• روزنامەی کوردستان
  • Agirî
  • بیری خوێندکار
  • لاوان
  • ژنان
  • کانال تیشک تی وی
  • نرگز
١۶ آگوست ٢٠١٧ میلادی - ٢۵ مرداد ١٣٩۶ خورشیدی  

فرامرز بختیار در گفتگو با کوردستان: امروزه حقایق برای لُرها آشکار شده است

میلادی: ٠٨-١٢-٢٠١۶ - خورشیدی: ١٣٩۵/٠٩/١٨ - ١١:٠١ تاران سایز فونت: بزرگتر‌کوچکتر
فرامرز بختیار در گفتگو با کوردستان: امروزه حقایق برای لُرها آشکار شده است
مصاحبه: شهرام میرزایی

زاگروس به درازای تاریخ خود شاهد تغییر و تحولات گسترده‌ی سیاسی-اجتماعی-فرهنگی بوده و علاوه بر این که مهد تمدن جامعه بشری محسوب شده، همیشه نیز خاستگاه نخستین‌هایی چون، اولین یکجا شینی در جهان، اولین روستا نشینی، اولین شهرنشینی و... بوده است. اما با تمام این اوصاف مردمان زاگروس از ٢٥٠٠ سال پیش و بعد از تسلط پارس‌ها بر این سرزمین بجز کشتار و استثمار و نابودی سرزمینشان چیز دیگری از جهان خارج ندیده‌اند، اما به دلیل سرکش بودن و باور عمیق زاگروس‌نشینان به آزادی و زندگی، هیچ گاه این مردمان در برابر اشغالگران به زانو نیفتاده و طی دوره‌های متعددی از این تاریخ تلخ، بارها و بارها دست به قیام و مبارزه برای به دست آوردن آزادی و حاکمیت خویش زده‌اند، حتی اگر به سرنوشت محتوم این قیام‌ها نیز آگاه بوده باشند.

لرستان بخش لاینفک زاگروس بوده که همیشه نامش تداعی‌کننده تاریخی مملو از قیام و مبارزه علیه دولت‌های مرکزگرا و استثمارگر ایرانی می‌باشد. در همین راستا و برای تحلیل اوضاع سیاسی-اجتماعی این بخش از زاگروس و بررسی دلایل ضعف جنبش آزادیخواهی زاگروس در این منطقه به سراغ "فرامز بختیار" یکی از فعالین سیاسی لورستان رفته‌ایم که شرح این مصاحبه در سطور ذیل تقدیم خوانندگان عزیز روزنامه کوردستان می‌شود.

در ابتدای مصاحبه به دلایل تفرقه و دودستگی و عدم اتحاد مردمان زاگروس و قیام‌های جداگانه‌ی آن‌ها در ارومیه، مهاباد، سنندج، کرماشان، ایلام و لورستان پرداختیم و پرسیدیم این همه جدایی چرا؟ و چرا ما نتوانستیم به نوعی کنفدراسیون اولیه در زاگروس دست یابیم؟ که او در این باب اظهار داشت: "در دوران قاجار، ایلخانی بختیاری موفق شد یک کنفدرالیسم ایجاد کند. تمام سرزمین‌های لُرزبان از لرستان و پشتکوه لرستان تا بختیاری و کهگیلویه و بویر احمد و ممسنی تا لیراوی در حاشیه خلیج تحت فرمان او بود و قصد داشت از طریق کشتیرانی از رود کارون با بنادر هندوستان به تجارت بپردازد و از بختیاری صادرات داشته باشد و حتی قراردادی هم به امضا رسید. قدرت و محبوبیت و تدبیر او باعث شد تا به دستور "ظل‌السلطان" پسر ناصرالدین‌شاه در مراسم عید نوروز که برای پرداخت مالیات سالانه به اصفهان آمده بود، توسط فراشان دربار در اطاقی گرفتار شده و دستمالی در گلوی او فشردند تا خفه گردید و سلطان اشاعه داد که سکته‌ی قلبی عارض شده است. بعد از او هم سردار اسعد فرزند ایلخانی در آغاز انقلاب مشروطه از پاریس به ایران آمد. از بصره وارد ایران شد و با شیخ خرعل، حاکم عربستان ملاقات کرد و سپس با صولت‌الدوله‌ی قشقایی و غلامرضا خان والی پشتکوه قول و قراری نهادند و سپس به بختیاری رفت. در حقیقت نوعی کنفدرالیسم حاکم بوده است که می‌توانست به یک فدرالیسم مدرن منتهی گردد و با مرور زمان به صورت طبیعی پیشرفت کند، اما تمرکز دولتی تک‌ملیتی در یک سرزمین کثیرالمله به همان اختناق و سرکوب و استبداد منتهی خواهد شد که امروزه شاهد آن هستیم. یکی دیگر از علل تفرقه و عدم همبستگی در میان ملت لر این است که عده‌ای از لرها جزئی از بدنه‌ی نظامی-سیاسی حکومت ملایان هستند و به مناصبی رسیده‌اند، در جنگ با عراق هم شرکت داشته‌اند و در یک نوع رودربایستی با دولت قرار گرفته‌اند و فعلاً در جناح اصلاح‌طلبی قرار دارند و نهایتاً رابطه‌ی آنها با حکومت ملایان کم و کمتر خواهد شد.

از فرامرز بختیار پرسیدم، ما مردمان زاگروس چگونه می‌توانیم از شمالی‌ترین تا جنوبی‌ترین نقطه‌ی زاگرس به اتحادی سراسری علیه اشغالگران و استثمارگران سرزمینمان دست یابیم، که در پاسخ به این سؤال به این نکته اشاره کرد که: زاگروس مهد تمدن بوده است. تمدن عیلام در ٤٠٠٠ سال پیش در این منطقه بوده است. کلمه عیلامات به معنی کوهستان است. ما لرها هم بخشی از این تمدن بوده‌ایم و اگر تاکنون از بین نرفته‌ایم، از این پس هم همواره بر جای خواهیم ماند.

مهمترین منابع ما، نفت و گاز و آب می‌باشد. سرچشمه دو رود بزرگ کارون و زاینده‌رود از دل زردکوه بختیاری در زاگروس مرکزی بیرون می‌آید.

به همین علت هم اشغال و سرکوب ما شدیدتر می‌باشد. دراین برهه‌ی حساس تاریخی با توجه به همجواری ما با کوردها در زاگروس، ضرورت تاریخی ایجاب می‌کند تا مبارزین ما در کنار یکدیگر و شانه به شانه با هم یک اتحاد گسترده‌ای را پایه‌گذاری کنیم و خواستار حقوق خود باشیم و اجازه ندهیم دولت نالایق مرکزی مارا رودرروی یکدیگر قرار دهد. لازمه اتحاد، شناخت می‌باشد. بدون شناسایی متقابل نمی‌توان به اتحاد رسید. هرروز که می‌گذرد مردم ما شناخت بیشتری از یکدیگر پیدا می‌کنند. شاید این مصاحبه هم به نوعی به این شناسایی‌ها کمک کند.

کلیه حقوق ما در تهران از ما دریغ شده است باید پیکان تیز مبارزه را به سوی تهران نشانه گرفت. در این عصر بیداری ملی دیگر نمی‌توان ملیت‌های ستمدیده را تحت استعمار داخلی نگاه داشت. درد مشترک ما مبارزه مشترک لازم دارد تا پیروزی مشترک را جشن بگیریم. به امید آن روز. راه آزادی ایرانیان از زاگروس می‌گذرد.

سپس به تاریخ سیاسی این منطقه اشاره کردم و پرسیدم چرا با وجود تأسیس حزب مدرنی همچون "ستاره‌ی بختیاری" قشر روشنفکر لر بعد از سرکوب قیام لرستان به دست "رضا میرپنج" نتوانست این قیام مترقی را به گونه‌ای ادامه دهد؟ که بختیار در جواب گفت:" استبداد داخلی با حمایت استعمار خارجی روزبه‌روز بر قدرت سرکوب خود می‌افزود و سلاح‌های جدیدتری در اختیارش قرار می‌دادند. توجه داشته باشید در زمان رضاشاه بودجه‌ی نظامی ٨٠% بود و بودجه‌ی آموزش و پرورش٣% . آموزش نظامی زیر نظر مستشاران خارجی صورت می‌‎گرفت. در آخرین جنگ‌ها ما با ارتش، نیروی هوایی و هواپیما و مسلسل روبه‌رو بودیم. هرچند که ارتباطات به صورت امروزی پیشرفته نبود، اما ملیت‌ها از یکدیگر بی‌اطلاع هم نبودند. برای مثال قیام بختیاری همزمان با قیام قاضی محمد در کردستان بود، اما ارتباط دائم و سازمان‌یافته و مستمری متأسفانه وجود نداشت که این نقیصه باید بر طرف شود. توجه داشته باشید در این دوره از تاریخ، فلسفه‌ی سوسیالیسم رواج پیدا کرد و روشنفکران ایران راه چاره را در مبارزات خلقی تصور می‌کردند و آن را مدرن می‌پنداشتند، در صورتی که هیچ گونه سنخیتی با جامعه‌ی ایلی عشایری ما نداشت. در عمل هم توده‌ای‌ها در کنار پروسه‌ی تمرکزگرایی و ایل‌زدایی و خان‌کُشی رضاشاه قرار گرفتند و فئودالیسم را به مثابه ملوک‌الطوایفی قلمداد کردند و برای اجرای پروسه‌ی یکسان‌سازی به سرکوب حکومت‌های محلی پرداختند. توسعه‌ی مبارزات هویت‌طلبانه‌ی امروز، واکنشی به سیاست‌های شکست‌خورده‌ی یکسان‌سازی دیروز است.

از او پرسیدم بر اساس اسناد تاریخی اکثر مواقع تعداد نیروهای مسلح زاگروس، به ویژه تفنگداران لر، از تعداد نیروهای دولت‌های مرکزی ایران بیشتر بوده، اما با این حال چرا ما نتوانسته‌ایم در برابر ایرانی‌ها به یک پیروزی تعیین‌کننده دست یابیم؟ که او نیز در پاسخ گفت:" در میان ایلات و عشایر ارزش‌های اخلاقی حاکم بود. اصولی چون پایبندی به قول و قرار، مناعت طبع، یکرنگی، راستگویی، غیرت و صراحت بیان و شفافیت. اما در مرکز به اصول اخلاقی پایبند نبودند و حفظ حاکمیت و قدرت در صدر قرار داشت. به همین دلیل هرگونه بی‌اخلاقی از قبیل دروغگویی، ریاکاری، اغفال، دورویی، شایعه‌سازی، فریبکاری و حیله‌گری برای حفظ نظام عادی و موجه ‌بود. بیشترین تیرباران‌شدگان ما کسانی بودند که دولت به آنها تأمین داده بود که اگر اسلحه را زمین بگذارند و اگر از کوه پائین بیایند با آنها کاری نخواهد داشت. نکته‌ی دوم این است که دولت مرکزی همواره یک تعدادی از سران ایلات و عشایر را در پایتخت به عنوان گروگان نگه می‌داشت تا برادران آنها نتوانند علیه دولت اقدامی انجام دهند. نکته‌ی سوم این که دولت قاجار به عده‌ای از سرکردگان ایل منصب و مقام می‌داد و در هنگام رویارویی، از آنان علیه یکدیگر استفاده می‌کرد.

در ادامه مصاحبه به تفکر عشیره‌ای و منطقه‌گرایی و مضرات آن برای قیام آزادیخواهی زاگروس پرداختیم و پرسیدم عشیره‌گرایی تا چه حد می‌تواند به قیام ما ضربات مهلک واد کند؟ که بختیاری در جواب گفت:
توجه داشته باشید که ملت لر ضربات سختی را متحمل شده است. شاید داستان‌های قصاب لرستان را شنیده‌اید. جنایاتی که ارتش رضاشاه در لرستان انجام داد در هیچ کجای ایران صورت نگرفته است. پس از این تهاجم نظامی، لرستان خالی از سکنه شد. متروکه و غارت شد. قاضی دیوان عالی آمریکا، ویلیام داگلاس، پس از این تهاجم وحشیانه از لرستان دیدن کرده و شرح آن را به خوبی در کتابی منتشر کرده است. کشتار وسیعی صورت گرفت. عده‌ای هم به مناطق همجوار در عراق امروز مهاجرت کردند و عده‌ای هم در حاشیه‌ی شهرهای بزرگ و در حلبی آبادها مستقر شدند و دچار هویت‌باختگی و گسل هویتی شدند. منطقه لُرزبان را بین ١١ استان تقسیم کردند و یکپارچگی مارا به هم زدند.

جوانان هم به نام نظام وظیفه، با بیگاری و گماشتگی و امربری به خفت و خواری کشیده شدند. امروزه پس از گذشت سال‌ها در فقر و محرومیت زیستن، جنبش بیداری لرستان کلید خورده است و رو به گسترش می‌باشد.

اما بخش مناقشه‌آمیز مصاحبه‌ی مذکور حول وجود یا عدم وجود جنبش هویت‌خواهانه در لورستان بود که بختیار بر این باور بود که: امروزه با شکست ایدئولوژی‌های جهان‌وطنی در خاورمیانه، گفتمان سیاسی هویت‌طلبی مهمترین گفتمان بین ملیت‌های ایران می‌باشد. جنبش‌های دمکراتیک و استبدادستیز ملی خواستار مطالبات معوقه‌ی خود می‌باشند که در این ٩٠ سال سیاه گذشته از آنان دریغ شده است. ما هر روزه شاهد گسترش مبارزات فرهنگی اجتماعی سیاسی در لرستان می‌باشیم. آنچه مبارزه‌ی ما را موجه می‌سازد، تلاش برای به دست آوردن اولیه‌ترین حقوق طبیعی و انسانی و بشری می‌باشد. لرستان بعد از ضربه‌ی نظامی‌ای که خورد و به اشغال حکومت مرکزی در آمد، همواره مورد تهاجم فرهنگی و تحقیر و تحریم قرار داشته است. امروزه حقایق برای لرها آشکار شده است و ناگفته‌های تاریخ گفته شده است و جنبش آزادیخواهانه‌ی لر به بلوغ سیاسی خود نزدیک می‌شود. این جنبش می‌تواند با توجه به موقعیت ممتاز جغرافیایی خود و بهره‌برداری از ژئوپولیتیک و همجواری با ملت کرد، نقش ارزنده‌ای ایفا کند.

بختیار در ادامه به نقش دانشگاه و دانشجو در قیام رهایی‌بخش ملتمان اشاره کرد و گفت: "در هر جامعه‌ای قشر دانشجو در صف اول مبارزات عدالت‌خواهانه قرار دارد. در ایران با توجه به این که جو امنیتی در دانشگاه حاکم است و دانشجو در پی کسب مدرک و شغل آبرومندی می‌باشد و باید به زبانی غیر از زبان مادری خود درس بخواند، شرایط به صورتی است که قدری محافظه‌کارتر از اقشار دیگر عمل می‌کند. فشار آسیمیلاسیون بر او شدید است و دولت همواره سعی می‌کند در او گسل فرهنگی ایجاد کند. دانشجوی لر باید به روشنگری و آگاهی‌بخشی بپردازد و خواسته‌ها و کمبودها را به زبان سیاست فرموله کند و راهنمای توده‌ها باشد.

در انتهای مصاحبه، بختیار به دلایل ضعف قیام رهایی‌بخش زاگرس در لرستان طی ٧٠ سال گذشته پرداخت و گفت: ملت لر در یکصد سال گذشته، قیام‌های متعددی داشته است. مهمترین و موفقترین قیام در دوران انقلاب مشروطیت و فتح تهران بود. لرهای بختیاری به فرماندهی علیقلی‌خان سردار اسعد دوم و صمصام‌السلطنه و دیگر خوانین جوان و تحصیلکرده ابتدا اصفهان و سپس تهران را فتح کردند و دمکراسی و آزادی را برای ایرانیان به ارمغان آوردند که متاسفانه از آن محافظت نشد و با کودتای شوم قزاق‌ها به یاری انگلیسی‌ها، این قطار از مسیر خارج شد و در جهت استبداد و خودکامگی فردی قرار گرفت که تبعات منفی آن هنوز گریبانگیر ایرانیان می‌باشد. چند سال بعد در سال ١٣٠٨ شمسی، قیام علیمردان خان و سردار فاتح (پدر زنده‌یاد شاپور بختیار) صورت گرفت و چندین جنگ با نظامیان دولت در "سفید دشت" صورت گرفت و با پادرمیانی بختیاری‌هایی که در حکومت بودند، فیصله یافت. اما هر دو خان بختیاری تیرباران شدند. در سال ١٣٢٤ شمسی، ابوالقاسم خان بختیار که در اروپا تحصیل کرده بود، لرستان را علیه خودکامگی و استبداد دولت مرکزی تجهیز و تشویق کرد. در این قیام کهگیلویه و بویر احمد هم با او همراه بودند که متأسفانه بازهم از ارتش و نیروی مسلح مرکز شکست خوردند.

آخرین قیام‌ها در سالهای ١٣٤١-١٣٤٨ در مناطق جنوبی لرستان، در بویر احمد و ممسنی صورت گرفت که به وسیله‌ی نیروی چترباز و ارتش و دسیسه و خدعه سرکوب گردید و عبدالله خان ضرغامپور و یارانش تیرباران گردیدند. مرکزگریزی و استبدادستیزی همواره در لرستان وجود داشته، اما نتیجه مطلوب به دست نیامده است. وظیفه‌ی روشنفکران قوم است تا به علل و ریشه‌های ناکامی‌ها بپردازند تا در قیام‌های بعدی موفق شوند.
بالاترین چاپکردنی ئەم بابەتە

روزنامە کوردستان
روزنامەی کردستان ش.٧٠٦ در این شمارە می‌خوانید:

ــ اراده معطوف به مقابله با سرکوب
ــ دوست و یاور مبارزه‌ای
ــ کورد نماینده، نماینده‌ی کورد
ــ مصاحبه اختصاصی روزنامه کوردستان با یک فعال سیاسی-اجتماعی کرماشانی