و تا آخر و پیروزی، راه مبارزه را با تمام سختی‌ها، دشواریها و موانع صعبش می‌پیماید.
در سالهای پس از ترور د.قاسملو در 22 تیرماه، روز شهادت ایشان برای مردم کردستان به روز مبارزه و مقاومت تبدیل شده است و جوانان دلیر و غیور علیه این ترور و برای پاسداشت یاد و خاطره و تجدید میثاق با جان مطهر د.قاسملو به شیوه‌های گوناگونی به مبارزه علیه رژیم ارتجاعی و واپسگرای جمهوری اسلامی می‌پردازند و به رژیم اثبات می‌کنند که قاسملو گرچه جسماً میان ما نیست، اما در افکار و عقایدش همچنان زنده و رهبر ماست.
دو سال قبل بود که مردم مبارز مهاباد در روز 22 تیرماه کلیه مغازه‌ها و بازارها را تعطیل نمودند و این حرکت باعث شد که این اعتراضات به شیوه‌های مختلف و به مدت چهل روز در سرتاسر کردستان و هر بار در یک شهر تحت رهنمودهای حزب دمکرات، علیرغم سرکوب شدید و بی‌رحمانه رژیم، شهیدشدن تعداد قابل ملاحظه‌ای از مبارزین، زخمی‌شدن تعداد بیشتر و دستگیری هزاران تن و به زندان انداختن و شکنجه آنها ادامه داشت. سال گذشته نیز مردم در روز 22 تیرماه بنا به درخواست حزب دمکرات مغازه‌ها و بازارها را تعطیل کرده و در همان شب هم چراغ منازل را به مدت سه دقیقه خاموش نموند. این حرکتهای اعتراضی در حالی صورت پذیرفتند که مردم کردستان نسبت به قساوت و سرکوبگری رژیم کمترین شکی نداشتند، منتها باز هم به میدان آمدند تا به دشمن اثبات نمایند که آنها بر ادامه راه قاسملو که راه آزادی ملت و تحقق دمکراسی است، اصرار می‌ورزند و در این راستا حاضر به پرداخت هر هزینه‌ای هستند. در این جا مناسب می‌دانم که یکبار دیگر و از این تریبون به شهیدان، مجروحان و زندانیان سیاسی آن حرکتهای اعتراضی درودهای ویژه‌ای بفرستم و بگویم که شهیدان همیشه زنده و زندانیان آزارچشیده و شکنجه‌دیده مطمئن باشید که دیری نخواهد پایید که اهدافی که شما در راستای آن از خود گذشتید و آزار و شکنجه غاصبان را به جان خریدید، متحقق خواهند شد و ملت در سایه‌ی تلاش و فداکاری شما به آزادی خواهد رسید.
رفقای ارجمند!
ملیتهای ایران 29 سال پیش در نتیجه‌ی مبارزات شجاعانه، طومار رژیم پادشاهی را در 22 بهمن‌ماه 1357 شمسی در هم پیچیدند، بدین امید که ثمره آن مبارزات و تلاشها منجر به روی کار آمدن نظامی گردد که در آن مردم به آزادی، امنیت و آسودگی خاطر برسند، اما دیری نپایید که خمینی و دستگاه مذهبی ایران انقلاب را به یغما بردند و از روزهای اول بعد از انقلاب، جامعه ایران و جهان را بنا بر اعتقادات مذهبی خودشان بر دو بخش حق و باطل تقسیم نمودند و به نظر آنها می‌بایست تا تحمیل حق بر باطل از فعالیت بازنایستند. ابزار کار نیز از دیدگاه آنها جهاد بود که اولین مرحله آن در 28 مردادماه 58 علیه ملت کرد در کردستان ایران از سوی خمینی اعلام شد، بدین ترتیب جان و مال مردم کردستان بر پاسداران جهل و نادانی حلال گردید و چه جنایتی که در این رابطه از سوی سپاه رژیم صورت نپذیرفت. بر اساس همین باور بود که دستور صدور انقلاب از سوی خمینی اعلام شد که به جنگ 8 ساله ایران و عراق، کشته‌شدن یک میلیون تن و صرف میلیاردها دلار برای این جنگ بی‌حاصل در عوض صرف آن در زمینه آبادسازی کشور و رفاه مردم در آن جنگ انجامید.
آخوندها طی 29 سال در جهت ادامه حاکمیت سیاه خود حربه‌های گوناگونی به کار بستند و کار را به جایی رساندند که از طریق سخنرانی‌های روزپسند و سخن راندن از اصلاحات در چهارچوب رژیم، جمعیت زیادی از مردم داخل کشور و حتی برخی از به اصطلاح اپوزیسیون خارج از کشور و دنیای منفعت‌طلب غرب را امیدوار ساختند. مطرح نمودن این سناریو چیزی نبود به جز تقسیم کار میان آخوندها.‍‍
اکنون پس از 29 سال دولت محمود احمدی‌نژاد ماهیت واقعی جمهوری اسلامی را بروز داده و اقدام به آشوبگری در سطح منطقه، حمایت از گروهها و باندهای تروریستی، دخالت در امور داخلی کشورهای منطقه، تلاش برای دستیازیدن به سلاح اتمی و تهدید یک عضو سازمان ملل متحد به زدودن از روی نقشه‌ی جغرافیا می‌کند.
جهان امروزه خطر وجود رژیم جمهوری اسلامی را درک کرده و تلاش در راستای مهارنمودن این رژیم مستبد روزبه‌روز بیشتر در دستور کار جامعه بین‌المللی قرار می‌گیرد و در همین راستا نیز تاکنون به موجب تصویب 2 قطعنامه 1737 و 1747 از سوی سازمان ملل متحد، تا حدودی تحریم اقتصادی بر ایران تحمیل شده است و رژیم علیرغم این تحریمات نیز، همچنان به سرکشی و بی‌اعتنایی نسبت به جامعه بین‌المللی و غنی‌سازی اورانیوم ادامه می‌دهد. قطعنامه سوم تحریمات بر رژیم جمهوری اسلامی ایران در حال بررسی است و طبق آخرین اظهارات وزیر امور خارجه آمریکا، گزینه نظامی برای مهار رژیم هنوز روی میز قرار دارد و بنابراین تغییر رژیم به موضوع روز جامعه بین‌المللی تبدیل گشته است. رژیم چنانچه در سطح بین‌المللی با بحران مواجه شده، در سطح داخلی نیز با بحرانهای مختلفی، از بحران مشروعیت گرفته تا بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و ... دستبگریبان است.
رفقای گرانقدر!
ایران که از لحاظ دارندگی ذخایر نفتی در جهان، پس از عربستان و کانادا در رتبه‌ی سوم و از لحاظ منابع گازی نیز، بعد از روسیه در رتبه‌ی دوم قرار دارد، به دلیل بی‌کفایتی و ناکارآمدی و سیاستهای نادرست و بحران‌ساز رژیم از یک طرف و تحریم رژیم از سوی بنیادهای بین‌المللی مالی و بلوکه‌شدن اعتبارات مالی و عدم سرمایه‌گذاری خارجی در کشور از طرف دیگر، با بحران روبروست که متأسفانه بخش اعظم خسارات ناشی از آن دامنگیر طبقات محروم و کم‌درآمد می‌شود.
در تازه‌ترین رویدادها در مورد اجرای سهمیه‌بندی بنزین که سه‌شنبه، مورخه 5 تیرماه امسال توسط رژیم اعلام شد، آشوب گسترده‌ای اکثر شهرهای بزرگ را فرا گرفت که من باب مثال در سطح شهر تهران دهها پمپ بنزین به آتش کشیده شدند و در تبریز مردم پمپ بنزینها را به تصرف درآورده و بنزین را به ارزانتر از نرخ دولتی آن و لیتری را به 80 تومان به فروش می‌رساندند، به طور خلاصه در این جریان چند تن جان باختند. رژیم که احتمال تکرار چنین وضعیتی را پیش‌بینی می‌کند، اطراف همه پمپ بنزینها را با نیروهای انتظامی و امنیتی محاصره کرده است.
کنگره آمریکا نیز این اواخر طرحی را به تصویب رسانده است که فروش بنزین به ایران را که حدود 50 درصد نیاز خود را از خارج تأمین می‌کند، مورد تحریم قرار می‌دهد و اعلام نموده که هر کشوری به ایران بنزین بفروشد، از سوی آمریکا تحریم می‌شود. کمبود بنزین در کشوری که در رتبه سوم دارندگان ذخایر نفتی در جهان قرار دارد، اگر نشاندهنده‌ بی‌کفایتی و نادانی زمامداران رژیم نیست، پس نمایانگر چیست؟
مسئله کمبود بنزین به حدی حائز اهمیت است که پیامدهایش فوراً بروز یافت، بهای کالاها را افزایش داد که این اسباب واردآمدن فشار بیش از اندازه بر مردم و به‌ویژه طبقه فقیر که اکثریت جمعیت کشور را شامل می‌شود، خواهد شد.
در مدت اخیر ملکه بریتانیا به سلمان رشدی، نویسنده کتاب آیات شیطانی به خاطر خدمات ادبی او به ادبیات بریتانیا لقب سر بخشید، این امر موجب واکنش شدید رژیم حاکم بر ایران گردید که اعطای این لقب به او را به عنوان توهین به اسلام قلمداد کردند. در این رابطه، حداد عادل، رئیس مجلس اسلامی اعلام نمود که این عمل بی‌پاسخ نخواهد ماند و گروههای اسلامی وابسته به ایران هم جایزه قتل سلمان رشدی را بالاتر بردند. از این رو رژیم از طریق تهدید به قتل یک شهروند کشوری دیگر، پیام صدور استبداد و شکستن قلم نویسندگان غیرایرانی را به خارج از کشور می‌فرستد.
در زمینه اجتماعی، پدیده‌های اجتماعی همچون خودسوزی، اعتیاد به مواد مخدر و طلاق به سبب عواملی از جمله بیکاری، ناامیدی، فشار بیش از حد زندگی بر روی مردم و زندگی زیر خط فقر به طور روزافزونی گسترش می‌یابند و این آسیب‌های اجتماعی بیشتر دامن سنین 20 ـ 30 سال را گرفته‌اند. سن دچارآمدن به فسادهای اجتماعی سیر نزولی می‌پیماید و در حال حاضر براساس آمار خود رژیم، شمار معتادان به مواد مخدر به 2 میلیون و نیم می‌رسد که غالباً جوانان را در برمی‌گیرد. علاوه بر موارد فوق‌الذکر نیز، دخالت رژیم در زندگی خصوصی خانواده‌ها و در نحوه پوشش افراد موضوع دیگری است. برخورد رژیم طی چند ماه اخیر با زنانی که حجاب اسلامی را رعایت نکرده‌اند، بسیار بی‌رحمانه بوده است. جدیدترین دستور رژیم در مورد طرز پوشش مردم، تحمیل برخی مدلهای مختلف به خیاطها و نامگذاری آنها به عنوان لباس ملی است به گونه‌ای که از این به بعد خیاطها باید فقط از آن مدلها بدوزند که در غیر اینصورت با مجازات رژیم مواجه خواهند شد.
دوستان! در هجدهمین سالگرد شهیدان وین، از سوی دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان ایران به زنده‌یاد شهید د.قاسملو و کاک عبدالله قادری درود می‌فرستیم و با جان پاکشان تجدید عهد می‌نماییم که تا نیل به پیروزی رهرو وفادار راه مقدسشان باشیم.
رفقای گرامی! جای خود دارد که در اینجا از یک رهبر مبارز دیگر، یار باوفای راه د.قاسملوی رهبر، کاک سلام عزیزی، عضو دفتر سیاسی حزبمان یاد کنیم که در 24 تیرماه 1378 خورشیدی مصادف با 15 ژوئیه 1999 میلادی به سبب سکته‌ی مغزی دار فانی را به درود و برای همیشه با ما وداع گفت. کاک سلام در سال 58 و هنگامی که رئیس دادگاه بوکان بود، به صفوف نیروی پیشمرگ پیوست. ایشان زندگی آسوده و مسئولیت مهم خود را نادیده گرفت و به صفوف نیروهای پیشمرگ روی آورد تا آگاهی و توانایی خود را در خدمت پیشبرد آرمانهای حزب دمکرات قرار دهد. ایشان طی مدتی که در صفوف حزب قرار داشت، پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری پشت سر نهاد و از پاییز سال 1368 تا زمان وداع از حزب و همسنگرانش، عضو شایسته و توانمند دفتر سیاسی حزبمان بود.
کاک سلام در عین حال که یک رهبر آگاه و توانمند بود، انسانی متواضع، خوش سخن و محبوب بود، به رهبری دسته‌جمعی اعتقادی ژرف داشت، علیه تکروی و استبداد مبارزه می‌کرد و رهروی وفادار راه د.قاسملوی رهبر بود.
رفیق کاک سید سلام در مراحلی که د.قاسملو به منظور حفظ پویایی، حرکت دادن و سازماندادن حزب مبارزه می‌کردند، از حامیان بسیار مستحکم او بود. او بعد از شهادت د.قاسملو هم یکی از جدیترین رهروان راه زنده‌یاد د.قاسملوی رهبر و استاد بود. بسی تأسف برای از دست دادن رهبرانی به مانند کاک سلام.
درود بر یاد و خاطره‌اش و راهش پر رهرو!
درود بر حزب دمکرات کردستان ایران، رهبر و سازماندهنده‌ی جنبش آزادیخواهانه ملت کرد
موفق و مؤید باشید.

 

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 جمعه، ۱۲شهریور ۱۳۸۹ خورشیدی