کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

:: خبرگزاری کوردستان میدیا

.:: حقوق بشر ::.

 

گفتگویی با آسو صالح، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر

 

15-09-1386

مصاحبه: عارف نادری
س: ضمن سپاس از حضور شما در این گفتگو، همچنان که مطلعید در این مدت فشارها و سختگیری‌ها به نسبت روزنامه‌نگاران کرد سیر فزونی داشته و اخیراً حکم اعدام عدنان حسن‌پور تأیید شده است، آخرین اطلاعات شما در این خصوص و تحلیل‌تان نسبت به مسائل مورد اشاره چیست؟

پ ـ من هم از شما و روزنامه "کوردستان" تشکر می‌کنم، واضح است که روزنامه بنا بر مصداق‌های تاریخی و کنونی دو رسالت برعهده دارد، از یک سو مخاطب آن حکومت است و از دیگر سو جامعه، آنکه مخاطب خویش را حکومت قرار می‌دهد همچون چشم و گوشی باز و فراخ، تمامی واقعیت‌های جامعه را به دولت انعکاس می‌دهد و از طرف دیگر منتقد حکومت می‌باشد،در واقع آینه‌ی بالانمای موارد ضعف و کم‌کاری‌های حکومت به‌طور عام و منتقد حکومت به‌طور خاص می‌باشد. از سوی دیگر می‌دانیم که رژیم ایران دارای تمامی مشخصات یک رژیم توتالیتر می‌باشد، بنابراین هیچگونه نقدی را بر نمی‌تابد. به معنایی دیگر آنچه که در بدو انقلاب آغاز شده بود و همه چیز را به دو عنوان "خودی" و "غیرخودی" تقسیم می‌کردند ـ البته آن وقت دایره‌ی خودی‌ها بزرگتر بود ـ که در پروسه‌ای که این 29 سال دنبال شده است دایره‌ی مذکور تنگتر گشته است. تمامی آن کسانی که به گونه‌ای منتقد حکومت بودند، حتی آنهایی که زمانی بخشی از حاکمیت بودند، اکنون منتقد شده و از طیف خودی‌ها بیرون آمده‌ و در صفوف غیرخودی‌ها جای گرفته‌اند. بر اساس این تقسیم‌بندی‌ها، کردها به‌طور عام در دایره‌ی غیرخودی‌ها قرار می‌گیرند، یعنی کردها در اساس، به علت کرد‌بودن، مجرم هستند، و پرواضح است اگر کردی فعالیت سیاسی داشته باشد، جرمش بیشتر است. از این منظر می‌بینیم که روزنامه‌نگار کرد بر اساس قانونی محرمانه که جلو دست سردمداران ایرانی می‌باشد خودبه‌خود دو اتهام بر او وارد است، اولاً کرد می‌باشد، ثانیاً روزنامه‌نگار است. هم‌اکنون بنابر آخرین خبرها 10 روزنامه‌نگار در زندانهای ایران به‌سر می‌برند، هنگامی که این آمار 7 تن بود، ایران بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران بود، اکنون 10 روزنامه‌نگار در بند می‌باشند که 5 تن از آنان کرد هستند، اجلال قوامی، محمدصدیق کبودوند، کاوه جوانمرد، آکو کردنسب، عدنان حسن‌پور، متأسفانه به گفته‌ی محمدصالح نیکبخت، شعبه‌ی 32م دیوان عالی کشور حکم اعدام حسن‌پور را تأیید کرده است، آقای نیکبخت گفته‌اند که ما اعتراض خویش را اعلام می‌داریم، اما دقیقاً مطلع نیستیم که هنوز هم راهی برای اعتراض قانونی به این حکم وجود دارد یا نه، امیدوارم که این حکم ناعادلانه لغو گردد.

س ـ آمار و اخبار بیانگر آنست که دانشجویان کرد نیز بیش از پیش تحت فشار قرار دارند، علت این سرکوب‌ها چیست؟
پ ـ اگر به سیر تاریخی جنبش دانشجویی و دانشجو نظری بیافکنیم، مشاهده می‌کنیم که جنبش دانشجویی، جنبشی رادیکال و منتقد بوده است، از سوی دیگر رژیم ایران، رژیمی توتالیتر می‌باشد که حتی وارد حوزه‌ی خصوصی خانواده‌ها گشته و امر و نهی می‌نماید، که چه باید کرد و چه نباید کرد ...، این چنین رژیمی نمی‌تواند جمعی را تحمل نماید که جنبشی به وجود می‌آورند، آنهم جنبشی که رادیکال و منتقد باشد. در اردیبهشت‌ماه امسال، سیاست عمومی دولت نهم به ریاست احمدی‌نژاد را از زبان وزیر اطلاعات‌اش شنیدیم، که گفت، آن جنبشهایی که تحت نام دانشجویی، زنان، روزنامه‌نگاری و ... سر بر می‌آورند، همه‌اشان در صدد "انقلاب آرام" یا "انقلاب مخملی" می‌باشند، این جنبش‌های مستقل و بی‌طرف، دستی در پشتشان قرار دارد که به گفته‌ی محسنی اژه‌ای، دست غربی‌ها می‌باشد که می‌خواهند در ایران انقلابی مخملی برپا دارند. مشخص است با این سیاستی که دولت احمدی‌نژاد دارد بسیار طبیعی است که چنین واکنشی به نسبت جنبش دانشجویی به مثابه‌ی جنبشی رادیکال و منتقد داشته باشد و در چنین جوی است که دانشجویان زندانی و بازداشت گشته و بحث از انقلاب فرهنگی به میان می‌آید.

س ـ شما و جمعی دیگر از دانشجویان کرد در بهار 84، "اتحادیه‌ی دمکراتیک دانشجویان کرد" را تشکیل دادید، با چه اهدافی چنین تشکلی تأسیس شد؟
پ ـ ما مشاهده می‌کردیم که شمار بسیاری از فعالینی که تحت لوای جنبش‌های به اصطلاح ایرانی مشغول فعالیت بودند دانشجویان کرد هستند، در حالی که ما در دانشگاه‌ها انجمن‌های کردی داشتیم، نشریات کردی داشتیم، اما همه‌ی آن فعالیت‌ها تحت نام جنبش دانشجویی ایران شناخته می‌شد. فعالیت‌هایی که در دانشگاه‌های کرمانشاه، تهران، همدان، تبریز و... صورت می‌پذیرفت، تجمعات و اعتراضات صورت گرفته، به نام دفتر تحکیم وحدت ثبت می‌گردید، نه به نام جنبش دانشجویی کردی، از این لحاظ هم دانشجویان کرد هزینه‌ی آن را تقبل می‌نمودند. ما چنین پتانسیلی را در دانشگاههای ایران می‌دیدیم، این پتانسیل پراکنده بود، ما تصمیم گرفتیم که این پتانسیل را زیر چتر اتحادیه‌ای فراگیر متمرکز و منسجم نماییم، چیزی شبیه به دفتر تحکیم وحدت یا تشکلی که دربرگیرنده‌ی تمامی انجمن‌ها باشد. بعد از چندین نشست در اردیبهشت 84 ما به این نتیجه رسیدیم که "اتحادیه‌ دمکراتیک دانشجویان کرد" دانشگاههای ایران را تشکیل دهیم، این تشکل در ابتدا دارای نظامی سانترال ـ دمکرات بود، فرد نمی‌توانست عضو شود، بلکه نشریه یا مراکز یا انجمن‌هایی که در دانشگاهها وجود داشتند، همچون شخصیتی حقوقی وارد اتحادیه گشتند. همچنین ما به شیوه‌ی رسمی هم درخواست خویش را به کمیسیون ماده 10 احزاب ارائه دادیم، اما تاکنون جوابی دریافت نکرده‌ایم.

س ـ از دیدگاه شما، جنبش دانشجویی کردی توانسته است صاحب هویت مستقلی برای خویش گردد؟
پ ـ وقتی بحث از جنبشی به میان می‌آید، از فعالیتهایش پی می‌بریم که چنین جنبشی وجود دارد یا خیر، واضح است که این جدای از خصوصیاتی می‌باشد که آن جنبش داراست، همچون اصلی‌ترین معیار که همان سازماندهی و انسجام می‌‌باشد. ما در جنبش دانشجویی کردی، برخی دغدغه‌های مشترک با جنبش دانشجویی ایران داریم، برای مثال: حقوق بشر، دمکراسی و فرهنگ دمکراسی، اما اصل مهمی که به دانشجوی کرد هویتی جداگانه می‌بخشد، این است که دانشجوی کرد در آن قالب درصدد تعریف و شناساندن آن هویت است. در برنامه و اساسنامه‌ای که در 12 بند برای خویش ترسیم نموده بودیم، در بند اول، بحث از هویت برای دانشجوی کرد نمودیم، دانشجوی کرد با هویتی خاص خود را می‌شناسد. لازم به ذکر است که برخی هم بر آن اعتقادند که جنبش دانشجویی کردی، بخشی از جنبش ملی کرد می‌باشد، البته این برداشت تا حدودی درست است، زیرا آن اهدافی که اکنون مد نظر جنبش دانشجویی کرد می‌باشد همچون شروع جنبش دانشجویی کرد در سال 58 می‌باشد، که تعدادی از به‌وجودآورندگانش بعداً به احزاب سیاسی پیوسته و شروع به فعالیت سیاسی نمودند. اما بر اساس تعریف ما جنبش دانشجویی جدای از فعالیت سیاسی و حزب‌گرایی می‌باشد، جنبش دانشجویی برای دستیابی به قدرت فعالیت نمی‌کند، این تفاوتی است که با احزاب سیاسی دارد، اما به خاطر آنکه ما در ایران حاکمیتی به نام حاکمیت کردی نداریم بر این مبنا می‌توانیم جنبش دانشجویی کردی را به عنوان بخشی از جنبش آزادیخواهی کرد به شمار آوریم، زیرا حاکمیتی نیست تا ما منتقد آن باشیم، بدین خاطر برخی از تعاریفی که برای جنبش‌های دانشجویی از سوی برخی از اندیشمندان همچون "هابرماس" و "دریدا" به نسبت جنبش‌های دانشجویی و اجتماعی وجود دارد، از دید من نباید جنبش دانشجویی کرد را با آن معیارها سنجید، زیرا برخی تفاوتها وجود دارد.

س ـ شما به عنوان یکی از افراد نزدیک به "سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان"، نقش آن سازمان را در طول مدت بیش از 2 سال فعالیت چگونه ارزیابی می‌کنید؟ می‌توانید آخرین فعالیتهای آن سازمان را ذکر کنید؟
پ ـ ما گاهی‌ وقت‌ها به نسبت برخی از معضلات جامعه خویش معترضیم که عمده‌ترین آن نقض حقوق بشر می‌باشد، اما تا چندی پیش سازمان بخصوصی برای انعکاس آن موارد نداشتیم، من در این روزها چند تن از دوستانم را که در تهران مشغول فعالیت می‌باشند ملاقات نمودم، آنها می‌گفتند که نقض حقوق بشر در کردستان برابر با موارد نقض حقوق بشر در تهران می‌باشد. اما به خاطر آنکه ما کانالی برای منعکس‌نمودن آن به افکار عمومی و سازمانهای بین‌المللی حقوق بشری نداریم، چنین می‌پندارند که در کردستان همه‌ چیز بر وفق مراد است. تأسیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، گامی ضروری و ارزشمند برای دستیابی به آن هدف بود، نقض حقوق بشر در کردستان بدیهی و واضح اس، در بیاننامه‌ای که سازمان منتشر نمودهت است هر 5 دقیقه یکبار، حقوق یک انسان در کردستان نقض می‌گردد، اینچنین واقعیتی در کردستان وجود دارد که می‌باید به جهان بیرون جهت موضعگیری و چاره‌یابی منعکس گردد. سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در این راستا و برای این مهم تأسیس گردید، در مدت این چند سال بسیار موفق عمل کرد، متأسفانه در حال حاضر دبیر سازمان، آقای محمدصدیق کبودوند در زندان به سر می‌برد، بنابر اخبار واصله تحت فشار فراوانی برای انحلال سازمان قرار گرفته است، می‌خواهند بگوید اینچنین سازمانی وجود خارجی ندارد، البته این خیالی واهی است زیرا سازمان هم‌اکنون به گونه‌ای کانالیزه تأسیس و جای پای خویش را محکم نموده است که انحلال آن به کلی غیرممکن می‌باشد. می‌خواهند بگوید که سازمان منحل و تمامی گزارشهایش دروغ و ساختگی بوده است. بنابر آخرین بیاننامه‌ای که سازمان عفو بین‌الملل منتشر نموده است، به حدی او را اذیت و تحقیر می‌کنند که حتی برای توالت رفتن هم، باید درخواست کتبی به مسئولان زندان ارائه نماید.

س ـ شما به عنوان یکی از فعالان عرصه‌ی روزنامه‌نگاری دانشجویی کردی، نقش نشریات دانشجویی را در مدت 10 سال گذشته، برای شکل‌دهی احساس و اندیشه‌ی ملی کرد چگونه می‌سنجید؟ آن نشریات تا چه اندازه‌ای کردستان ایران را تحت تأثیر قرار دادند؟
پ ـ در اواخر دهه‌ی 70، اولین نشریه و انجمن کردی در دانشگاه شکل می‌گیرد، انجمن "کازیوه" و مجله‌ی "کازیوه" که بعد از یکسال تعطیل گشتند. همچنین در طول دهه‌ی 70، جنبشی روشنفکری و دانشجویی شکل گرفت. نشریات کردی ابتدا در دانشگاه پای به عرصه‌ی ظهور نهادند و در حد وسیعی در جامعه منتشر گردیدند، محتوای مقالات کردی و فارسی صاحب چند فاکتور اصلی بودند که می‌توانم اصلی‌ترین آن را رستاخیز اندیشه‌ی ملی در جامعه‌ی کردستان بنامم، بدین سبب مثلث جنبش دانشجویی، روشنفکری، روزنامه‌نگاری نقشی حیاتی و رسالتی عظیم بر عهده گرفتند. هرکدام به گونه‌ای باعث تقویت هویت ملی گشتند. هر سه ضلع این مثلث، سه پدیده‌ی مدرن هستند و هر سه تأثیر شگرف و وافری بر پویایی اندیشه‌ ملی کرد داشته‌اند.

س ـ آقای آسو صالح، به نظر جنابعالی فعالیت‌های مطبوعاتی کردستان ایران در حال حاضر در چه سطحی قرار دارد؟
پ ـ می‌خواهم اشاره‌ی کوتاهی به تاریخی 8 ساله نمایم، بعد از آنکه دولت هفتم به ریاست خاتمی بر سر کار آمد، فضایی تقریباً مناسب در ایران برای فعالیت مطبوعاتی پدید آمد، در کردستان هم فرصتی دست داد که یک روزنامه‌ و چندین هفته‌نامه‌ی کردی ـ فارسی مجوز نشر بگیرند، روزنامه‌ی آشتی و هفته‌نامه‌های پیام مردم، پیام کردستان، دیدگاه، آسو، روژهه‌لات که البته در حال حاضر همگی توقیف شده‌اند و تعدادی از روزنامه‌نگاران مجازات و برخی دیگر روانه زندان گشته‌اند. می‌توانم بگویم که در حال حاضر در ایران هیچ روزنامه‌ای به زبان کردی نداریم که بخواهم در خصوص وضعیت مطبوعات کردی اظهار نظر نمایم، اما روزنامه‌نگاران هنوز هم در کردستان فعال هستند. در این اواخر سیاست رژیم به نسبت روزنامه‌نگاران کرد رویکردی متفاوت داشت، حکومت نمی‌خواست به خاطر برخورد با روزنامه‌نگاران و توقیف مطبوعات کردی باعث بروز تشنج در جامعه و تقبل هزینه‌ی اقداماتی اینچنینی گردد بلکه از طریقی دیگر فشار وارده را بر مدیر مسئول متمرکز کرده و در ترکیب اعضای هیئت تحریریه‌ی مطبوعات امر و نهی می‌نمود، مانند آنچه که از طرف اطلاعات به نسبت ما ـ من، اجلال قوامی و امید احمدزاده ـ صورت گرفت، که می‌بایست از هفته‌نامه‌ی دیدگاه کنار گذاشته می‌شدیم، همچنین سوبسید کاغذ مطبوعات کردی را قطع می‌نمودند. یا با ایجاد فضای ترس و وحشت روزنامه‌نگاران را به سوی "خودسانسوری" سوق می‌دادند که این کار محتوای مقالات منتشر شده در مطبوعات را به سطح نازلی تقلیل می‌داد. در حال حاضر هم روزنامه‌نگاران یا در بازداشتگاه‌ها به سر می‌برند، یا اینکه‌ در معرض تهدید و سرکوب قرار دارند.

س ـ شما از جمله‌ی اشخاصی بودید که مدام تحت آزار رژیم قرار داشتید، جدای از صدور حکم پیشین علیه شما، اخیراً هم طی احضاریه‌ای به دادگاه انقلاب فراخوانده شده‌اید، علت یا علل این احضار‌یه‌ها چیست؟
پ ـ من ابتدا در سال 84 به دادگاه سنندج احضار شدم و به اتهام "نشر اکاذیب" از طرف شعبه‌ی 101 دادگاه سنندج به 6 ماه حبس، که در دادگاه تجدیدنظر به یک سال "تعلیقی" تغییر کرد مرا حکم دادند، بعداً که به عنوان مسئول بخش کردی هفته‌نامه‌ی دیدگاه مشغول فعالیت بودم و به عنوان خبرنگار در یکی از سه مراسم 8 مارس شهر سنندج برای تهیه‌ی گزارش حضور یافتم، از طرف اطلاعات دستگیر و به مدت 12 روز در بازداشت به سر بردم، سپس دو پرونده‌ی دیگر هم طی آن مدت برایم تشکیل دادند، که در یکی از پرونده‌ها به پنج اتهام همچون، فعالیت علیه امنیت ملی، تشویش اذهان عمومی، تبلیغات بر ضد نظام، ارتباط با رسانه‌ها‌ی بیگانه، رابطه با احزاب مخالف، متهم شده بودم، به خاطر این اتهامات یکسال و شش ماه زندان برایم بریده بودند، اکنون به اتهام جاسوسی به دادگاه احضار گشته‌ام، که این اتهام بر اساس قانون جمهوری اسلامی ایران "محاربه" شناخته شده و مجازات محاربه اعدام است. متأسفانه به خاطر فشارها و صدور احکام ناروای فوق ناچار به ترک وطن گشتم و هم‌اکنون بیش از سه ماه است که در اقلیم کردستان ساکن می‌باشم.

 

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 جمعه، ۱۴ تیر ۱۳۸۷ خورشیدی