|
17-01-1387
جناب آقای مصطفی هجری، دبیرکل
حزب دمکرات کردستان ایران!
رفقای عضو رهبری، کادرها و پیشمرگان!
مهمانان عزیز!
خانوادههای سرفراز شهیدان!
امروز دور هم گرد آمدهیم تا
گرامی بداریم یاد دهم فروردینماه 1326 را که در آن قاضی محمد، رهبر و پیشوای ملی
خلق کرد و رئیس جمهور حکومت کردستان به همراه سیف قاضی و صدر قاضی، به اتهام دفاع
از آزادی خلق کرد به دستور محمدرضاشاه پهلوی به دار آویخته شدند. در دهم فروردینماه
1358، در سیودومین سالگرد شهادت پیشوا و یارانش، حزب دمکرات، این روز را به عنوان
روز شهیدان کردستان اعلام نمود. از آن سال به بعد، همه ساله مردم کردستان در روز
دهم فروردین در هرجا که باشند و در حد امکان یاد و خاطرهی کسانی را گرامی میدارند
که زندگی خویشتن را در راه رهایی و آزادی ملتشان ایثار نموده و سرفرازانه به پیشواز
مرگ شتافتند.
دشمن به اشتباه تصور میکرد با
به شهادت رساندن قاضی محمد میتواند اندیشهی آزادیخواهی را در میان خلق کرد نابود
سازد، لیکن رویدادهای 61 سال پس از شهادت پیشوا نشان دادند که بیدادگری نه تنها
امواج خشم و نفرت خلق کرد را فرو ننشانده، بلکه روز به روز آنرا نیرومندتر و خروشانتر
نموده است.
پیشوا برای نخستین بار در
تاریخ ایران توانست جنبش دمکراتیک سراسری را نسبت به اهمیت نهضت آزادیخواهانهی
کردستان آگاه نماید، به طوری که دمکراسیطلبان ایران چشم امید به تجربهی کردستان
دوخته بودند، در همان حال وی رهبری فرزانه و دوراندیش بود که در دیدار با مسئولین
سفارت آمریکا در تهران برای برقراری روابط دوستانه میان حکومت کردستان و آمریکا در
زمینههای سیاسی، صنعتی و فرهنگی ابراز آمادگی نموده و از آنان خواست برای از بین
بردن دیکتاتوری و استقرار یک رژیم دمکراتیک فدرال همانند ایالات متحدهی آمریکا، در
ایران، تلاش کنند. همین استراتژی است که در وضعیت کنونی تبدیل به شعار بخش چشمگیری
از نیروهای مترقی ایران شده که برای تحقق آن مبارزه میکنند.
اندیشهی صلح و همبستگی خلقهای آزاد، جایگاه ویژای در تفکر و شخصیت پیشوا داشت و
در سایهی همین اندیشه بود که یکپارچگی صفوف خلق کرد متحقق گردید، اختلافات کنار
گذاشته شد، جبههی کرد از درون سازمان یافت، همصدایی و اشتراک در مواضع رهبر سیاسی
کرد تبدیل به نقطهی مهمی برای پیشبرد مسئلهی کرد گشت. جمهوری کردستان به صورت یک
جمهوری ملی درآمد که از سایر بخشهای کردستان نیز کسانی آمده و در آن مشارکت مینمودند،
به عنوان مثال نقش بارزانیها به رهبری زندهیاد ژنرال مصطفی بارزانی در تاریخ
جمهوری کردستان نقشی فراموشنشدنی است، همین اندیشهی ترقیخواهانه، زمینهی مساعدی
را نیز برای برقراری روابط دوستانه میان خلقهای ایران به طور کلی و دو خلق کرد و
آذری به طور خاص فراهم نموده و در این میان، مسئلهی دمکراسی و آزادی و برابری را
نیز شرط دوستی و همزیستی با تمامی خلقهای ایران قرار داد.
پس از فروپاشی جمهوری نیز، شمار زیادی از مبارزان ملتمان به قافلهی شهیدان پیوستند
که در میان آنان سردارانی چون قاسملو و شرفکندی را نیز میتوان مشاهده نمود. در
حالی که هماینک نیز شمار فراوانی درصفوف مبارزین، قلم آنان را در دست گرفتهاند،
تفنگ آنان را به دوش گرفته و بر تداوم راه آنان و مبارزه برای تحقق آرمانهایشان
پافشاری میکنند، و دشمن ارتجاعی نیز بیهوده تلاش دارد با سرکوب و آوارهنمودن مردم
روستاها و شهرهای کردستان، و استفاده از ریا و تزویر و وعدههای دروغین اراده ملت
بیدار و بهپاخاستهی کرد را دچار سستی و نومیدی نموده و آن را وادار به پذیرفتن
زندگی زیردستی و بردگی نماید.
دشمن در پیمودن این راه موفقیتی به دست نیاورد، زیرا تاکنون هیچ کس در ستیز علیه حق
و حقیقت و قانون به پیروزی دست نیافته است. آزادی و حق تعیین سرنوشت، از حقوق مشروع
انسانی هر ملتی است. اگرچه در گذشته این حق به دلایل مختلف از جمله اقتضای سیاسی
زمانه و یا منافع اقتصادی، از جانب برخی از حکومتها پایمال شده و در عرصه بینالمللی
نیز به عنوان یک مسئلهی داخلی در نظر گرفته میشد. اکنون آن زمانه به سر آمده و در
شرایط کنونی نمیتوان ملتها را تحت سلطه نگاه داشت و از حق تعیین سرنوشت محروم
نمود. امروز عصر فروپاشی یکایک دیکتاتوریها و گسترش فرایند دمکراتیزاسیون و تحقق
آزادیهای دمکراتیک است. گردنکشی و تمامیتخواهی از رونق افتاده است. رژیم خونآشام
قرون وسطایی تلاش مینمود تحت نام اسلام و با سوءاستفاده از احساسات مذهبی، مردم را
فریب داده و آنان را نسبت به مقاومت و مبارزه برای کسب حقوق مشروع ملیاشان دلسرد
نموده و گامهایشان را سست نماید.
پس از پایان جنگ میان ایران و عراق، حکومت آخوندی با سوءاستفاده از حسننیت حزب ما
و اعتقادش به صلح و اجتناب از مصیبت جنگ که زیانها و خسارات آن نصیب مردم محروم و
ستمدیدهی ما میشد، در پوشش مذاکره برای حل مسالمتجویانه مسئلهی کرد توانست طی
یک دسیسهی ناجوانمردانه، به دور از هرگونه قانون و عرف بینالمللی، بر سر میز
مذاکره، دکتر عبدالرحمن قاسملو، رهبر فرزانهی حزبمان و معلم دمکراسی را به دست
دیپلماتیک ـ تروریستهایش در "وین" به شهادت برساند. دشمن به این نیز قناعت نکرده و
در صدد برآمد تا با ضربات پیاپی و کاری صدای جنبش کرد را خاموش نماید، به همین خاطر
در توطئهی دوم و در برلین، دبیرکل حزبمان دکتر صادق شرفکندی و یارانش را به شهادت
رساند که نتیجهی آن دادگاه میکونوس بود، نتیجهای که سبب رسوایی و انزوای حکومت
آخوندی در عرصهی بینالمللی و شناختهشدن سران تصمیمگیر این رژیم به عنوان آدمکش
و تروریست بینالمللی گردید.
ملت مبارز کرد، شهادت را هدف ندانسته و از جنگ و خونریزی نیز بیزار است، چرا که
عواقب جنگ را به تمام معنا احساس نموده، که چه تأثیر سوئی بر زیرساخت اقتصادی و
زندگی اجتماعی میگذارد، علیرغم این نمیتواند اجازه دهد مرتجعین حاکم بر اساس
دیکتاتوری و گردنکشی، و در لفافهی دین و مذهب یا هر دستاویز نامشروع دیگری، حقوق
ملی انسانیاشان را پایمال نماید و در این راه از قربانیدادن بیش از این هم هراسی
ندارد. دستگیری، شکنجه، ترور و اعدام نیز نخواهد توانست هراس را بر قلبهایمان
مستولی سازد.
برای اثبات این حقیقت، در اینجا به بخشی از دفاعیات پیشوا و مواضع ملی و میهنی
ایشان در بیدادگاه نظامی رژیم سلطنتی اشاره میکنیم. بر اساس گواهی و اعتراف تمامی
آنهایی که در محاکمهی پیشوا و یارانش حضور داشتند، این پیشوا بود که به هنگام
دادرسی آنان را محاکمه نموده و سران رژیم تهران را مجرم توصیف میکرد. خود و
همراهانش را در قبال تمام وظایف و مسئولیتهایشان در حکومت جمهوری مسئول میدانست.
سیاست و مواضع و رفتارهای حکومت تهران در قبال مسئلهی کرد را اشتباه و غلط قلمداد
نموده و در پاسخ به سؤال رئیس دادگاه، فرمود: شما متهم هستید نه ما، شما سرزمین ما
را اشغال نمودهاید و این رخدادها نتیجهی آن بوده که شما قانون اساسی کشور را
زیرپا نهادهاید. حقوق بشر و اقلیتهای ملی، دینی و قومی در نظرتان ارزشی ندارد. به
همین دلیل نیز من نمیتوانم در قبال حقوق و آزادیهای ملتم خاموش و منفعل باشم،
اکنون نیز تنها خود من مشوق و بهوجودآورندهی جمهوری و دمکراسی در کردستان بودهام،
هیچ شخص یا نیروی بیگانهای مرا به این کار وادار ننموده است. مشوق من برای انجام
این کارها محرومیت ملت کرد بود. اگر منظور شما از بیگانه، بارزانی و بارزانیهاست،
آنها بیگانه نیستند، اینجا وطن آنهاست، آنها حق دارند که اینجا باشند و اینجا را
وطن خود بدانند. هنگامی که دادستان وی را به خیانت متهم نمود در پاسخ گفت: خیانت
سزاوار من نیست، این تویی که خائن و ناآشنا به قانون و عرف هستی. اینجا خانهی من
است، خاک کردستان، خاک آبا و اجدادی من است، چگونه میتوانم از آن روی بگردانم. من
از این تصمیم سران شما هراسی ندارم. از مدتها قبل خود را آماده نمودهام و با
آغوشی باز به پیشواز این مرگ سرفرازانه میروم، که در راه آزادی ملتم کشته شوم،
وعدهای که به ملتم دادهام تا با آنها زیسته و برای آنها بمیرم و حاضر نیستم خلاف
این وعده عمل کنم. به دلیل همین دلیری و فداکاریاش بود که در پای چوبهی دار اجازه
نداد چشمانش را ببندند و فرمود: میخواهم در آخرین لحظات زندگیام با چشمان باز
سرزمین محبوبم را نظاره کنم، شما سخت در اشتباهید، شما امروز یک قاضی محمد را میکشید
اما بدانید که از هر قطرهی خون من قاضی محمدی خواهد رویید.
خطاب به پیشوا میگوییم، بگذار دشمنان آزادی نیز بدانند که تو جاودانه هستی، تو
دارای هزاران عاشق و مبارز دمکرات هستی، پس از تو نیز "قاسملو" رهبر فرهمند کرد،
اهداف و استراتژیهای حزبت را طرحریزی نمود و رهبری حزب را در مراحل سخت و حساس به
عهده گرفت، به همراه شرفکندی یار فرهیختهاش، از طریق تریبون سازمان انترناسیونال
سوسیالیست، مسئلهی کرد را به سطح بینالمللی رساند و در دادگاه میکونوس سران عالیرتبهی
جمهوری اسلامی ایران را در جایگاه مجرم نشاند.
مرگ چنین شخصیتهایی نهتنها سبب افول اندیشه و عقایدشان نمیگردد، بلکه پس از مرگ
نیز آثار نیکی بر جای میگذارند، و تبدیل به نماد و سمبل اتحاد ملی و رهایی میهن
میشوند.
ملت مقاوم کرد و تودههای مردم کردستان!
حزب شما، حزب مادر، حزب دمکرات کردستان ایران، حزب رهبر و سازماندهندهی جنبش ملی
ـ دمکراتیک کردستان ایران، حزب روزهای سخت و دشوار زمانه، که ضرورت تاریخی آن را به
وجود آورده با ارزیابی و تحلیل علمی و به دور از احساسات، با احساس مسئولیت قدم
برداشته، تصمیم گرفته و جنبش را رهبری مینماید.
بگذارید دشمنان و مخالفانش این حقیقت را به نیکی دریابند که این حزب از بطن
تودههای مردم کردستان سرچشمه گرفته و به همین خاطر تبدیل به بخشی از مقدسات مردمی
شده که آن را رهبر و رهاییبخش خود میدانند، حزبی که با دردها و رنجهای مردم زاده
شده، با این رنجها بار آمده، و در هر بحران و شکستی که دچار آن شده، با فداکاری و
صبر و تکیه بر حمایت تودههای مردم کردستان از بوتهی آزمایش سربلند بیرون آمده
است. امروز نیز مبارزهی آزادیخواهانهی ملتمان در حال گذار از مرحلهای حساس و
خطیر است. حکومتهای مسلط بر کردستان روزبهروز به سبب رادیکالترشدن جنبش
ترقیخواه کرد به طور کلی و فرایند دمکراسیخواهی و آزادیخواهی تودههای به جان
آمدهی مردم، ضعیفتر و بیروحیهتر میشوند. بهویژه رژیم خونآشام جمهوری اسلامی
ایران که هم اینک چه در سطح افکار عمومی بینالمللی و چه در سطح داخلی منزوی گشته و
تحت فشار قرار گرفته است.
در چنین شرایطی وظیفهی ماست که مبارزهامان را در تمامی زمینهها نیرومندتر و
گستردهتر نموده و اتحاد میان صفوف ملتمان را مستحکمتر و منسجمتر نماییم، زیرا یک
رژیم بیمنطق و بیاعتنا به قانون و حامی تروریسم بینالمللی که صلح و امنیت جهانی
را تهدید میکند بدون تردید نمیتواند خود را با جامعهی بینالمللی مدرن سازگار
کند. مطمئناً آن روز نزدیک است که تودههای سرکوبشدهی مردم ایران، دست در دست شما
تومار دیکتاتوری و استبداد و ارتجاع را در هم پیچیده و با مبارزهی یکپارچه و
همهجانبه، یک نظام دمکراتیک در ایران را بر روی کار آورده و مردم میهنمان به حقوق
و آزادیهایشان نائل گردند.
حضار محترم!
امروز به مناسبت دهم فروردینماه، روز شهیدان کردستان، درود میفرستیم به روان پاک
شهیدان راه آزادی و دمکراسی و رهایی ملی ملت ستمدیدهی کرد، بهویژه کاروانسالاران
این قافله، پیشوا قاضی محمد و دکتر قاسملو و دکتر شرفکندی. یکبار دیگر در این روز
تاریخی با خون آنان تجدید میثاق مینماییم که تا رسیدن به آرمان ملت ستمدیدهامان
یک لحظه نیز از تلاش و مبارزه باز نایستیم. به امید آن روز.
سرنگون باد رژیم دیکتاتور و ارتجاعی جمهوری اسلامی ایران
پیروزباد جنبش آزادیخواهی ملتهای ایران
پیروز باد مبارزهی حقطلبانهی ملت کرد به رهبری حزب دمکرات کردستان ایران.
کمیسیون امور اجتماعی حزب دمکرات کردستان ایران
10/1/1387
|