• روزنامەی کوردستان
  • Agirî
  • بیری خوێندکار
  • لاوان
  • ژنان
  • کانال تیشک تی وی
  • نرگز
١۴ دسامبر ٢٠١٧ میلادی - ٢٣ آذر ١٣٩۶ خورشیدی  

بازی با کارت اشغالگران نتیجه‌ای جز شکست ندارد

میلادی: ٠٧-٠١-٢٠١٧ - خورشیدی: ١٣٩۵/١٠/١٨ - ١٧:٢۶ تاران سایز فونت: بزرگتر‌کوچکتر
بازی با کارت اشغالگران نتیجه‌ای جز شکست ندارد
علی منظمی

ترجمه: فردین عبدالهی‌زاد


تاریخ مبارزات آزادیخواهی ملت‌ها بیانگر این حقیقت است که آزادیخواهان برای به زانو در آوردن اشغالگران، بر خلاف قوانین بازی آنها گام برداشته‌اند تا بتوانند بازی آنها را بر هم زده و مانع از آن شوند که همه چیز باب میلشان پیش رود. بدین وسیله در این راه موفق عمل کرده‌ و توانسته‌اند زنجیر استعمار را از دست و پای ملتشان بگشایند و با آزادی زندگی کنند.

در تاریخ مبارزات ملی ملتمان برای آزادی، پیش آمده که رهبرانمان بارها از سر پاکی و سادگی به دشمنانمان اعتماد کرده، قواعد پر از نیرنگشان را در بازی پذیرفته و بر مبنای این قواعد توخالی کنش نموده‌اند که نتیجه‌ی این اقدام چیزی غیر از شکست نبوده است. حال در قرن بیست و یکم، این سناریو بار دیگر از جانب احزاب کردی تکرار می‌شود و در روژئاوا در چارچوب سیاستی ایفای نقش می‌نمایند که هدفش محو همیشگی هویت کردی این بخش از کردستان است. این احزاب با اراده‌ی خود موجودیت خود را انکار نموده و به حضور اشغالگران مشروعیت می‌بخشند. افعال یاد شده در فوق نه اشتباهات تاکتیکی، بلکه خطاهای استراتژیک می‌باشند. سایه‌ی چنین اشتباهاتی می‌تواند ده‌ها سال بر سر مردم و سرزمینمان سنگینی کند و راه رسیدن به آزادی را پر پیچ و خم و سنگینتر نماید. پرسش‌هایی که در خصوص مسأله‌ی فوق‌الذکر، بخصوص بعد از آن که PYD از طریق مجمع مؤسس سیستم فدراسیون شمال سوریه نسبت به حذف نام "روژئاوای کردستان" اقدام نمود، مطرح است به شرح زیر می‌باشند:
PYD با انتخاب این استراتژی جدید می‌خواهد روژئاوای کردستان را به سوی کدام سرنوشت سوق دهد؟

PYD چه گزینه‌های دیگری در دست داشت و بر مبنای کدام تئوری این اقدام را صورت داده است؟

تلاش خواهم نمود تا در قالب این مقاله، چارچوبی از وضعیت نابسامان غرب کردستان ارائه نمایم و تا آنجایی که در توانم می‌گنجد سناریوهای مختلف را مورد بررسی قرار داده و تصویری از کنش و رفتار بازیگران که در مقابل تعدادی از انتخاب‌های مشخص قرار گرفته‌اند، ترسیم سازم و روشن نمایم که چگونه با علم پیشین به نتیجه هر یک از این انتخاب‌ها، گزینه‌ای را برمی‌گزینند که موجبات انکار خودشان را فراهم می‌آورد. آنها آگاهند که نتیجه‌ی بر هم زدن مرزهای سرزمین ملی برای حفظ مرزهای چرکین اشغالگریان چیزی جز نفع این اشغالگران نخواهد بود. آنها بدین وسیله وجودشان را تضمین نخواهند نمود. اگر هم وجودشان را حفظ نمایند فاصله‌ای با سلطه‌گری دوباره اشغالگران بسیار کمتر از آن خواهد بود که فکر می‌کنند. با این انتخاب دوباره صدای پای جلادان به گوش می‌رسد و سلطه‌گری مداوم و کشتار دوباره شهیدان کوبانی خواب کودکان اهورایی را بر هم خواهد زد. چه تلخ است که غرب کردستان را تقدیم نمایی تا بخش شمالی کشور دیگری باشد. خودکم‌بینی تبدیل به بخشی از فرهنگی خوار و در حقیقت "بی‌فرهنگی شده " است. چرا اینگونه آموزش داده شده‌اند؟ چرا این گونه یاد گرفته‌اند، در نتیجه‌ی انتخاب‌های نادرست، آزادی هم شرمگین خواهد شد.

اگر به غرب کردستان نگاهی بیاندازیم، می‌توانیم بازیگران مؤثر در انتخاب گزینه‌های موجود از جانب احزاب کردی و بخصوص حزب در قدرت PYD را مشخص نماییم. می‌توان اصلیترین بازیگران را بدین شکل دسته‌بندی نمود:

بازیگران کردستانی:

١: احزاب غرب کردستان مانند احزاب عضو شورای ملی کرد در سوریه یا ENKS؛
٢: احزاب شمال کردستان مانند pkk و احزاب جنوب کردستان مانند پارت دموکرات و اتحادیه‌ی میهنی؛

بازیگران منطقه‌ای:

١: اشغالگران کردستان: ایران و ترکیه؛
٢: بازیگران داخلی سوریه مانند رژیم اسد، گروه‌های مخالف اسد و داعش؛

بازیگران بین‌المللی:

آمریکا و روسیه

همان گونه که همه آگاهند، از آغاز بحران سوریه و شعله‌ور شدن جنگ داخلی، رژیم بعث سوریه نیروهای اشغالگر خود را به شکلی قابل ملاحظه از غرب کردستان عقب کشیده و PYD به عنوان نیرویی مؤثر توانست خود را در این بخش از کردستان سازماندهی نموده و قدرت را در این بخش به دست بگیرد. PYD طی این چند سال حاکمیت خود کارهای بسیاری صورت داده که بعضی مثبت و بعضی دیگر منفی و در جهت مخالف منافع ملی بوده است. اگر چه PYD می‌تواند مدل جدیدی از خودمدیریتی را ایجاد نماید که همه گروه‌های دینی و نژادی را در آن مشارکت داده و زنان نیز در آن نقش برجسته‌ای داشته باشند، اما از آنجایی که این حاکمیت تک‌حزبی بوده و به دیگر احزاب که با PYD اختلاف عقیده دارند اجازه مشارکت داده نمی‌شود، نمی‌توان این سیستم را به عنوان یک سیستم دمکراتیک و موفق ارزیابی نمود. از نظر اینجانب، اگر این سیسم بسته نبود اکنون شاهد این اتفاق نمی‌بودیم که مجمع مؤسس سیستم فدرالی دمکراتیک شمال سوریه صریحاً هویت ملت کرد و بخشی از سرزمین کردستان را انکار نماید و چنین وانمود کند که تاریخ مصرف پروژه‌های ملی سپری شده و باید به پروژه‌ی "جامعه دموکراتیک" مجال ظهور داده شود.

این اندیشه از سیاست‌های PKK نشأت می‌گیرد. از آن رو که PYD از سیاست‌های این حزب الهام گرفته و از سیاست و فلسفه این حزب پیروی می‌کند. به همین خاطر دیگر احزاب نیز به مانند حزب دمکراتیک ترقیخواه، ENKS و بسیاری از طرف‌های دیگر که به پارت دمکرات کردستان نزدیک هستند، در مخالفت با این سیاست و پروژه PYD واکنش نشان داده و این سیاست را به عنوان ابزاری برای از بین بردن پروژه ملی‌گرایی و اشتباهی تاریخی تعریف می‌کنند. لازم به یادآوری است که دیگر احزاب غرب کردستان، با وجود برخورداری از نیروهای پیشمرگه، برای پرهیز از هر گونه برادرکشی میان خود، نیروهایشان را در اقلیم کردستان مستقر نموده و خواهان آن نیستند تا از طریق جنگ برادرکُشی به موقعیتی در غرب کردستان دست یابند. "ابراهیم برو" رئیس شورای ملی کردهای سوریه موسوم به ENKS بارها این تهدیدها را خاطر نشان نموده و یادآور این موضوع شده است. مجمع مؤسس سیستم فدرالی شمال سوریه که از دیگر احزاب کردی درخواست مشارکت می‌نماید در اصل به دنبال مشروعیت بخشیدن به موضع خود می‌باشد و نه مشارکت دادن عادلانه.

به همین خاطر نیز این احزاب تاکنون نتوانسته‌اند در کنار PYD و در یک سیستم فعالیت نمایند. مشخص است که PYD بدون توجه به موضع و رویکرد این احزاب تصمیم‌گیری نموده تا از طریق مجمع مؤسس سیستم فدرالی شمال سوریه، نام روژئاوا را حذف نماید. یا این که این اقدام PYD نه به سبب اقدامات احزاب کردی بلکه به سبب انتخاب دیگر طرف‌های تأثیرگذار در میدان سیاست سوریه و غرب کردستان می‌باشد.

اکنون نیز تقدیم غرب کردستان به PYD و خروج نیروهای اشغالگر بعثی سوریه از منطقه و معاهدات پشت پرده PYD و دولت سوریه در هاله‌ای از ابهام قرار دارند. انتخاب این گزینه از جانب PYD و دولت اشغالگر سوریه می‌تواند به روابط میان دولت سوریه و PKK از یک سو و رابطه میان PYD و PKK از سوی دیگر باز گردد. حتی اکنون که تلاش می‌شود آتش‌بسی برای جنگ سوریه حاصل شود، دولت مرکزی بارها از PYD تقاضا نموده است تا در چارچوب موافقتنامه موجود از مناطق تحت سلطه خود خارج شده و این مناطق را به دولت مرکزی واگذار نمایند. این می‌تواند یکی از عوامل حذف نام روژئاوا از جانب PYD باشد.

نباید فراموش کرد که PYD با مقاومت قهرمانانه در مقابله با داعش و خلق داستان دلیرانه‌ی کوبانی، توانست توجه دولت‌های منطقه و قدرت‌های جهانی مانند آمریکا و روسیه را به خود جلب نماید، اما اکنون که آمریکا بیشترین تلاشش را صرف آزادسازی موصل با همکاری ارتش عراق و نیروهای پیشمرگه نموده است و می‌خواهد با آزادسازی موصل گام اولیه پایان دادن به داعش را بردارد، چنین می‌نماید که PYD از اهمیت سابق برخوردار نیست. به ویژه که پس از انتخاب ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا، روژئاوا نقش سابق را در مبارزه با داعش بازی نمی‌کند. بازیگران اصلی جنگ سوریه اکنون ایران، ترکیه و سوریه می‌باشند. مشخص است که روسیه و ایران برای پیروزی رژیم اسد در این جنگ، اردوغان را نیز به سمت خود سوق داده‌اند. برای دست یافتن به این منظور مشخص است که کردها را مورد معامله قرار داده‌اند. به این خاطر که ترکیه از یک سو PYD را به عنوان شاخه‌ای از PKK معرفی می‌نماید و از سوی دیگر آنها را به خاطر کرد بودن به عنوان تهدیدی علیه منافعش می‌شناسد.

ایران نیز از دیرباز دشمن ملت کرد بوده و ضربه زدن به ملت کرد و منافع آن را هر کجا که باشد، به نفع خود می‌بیند. کردها برای روسیه نیز هیچ منفعتی نداشته‌اند، از همین رو روسیه نیز به سادگی می‌تواند در مقابل خواسته‌های ترکیه از کردها چشم‌پوشی کند. PYD با وجود این همه فرصت که در دسترسش بوده، نتوانسته است یک اتحاد ملی را در غرب کردستان شکل دهد و موجودیتش را تثبیت نماید. به همین خاطر اگر در این فرصت محدودی که در اختیار دارد دیگر طرف‌های کرد را راضی ننموده و بر هویت کردی خود پافشاری ننماید، به اصطلاح کردی، غرب کردستان و PYD و دیگر طرف‌های کرد همگی با هم نابود خواهند شد. امیدوارم که هرگز چنین روزی را نبینیم.
بالاترین چاپکردنی ئەم بابەتە

روزنامە کوردستان
روزنامەی کردستان ش.٧١٤ در این شمارە می‌خوانید:

ــ اپوزیسیون مرکزگرای ایرانی، مانع اصلی اتحاد اپوزیسیون
ــ فلسفه‌ی "حق" و تمامیت ارضی
ــ زلزله، سنبلی برای اتحاد ملی و بهانه‌ای برای به چپاول
ــ برج بابل
  • فلسفه‌ی \ فلسفه‌ی "حق" و تمامیت ارضی
    آشکار است که این جستار در شرایطی منتشر می‌شود که در روزهای پایانی آبان‌ماه ١٣٩٦ شمسی، در آلمان، تعدادی از احزاب متعلق به ملیت‌های تحت ستم و همچنین ملت حاکم، شورایی تحت عنوان "شورای دمکراسی‌خواهی در ایران" را تشکیل دادند.
  • زلزلە، سنبلی برای اتحاد ملی و بهانەای برای به چپاول زلزلە، سنبلی برای اتحاد ملی و بهانەای برای به چپاول
    این وظیفه انسانی و قانونی، که رژیم اسلامی ایران در مناطق کوردستان، خود را در برابر آن مسئول نمی‌داند، از سیاست‌ها و ایدئولوژی‌هایی سرچشمه می‌گیرد که این رژیم در مورد ملت کورد، در راس برنامه‌های خود قرار داده و این داستان و غرض‌ورزی‌ها دولتمردان جمهوری اسلامی ریشه‌ای تاریخی و باوری سرکوبگرایانه دارد که با ژرف‌نگری تاریخی و سیاسی ابعاد آن کشف و ظاهر می‌شوند.
  • سرمایه‌گذاری فاشیستی و پس‌لرزه‌های زلزله‌ی کرماشان سرمایه‌گذاری فاشیستی و پس‌لرزه‌های زلزله‌ی کرماشان
    اما عمق فاجعه و از آن بدتر سیاست‌های حکومت در عدم کمک‌رسانی تعمدی به آسیب‌دیده‌گان و نیز ممانعت از رسیدن کمک‌های مردمی به دست آنان، دولت حسن روحانی را بر آن داشت تا فضایی کاملا امنیتی و سرکوبگرانه در مناطق مذکور ایجاد کند. در همین رابطه دادستان کرماشان به بهانه‌ی مدیریت بحران، در سرپل ذهاب حکومت نظامی اعلام کرد.
  • اپوزیسیون مرکزگرای ایرانی، مانع اصلی اتحاد اپوزیسیون اپوزیسیون مرکزگرای ایرانی، مانع اصلی اتحاد اپوزیسیون
    در این مقاله با زبانی ساده و بدون تعارف و ترس از هرگونه برچسب، می خواهم به دور از احساسات ایدئولوژیکی و حزبی به بررسی این مساله بپردازم که چه شد ایران به این وضعیت رسید و چرا اپوزیسیون قادر به تشکیل اتحادی فراگیر و حرکت گام به گام به سوی سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی نیستند.
  • برج بابل برج بابل
    رویدادهای تاریخی و حتا اسطوره‌ای نیز بر این امر تاکید می‌کنند که برای آنکه جامعه‌ای را تضعیف کرد تا به سمت زوال و نابودی گام بردارد، بهتر آن است که در میان آن‌ها تفرقه و آشوب ایجاد کرد تا هم مسائل و مشکلات اصلی را فراموش کنند و هم تنها به مسائل داخلی مشغول شوند و خود به عامل نابودی‌شان بدل شوند.
  • کرماشان در آئینه‌ زلزله کرماشان در آئینه‌ زلزله
    از سوی دیگر حکومت ایران برای آنکه سیاست‌های فاشیستی‌اش در قبال زلزله‌زدگان و عدم کمک‌رسانی به آن‌ها عیان نشود مانع از ورود خبرنگاران مستقل و خارجی به مناطق زلزله‌زده شد. در همین رابطه "توماس ارد بریک" گزارشگر نیویورک تایمز آمریکا در تویتی نوشت: "همزمان با وقوع زلزله در کوردستان، به گزارشگران اجازه ورود به محل حادثه را نداده‌اند".
  • مبارزه کورد و موانع آن مبارزه کورد و موانع آن
    این علل که تاثیرات آن کمتر از دو علت اولیه نبوده، شامل نیروهای بومی می‌باشد که در جهت تأمین منافع خویش با نیروهای بیرونی در سرکوب نهضت‌های مردمی سهیم بوده و ملت کورد را در راه رسیدن به خواسته‌ها و آرمان‌های‌شان دچار مشکلاتی نموده‌اند و بیش از نیمی از فشار نیروهای حاکم توسط این گروه به اجرا گذاشته می‌شود.
  • زلزله‌ی سیاسی زلزله‌ی سیاسی
    در آن شامگاهی که زلزله‌ای شدید کوردستان را لرزاند و چندین شهر این دیار را در استان کرماشان با فاجعه‌ای انسانی روبرو ساخت، جمهوری اسلامی تصور می‌کرد که از زیان‌های آن دور است، اما زیاد طول نکشید که زلزله‌ای سیاسی سرتاپای رژیم را به لرزه اندخت.
  • مشروعیت سلاح و مشروعیت مردمی مشروعیت سلاح و مشروعیت مردمی
    شاید سلاح و زرادخانه برای مدتی اشغالگر را حفظ کند اما هیچگاه موجب مشروعیت آن نمی‌شود. حکومتی که نتواند رضایت مردم را جلب کند سرانجامی بجز نابودی نخواهد داشت.
  • مصطفی هجری، دبیر کل حزب دمکرات کوردستان ایران در مصاحبه با تیشک تی‌وی: نباید چشم به راه نیروی خارجی باشیم که جمهوری اسلامی را نابود یا آنرا مجبور به احقاق حقوق ما کند مصطفی هجری، دبیر کل حزب دمکرات کوردستان ایران در مصاحبه با تیشک تی‌وی: نباید چشم به راه نیروی خارجی باشیم که جمهوری اسلامی را نابود یا آنرا مجبور به احقاق حقوق ما کند
    واضح است که به موضوعات دیگر نیز اشاره کرده است اما اولویت اصلی ترامپ و دولت آمریکا تا بدین لحظه مساله برجام است چرا که توافق مذکور در آینده این امکان را به ایران می‌دهد که غنی‌سازی اورانیوم برای ساخت سلاح اتمی را بار دیگر آغاز کند. آنچه که در این توافق بر آن تاکید شده است مساله سلاح اتمی است.
  • کرکوک و سه حقیقت کرکوک و سه حقیقت
    فجایعی که طی روزهای اخیر ملت کورد در کوردستان عراق با آن روبرو شد، بی‌شک یکی از بزرگترین فجایع تاریخ کورد می‌باشد که تا مرز تحقق برخی از رویاهای خود نزدیک شده بود اما به ناگاه تمام این رویاها را به کابوسی وحشتناک بدل کردند! تراژدی تلخ کرکوک سه حقیقت را برایمان به اثبات رساند:
  • میلیتاریزه کردن کوردستان (با نگاهی به سخنان دکتر قاسملو در این رابطه) میلیتاریزه کردن کوردستان (با نگاهی به سخنان دکتر قاسملو در این رابطه)
    امروزه در این شرایط که خاورمیانه تاریخی دیگر را رقم می‌زند و جولانگاه ابر قدرت‌ها شده است بدون شک بازیگران منطقه هم ساکت ننشسته‌و خود را به عاملی تبدیل می‌کنند تا از کاروان تغییرات جا نمانند.
  • قدرت نظامی ایران قادر به حفظ و پوشش  عمق استراتژیک رژیم جمهوری اسلامی نیست قدرت نظامی ایران قادر به حفظ و پوشش عمق استراتژیک رژیم جمهوری اسلامی نیست
    لازم به ذکر است در تحلیل فوق قدرت نظامی آمریکا و انگلیس و فرانسه به عنوان هم‌پیمانان کشورهای منطقه در نظر گرفته نشده است و بدون شک حمله ایران به شهرهای اسرائیل و یا جنگ میان‌مدت و طولانی‌مدت با عربستان که به بسته شدن تنگه هرمز منجر خواهد شد واکنش نظامی آمریکا و احتمالا مصر و اردن و کشورهای عربی دیگر را در پی خواهد داشت و حباب عمق استراتژیک رژیم ایران بسیار سریع‌تر خواهد ترکید.
  • راسان، دلیل اصلی سپاه برای غائله کرکوک راسان، دلیل اصلی سپاه برای غائله کرکوک
    سال گذشته درحالی که یک سال از اعلام رسمی راسان گذشته بود، مردم کوردستان ایران با به راه انداختن و شرکت فعال در کمپین "نورز جامانه" یا "زه‌ماوه‌ندی جامانه‌" یک حماسه تاریخی ثبت کردند. این حماسه تاریخی در روز رفراندوم کوردستان عراق نیز با کمپین "زه‌ماوه‌ندی ئالا" تکرار شد. رژیم که همواره تلاش کرده واقعیت مساله کورد را انکار یا منحرف نماید، این سیاست خود را با این حضور گسترده مردم کوردستان ایران در خیابان‌ها، شکست خورده قلمداد کرده و قصد داشت به هر طریقی در برابر آن بایستد.