|
|
|
|
شماره جدید کوردستان |
|

ارگان کمیته مرکزی
حزب دمکرات کردستان ایران |
|
|
|
|
.:: حقوق بشر ::. |
|
از کرمانشاه تا التاش
گزارشی دربارهی رنج و محنتهای پناهندگان کردستان ایران
|
|
18-12-1386
کاکه کریمی *
ترجمه از کردی: گروس
"صدها نفر از پناهندگان و فرزندانشان در این شرایط غیرانسانی جان باخته و در 3
گورستان دستهجمعی گور غریب شدند."
پس از پیروزی انقلاب 1357، آخوندها انقلاب ایران را به انحصار خویش درآوردند، مردم
ایران و به خصوص ملت کرد که هدفشان از شرکت در انقلاب و براندازی حکومت پادشاهی،
دستیابی به حقوق و آزادی بود، مورد هجوم و سرکوب رژیم تازه به دوران رسیدهی
آخوندها قرار گرفتند و فتوای جهاد علیه ملت کرد از سوی خمینی، بنیانگذار رژیم به
اصطلاح اسلامی صادر شد. |
 |
|
به علت هجوم ددمنشانهی
سربازان و پاسداران رژیم آخوندی به کردستان، شمار چشمگیری از کردهای ساکن شهرها و
روستاهای مناطق مرزی استان کرمانشاه در سالهای 58 ـ1357، آوارهی کردستان عراق شدند.
همچنین در مدت جنگ میان رژیمهای آخوندی ایران و بعث عراق، ساکنین برخی از روستاهای
مرزی این مناطق آواره گشتند. در طی این جنگ شمار بسیاری از روستاها مینگذاری شدند
که تاکنون هم از طرف رژیم مینزدایی نشده و به صورت مناطق ممنوعه درآمدهاند.
پناهندگان کردستان ایران بعدها در اردوگاههای"عربت"،"زراین"،"میدان"و"سنگسر" در
چادرها سکونت داده شدند. طی این مدت رژیم بعث عراق فشار بسیاری بر این پناهندگان
وارد ساخت تا از آنها در جنگ علیه جمهوری اسلامی و جنبش کرد در کردستان عراق
استفاده نماید.
پناهندگان که از توطئههای رژیم بعث آگاه بودند و نمیخواستند به ابزار جنگی آن
رژیم با جمهوری اسلامی و جنبش کرد در کردستان عراق تبدیل شوند، تسلیم فشارها نشدند.
رژیم بعث پس از به شکست کشیدهشدن توطئههایش، برای مجازات آوارهگان کرد، در سال
1360(1982) بالاجبار و از طریق سپاهیانش، آنها را به شهر "رمادی" در استان "الانبار"
انتقال داد. این پناهندگان در نقطهای به اسم "التاش" در بیابانهای جنوب عراق ـ 25
کیلومتر دورتر از رمادی ـ در وسط شنزارها و خاک و خاشاک بیابان، بدون بهرهمندی از
امکانات ابتدایی زندگی، سکونت داده شدند.
در التاش مرحلهای دشوار، خوفناک و پررنج و محنت از زندگی پناهندگان کردستان ایران
آغاز گشت. رژیم بعث چهار سوی اردوگاه را با سیمهای خاردار حصارکشی کرد و تنها راهی
برای خروج از اردوگاه تعبیه شده بود که در درب آن نیز سازمانهای جاسوسی و سرکوبگر
بعث (مخابرات، استخبارات، آسایش، انظباطیه، شورطه و توراء) جای گرفته بودند، که
وظیفهی اصلی آنان سرکوب و آزار آوارهگان بود. پناهندگان در روز تنها 3 ساعت
اجازهی خروج از اردوگاه و سفر به رمادی را داشتند.
جدای از اینها از 10 روز تا یک ماه زندانی میشدند و همچنین مخفیانه یا در مقابل
انظار مردم به وسیلهی کابل تعذیب شده و در پی ماشین کشیده میشدند. بدین سبب شمار
قابل توجهی از پناهندگان معلول شدند. با همه این آزار و شکنجهها، رژیم بعث اینبار
هم نتوانست آنان را مجبور به همکاری با خود نماید، گردن کجنکردن در مقابل فشارهای
بعث، پیامدهای دلخراش دیگری همچون: نگهداشتن پناهندگان در زندانهای عمومی، نبود
امکانات تحصیل، نبود امکانات جهت مداوای بیماران و کودکان و... را به دنبال داشت.
در پی چیرگی وضعیتی چنین غیرانسانی، پدیدههای دیگری چون: خودسوزی، بیماریهای
روانی و غیرقابل علاج و... سر برآورد و گسترش یافت.
صدها نفر از پناهندگان و فرزندانشان در آن شرایط غیرانسانی جان باختند و در 3
گورستان دستهجمعی، گورغریب مدفون شدند. طی این مدت، نیروهای رژیم بعث با واردآوردن
اتهامات مختلف، پناهندگان را راهی زندانها کرده و آنها را شکنجه میدادند. این
وضعیت نامناسب و دهشتناک تا سال 1367(1989) به درازا کشید. پس از پایان یافتن جنگ
میان رژیم بعث و رژیم آخوندی، وضعیت پناهندگان اردوگاه التاش تا اندازهای تغییر
کرد. سازمان صلیب سرخ جهانی و سپس UN از اردوگاه بازدید نمودند و آوارگان از طرف UN
به عنوان پناهندهی رسمی پذیرفته شدند. هر چند UN تنها طرف مسئول نسبت به وضعیت
پناهندگان بود، اما به علت سیاستهای خود UN و دخالت مستقیم رژیم بعث در اموراتش،
فعالیتهای این سازمان هم محدود بود. در طی این مدت UN، مدرسه، بیمارستان و آب
آشامیدنیشان را تأمین کرد. همچنین چند خانوادهای از پناهجویان از سوی UN از این
وضعیت نجات یافته و راهی کشور سوم شدند.
فعالیتهای محدود UN تا سال 2003، زمان سقوط رژیم بعث استمرار داشت. پس از سقوط رژیم
بعث و بیثباتی اوضاع عراق، پناهجویان با تهدیدات تروریستها و نیروهای افراطی عرب
روبهرو گشتند، بدین سبب برای نجاتیافتن از آن اردوگاهی که نزدیک به سه دهه در آن
به اسارت گرفته شده بودند، بخشی از آنها به کردستان عراق روی آورده و بخشی هم به
مرز میان عراق ـ اردن راهی شدند.
پناهجویان التاش مقیم کردستان عراق در شهرهای کلار، شیرهون، خانقین، باوهنور،
دربندیخان، حلبچه و زراین و کمپ کاوه (نزدیکیهای هولیر) ساکن شدند. همچنین در این
مدت با همکاری UN و حکومت اقلیم کردستان، دو اردوگاه اصلی در هولیر و "کمپ باریکه"
برای این پناهندگان آماده گردید. اما جراحات پناهندگان التاش هنوز هم التیام نیافته
و در اقلیم کردستان، UN وظایف خویش را به درستی اجرا نکرده و با بهانههای مختلف به
خواستههایشان بیاعتنایی میکند.
خواستهای پناهجویان تاکنون چندین مرتبه با انجمنهای پناهندگان که تحت عنوان
نمایندگی UN در شهرهای هولیر و سلیمانیه مستقر هستند، مطرح گردیده است. هر چند این
انجمنها درخواستها را به نمایندگی اصلی UN واقع در عمان، پایتخت اردن اعلام
داشتهاند، اما این سازمان تاکنون جوابی مثبت و درخور به پناهجویان نداده است. این
پناهجویان که نزدیک به 30 سال است که در عراق آواره هستند و برخلاف قوانین
بینالمللی در خصوص پناهجویان تاکنون سرنوشتشان روشن نشده است، تقاضایشان از حکومت
اقلیم کردستان و تمامی سازمانهای بشردوست این است که به نسبت توانایی و امکاناتشان
راه چارهای برایشان یافته و از این وضعیت بغرنج و پر از رنج و محنت نجاتشان دهند.
پناهجویان کردستان ایران همچنین از UN درخواست مینمایند که همچون سازمانی
بینالمللی و مسئول درخصوص سرنوشت پناهجویان، براساس وظایف و مسئولیتهایش برای
پایان بخشیدن به وضعیت مبهم آنان گامهای جدی و عملی بردارد.
* به نمایندگی از کمیتهی حزب دمکرات کردستان ایران در کمپ باریکه. |
|
|
این صفحه را برای دوستان خود میل
کنید. |
|
|
|
|
|
|