|
هم ميهنان گرامى!
مردم مبارز كردستان!
دوم بهمن ماه 1384 خورشيدى مصادف با 22 ژانويهى 2006 ميلادى شصتمين سالگرد تأسيس
دولت جمهورى كردستان در شهر مهاباد مىباشد. شصت سال پيش در روز دوم بهمن ماه 1324
خورشيدى شهر مهاباد شاهد تأسيس حكومتى ملى و ميهنى در تاريخ پرحادثهى مبارازت مردم
كردستان بود اگر چه بيش از 11 ماه دوام نيافت، اما تبديل به چراغى روشنى بخش فرا
راه مبارزات راه رهايى ملت كرد در همهى بخشهاى كردستان گرديد. بدين مناسبت فرخنده
به نام كميتهى مركزى و عموم اعضا و طرفداران حزب دمكرات كردستان ايران، مؤسس و
وارث جمهورى كردستان گرمترين تبريكات خود را تقديم تودههاى مردم كردستان و
آزاديخواهان سراسر ايران و كليهى دوستداران آزادى، دمكراسى و عدالت در خاورميانه و
جهان مىنماييم.
تأسيس جمهورى كردستان كه مطابق با هرمعيارى مهمترين رويداد تاريخ پرافتخارمبارزات
مردم كردستان تا اواخر قرن بيستم محسوب مىگردد، محصول دهها سال فداكارى و نشانهى
اشتياق وافر تودههاى خلق كرد به آزادى و در اختيار طرفتن سرنوشت خويش و سند هشيارى
رهبرى نوين جنبش آزاديبخش كردستان ايران بود كه در سيماى حزب دمكرات كردستان و به
رهبرى قاضى محمد زندهياد تجلى مىيافت. در واقع اين تحليل دقيق و هوشمندانهى
پيشوا قاضىمحمد و يارانش بود كه راه استفاده از شرايط و وضعيت پس از پايان جنگ
جهانى دوم را هموار نمود تا بتوانند در بخشى هرچند كوچك از سرزمين كردستان به آرزوى
تاريخى تودههاى ملت كرد تحقق بخشييده و نخستين حكومت مدرن كردى را تأسيس نمايند.
با اينكه جمهورى كردستان اساساًجهت تأمين حقوق ملى خلق كرد تأسيس يافته بود. اما
مطابق معيارهاى دنياى پيشرفتهى امروز نيز حكومتى مدرن بود. رهبران اين جمهورى و در
رأس آنها پيشواى شهيد عميقاً مفهوم و ضرورتهاى جامعهى مدرن و پيشرفته را درك نموده
بودند. اگر نگاهى به تاريخ پرسابقهى مبارزهى مردم كردستان بيافكنيم به چندين
نمونهى پرافتخار از تأسيس حكومتهاى كردى در بخشهاى مختلف كردستان برخواهيم خورد.
اما مشخصهى بارز جمهورى كردستان در اين است كه نخستين حكومت كردى است كه عملاً در
جهت استقرار دمكراسى و حكومت مردمى و تأسيس نهادهاى جامعهى مدنى اقدام نموده است.
با كمال افتخار مىتوان ادعا نمود كه نمونهى دمكراسى استقرار يافته در مدت زمان
كوتاه عمر جهمورى كردستان هنوز هم در كمتر جامعهاى در خاورميانه يافت مىگردد.
جمهورى كردستان حكومتى ملى بود. اما افق ديد آن بسيار وسيعتر از آن بود كه تنها در
جهت تأمين حقوق ملى خلق كرد تلاش نمايد. اين جمهورى و حزب مؤسس آن جهت توسعهى
جامعه در همهى زمينههاى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى داراى برنامه بوده و بهبود
زندگى اقشار و طبقات فقير وكم درآمد را در الويت اهداف خويش قرار داده بودند. اگر
چه جمهورى كردستان حكومتى منطقهاى يا لوكالى بود. اما هيچگاه رابطه با ديگر ملتهاى
ايران را از نظر دور نداشته و متناسب با تواناييهايش در جهت استحكام رابطهى اخوت
و هم رزمى بار ديگر ملتهاى ايران و نيروهاى ميهن پرست آنها تلاش مىنمود. تشكيل
جبههى متحد با بخشى از نيروهاى سياسى وقت ايران و بويژه انعقاد قرارداد دو جانبه
با حكومت ملى آذربايجان اسناد انكار ناپـذير اين مدعا مىباشند. بالاخره قلمرو
جمهورى كردستان فقط بخشى از كردستان ايران شامل مىشد اما هم رهبرى حزب دمكرات و
جمهورى اين حكومت را متعلق به تمام خلق كرد در ايران و ساير بخشهاى كردستان مىدانستند
و هم تودههاى ملت كرد در هرجايى از كردستان چشم اميد بدين جمهورى نوپا دوخته بودند.
همه مىدانيم براى شركت در مراسم تأسيس جمهورى كردستان نمايندگانى از كردهاى ساير
بخشهاى كردستان هم دعوت شده و شاهد تولد نخستين حكومت جمهورى تاريخ ملتشان بودند.
اما پيش از تأسيس جمهورى نيز، استقبال پرشورى كه از ورود بارزانيها و افسران
آزاديخواه ارتش عراق به عمل آمد. نمايانگر روح ملىاى بود كه بر افكار و نظريات
رهبران جنبش كرد در اين بخش از كردستان را حاكم بود. و در مقابل خدمات بيدريغى كه
كردهاى ساير بخشهاى كردستان در عموم زمينههاى آموزشى، فرهنگى و نظامى به جمهورى
كردستان نمودند نشان دهندهى اين واقعيت بود كه جملگى اين حكومت را متعلق به خود
دانسته و اميدوارانه فردايى روشنتر را به انتظار نشستهاند در اين ميان نمىتوان از
نقشى كه مبارزان بارزانى به رهبرى قائد نامى كرد ملامصطفى بارزانى در پاسدارى از
جمهورى كردستان و دستاوردهاى آن به عهده گرفته بودند به نيكى ياد نكرد. واقعيت امر
اين است كه بارزانيها و افسران آزاديخواه كردستان عراق كه نقش مهمى در پرورش و
آموزش نيروى پيشمرگ جمهورى ايفا نمودند، منظمترين بخش نيروى پيشمرگ كردستان بوده و
در عين حال آنچه را كه در توان داشتند در خدمت جمهورى كردستان به كار گرفته بودند.
به همين خاطر هم بود كه رهبرى جمهورى مهمترين مأموريتها را به آنها سپرده و نه به
عنوان قواى كمكى، بلكه آنها را بخش مؤثرى از كادر پاسدارى از حكومت كردستان محسوب
مىنمود. بىدليل نبود كه از معدود درجات ژنرالىاى كه در جمهورى كردستان اعطا
گرديد، يك مورد به ملامصطفى بارزانى اعطا گرديد.
عمر جمهورى كردستان كوتاه اما پرثمر و افتخارآميز بود. بدون شك مهمترين دستاورد
جمهورى اين بود كه ملت كرد در بخشى از ميهن خويش سرنوشت خود را در دست گرفته و
حكومتى ملى ـ دمكراتيك تأسيس نمود.
علاوه براين دستاوردهايى همچون توسعهى زبان، ادب، و فرهنگ كردى، تشكيل يك نيروى
منظم مسلح و ابداع نام مقدس پيشمرگ، مشاركت زنان درحيات سياسى جامعهى كردستان و
ايجاد اتحاديههاى زنان و جوانان و به طور كلى تلاش در جهت رشد آگاهى سياسى در
جامعهى كردستان از خدمات بارز حكومت كردستان مىباشند.
هم ميهنان گرامى!
متأسفانه تنها يازده ماه پس از دوم بهمن 1324 در اثر توطئه مشترك ارتجاع و
امپرياليسم، جمهورى كردستان ساقط گرديده و رسالت انجام تعهداتش را به نسلهاى بعدى
سپرد. در مورد علل سقوط و شكست جمهورى كردستان نقطه نظرهاى گوناگونى ابراز شده يا
به رشتهى تحرير درآمده است. در موارد بسيارى هم سعى شده پشتيبان خارجى جمهورى يعنى
اتحاد جماهير شوروى مسئول شكست جمهورى قلمداد گرديد. اما به اعتقاد ما اين تنها
ساده نمودن مسئله و شانه خالى كردن زيربار مسئوليت مىباشد. با اينكه نمىتوان منكر
تأثير حمايت حكومت شوروى از حكومت كردستان در امر تأسيس و پيشرفت جمهورى كردستان و
همچنين تأثير تنها گـذاشتن آن و معامله با دولت وقت ايران برسر امتياز نفت شمال در
سرنگونى آن گرديد، وليكن مامعتقديم هم تأسيس جمهورى در درجهى نخست محصول ارادهى
رهبرى جنبش كرد بوده و هم بخش اعظم مسئوليت سقوط آن برعهدهى رهبرى جمهورى كردستان
و حزب دمكرات كردستان مىباشد. شايد بتوان مهمترين عوامل فروپاشى جمهورى كردستان را
در موارد ذيل خلاصه نمود:
فقدان يك نيروى نظامى كارا، مجهز و توانمند كه قادر به مقابله با يورش ارتش ايران و
حفاظت از جمهورى باشد، عدم برخوردارى از يك زيربناى محكم اقتصادى و مالى، منسجم
نبودن جبههى داخلى و وجود ايلات و عشايرى كه حتى در دوران حكومت جمهورى نيز با
حكومت مركزى در ارتباط بودند.
محدوديت حوزهى نفوذ حكومت كردستان و از آن مهمتر آماده نكردن همان بخشى هم كه تحت
كنترل جمهورى بود، فروپاشى ناگهانى و بدون مقاومت تنها همپيمان نزديك جمهورى، يعنى
حكومت ملى آذربايجان، ضعف و ناتوانى جبههى متحد نيروهاى سياسى ايران و در رأس همهى
آنها حزب توده كه قادر به هيچگونه حمايتى از دو حكومت كردستان و آذربايجان نبودند و
در نهايت هم نبود اعتماد به نفس نزد رهبرى جمهورى. وگرنه همچنانكه رهبر شهيد دكتر
قاسملو در كتاب چهل سال مبارزه بدان اشاره نموده است، مبارزهى چند ماههى
بارزانيها مؤيد اين واقعيت بود كه امكان مقاومت وجود داشت و توان نظام شاهنشاهى نيز
در حدى نبود كه به سادگى قادر به درهم شكستن چنين مقاومتى باشد.
لازم به يادآورى است كه اين تحليل به هيچ وجه در پى كم اهميت جلوه دادن نقش رهبران
جمهورى نبوده و تنها هدف آن تاكيد برضرورت كسب تجربهى رهروان راه جمهورى و در رأس
آنها حزب دمكرات كردستان ايران از آن و اتكاى بيشتر آنها به نيروى خويش در آينده مىباشد.
به هرحال جمهورى كردستان از هم پاشيد. اما برخلاف تصور و آرزوى دشمنان آزادى، با
فروپاشى جمهورى،دژ ايمان و ارادهى رهروان راه آزادى فرو نريجت. اهدافى كه جمهورى
كردستان بمنظور تحقق بخشيدن به آنها تأسيس يافته بود در دل رهروان راه جمهورى زنده
ماند و در همهى بخشهاى كردستان جهت تحقق بخشيدن به آنهامبارزه بعمل آمد و جان
نثارى صورت گرفت. آنچه كه امروز در كردستان عراق مايهى تحسين و ستايش عموم رهروان
راه آزادى و حق و عدالت گشته است، همانا تكميل و به اتمام رساندن وظايف نيمه تمام
جمهورى كردستان مىباشد، هدفها همان اهداف جمهورى كردستان مىباشند، شعارها تقريباً
شعارهاى دوران جمهوريت و فقط متناسب با شرايط فعلى دستخوش تغييراتى گشته است و حتى
پرچم نيز با مختصر تغييراتى(حذف آرم و قرار دادن خورشيد) همان پرچمى است كه در
جمهورى كردستان برافراشته شده بود.
مبارزان راه آزادى!
جاى تاسف است كه شصت سال پس از تأسيس جمهورى كردستان رژيمى بر حوزهى حكومتى جمهورى
و تمام آن بخش از كردستان و سراسر خاك ايران حكم مىراند كه نه فقط انسانىتر و
مترقى تر از رژيم شاهنشاهى دوران جمهورى نمىباشد، بلكه به مراتب از آن عقب تر است
و حتى بيگانه با روح عصر حاضر مىباشد. و اما در نقطه مقابل آن جاى بسى افتخار است
كه مردم كردستان ايران وحزب دمكرات كردستان ايران بسيار افزونتر از دوران جمهورى
كردستان مشتاق تحقق اهداف جمهورى بوده و آمادگى هرگونه فداكارى در اين راه مىباشند.
در عين حال به موازات پيشرفتهاى جامعهى بشرى پيش رفته، با روح زمانه آشنا بوده و
بخشى از تلاش و كوششهاى بشريت مترقى جهت استقرار صلح،آزادى، دمكراسى، و حقوق بشر و
عدالت اجتماعى مىباشند.
حزب دمكرات كردستان ايران همچنان نسبت به خط مشى بنيانگـذاران حزب و جمهورى و در
رأس آنها پيشوا قاضى محمد وفادار مىڤباشد. كوشش جهت استقرار دمكراسى و تحقق حقوق
ملى به مثابهى دو ستون اصلى اهداف جمهورى امروز بيش از هرزمان ديگرى براى حزب
دمكرات و از آن گـذشته مردم كردستان نيز هدف مىباشند، حزب ما، همچون دوران جمهورى
سعى در ايجاد پيوند مبارزاتى مشترك و رابطهى دوستانه با نيروهاى سياسى سراسر ايران
نموده و بهويژه اهميت و ارزش بيشترى براى روابط متقابل با نيروهايى قائل است كه
ملتهاى ستمديدهى ايران را نمايندگى مىنمايند. حزب ما خود را نسبت به تحكيم جبههى
داخلى و ايجاد پل ارتباطى و همكارى با نيروهاى سياسى ميدان مبارزهى آزاديخواهانهى
كرد ايران متعهد دانسته و در روابط با ساير بخشهاى كردستان نيز حزب دمكرات مفتخر
است كه با نيروهاى سياسى حاضر در جنبش كرد در همهى بخشهاى كردستان داراى روابط
خوبى است و هرگز اين واقعيت را پنهان ننموده است كه كردهاى ايران و كردستان ايران
را بخشى از كرد و كردستان دانسته و هرلحظه آماده بوده و مىباشد كهجهت خدمت به
ترقى و پيشرفت جنبش كرد در كليهى بخشهاى كردستان از هرگونه همكارى مقدور و فداكارى
لازم دريغ نورزد. بمناسبت سالگرد تأسيس جمهورى كردستان با روان پاك رهبران جمهورى
كردستان و كليهى شهداى حزب بويژه سروران شهيد قاضى، قاسملو و شرفكندى و همچنين با
تودههاى مردم كردستان تجديد ميثاق مىنماييم كه تا پيروزى نهايى و تحقق آمال
جمهورى كردستان پرچم مبارزه را فرونگـذاشته و در اين راه از هيچ تلاش، مبارزه، و
فداكارى دريغ نورزيم.
درود بر خاطرهى تأسيس جمهورى كردستان
درود بر روان پاك بنيانگـذاران جمهورى و در رأس همه پيشوا قاضىمحمد
برقرار باد آرمانهاى مقدس جمهورى كردستان
سرنگون باد ديكتاتورى و ارتجاع
حزب دمكرات كردستان ايران
كميتهى مركزى
دوم بهمن ماه 1384 |