کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

:: خبرگزاری کوردستان میدیا

.:: حقوق بشر ::.

 

سلو‎ل‎های انفرادی؛ کلبه‎ی وحشت و برزخ شیطانی

 

01-09-1386

عارف نادری
در حالی که جهان دمکرات و قانون‌محور سالهاست که انسان و حقوق طبیعی و مشروع او را سرمنشأ تمامی قوانین و برنامه‎های خویش قرار داده و حول میثاقی جهانی به نام "اعلامیه‎ی جهانی حقوق بشر" متمرکز گشته‎اند، متأسفانه هنوز هم مهمترین چالش جوامع جهان سوم و در حال گذار نقض حقوق بشر است و به جای اینکه نظام‎های حکومتی و قوانین در خدمت رفاه و سعادت شهروندان قرار گیرند، این شهروندان هستند که در خدمت قوانین قرار گرفته و تحت لوای قانون و پارلمان و دادگاههای فرمایشی، استثمار و سرکوب می‎گردند. نمونه‎ی بارز این نوع حکومت‎ها، جمهوری اسلامی ایران می‎باشد، که در ظاهر اقدام به تأسیس دولتی با ساختار پارلمانی و نظام انتخاباتی نموده و پای بسیاری از معاهدات بین ‎المللی را امضاء کرده است،

 اما همیشه به بهانه‎ی عدم انطباق مفاد این معاهدات با شرع مقدس اسلام، از اجرای آن شانه خالی می‎کند.

در حالیکه بر اساس اصل 32 قانون اساسی هر گونه بازداشت خودسرانه و بدون اعلام کتبی به متهم و تفهیم آن و عدم ارجاع پرونده مقدماتی به مراجع ذی‎صلاح قضایی ممنوع می‎باشد و طبق اصل 38 "هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا سوگند مجاز نیست، و چنین شهادتی و اقرار و سوگندی، فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل، طبق قانون مجازات می‎شود". همچنین طبق ماده 5 اعلامیه‎ی جهانی حقوق بشر هر گونه شکنجه یا مجازات یا رفتار ظالمانه و برخلاف انسانیت و شئون بشری ممنوع است و همین معنی در ماده 7 میثاق بین‎المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز تصریح شده است. و طبق اصل 39 قانون اساسی ایران: "هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون، دستگیر، بازداشت، زندانی، یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و مورد مجازات است". اجرای این موارد قانونی و ظاهراً انسان‎دوستانه در ایران و به خصوص در کردستان هیچ نشانی از اعراب ندارد. زیرا تئوریسین‎ها و مجریان رژیم، خشونت را نه‎ منفور، بلکه مقدس می‎شمارند و حتی در مراسم عبادی نماز جمعه که جهت تلطیف روح و راز و نیاز با خدای رحمان و رحیم است، امام جمعه و منادی معنویت، اسلحه یا شمشیر به دست در مقابل نمازگزاران خطبه را می‎خواند و قرآن‎ها را به جز بر سر نیزه‎ها جایی نیست، چونکه آنان در همیشه‎ی تاریخ و امروز جهت اثبات موجودیت و حضور و حقانیت خویش، نیاز شدیدی به مجازات‎کردن و اعمال خشونت دارند. به گونه‎ای که در ایران و کردستان، شکنجه چه در جریان بازجویی و چه در دوران بازداشت و زندان به منظور درهم‎شکستن جسم و روح زندانی اعمال می‎گردد. قاضی و شاکی و بازجو و دادستان و هیئت منصفه یک تن است. و به گفته‎ی خودشان "در آنجا خدا هم نیست". شکنجه در آنجا جهت ایجاد و شکل‎گیری و باروری نطفه‎ای است که در صورت موفقیت باعث پیدایش مراحل دیگری همچون: 1ـ تخلیه اطلاعاتی، 2ـ گرفتن مصاحبه، 3ـ تغییر هویت و تواب‎سازی، 4ـ و... می‎گردد. زندانی بر اثر اعمال قدرت و خشونت، از مزایای یک زندگی طبیعی محروم می‎شود، کلیه‎ی روابطش از اطرافیان گسسته می‎شود، روزنامه، رادیو، کتاب، تلفن و ملاقات با خانواده و وکیل وجود ندارد، از خوابیدن و توالت رفتن جلوگیری می‎کنند، فریاد و ضجه‎های بندیان دیگر را برایش پخش می‎کنند، مراسم اعدام‎های ساختگی به اجرا در‎می‎آید، دوستانش را برای او خائن جلوه می‎دهند، به مدت نامحدود در مکانی تاریک و نامناسب محبوس می‎گردد، دمای 50 درجه سرد و گرم، کمبود هوا، سکوت مطلق و شکننده، خاموش و روشن‎کردن نور شدید به طور متناوب درد و رنج یک زنده‎ به‎ گور را با گوشت و پوست احساس‎کردن و غیره را حس و لمس و تجربه می‎کند، این کلبه‎ی وحشت و برزخ ابلیسی "سلول انفرادی" نام دارد، زندانی که در مساحت‎هایی به ابعاد (5/1×5/1 متر) یا (3×1 متر) ساخته شده و حبس‎شدن در آن، بدترین نوع شکنجه غیرجسمانی است. آغاز و نمود آن به دوران قرون وسطی و برخورد کلیسا با مخالفان خود برمی‎گردد و البته دورانی هم در کشورهای کمونیستی به کار گرفته شد و نتیجه‎ای جز تخریب، تهدید و مرگ انسانها به دنبال نداشته است. با روی کار آمدن رژیم ملایان در ایران پروژه‎ی سرکوب سیر صعودی به خود گرفت و به تبع آن استفاده از متد و روشهای مختلف شکنجه به خصوص شکنجه‎ی سفید ابعاد گسترده‎ای به خود گرفت، سردمداران رژیم جدای از تجارب نظام پهلوی در امر درهم‎شکستن مخالفان، از طریق حزب توده و سرویس جاسوسی K.G.B و به خدمت‎گرفتن تجربیات آنها، حتی رهبران حزب توده را تواب نموده و به عنوان مفسران قرآن تحویل اجتماع دادند. بسیاری از اشخاص که تجربه‎ی سلول انفرادی در رژیم پیشین و کنونی را دارند، شرایط زندانهای انفرادی امروز را ناگوارتر و بغرنج‎تر از گذشته می‎دانند. اگر چه یکی از مسئولین قوه قضائیه "وجود سلول انفرادی را انکار کرده و گفته است تنها طبق قانون با دستور قاضی در موارد اندکی سوئیت‎های مناسبی در بازداشتگاهها ایجاد شده و برای مدت محدودی که فرد باید مورد تحقیقات قرار گیرد در آنجا نگهداری می‎شود."
اما حقیقت آن است که کمتر آزادیخواه ایرانی و کردستانی را می‎توان شناخت که در طول 28 سال گذشته، حداقل یک مرتبه زندان انفرادی را تجربه نکرده باشد. اکنون در زندان اوین که یک زندان رسمی و امنیتی است، سه قسمت وجود دارد. قسمتی به نام بند 209 اطلاعات وجود دارد که در آن بسیاری از متهمین سیاسی و امنیتی زندانی می‎شوند و دارای سلول انفرادی است، در کردستان تمامی بازداشتگاههای اطلاعات و حفاظت اطلاعات سپاه، دارای سلول‎های انفرادی است، دیگر بازداشتگاههای غیرقانونی همچون بازداشتگاه توحید و... که جای خود دارد. سلول انفرادی شرایطی را مهیا می‎سازد که متهم در چنبره‎ی بازجویان اسیر می‎گردد و بازجو خود را محق می‎داند تا نه‎تنها بدن متهم را تعزیر کند که روح او را در چنگال بگیرد و با جنگ روانی در نهایت متهم را مطیع و برده و بنده خود سازد و آنچه خود می‎پسندد، متهم بر زبان آورد و با خودزنی در مقابل دوربین قرار گرفته و به تمامی گناهان و جرایمی که بازجو سفارش می‎دهد، اعتراف نماید. مسأله‎ی تراژیک آن است که اکثر متهمانی که در مدت طولانی در سلول انفرادی محبوس می‎گردند، به هر جرمی اعتراف می‎کنند و از هر عقیده‎ای توبه می‎کنند و علی‎الظاهر "تواب" می‎شوند و اقرارنامه می‎نویسند و بر اثر روشهای ویژه‎ی فیزیکی و روانی مجبور به نگارش "توبه‎نامه" و درخواست "عفو" می‎شوند. جایی که آزادی مشروط به انصراف از عقاید و اعتراف و اقرار به اتهاماتی است که از سوی بازجو دیکته می‎شود، زیرا با استفاده از شگردها و شکنجه‎های روحی ـ روانی اعمال شده، باعث پریشانی و درهم‎شکستن‎اش می‎شوند تا آنچه را که در درون و حریم شخصی خود دارد به بیرون بریزد و به تسخیر بازجویانش درآید، در این شرایط تمنای مرگ بالاترین آرزوی زندانی می‎باشد. زیرا فرد بریده جهت دستیابی سریعتر به طناب اعدام، شروع به مجرم اعلام‎کردن و اعترافات دروغین علیه خویش می‎شود، تا از وحشت و تنهایی که تفکر و اراده‎ و باورهای انسانی او را سلب نموده است رهایی یابد. نمونه‎های آن اعترافات طیف وسیعی از شخصیت‎های انقلابی و شناخته‎شده‎ی ایرانی در اواخر دهه‎ی شصت و اوایل دهه‎ی هفتاد در برنامه‎ی "هویت" و اعترافات چندین سال گذشته‎ی عزت‎الله سحابی، علی افشاری، منوچهر محمدی و... و اعترافات مدتی پیش سیامک پورزند، رامین جهانبگلو، کیان تاج‎بخش، علی شاکری، هاله اسفندیاری و... است که از صدا و سیمای رژیم برای رؤیت عمومی پخش گردید. فشارهای ناشی از سلول انفرادی به حدی غیرقابل تصور و دهشتناک است که خانم شیرین عبادی که تنها 25 روز در سلول انفرادی بوده است می‎گوید: "حبس در زندان انفرادی، مشکل لکنت زبان وی را که تا سن 14 سالگی درگیر آن بوده، دوباره احیاء کرده است".
هرچند در حالت عادی گمان برآنست که شکنجه‎ی ‎جسمی غیرقابل تحمل می‎باشد ولی تأثیرات شکنجه روحی به مراتب وخیم‎تر و ماندگارتر از برخوردهای فیزیکی بوده است، به گونه‎ای که زندانی انفرادی زمان شکنجه جسمی را بر زمان بازجویی ترجیح می‎دهد. بازجویان می‎خواهند قربانیان خود را طوری درهم شکنند که هیچ ردپایی از آنها باقی نماند، زیرا اقرارگرفتن از قربانی غالباً یک هدف جانبی و گاه کم‎اهمیت است. بلکه به وسیله‎ی آن در پی مقاصد و اهداف کلانتری هستند، و آن گرفتن "شخصیت" است و این هدف اصلی شکنجه را تشکیل می‎دهد. در یک انسان اهانت دیده و تحقیر شده، می‎توان به سادگی پایه‎های تعهد و وفاداری به باورها و کرده‎ها را درهم شکست و از این طریق صحنه‎ها و مثال‎های هراس‎آور در برابر دیدگان اپوزیسیون پدید آورد. شکنجه انسانهایی می‎سازد که احساس درماندگی و بی‎پناهی در ضمیرشان موج می‎زند. و این، هرگونه اعتماد به خود و اعتماد به جهان پیرامون را از میان برمی‎دارد. بدین دلیل است که سلول انفرادی و بازجویی‎های آن بدترین نوع شکنجه غیرجسمانی است. فعالین کرد بیش از همه شکنجه و هراس سیاه‎چاله‎های رژیم اسلامی را تجربه کرده‎اند، دختران و پسران بسیاری به جنون کشیده شدند و بی‎گناهان زیادی به گناهان ناکرده، اعتراف نمودند، و صدالبته بسیاری هم توان مقاومت داشتند و چوبه‎های دار را بوسه زدند. در تابستان 84 دهها تن از فعالین کردستانی سلول‎های جنایت را تجربه کردند، به عنوان نمونه شکنجه‎های روحی اعمال شده بر دکتر رؤیا طلوعی، از قبیل تجاوز و تهدید و...، که او را مجبور به قبول اتهامات کذب و مصاحبه تلویزیونی نمود، اجلال قوامی روزنامه‎نگار شجاع به دلیل حاضرنشدن به مصاحبه‎ی تلویزیونی، پس از ماهها تحمل سلول انفرادی راهی سیاهچال‎های رژیم شد، کاوه جوانمرد، آکو کردنسب، یاسر گولی، روناک صفازاده، نیشتمان احمدی، هانا عبدی، حبیب‎الله لطیفی، صباح نصری و هدایت غزالی هیئت تحریریه‎ی نشریه‎ی دانشجویی "روز ما" و... در سلولهای انفرادی رژیم هستند. عدنان حسن‎پور روزنامه‎نگار اعدامی و هیوا بوتیمار فعال محیط زیست، تحت شکنجه‎ی روحی و جسمی و حضور طولانی در سلول انفرادی مجبور به اعترافاتی شده‎اند که دروغ محض است اما هراس و فضای انفرادی ناگزیر آدمی را برای در آغوش‎کشیدن مرگ سوق می‎دهد، زیرا خاموشی دائم، تنها راه چاره‎ی فرار از آن مرگ و تحقیر مداوم است. از سوی دیگر نزدیک به پنج ماه است که محمدصدیق کبودوند، رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، در سلولهای انفرادی زندان اوین تهران تحت شرایط غیرانسانی در بازداشت به سر می‎برد. به گونه‎ای که تاکنون موفق به دیدار با وکیل خود نشده، از وی با چشم‎بند و دست‎وپای بسته بازجویی می‎کنند، در حالی که نامبرده از بیماریهای فشارخون، ناراحتی پوستی، عفونت روده و ناراحتی‎های کلیوی رنج می‎برد و می‎بایست تحت مراقبت پزشکی باشد. در بیرون از زندان حقوق وی را که تنها منبع تأمین معاش خانواده‎اش بود جهت فشار بر وی قطع گشته، دخترش "تونیا کبودوند" مدام تحت بازجویی و دادگاهی می‎باشد، با توجه به بیماری کلیوی وی که باید مدام به دستشویی مراجعه کند، وی هر بار باید برای رفتن به دستشویی، درخواست کتبی بنویسد، و با انواع فشارها و هتک حرمتها وی را به تمسخر گرفته و تحقیر می‎کنند، بلکه بتوانند وی را تخلیه‎ی اطلاعاتی نمایند و...، همچنین بیش از 14 ماه است که فرزاد کمانگر، معلم شجاع کامیارانی تحت عنوان شکنجه‎های جسمی و روحی در سلولهای انفرادی اوین و سنندج قرار دارد، این در حالی است که خانواده او نیز تحت آزار قرار گرفته‎اند و... .
سلول انفرادی مهمترین سلاح رژیمهای دیکتاتوری جهت به بردگی و بندگی کشاندن انسان و آزادی است، همچنانکه کانون مدافعان حقوق بشر اعلام داشته است: "سلول انفرادی، اسلحه‎ای رعب‎آور و خوفناک در دست دول ستیزنده با حقوق بشر است، سلول انفرادی آغوشی همیشه باز برای فعالان حقوق بشر دارد، آغوشی که حیثیت و کرامت بشر را به مخاطره می‎افکند و... . انسان در تاریکی و تنهایی سلول انفرادی، منش انسانی خود را از کف داده و تبدیل به ابزاری در دست بازجو می‎شود. از این رو است که نظامهای بریده از مردم، خود با سلول انفرادی پیوند گسست‎ناپذیر دارند، تمامی مصاحبه‎های حاکی از ندامت و پشیمانی بعد از سلول انفرادی خود زائیده سلول انفرادی است". با توجه به موارد متعدد نقض حقوق بشر در ایران و کردستان، اپوزیسیون می‎باید با انعکاس بیشتر این موارد و اعتراضات گسترده بین‎المللی، زندانیان را تنها نگذاشته و زمینه‎ی مداخلات بشردوستانه علیه نظام آپارتاید آخوندی را فراهم نماید.

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 دوشنبه، ۱۵ مهر ۱۳۸۷ خورشیدی