|
روزنامه ايران، ارگان رسمى
خبرگزارى جمهورى اسلامى ايران، با چاپ كاريكاتور و مطبلى توهين آميز، هموطنان ترك و
آذرى را به استهزا گرفته و توهينى را كه پايه آن بر تحقير و تبعيض استوار در حق
مليون ها نفر از مردم كشور ما مرتكب شده است. اين اقدام ناشايست در فاصله كوتاهى با
واكنش گسترده مردم آذربايجان مواجه شد و مسئولان روزنامه را به پوزشخواهى واداشت.
اما اين پوزشخواهى نتوانست مردم اين منطقه را كه سالها زير فشار تبعيض و تحقير ملى
قرار دارند، آرام كند. حركات و اعتراضات در برابر تحقير از دانشگاهها آغاز شد و در
فاصله كوتاهى، شهرهاى ترك زبان كشورمان در آذربايجان را فرا گرفت. از تبريز گرفته
تا اروميه، از خوى گرفته تا اردبيل، از آذرشهر تا مراغه، در همه جا مردم از اين
اهانت خشمگين شده، به اعتراض برخاستهاند. مقامات حكومتى از بيم گسترش نارضايتى و
حركت اعتراضى مردم، به ديگر مناطق كشورمان روزنامه ايران را توقيف و نويسنده و
كاريكاتوريست را بازداشت و سردبير آن را به دادگاه احضار نمودهاند. اين اقدامات
ناظر بر ضعيف كشى و قربانى كردن چند فرد فاقد مسئوليت حكومتى نيز، بعيد است كه
بتواند شعلهى نارضايتى مردم را خاموش نمايد. نارضايتى تنها با اين توهين شكل
نگرفته است كه با اين عذرخواهىها و اقدامات تدافعى خاموش شود.
سياست ستم و احجاف بر اقوام و مليتهاى ايرانى كه ريشه در حكومتهاى پيشين دارد، با
روى كار آمدن جمهورى اسلامى، ادامه پيدا كرده و تشديد شدهاست. ايت حكومت جدا از
سياست سركوب گرانهاى كه در كل جامعه اعمال مىنمايد، به طور ويژه نيز تا توانسته
است ستم و تبعيض را در مناطق ملى گسترش داده، اين مناطق را به انبار باروتى تبديل
كرده است كه هر اقدام و حركت تحريك كنندهاى، ولو، كوچك، مىتواند آنان را به طغيان
كشاند. بىكفايتى دولت جديد و سياستهاى قرون وسطائىاش، بر فشارها افزوده، نارضايتى
را به وسعت سرزمين پهناور ايران گسترش داده است. يك روز شاهد خشم و نفرت مردم
خوزستان هستيم، دگر روز بلوچستان به اعتراض برمىخيزد، روز بعد كردستان عليه ستم و
تبعيض و بىعدالتى قيام مىكند و امروز مردم آذربايجان در برابر توهين و تحقير به
پا خاسته است. بدون شك تداوم اين اجحافات و ستمگرىها، مىتواند مردم را در سراسر
ايران به عصيان بكشاند.
امروز سياستهاى سركوبگرانهى حكومت چنان خشم و نفرتى در دلها كاشته است كه بروز
واكنشهاى تند و افراطى در ميان مردم برخى از اين مناطق، دور از انتظار نيست. گرچه
در اين ماجرا، نبايد حتى براى لحظهاى فراموش كنيم كه مقصر اصلى حكومت مركزى است و
نوك تيز حمله بايد اين دارودسته را نشانه رود، اما در عين حال ضرورى است به اين امر
توجه كنيم كه افراطيون تندرو و در هر دو سو با عمل و اقداماتشان به خواستهاى حق
طلبانه مليتهاى مختلف ايرانى و امر مبارزه براى دمكراسى در ايران ضربه مىزنند.
اگر تدبير و سياستى روشن و اصولى براى حل عادلانه و دمكراتيك مسأله ملى در كشور ما
در پيش گرفته نشود، كه از عهده رژيم حاكم ساخته نيست، اين مسئله واقعى مىتواند
مورد بهره بردارى جريانات ارتجاعى افراطى داخلى و قدرتهاى خارجى قرار بگيرد و نتايج
فاجعه بارى براى ميهن به بار آرود.
ما سازمانها و احزاب امضا كننده اين بيانيه ضمن محكوم كردن سياست هاى سركوبگرانه
جمهورى اسلامى و حركات تحريك كننده و نفاق افكنانه عوامل آن، بار ديگر اعلام مىكنيم
كه راه حل اصولى و عادلانه براى پاسخ به خواستههاى مردم در مناطق ملى، به رسميت
شناختن تنوع قومى و ملى، پـذيرش برابرى حقوقى مليتها و پاسخ دمكراتيك و مسالمت آميز
به حقوق ملى آنان، در ايرانى آزاد و دمكراتيك است.
حزب دمكرات كردستان ايران
سازمان فدائيان خلق ايران
سازمان فدائيان خلق ايران (اكثريت)
كومله ـ سازمان انقلابى زحمتكشان كردستان ايران
چهارشنبه سوم خرداد 1385برابر با بيست و چهارم ماه مه
2006 |