|
پیش گفتار:
1ـ تاریخ مبارزات
ملّت كرد یكی از
خونبارترین و
دیرپاترین بخشهای
تاریخ خلقهای
تحت ستم جهان به
حساب می آید.
بعد از جنگ
چالدران كه در
میان دو
امپراتوری
عثمانی و صفوی
در سال 1514 روی
داد، كردستان
عملاً در میان
آن دو دولت
تقسیم گردید و در
سال 1639، با
انعقاد پیمانی
میان شاهعباس و
سلطان مراد
عثمانی رسمیّت
یافت.
قیام آزادیخواهانهی
شیخ عبیدالله
نهری (1880) سرآغاز
جنبش رهاییبخش
ملّی علیه
اشغالگران و در
راستای استقلال
كردستان بود.
سالهای آغازین
قرن بیستم شاهد
خیزش سازمانهای
سیاسی و شكوفایی
جنبش آزادیخواهانهی
ملّی در سراسر
كردستان بود،
لیكن هربار در
اثر توطئه گری
دولتهای منطقه و
بدهبستانهای آنان
با قدرتهای بزرگ
جهان، این جنبشها
رو به به
خاموشی نهادند.
با آغاز جنگ
دوّم جهانی،
مبارزات خلقهای
آزدیخواه جهان
علیه ارتجاع و
فاشیزم گسترش
یافت و در آن
مقطع زمانی،
ضرورتی تاریخی
در جهت ایجاد یك
سازمان سیاسی در
كردستان ایران كه
بتواند مبارزهی
رهاییبخش خلق
كرد در آن بخش
از كردستان را
رهبری نماید،
كاملاً احساس میشد.
به دنبال اشغال
ایران از سوی
متفقین و برچیدهشدن
بساط دیكتاتوری
بیست سالهی
رضاخان از
كردستان ایران،
زمینهی مناسبی
برای گسترش جنبش
آزادیخواهانه
به وجود آمد و
پیكارجویان
پیشتاز خلق كرد
از آن فرصت
مطلوب حسن
استفاده نموده
و در بیست و پنجم
مردادماه سال
1324 خورشیدی
حزب دمكرات
كردستان را تأسیس
كردند.
بنابراین تشكیل
حزب دمكرات
كردستان حاصل و
نیتجهی یك
ضرورت تاریخی و
نشانگر آگاهی و
فرهیختگی
فرزندان پیشرو
خلق كرد بود. از
آن زمان تا به
امروز، حزب
دمكرات كردستان،
كه فرزندان
انقلابی خلق كرد
را در صفوف خود
جای دادهاست،
سازمان دهنده و
راهبر مبارزهی
رهاییبخش تودههای
مردم كردستان
بوده و هست.
تشكیل حزب دمكرات
كردستان در تاریخ
خلق كرد نقطه عطف
مهمّی به حساب
میآید و سرآغاز
مرحلهی نوینی
از مبارزهی این
ملّت میباشد.
تحت رهبری حزب
بود كه خلق كرد
برای نخستین بار
در تاریخ نوین
خود موفّق شد
حاكمیّتی ملّی
را در بخشی از
كردستان به وجود
آورد. این حكومت
توانست یازده
ماه به حیات
خود ادامه دهد و
پس از واپس نشینی
جنبش خلقهای
ایران، دیكتاتوری
نظامی مجدداً
سلطه ی خود را
بر سراسر كردستان
تحمیل نمود. لیكن
خلق كرد از ادامهی
مبارزه بازنماند
و برای تحقق
بخشیدن به آرمانهای
دیرپای خود
همچنان به
مبارزه ادامه
داد.
حزب دمكرات
كردستان ایران
دارای سابقهی
59 ساله و سرشار
از فراز و نشیب و
فداكاری و
جانبازی بوده و
بیگمان طی این
مدت بسی كارآمدتر
گشته و از
مبارزات خلق كرد
و سایر خلقها
تجربیات ارزشمندی
اندوخته است.
2ـ در نیمهی
دوّم قرن بیستم،
پیشرفت و شكوفایی
دانش و فن آوری،
ونیز تسریع و
گسترش شبكهی
ارتباطات سیمای
جهان را كاملاً
دگرگون ساختند.
بسیاری از
رژیمهای واپسگرا
و خودكامه
فروپاشیده و به
جای آنها
سیستمهای نوین و
مدافع آزادی
ایجاد گشتهاند.
دهها ملّت بزرگ و
كوچك به كسب حق
تعیین سرنوشت
خویش نائل آمده
و دولتهای
مستقلی تشكیل
دادهاند، ونیز
عمر رژیمهایی كه
به خشونت و
سركوب امید بستهاند
رو به زوال است.
بهطوركلّی،
خلقهای تحت ستم
و نیروهای
اجتماعیای كه
توانایی آن را
دارند زمام
سرنوشت خود را
دردست گرفته و
در راستای ترقی
و تعالی گام
بسپرند، آیندهای
بس روشنتر درپیش
دارند تا با بهرهوری
از آن به ایجاد
جوامعی آزادتر،
انسانیتر و
مترقیتر تحقق
بخشند.
به دنبال
فروپاشی بلوك
شوروی در سال
1371، دو مسألهی
مهّم در سطح جهان
مطرح شده و
اهمیّت واقعی
خود را متجلی
ساختند. نخست
مسألهی ملّی و
ضرورت تأمین حقوق
ملّی خلقهای
تحت ستم جهان بود.
اگرچه مدّت
هفتاد سال چنین
ادعا میشد كه
در كشورهای
سوسیالیستی
معضلی به عنوان
مسألهی ملّی
وجود ندارد، با
این حال زمانی
كه سیستم
سوسیالیستی
فروپاشید و
خلقهای آن
كشورها فرصت لازم
را كسب نمودند،
همگان به عیان
دیدند چگونه این
خلقها به پا
خاستند و دولتهای
ملّی خود را
تشكیل دادند.
دومین مسأله
دمكراسی بود.
این مسأله كه
دهها سال تحت
عنوان دفاع از
حقوق و منافع
كارگران و
زحمتكشان در بخش
عمدهای از
كشورهای جهان با
آن مخالفت و
ضدیت به عمل می
آمد، به گونهای
ضرورت خود را
نشان داد كه
موجب سرنگونی
بسیاری از
دیكتاتوریها
گردید و شماری
نیز از ترس
دچارشدن به
سرنوشتهای
نامعلومی،
دروازههای كشور
خود را به روی
دمكراسی گشودند
و خود را با
شرایط جدید تطبیق
دادند.
3ـ خاورمیانه در
تجزبه و تحلیل
بین المللی،
مخصوصاً در
استراتژی
دولتهای بزرگ،
حایز اهمیّت ویژهایست.
این منطقه، از
نظر جغرافیایی
بر سر راه
ارتباطی سه
قارهی آسیا،
آفریقا و اروپا
قرار گرفته و از
لحاظ اقتصادی و
منابع زیرزمینی
بسیار غنی است و
بیش از نصف ذخایر
نفت جهان در این
منطقه میباشد.
بعلاوه، وجود
شماری از
جنبشهای رهاییبخش
ملّی در این
منطقه، به ویژه
جنبش ملّی كرد و
جنبش فلسطین، كه
عكس العملهایی
طبیعی در برابر
تقسیمات استعماری
هستند، ارزش و
اهمیّت خاورمیانه
را در محاسبات و
نظرات قدرتهای
بین المللی
ارتقاء دادهاند.
كلیّهی این
واقعیات باعث شدهاند
قدرتهای بزرگ هر
نوع تغییر و
تحولی در این
منطقه را دقیقاً
مدنظر قرار داده
و در برابر
هرگونه رویدادی
در آن گوش به
زنگ بوده و عكس
العملی بایسته
از خود نشان دهند.
رویدادهای 25ـ20
سال اخیر و حضور
چشمگیر، مستقیم و
پایای نیروهای
نظامی كشورهای
غربی، به ویژه
آمریكا، در این
منطقه به وضوح
نشانگر چنین
واقعیّتی میباشد.
بعد از رویداد
یازدهم سپتامبر
(2001)، لشكركشی
كشورهای همپیمان،
تحت رهبری آمریكا،
به افغانستان و
سرنگون كردن رژیم
افراطگرای
اسلامی طالبان و
تارومارنمودن
سازمان القاعده
در آن كشور، سرآغاز
یك رشته تغییر و
تحوّل در منطقه
ی خاورمیانه
بودهاست. به
دنبال آن، دولت
عراق نیز در اثر
فشار یورش ارتش
آمریكا و
همپیمانش، دستخوش
فروپاشی گردید.
این واقعه نیز،
بسان زمین لرزهای
پرتوان، منطقه ی
خاورمیانه و
جهان خارج را به
لرزه درآورد.
در واقع میتوان
گفت پس از جنگ
دوّم جهانی، هیچ
رویدادی به
اندازهی جنگ
اخیرالذكر باعث
دگرگونی روابط
منطقه ای و بین
المللی نشده
است. بالاخص،
كشورهای
خاورمیانه، كه
مشكلات سیاسی ـ
اقتصادی و
معضلات ملّی ـ
مذهبی در آنها
شدّت بیشتری
دارد، دولتهایشان
نگران و دلواپس
آنند كه ممكن
است تعادل سیاسی
منطقه از میان
برود و دیگر
نتوانند به
حاكمیّت
واپسگرایانهی
خود ادامه دهند.
پیروزی مردم
عراق در امر
بنیانگذاری
كشوری آزاد و
دمكرات در آینده،
بر جوامع كشورهای
همسایه
تاثیرگـذار خواهد
بود. خلقهای
بیزار از نظامهای
ارتجاعی و
دیكتاتوری چشم
انتظار فرصتی
هستند تا برای
كسب آزادی و
دمكراسی و بدست
آوردن حقوق ملّی
خود علیه
رژیمهای ضدخلقی
قاطعانه بهپا
خیزند. هم اینك
مبارزهی رهاییبخش
ملّت كرد پا به
مرحلهی سرنوشت
سازی گـذاشته
است. در این میان
حقوق سیاسی خلق
كرد در عراق بر
مبنای فدرالیزم
جغرافیایی ـ
ملّی در قانون
ادارهی دولت
برای مرحلهی
انتقالی به
رسمیّت شناخته
شدهاست. استقرار
این شیوه از
فدرالیزم برای
حلّ مسألهی
كردها در بخش
دیگری از
كردستان نیز
الگوی مناسبی
خواهد بود.
4ـ در سالهای
بعد از جنگ دوّم
جهانی، تحوّلات
و دگرگونیهای
بسیاری در زمینهی
اقتصادی،
اجتماعی و سیاسی
در ایران صورت
گرفته است. در
واقع نیز ایران
نمیتوانست در
برابر تحوّلات
ژرفی كه در
ابعاد جهانی به
وقوع پیوسته
پایداری نموده
و خود را از آنها
بركنار نگه دارد.
با این حال،
تغییراتی كه در
ایران روی دادهاست
به هیچ وجه با
حجم امكانات
بالقوهی
اقتصادی و طبیعی
كشورمان همخوانی
نداشته است.
ایران هنوزهم در
زمرهی كشورهای
عقب مانده به
حساب می آید و
بخش بزرگی از
تودههای مردم
در فقر و تنگدستی
زندگی میكنند.
هنوزهم اكثریت
مردم ایران، به
ویژه در مناطق
روستایی، بیسواد
بوده و در زمینهی
كمكهای پزشكی و
امكانات درمانی
در مضیقه هستند.
با برسركارآمدن
رژیم جمهوری
اسلامی در سال
1358، ایران از
لحاظی چند
گرفتار
سیرقهقرایی
گردید. در حالی
كه این كشور با
امكانات سرشار
طبیعیای كه
داشت ـ اگرچه
ازدست دیكتاتوری
مینالید ـ میرفت
مقام شایستهی
خود در جامعهی
بینالمللی را
احراز نماید،
لیكن آخوندهای
به قدرت رسیده
با درپیش گرفتن
سیاستی خصمانه
علیه جامعهی
مدنی، آن را از
جهان مترّقی جدا
نموده و برای
برگرداندن آن به
دوران قرون وسطی
به تقلاّ
برخاستند. اقتصاد
ایران به جای
آنكه بتواند
خودكفا گشته و
در زمرهی
اقتصادهای
نیرومند منطقه و
جهان قرار گیرد،
بهگونهای دچار
سردرگمی و آشفتگی
گردید كه اینك
یكی از متزلزل
ترین اقتصادها
بوده و ارزش
برابری پول آن
در برابر پولهای
معتبر جهان به
طور متوسط
12000درصد كاهش
یافته است.
سركوبی آزادیها
سیاست روزمرّهی
سردمداران جمهوری
اسلامی است. هیچ
حزب و سازمان و
سندیكای مستقلی
امكان فعّالیّت
آزادانه ندارد،
آزادیهای فردی
و اجتماعی به
بدترین شیوه
پایمال گشته و
هر فریاد اعتراضی
به صورت بازداشت
و زندانیكردن و
شكنجه، حتی
ترور و اعدام،
پاسخ داده میشود.
به این ترتیب
ایران برای
كلیّهی
انسانهای آزاداندیش
و آزادیخواه به
صورت زندان بزرگی
درآمده است.
5ـ كردستان ایران
در زمینهی
اقتصادی و
اجتماعی منطقه
ای عقبمانده در
داخل كشوری
عقبمانده است.
كردستان هرچند از
لحاظ منابع طبیعی
و ثروتهای
زیرزمینی غنی
است، با این حال
از بسیاری جهت
یكی از عقب
افتادهترین
مناطق ایران است.
پیشرفت اقتصادی
و تحوّلات
اجتماعی، به
ویژه صنعتی، در
كردستان به پای
مناطق دیگر ایران
نیز نمیرسد.
وضعیّت اقتصادی،
بهداشتی و
فرهنگی مردم
كردستان مردم
كردستان تغییر
چندانی نكرده
است. سطح زندگی
پایین بوده و
زحمتكشان كردستان
در فقر و
محرومیّت به سر
میبرند. آثار
ستم ملّی در
كلیّهی زمینههای
زندگی سیاسی،
اقتصای، اجتماعی
و فرهنگی در
كردستان مشاهده
میگردد. كلیّهی
مسؤلان ردهی
بالای دولت در
كردستان از مركز
منصوب میشوند و
مردم كردستان در
ادارهی امور
مربوط به زادگاه
خود نقش چندانی
ندارند. علیرغم
وجود امكانات
طبیعی، هیچ
پروژه و برنامهی
مهّم اقتصادی و
صنعتی در
كردستان به اجرا
درنمی آید و به
هیچ حزب و سازمان
و سندیكای مستقل
سیاسی و صنفی
امكان فعّالیّت
آزادانه داده
نمیشود. كودكان
كرد از همان
نخستین روزهای
رفتنشان به
مدرسه باید به
زبان فارسی
تحصیل نمایند و
از امكان درس
خواندن به زبان
مادری محروم
ماندهاند. به
این ترتیب،
كردستان را به
صورت زندان بزرگی
برای خلق كرد
درآوردهاند.
6ـ بخش بزرگی از
این كمبودها و
مشكلات در دوران
حاكمیّت رژیم
سابق وجود داشتند.
رژیم سلطنتی
پهلوی هیچگاه
اجازه نمیداد
كشور تحت سلطه ی
آن، راه پیشرفت
و شكوفایی را آزادانه
درپیش گیرد، آزادیهای
انسانی تودههای
مردم را پایمال
كرده و نتیجتاً
در میان خود و
شهروندان ایران
تضاد عمیقی به
وجود آورده بود
كه تنها راه
چارهی آن یك
انقلاب فراگیر
بود. در چنین
اوضاع و احوالی
بود كه در سال
1356، تودههای
مردم ایران بهطور
بیسابقهای به
میدان آمدند و
بعد از یك سال
مبارزه و
فداكاری، طومار
عمر رژیم سلطنتی
را درهم پیچیدند.
بیتردید، انقلاب
مردم ایران یكی
از مهمترین
رویدادهای
تاریخی كشور ما
بود و در همانحال
نیز آزمونی بس
ارزشمند برای
مبارزان راه آزادی
را دربرداشت.
انقلاب سراسری
ایران این
واقعیّت را به
روشنی نشان داد
كه هر زمان مردم
كشوری با
ازخودگـذشتگی و
همیاری بخواهند
غل و زنجیر اسارت
را از دست و پای
خود بگسلند، هیچ
نیرویی نمیتواند
سدّ راهشان گردد
و سرانجام همهی
موانع و مشكلات
موجود بر سر راه
پیروزی را از
میان برمیدارند.
هرچند دوران
نكبتبار
دیكتاتوری
خانوادهی پهلوی
كلیّهی اقشار و
طبقات مردم ایران
را علیه رژیم
محمدرضاشاه
برانگیخته بود،
لیكن، متأسفانه
به دلیل آنكه
نیروهای دمكرات
و انقلابی برای
سیستم حاكمیّت
بعد از رژیم
سلطنتی فاقد
برنامهی مشتركی
بودند، و نیز از
آنجا كه هیچ یك
از نیروهای میهن
پرست ایرانی به
تنهایی این
توانایی را
نداشت تودههای
مردم را پیرامون
خود گرد آورد و
قدرت سیاسی در
سراسر كشور را در
اختیار بگیرد،
گروهی آخوند
كوتهفكر و مرتجع
با سوءاستفاده
از اعتقادات
مذهبی مردم، به
مصادرهی
دستاوردهای
انقلاب و حاصل
اشك و خون
فرزندان خلقهای
ایران دست
یازیدند و سلطه
ی انحصارطلبانهی
خود را بر
كشورمان تحمیل
نمودند.
در نتیجهی یك
چنین وضعیتی،
انقلاب ایران به
ناكامی گراییده
و نتوانست به
هیچ یك از آرمانها
و انتظارات تودههای
مردم تحقق بخشد.
خلقهای تشنهی
آزادی در ایران،
با هدف تأمین و
استقرار آزادیهای
دمكراتیك در
سراسر ایران، با
دست خالی به
پیكار علیه ارتش
تا دندان مسلّح
رژیم شاه به پا
خاستند و هزاران
نفر از فرزندان
خود را در این
راه قربانی
نمودند. زحمتكشان
ایران، كه كه
بخش بسیار بزرگی
از جمعیت ایران
را تشكیل میدهند،
به امید رهایی
از تنگدستی و
سیه روزی، و
خلقهای تحت ستم
ایران به امید
دستیابی به
حقوق عادلانه
ملی خود در سایه
یك رژیم دمكراتیك،
تأثیر بی چون و
چرایی در پیروزی
انقلاب داشتند.
لیكن واپسگرایان
انحصارطللب كه
حاصل و ثمره
مبارزه و
فداكاری مردم
ایران را غضب
نمودهاند،
برخلاف انتظار
تودههای مردم
هرگز اجازه
ندادهاند هیچ یك
از آرمانهای
مقدس این مردم
تحقق پـذیر گردد.
به موازات
استقرار سلطهای
واپسگرایان، آزادیهای
دمكراتیك بسی
بدتر از دوران
رژیم سلطنتی
پایمال گردید.
تودههای فرودست
و زحمتكش كشورمان
بیش از هرزمانی
با فقر و تنگدستی،
و گرانی و
بیكاری روبرو
شده و رژیم
كنونی در راستای
چارهیابی برای
هزاران فقره از
مشكلات زندگی آنها
قدم مؤثری
برنداشته است.
خلقهای تحت ستم
ایران نیز نه
فقط به حقوق
عادلانهی خویش
دست نیافتهاند.كه
كلیه
خواستهایشان نیز
با آتش و خون
پاسخ داده شده
است.
دیكتاتوری
مذهبی نه فقط
تاب تحمل هیچ
نوعی تفكر
واعتقاد مخالفی
را ندارد، كه با
هرگونه نظر
وبرداشت متفاوتی
ـ و لو مخالف نیز
نباشد ـ به شدت
خصومت میورزد.
در طول 25 سال
حاكمیت رژیم
جمهوری اسلامی،
این رژیم از
ارتكاب هیچ نوع
جنایتی علیه
آزادیخواهان، از
هر ملیت یا طبقه
و قشری ،
تردیدی به خود
راه نداده است.
در كردستان
سیمای كریه
دیكتاتوری حاكم
بسی آشكاراتر و
بی پردهتر خود
را مینمایاند.
علیرغم این
واقعیت كه خلق
كرد ، به عنوان
بخشی از مردم
ایران، در انقلاب
سراسری فعالانه
شركت نمود، و گر
چه خلق ما از
طریق نمایندگان
خود، تا آنجا
كه در توان داشت
تلاش نمود تا از
راههای مسالمت
جویانه و
آشتیگرایانه و
از طریق مذاكره
به حداقل حقوق
عادلانه خو دست
یابد، با این حال
رژیم ارتجاعی
جمهوری اسلامی
نه فقط به قبول
خواستهای برحق
مردم كردستان تن
در نداد، بلكه
برعكس به
كردستان لشكركشی
نموده و فرمان
قتل و عام داد.
حتی به ارتكاب
چنین اعمالی
بسنده نكرد و
خمینی برخلاف
آیین اسلام،
فتوای جهاد
علیه خلق مسلمان
كرد را صادر
نموده و ریختن
خون پیر و جوان و
زن و مرد
تودههای مردم
كردستان را امری
حلال اعلام نمود.
بیش از 25 سال
است جنگ و ستیز
علیه تودههای
مردم كردستان
ادادمه دارد.
صدها پایگاه
نظامی و و مراكز
نظارت سری و
شبكههای
جاسوسی در سراسر
كردستان ایجاد
شده است. در این
مدت، مردم
كردستان در راه
دفاع از آزادی
در حدود پنجاه
هزار شهید
دادهاند كه بیش
از چهار هزار
نفرشان از
مبارزان حزب
دمكرات بودهاند.
با این حال جنبش
انقلابی خلق كرد
همچنان در برابر
زورگوییهای
رژیم آخوندی
پایداری و
مقاومت خود را
به شیوههای
مختلفی ادامه
میدهد.
به این تریتب،
رژیم واپسگرا و
خونریز جمهوری
اسلامی خصومت
خود را با كلیه
مطالبات و
آرمانهای خلق
كرد و علیه همه
قوانین و موازین
بینالمللی نشان
داده و برضد
تمام نیروهای
ملی ایران قد
علم نموده است.
حزب دمكرات
كردستان ایران بر
این باور است كه
برای رهایی
ایران از چنگال
ظلم و ستمگری و
دیكتاتوری باید
به جای حاكمیت
ارتجاعی و ضد
خلقی آخوندها
یك سیستم
دمكراتیك فدرالی
تشكیل گردد،
سیستمی كه در
آن خواستهای
عادلانهی
خلقهای ایران
تحقق پـذیرد.
7ـ برای
دستیابی به
آرمان مربوط به
چارهیابی
مسأله ملی در
چارچوب یك نظام
دمكراتیك، حزب
دمكرات كردستان
ایران اتحاد
نیروهای
دمكراتیك و ملی
ایران را به
عنوان یك شرط
اساسی ارزیابی
مینماید. به
اعتقاد حزب ما،
به منظور آنكه
جنبش دمكراتیك
مردم ایران بار
دیگر دچار
بیبرنامگی نشود
و دستاوردهای
آن به یغما
نرود، باید همه
اكنون آن بخش از
نیروهایی كه
حقیقتاً دمكرات
وترقیخواه هستند
پیرامون
بربنامههای
مشتركی برای
آیندی ایران
متحد گردند.
در رابطه با
ایجاد چنین
اتحادی، حزب ما
هم ضد شوئنیسم
ایرانی است كه
وجود خلق كرد را
انكار مینماید و
هم پادگر
ناسیونالیسم تنگ
نظرانهی
خلقهای ایران
است كه میان
استبداد مركزی و
مردم ایران
تفاوتی قایل
نمیگردد. هم
شوینیزم ایرانی
و هم ناسیونالیسم
تنگ نظرانهی
خلقها، موانعی
بیچون وچرا بر
سر راه اتحاد
خلقهای ایران
هستند. در
همانحال حزب ما
براین بارو است
كه در شرایط
كنونی خطر
بزرگتر همانا
شوینیزم عظمت
طلبانهی
ایرانی است.
حزب دمكرات
كردستان ایران
مدت بیش از 25
سال است مبارزه
مردم كردستان را
علیه
سركوبگریهای
ددمنشانهی
جمهوری اسلامی
با كارایی و
شایستگی رهبری
مینماید. فعالیت
و مبارزه
وفداكاری و
جانبازی و اعضا
و هواداران و
پیشمرگان قهرمان
حزب محبوبیت و
نفوذ حزب را در
میان تودههای
مردم بسی بیش از
گـذشته ارتقا
داده است. حزب
دمكرات كردستان
اینك نه فقط حزب
محبوب مردم
كردستان ایران
است، كه مورد
احترام سایر
خلقهای ایران و
سازمانهای
ترقیخواه در
داخل و خارج
میباشد.
حزب دمكرات
كردستان این
برنامه را به
مردم كردستان
عرضه مینماید و
از كلیه ساكنان
كردستان،
كارگران،
دهقانان،
زحمتكشان شهرها و
روستاها،
روشنفكران،
دانشآموزان و
دانشجویان،
كارمندان و
صنعتگران و
پیشهوران، وبه
طور كلی، افراد
میهن پرست كلیه
اقشار و طبقات
میخواهد برای
تحقق بخشیدن به
آرمانهای این
برنامه تلاش
نمایند اعضا
وهواداران حزب
باید این برنامه
را میان
تودههای مردم
كردستان ببرند و
مفاد آن را
برای آنها
تجزیه وتحلیل
نمایند و
اعتقادات و
دیدگاههای حزب
درب مورد مسائل
سیاسی،
اقتصادی،
اجتماعی و
فرهنگی را برای
آنها بیان كنند.
بعلاوه باید
مردم سایر
بخشهای ایران را
نیز از مطالبات
اساسی مردم
كردستان و حزب
دمكرات آگاه
سازند.
حزب دمكرات
كردستان ایران
بزگترین نیروی
سیاسی كردستان
ایران است كه
اكثریت مردم
كردستان از آن
پشتیبانی
مینمایند. از
این رو باید از
صمیم قلب بكوشیم
نیروی پایان
ناپـذیر خلق را
در پی دستیابی
به آرمانها و
اهدافی كه در
برنامه حزب
آمده است به
حركت درآوریم.
در چنان حالتی
است كه برنامه
حزب به صورت یك
نیروی ماده
پرتوان درخواهد
آمد وحزب خواهد
توانست حقوق
عادلانهی خلق
كرد را در چارچوب
ایرانی دمكراتیك
تحقق بخشد.
حزب دمكرات
كردستان ایران
اهداف و
آرمانهای خود
را در این
برنامه گنجانده
است. تحقق بخشیدن
به این اهداف و
آرمانها وظیفه
حكومت منطقهای
كردستان خواهد
بود كه در
چارچوب كشور
ایران تشكیل
خواهد شد.
******************
فصل اول: اهداف
كلی
1ـ حزب دمكرات
كردستان ایران
حزب پیشرو مردم
كردستان ایران
است و دوش به
دوش نیروهای
ترقیخواه سراسر
ایران در جهت
ایجاد یك سیستم
دمكراتیك در
ایران و به دست
آوردن حق تعیین
سرنوشت برای خلق
كرد در كردستان
ایران مبارزه میكند.
2ـ آرمانهای
نهایی حزب
دمكرات كردستان
ایران ایجاد یك
جامعهی
دمكراتیك
سوسیالیستی است.
3ـ شعار
استراتژیك حزب
دمكرات كردستان
ایران ایجاد یك
سیستم دمكراتیك
فدرال درایران و
تأمین حقوق ملی
خلق كرد در
كردستان ایران
است.
4ـ حزب دمكرات
كردستان ایران
خلقهای تحت ستم
ایران را هم
پیمانان
استراتژیك خود میداند
و از جنبشهای
رهایی بخش آنها
در جهت دستیابی
به حقوق ملی
پشتیبانی میكند.
5ـ پشتیبانی از
مبارزهی ملی ـ
دمكراتیك خلق كرد
در بخشهای دیگر
كردستان خط مشی
همیشگی حزب
دمكرات كردستان
ایران است.
6ـ حزب دمكرات
كردستان ایران از
مبارزه رهایی
بخش خلقهای جهان
پشتیبانی مینماید
و طرفدار صلح و
روابط مودتآمیز
در میان خلقهای
كلیه كشور است.
******************
فصل دوم: مبانی
ادارهی حكومت
منطقهای
كردستان
7ـ كردستان یكی
از مناطق جمهوری
فدرال ایران است.
8ـ منطقهی
كردستان سراسر
خاك كردستان
ایران را شامل میگردد.
چارچوب جغرافیایی،
یا در نظر گرفتن
عوامل جغرافیایی
و اقتصادی خواست
اكثریت ساكنان
هریك از مناطق
كردنشین تعیین میگردد.
9ـ در منطقهی
كردستان حاكمیت
كلا در حیطهی
اختیار مردم میباشد
كه از طریق
نمایندگان خود در
پارلمان كردستان
و نیز به وسیله
ارگانهای حكومت
منطقهای آن را
اعمال مینمایند.
10ـ مور مربوط به
روابط خارجی (سیاسی
و اقتصادی)،
دفاع ملی،
برنامهریزی
دراز مدت اقتصادی
و سیستم پولی در
اختیار دولت
فدرال است. جز در
موارد مذكور،
صلاحیت ادراه
سازمان دولتی
دركردستان در
اختیار حكومت
مركزی كردستان
است. مردم منطقهی
كردستان همانند
سایر هموطنان خود
در سراسر ایران
از طرف قانونی و
بدون هرگونه
تبعیضی در اداره
كشور مشاركت
دارند.
11ـ منطقهی
كردستان پرچم،
سرود و جشن ملی
خود را دارد. در
منطقهی كردستان
پرچم جمهوری
فدرال ایران در
كنار پرچم
كردستان
برافراشته میشود.
12ـ دیوانعالی
فدرال كه از
متخصصان كلیه
ملتهای ایران با
حقوق یكسان تشكیل
میگردد به
اختلافات قانونی
میان دولت |