• روزنامەی کوردستان
  • Agirî
  • بیری خوێندکار
  • لاوان
  • ژنان
  • کانال تیشک تی وی
  • نرگز
١۶ آگوست ٢٠١٧ میلادی - ٢۵ مرداد ١٣٩۶ خورشیدی  

سرکوب رسانه‌ها، لازمه حکومت‌های خودکامه

میلادی: ٢٢-١٢-٢٠١۶ - خورشیدی: ١٣٩۵/١٠/٠٢ - ١٠:٢۵ تاران سایز فونت: بزرگتر‌کوچکتر
سرکوب رسانه‌ها، لازمه حکومت‌های خودکامه
علی‌اصغر فریدی

در سال گذشته میلادی، ١١٠ روزنامه‌نگار کشته شدند که بیش از نیمی از آنها به صورت عامدانه و در حین انجام وظیفه کشته شده‌اند. اواخر سال ٢٠١٦ اعلام شد، در هر پنج روز یک روزنامه‌نگار در جهان کشته می‌شود. چین، مصر، ایران، اریتره و ترکیه که به عنوان بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران شناخته می‌شوند، بیشترین روزنامه‌نگاران را در زندان‌های خود جایی داده‌اند.

نقش رسانه‌ها در جوامع آزاد

رسانه‌های آزاد و مستقل، که یکی از شاخص‌ها و ارکان دمکراسی به شمار می‌روند، به دلیل ارتباط مستمر و مستقیم با مردم و پوشش خبری و روشنگری در مورد عملکرد دولت‌ها و ارگان‌های مربوط به آن، می‌توانند به عنوان ضامن دمکراسی و یکی از موانع خودکامگی و فساد مالی دولتمردان نیز عمل کنند.

در حکومت‌های غیر استبدادی که دولت‌ها و احزاب سیاسی، به دنبال کسب حمایت مردمی از سیاست‌هایشان هستند، تنها از طریق وسایل ارتباط جمعی، همانند رادیو و تلویزیون و مطبوعات که توده مردم به آن دسترسی دارند، امکان پذیر است.

همچنین رسانه‌ها و مطبوعات آزاد، در جوامعی که دمکراسی حاکم است، علاوه بر این که می‌توانند تریبونی برای سیاست دولت و احزاب باشند، با زیر سؤال بردن عملکرد دولت، سیاستمداران، بنگاه‌های اقتصادی، کمپانی‌های بزرگ و کوچک تولیدی و صنعتی، به آگاهی‌دهی به افکار عمومی می‌پردازند، تا از فساد در این جوامع جلوگیری کنند.

در جوامع کثرت‌گرا و دارای سیستم دمکراسی و حاکمیت قانون، رسانه‌ها و به ویژه مطبوعات، با آزادی کامل، صداهای گوناگون و متفاوت را که نماینده خواست‌ها، نیازها، علایق و دیدگاه‌های اقشار و گروه‌های مختلف جامعه هستند، نشر و ترویج می‌کنند.

در این جوامع همچنین، نشر افکار و عقاید مختلف افراد و گروه‌های متفاوت، باعث ایجاد و فراهم آوردن بستر فرهنگ بحث، گفتگو و تحمل دیدگاه مخالف می‌شود و فرهنگ گفتگو و احترام به عقاید و دیدگاه‌های مختلف، جایگزین فرهنگ زور، خشونت و حذف مخالفان می‌شود.

دور باطل رسانه‌های حکومتی در ایران

تاریخ نشر و مطبوعات از بدو پیدایش تا به امروز، در سراسر دنیا راه‌های پر فراز و نشیبی را در مقابله با سانسور و فشار حکام، در راستای وظیفه اصلی‌اش که روشنگری بود، طی کرده است. در ایران اما، اندکی پس از چاپ نخستین روزنامه، با نام "کاغذ اخبار" از سوی میرزا صالح شیرازی، در سال ١٢١٦ هجری شمسی، سانسور نیز پایش به مطبوعات ایران باز شد.

پس از گذشت حدود ١٦٦ سال از اولین رسانه حکومتی ایران به نام "وقایع اتفاقیه" که در سال سوم پادشاهی ناصرالدین شاه به چاپ رسید و بسیاری از مطالبش را به مجیزگویی و چاپلوسی از پادشاه اختصاص می‌داد، تا به امروز رسانه‌های حکومتی بر همان پاشنه می‌چرخند.

در روزنامه وقایع اتفاقیه حتی در زمان امیرکبیر از شش صفحه آن، یک و نیم صفحه به جزئیات کارهای ناصرالدین شاه و اخبار مربوط به وی می‌پرداخت و خبرهای دیگر را نیز چنان با تملق و گزافه‌گویی منتشر می‌کرد، که حتی تغییرات آب و هوایی را نیز به نوشته آن روزنامه به "یمن وجود مباک" پادشاه ربط می‌داد.

یک نمونه بسیار جالب از روزنامه وقایع اتفاقیه و خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی به فاصله بیش از یک و نیم قرن، در مورد گزارشات وضعیت‌جویی، در رسانه‌های دولتی ایران، قابل تأمل است.

در سال ١٢٢٩ روزنامه وقایع اتفاقیه در شماره سوم خود می‌نویسد: "از یمن طالع فیروزی مطالع و اقبال بیهمان سرکار اعلیحضرت پادشاهی، هوای دارالخلافه طهران در این اوقات به طوری خوب و خوش می‌گذرد که برف به آن شدت، در سه چهار روزه به کلی از اطراف و حول و حوش رفت".

پس از ١٦٦ سال از نشر این خبر در مورد آب و هوا، تلویزیون دولتی ایران، بارش برف و بوران در آمریکا این گونه اعلام می‌کند و می‌گوید: "بلایای آسمانی آمریکا را فلج کرد" و در مورد ریزگردها و گرد و غباری که زندگی عادی مردم خوزستان را مختل و بسیاری را روانه بیمارستان کرده، می‌گوید: "هوای خوزستان باز بوی تربت کربلا گرفت". و این تکرار طنز تاریخی در تاریخ روزنامه‌نگاری دولتی در ایران، چه دردناک است.
البته علی‌رغم گفته‌ها و نظرات برخی از سیاسیون و مدعیان روشنفکری که بیشتر وابسته به جریان اصلاح‌طلبی هستند و اکنون در خارج کشور، تریبون‌هایی نیز در رسانه‌های بزرگ در اختیار دارند، سانسور، صدور احکام طولانی مدت زندان برای روزنامه‌نگاران، بستن فله‌ای جراید و همچنین فرهنگ دروغ، تملق و گزافه‌گویی، در رسانه‌های دولتی و حکومتی، تنها مربوط به دوره مشخصی از ریاست جمهوری و پست وزارت ارشاد اسلامی یک شخص خاص نبوده و این دردی است که از روزهای آغازین حکومت اسلامی دامن رسانه‌های ایران را گرفت و تاکنون نیز ادامه دارد.

زندانی به بزرگی ایران برای روزنامه‌نگاران

اگرچه به طور کلی در بسیاری از نقاط دنیا، جای امنی برای روزنامه‌نگاران و اصحاب رسانه وجود ندارد، اما کشورهایی وجود دارند که حاکمانش، آن را به جهنمی برای روزنامه‌نگاران تبدیل کرده‌اند. چین، مصر، ایران، اریتره و ترکیه از آن جمله کشورهایی هستند که در مجموع بیشترین روزنامه‌نگاران را در زندان‌های خود جای داده‌اند.

اخیراً، سازمان گزارشگران بدون مرز، لیستی با نام "فهرست سیاه درندگان آزادی اطلاع‌رسانی" منتشر کرده است. در این لیست نام ٣٥ رئیس دولت، رهبر مذهبی، سیاستمدار و همچنین گروه‌های تبهکار که رسانه‌ها را سانسور و روزنامه‌نگاران را زندانی و شکنجه می‌کنند و می‌کشند، آمده است.

در این لیست، نام "آیت‌الله خامنه‌ای" رهبر جمهوری اسلامی نیز در کنار اشخاص و گروه‌هایی همچون، "پیر نکاوراوزیزا" رئیس جمهوری بروندی، گروه اسلام‌گرای تندرو "انصارالله بنگلاتایم" در بنگلادش، گروه "القاعده"و "طالبان" در افغانستان و پاکستان، "حوثی‌های شیعه" یمن و گروه تبهکار قاچاقچیان مواد مخدر "کارتل لوس زتاس" که در مکزیک قرار دارد، به چشم می‌خورد.

همچنین سازمان گزارشگران بدون مرز، در گزارش سالیانه خود با ارائه آماری از روزنامه‌نگاران زندانی، در سال ٢٠١٥ میلادی، اعلام کرده است: در سراسر جهان ١٥٣ خبرنگار حرفه‌ای، در سراسر جهان تا نیمه دسامبر سال ۲۰۱۵ پشت میله‌های زندان بوده‌اند که نیمی از این تعداد در زندان‌های چین‌، مصر، ایران و اریتره‌ به سرمی‌برند.

البته بنابه تعریف از مطبوعات آزاد، به عنوان رکن چهارم دمکراسی نام برده می‌شود، بنابراین اگر در کشوری مثل ایران، با حاکمیت دیکتاتور اسلامی، سرکوبگر و توتالیتر نشانه‌ای از حداقل آزادی بیان و رسانه‌های آزاد و مستقل، وجود نداشته باشد و روزنامه‌نگاران به حبس‌های طولانی مدت محکوم شوند، بسیار طبیعی است و جای تعجب نیست.

عدم آزادی بیان و سرکوب، دو نمونه بارز در همه حکومت‌های استبدای بوده و هست. این دو مقوله که همیشه، به همراه همدیگر، در جوامع استبداد زده، از سوی حکام بر جامعه تحمیل می‌شوند، از دیرباز در ایران وجود داشته و اکنون در شدیدترین حالت خود هنوز حاکم هستند.
و صد البته بسیار به جا و واقعی است که سازمان گزارشگران بدون مرز، رهبر ایران را در کنار تبهکاران و مافیاهای مواد مخدر و گروه‌های تندرو اسلامی سنی و شیعه در لیست سیاه درندگان آزادی اطلاع‌رسانی قرار داده، چه اینکه این‌ها همگی از روشنگری و افشاگری هراس دارند.

و در نهایت اگر روزنامه‌نگاری در ایران از تمام تهدیدات و نگاه‌های امنیتی جان سالم به در برد، عدم ثبات شغلی، به دلیل توقیف جراید که به شدت در ایران، از سوی دستگاه قضایی و امنیتی به وقوع می‌پیوندد، دستمزدها و حق‌التحریرهای بسیار پایین، عدم بهره‌مندی از خدمات بازنشستگی و بیمه خدمات درمانی، از دیگر موارد سخت و تنگناهایی است که روزنامه‌نگاران در داخل ایران با آن دست به گریبان هستند.

نگاه امنیتی‌تر به روزنامه‌نگاران کُرد در ایران

بنابه آنچه که در طی سالیان گذشته، دولت و حکومت ایران در مقابل آزادی بیان و رسانه‌ها انجام داده، تا ایران به یکی از بدترین نقاط دنیا برای کار رسانه‌ای تبدیل شود، مناطق کردنشین ایران و روزنامه‌نگاران کرد، هم در استان‌های کردنشین ایلام، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی، و هم در تهران، به دلیل نگاه امنیتی به مسائل کردستان و مسأله کرد در ایران، به مراتب تحت فشار، سانسور و نگاه امنیتی شدیدتری قرار دارند.

صدور احکام طولانی مدت و حتی اعدام برای فعالین رسانه‌ای کردستان، یکی از نمونه‌های، نگاه به شدت امنیتی‌تر به روزنامه‌نگاران کرد، به نسبت سایر مناطق ایران است. به عنوان نمونه، از میان ده‌ها مورد احکام ناعادلانه غیرانسانی در مورد روزنامه‌نگاران کرد، می‌توان به عدنان حسن‌پور و محمدصدیق کبودوند اشاره کرد.

عدنان حسن‌پور، عضو تحریریه "هفته‌نامه ئاسو" در بهمن ماه سال ١٣٨٥ دستگیر شد. تیرماه سال ٨٦ حکم اعدام وی در دادگاهی غیرعلنی از سوی دادگاه انقلاب مریوان به وکیل و خانواده وی اعلام شد و ٣٠ مهرماه همان سال نیز دیوان عالی کشور همان حکم را تأیید کرد.

اگرچه با درخواست مجدد اعاده دادرسی، در بهمن ماه سال ١٣٨٧ دادگاه انقلاب سنندج، حکم اعدام حسن‌پور را لغو و این روزنامه‌نگار کرد را به ١٥ سال زندان محکوم کرد، اما وی در نهایت ١٠ سال از عمرش را در زندان سپری کرد.

محمد صدیق کبودوند، بنیانگذار "سازمان حقوق‌بشر کردستان" و سردبیر هفته‌نامه "پیام مردم" یکی دیگر از روزنامه‌نگاران کرد است که از تیر ماه ١٣٨٦ بازداشت و زندانی شده و اکنون بیش از ١٠ سال است که هنوز در زندان به سر می‌برد.

ارسال پارازیت بر روی اموج رادیویی و تلویزیونی، یکی دیگر از کارهایی است که حکومت ایران از آغاز به دست گرفتن قدرت تاکنون همواره در راستای خفه کردن صدا‌های مخالف از آن استفاده کرده است.

در اوایل انقلاب ٥٧ و دهه ٦٠ خورشیدی که بیشتر مردم کردستان، به رادیوی دو حزب اصلی کرد، رادیو کومله و رادیو دمکرات، (صدای کردستان ایران)، که بر روی موج متوسط پخش می‌شد، گوش می‌کردند، به دلیل پخش پارازیت، صدای این دو رادیو به سختی به گوش مخاطبانشان می‌رسید.

در حال حاضر نیز که رسانه‌های تصویری و ماهواره به خانه‌های مردم راه پیدا کرده، حکومت ایران، با علم به اینکه پارازیت بر روی امواج تلویزیونی برای کسانی که در معرض آن قرار می‌گیرند، به شدت مضر است، اما تا جایی که تکنولوژی یاریش بدهد، از ارسال پارازیت‌های مضر برای شهروندان، بر روی شبکه‌های تلویزیونی، به ویژه تلویزیون‌های احزاب کرد، در مناطق کردنشین ایران کوتاهی نمی‌کند.
بالاترین چاپکردنی ئەم بابەتە

روزنامە کوردستان
روزنامەی کردستان ش.٧٠٦ در این شمارە می‌خوانید:

ــ اراده معطوف به مقابله با سرکوب
ــ دوست و یاور مبارزه‌ای
ــ کورد نماینده، نماینده‌ی کورد
ــ مصاحبه اختصاصی روزنامه کوردستان با یک فعال سیاسی-اجتماعی کرماشانی