• روزنامەی کوردستان
  • Agirî
  • بیری خوێندکار
  • لاوان
  • ژنان
  • کانال تیشک تی وی
  • نرگز
٢۶ آوریل ٢٠١٧ میلادی - ٠۶ اردیبهشت ١٣٩۶ خورشیدی  

معلمان مدارس تحت ستم ولایت فقیه

میلادی: ٠٧-٠١-٢٠١٧ - خورشیدی: ١٣٩۵/١٠/١٨ - ١٧:٢٨ تاران سایز فونت: بزرگتر‌کوچکتر
معلمان مدارس تحت ستم ولایت فقیه
جمال رسول دنخه

سازمان ملل متحد در روزشمار خود روزی را برای معلمان مدارس اختصاص داده‌ است و این روز از سوی سازمان "یونسکو" به‌ عنوان روز جهانی معلمان شناخته شده‌ است و در این روز از زحمات و کوشش‌‌های معلمان قدردانی می‌شود که‌ این قشر جامعه‌ به‌ عنوان یکی از حساسترین و مهمترین قشرهای جامعه نگریسته می‌شود.

جدا از روز جهانی معلمان، در رژیم اسلامی ایران ١٢ اردیبهشت به‌ عنوان روز معلم در کشور ایران اختصاص داده‌ شده‌ و فقط سهم معلمان در این روز تبریک‌باد لفظی و شاید هم شاخە گلی قرمز باشد که‌ از سوی دانش‌آموزان به‌ معلم تقدیم می‌گردد. ماحصل معلمان در این روز فقط حس به‌ وجود فیزیکی آنان است و تمام.

مسأله‌‌ آموزش و پرورش گرچه‌ با نوشتار و سخن پایان نمی‌پذیرد، اما در همان حال نمی‌توان خود را از کرد. چراکه‌ مسأله‌‌ای است که‌ به‌ سرنوشت جامعه و آدمیزاد گره خورده‌ است. آموزش و پرورش در عصر امروز که‌ پیشرفت همه‌ مرزها را تنیده‌ است؛ در ایران تحت لوای حکومت ولایت مرتجع فقیه‌ به‌ سنگی بدل شده‌ است که‌ هیچ شخصیت و جریانی جرات بحث آن را ندارد، چون شکستن این سنگ به‌ زیان رژیم است و مسئولان آن به طور مداوم و سیستماتیک در صدد نگه‌داری از این سنگ سفت هستند. بر اساس گفته‌های مسئولان رژیم ایران، وزارت آموزش و پرورش فقیرترین وزارتخانه‌ است و این در حالیست که‌ مسئولان این رژیم حرف از کاهش بودجه‌ی‌ این سازمان به‌ میان می‌آورند و معلمان نیز اعتراض می‌کنند که‌ نان ندارند بخورند در چنین شرایطی مسأله‌ی‌‌ تربیت به‌ کدام جهت قدم می‌گذارد؟ چون طبق گفته‌های متخصصان علوم تربیتی خود رژیم، مسأله‌ی‌‌ تعلیم و تربیت برای آنان مهم نیست و تنها در مصاحبه‌ها‌ و روزنامه‌ها نگرانی خود را در این زمینه‌ ابراز می‌کنند و در واقع اصلاً برای آنان مهم نیست. چرا که‌ سرنوشت کودکان به‌ مثابه‌ نسل آینده‌ و امید آینده جامعه برای آنان ارزشی ندارد.

امسال نیز در آغاز سال تحصیلی و بازشدن مدارس ایران در مهرماه مجموعه‌ای از مسایل بسیار مهم و حیاتی نسبت به‌ تعلیم به‌ میان آمد که‌ بر آن هم دوباره سرپوش گذاشته‌ شد و هیچ اقدامی برای حل آن‌ نشد و حتی در مواردی به‌ کسانی هم که‌ دم از اصلاحات در ساختار آموزش و پرورش زدند، حمله‌ور شدند.

از زمانی که‌ اسلامگرایان در ایران روی کار آمدند، بحث‌هایی مانند "بومی‌گرایی" (بازگشت به خود)، "ارزش‌گرایی" (فساد پنداشتن هر چیز خوبی بر اساس تعریف شیعه)، "محتوای تقلیل‌گرایانه‌( کاهش فرهنگ ملی در مقابل فرهنگ اسلامی ایدئولوژیک)، تمامیت‌خواهی" (حذف همه‌ اندیشه‌هایی که‌ با اسلام آنان در رقابت است) و شماری دیگر از بحث و موضوعات غیر دمکراتیک را وارد آموزش و پرورش کردند و تربیت انسان را فقط در تلقین تفکر ایدئولوژی اسلامگرایی مانند مطالعه‌ی مذهبی و کمونیسم شریعتمداری مانند محتوا و رد تجربه‌های انسان را در حوزه تربیت و انحراف علمی غرب، استفاده‌ از آموزش و پرورش برای جذب نیرو در سازمان‌‌های نظامی و شبه‌نظامیان حکومتی، به‌ دست گرفتن بخش آموزش و تربیت از سوی دولت و همچنین تعلیم قشری ضعیف در جامعه‌ به‌ نام معلم مدرسه یافتند.

نخستین هدف آموزش و پرورش در ایران توسعه‌ی ذهن، علم و جسم و پرورش ذ‌هن و اجتماعی کردن نیست، بلکه‌ بر عکس شستشوی مغز و تحمیل ایدئولوژی اسلامگرایی و زندگی به‌ سبک اسلامی است. همچنان که‌ مسئولان این رژیم خود می‌گویند که‌ هدف ما این است هویتی مستقل ملی و دینی برای دانش‌آموزان به وجود بیاوریم، بدین معنا که‌ هویت و استقلال ضد غربی و تماماً تحت نظر و کنترل اسلامگراها باشد و ملی بودن هم همان تحت لوای حکومت مرکزی بودن است نه‌ چیزی کمتر و نه چیزی بیشتر.

محتوای آموزش در ایران القای ایدئولوژی اسلامگرایی و نفرت از غرب می‌باشد که‌ برای این منظور نیز مکتبی دینی و خیالی به‌ نام نظام "سلطه" ایجاد کرده‌ و با کشورهای جهان به‌ جنگ می‌پردازند و این نیز تنها در حول و حوش تفکر جنگ علیه‌ امپریالیسم پرسه می‌خورد.

در سیستم آموزش و پرورش ایران، اسلامگریان و همه‌ مراکز حکومتی خواستار به‌ دست گرفتن مدارس و مکان‌های آموزشی هستند که‌ در صورت نبود بودجه نیز برای درآمد خود دانشگاه ساختند و حتی خامنه‌ای رهبر رژیم ایران علناً اعلام کرد که‌ نباید همه‌ هزینه‌های مدارس روی دوش دولت باشد این سخن وی در حالیست که‌ بودجه‌ی سرسام‌آور به حوزه علمیه‌ قم اختصاص داده‌ می‌شود و تنها فساد از خارج و تولید می‌‌شود.
مسأله‌ی‌‌ آموزش سی بخش متفاوت دربر دارد ١ـ مسأله‌‌ بنیادی و محتوای تربیت، ٢ـ مسأله‌‌ معلمان و ٣ـ مسأله‌‌ مدیریت؛ که‌ هرکدام از این مسایل خود مجموعه‌ای مبحث دربر دارد. اما برای شناساندن گوشه‌ای کوچک از سیستم آموزش ایران به‌ چند مسأله‌‌ اشارە می‌کنیم.

در مسأله‌ی‌‌ نخست، به‌ سبب این که‌ سیستم آموزش و پرورش مذهبی و حکومتی است، اهداف و خواست‌های انسان در این سیستم آموزشی با خواست‌های جامعه در تضاد است. که‌ این نیز باعث می‌شود که‌ آموزشگاه‌ها هیچ گونه تولید علمی نداشته باشند و اهداف تعلیم و تربیت کلی و مدارس و دانشگاه‌ها هیچ کارآیی ندارند.

کارشناسان برنامه‌ریزی آموزش و پرورش به‌ علت سیستم حکومت و این که‌ در این سیستم توسعه و رشد به‌ نظام و تفکرات واپسگرا پایبند هستند و تنها بر طبق خواست‌های زمان خود برنامه‌ آموزش و پرورش را طرحریزی می‌کنند. هیچ هماهنگی میان اهداف آموزش و پرورش نیازهای جامعه‌ مشخص نیست.

در مسأله‌ی‌‌ دوم، استفاده ‌نکردن از افراد متخصص و دانا و قرار ندادن برنامه‌های درسی منطبق با شرایط امروزی جامعه باعث می‌شود که‌ دانش‌آموزان فقط حفظیات را یاد بگیرند و نتوانند از علم بهره جویند.

در مسأله‌‌‌ی سوم، نبود فضای مدارس، امکانات لازم در محل تحصیل، نبود هماهنگی میان برنامه‌، طرح و تلاش در مدیریت، نبود پژوهش و به‌کاربردن تحقیقات علمی امروزی و شماری دیگر از مشکلات سیستم تعلیم و تربیت در ایران جامعه‌ ایران را سمت و سویی سوق داده‌ است که‌ لاابالی و تغییر جامعه‌ را بسیار سخت کرده‌ و این مشکلات نیز امروزه گریبانگیر جامعه‌ شده‌ است.

خامنه‌ای رهبر رژیم ایران در مدارس و دانشگاه‌ها به‌ مانند ماشین سرکوب نگاه کرده‌ و در این رابطە با هرگونه فعالیت مخالفت می‌کند و آن را کار "طاغوت" وصف می‌کند. همچنین این رژیم از سوی دیگر از طریق "بسیج دانش‌آموزی" آنان را برای جنگ آماده‌ می‌کند و تاکنون نیز شماری چشمگیر از این دانش‌آموزان در جنگ سوریه کشته‌ شده‌اند و این نیز در صورتی است که‌ مسئولان رژیم از وزارت آموزش و پرورش انتقاد می‌كنند که‌ دانش‌آموزان را انقلابی تربیت نمی‌كنند.

در تاریخ ٨ سال جنگ ایران و عراق پر واضح است که‌ آموزش و پرورش بزرگترین نقش را در اعزام نیروی انسانی به‌ جبهه‌های جنگ داشته‌ است و که‌ بیشتر این نیروها دانش‌آموزانی بودند که‌ در راستای سیاست‌‌های جنگ‌طلبانه رژیم کشته‌ شدند.

علی اصغر فانی، وزیر کنونی دولت روحانی که‌ در سال‌های ١٣٦٤ تا ٦٨ خورشیدی، ستاد جنگ وزارتخانه‌ آموزش و پرورش را بر عهده‌ داشته‌ است، اظهار داشته‌ است که‌ در طی ٨ سال جنگ بیش از ٥٥٠ هزار دانشجوی تربیت معلم و بیش از ٩٠ هزار فرهنگی به‌ جبهه‌های جنگ اعزام شده‌اند‌ که‌ ٥ هزار تن از آنان کشته‌ شدند.

آموزش و پرورش رژیم ایران در طول فعالیت‌های خود نامی بی‌مسما بوده‌ که‌ فقط وجودی فیزیکی داشته و کارآمد نبوده و تاکنون تعلیم و تربیت رژیم ایران سرتاپا غرق در مشکلات بوده‌ و دچار بحران آموزشی شده‌ و‌ به‌ کلی عقیم مانده‌ است.

خرید و فرش پایان‌نامه‌، نبود مدارس، نبود دانشجو و دانش‌آموز باسواد و کارآمد، نبود تولید علم، مدرک‌گرایی و د‌ه‌ها مشکل دیگر آموزش و پرورش موجب شده‌ که‌ مسئولان رژیم از این سخن به‌ میان بیاورند که‌ مدارس را تعطیل و مستقیما به‌ مردم مدرک بدهند.

نتیجه:

در نظام آموزش و پرورش رژیم ایران دانش‌آموزان و دانشجویان صرفاً حفظ کردن ارقام و اطلاعات را می‌آموزند، لیکن سیستم نمی‌خواهد که آنان اندیشیدن و انتقاد از موضوعات را بیاموزند و اساساً چنین حقی برای آنان قائل نیست.

در مدارس ایران اهمیتی به فرهنگ نوشتاری و نویسندگی داده‌ نمی‌شود و شیوه بیان، تحقیق، تحلیل در نوشتن و ساختار آن بیشتر نمود پیدا می‌کند، نه‌ در بیان و لفاظی که‌ در رژیم ایران به‌ طور کلی جامعه "خطابه‌" هستند تا عالمی آکادمیک.

اعتیاد به‌ ایدئولوژی، خودبزرگ‌بینی، شیعه‌گرایی افراطی، سیطره فرهنگ سخنوری بر نوشتار و تحقیقات که‌ این نیز چگونگی رفتار "غیرعادی" در جامعه را ترویج می‌دهد.

اختصاص ندادن بودجه لازم برای وزارت آموزش و پرورش که‌ این موجب می‌شود هیچ تحقیقی که‌ منبع درآمد و پیشرفت جامعه‌ است، تولید نشود.

کارشناسان آموزش رژیم ایران بر این باوردند که‌ ٩٠ درصد مشکلات کشور به‌ سیستم پرورده‌ مربوط است. چراکه‌ مدارس و دانشگاه‌ها در این کشور انسان "رباتیک" پرورش می‌دهند این نیز در حالیست که‌ برای حل بحران و مشکلات آینده‌، ضروری است که‌ تعلیم و تربیت توسعه یابد.

آنچه که‌ امروز در جغرافیای ایران مشاهده می‌گردد، محصول وجود یک سیستم سیاسی دیکتاتوری و ایدئولوژی متحجرانه‌ای است که‌ علیه هر گونه پیشرفتی می‌باشد و نتیجه‌ آن شده است که‌ جامعه به‌ لبه‌ پرتگاه‌ برود.

در کشور ایران هزاران مشکل اجتماعی و اقتصادی گریبان این جامعه را گرفته است. به جای آن که امکانات و فضای آموزشی برای معلمان مدارس تأمین شود، رژیم مراکز مذهبی ویژه‌ای برای آموزش انحرافی و ضد انسانی کودکان را اجرا کرده تا در آینده از این کودکان، افرادی بی‌مغز و تفکر پرورش یابند که‌ هدف از آن تنها ذوب شدن در ولایت فقیه است.
بالاترین چاپکردنی ئەم بابەتە

روزنامە کوردستان
روزنامەی کردستان ش.٦٩٩ در این شمارە می‌خوانید:

ــ راسان و ژئوپولیتیک ایران
ــ شهر، محور راسان
ــ جهاد سپید
ــ هجوم موشکی محدود و پیامی نامحدود
  • اهمیت هویت در جنوب کردستان و تعریف نوین ملت (بخش دوم) اهمیت هویت در جنوب کردستان و تعریف نوین ملت (بخش دوم)
    در واقع همچنان که‌ اشاره‌ شد، گفتمان کردی دارای پیشنه‌ تاریخی است و پیوند زدن ملی‌گرایی کرد با ارزش‌های دمکراتیک هم به‌ همین روند تاریخی کردها به ویژه‌ در کردستان ایران برمی‌گردد.
  • هجوم موشکی محدود و پیامی نامحدود هجوم موشکی محدود و پیامی نامحدود
    بعد از بمباران هوایی شهر ادلب -تحت کنترل اپوزیسیون سوریه- توسط نیروی هوایی بشار اسد که موجب قربانی شدن بیش از ١٠٠نفر از مردم این شهر و مصدوم شدن صدها نفر دیگر به دلیل استنشاق گاز شیمیایی شد، جهان بار دیگر شاهد بکارگیری سلاح‌های ممنوعه از سوی حکومتی علیه شهروندانش بود.
  • شهر، محور راسان شهر، محور راسان
    کردستان ایران که در مقایسه با بخش‌های دیگر کردستان بنا بر وسعت خاک و جمعیت پله دوم را داراست، طی دو دهه گذشته دچار رخوت شده بود، اما از دو سال گذشته تا به امروز با تغییرات گسترده‌ای روبرو شده است.
  • راسان و ژئوپولیتیک ایران راسان و ژئوپولیتیک ایران
    علاوه بر این، سرنگونی رژیم صدام باعث تسهیل ارتباط و تماس و ارسال کمک‌های ایران به سوریه و لبنان از طریق عراق گردید! از همین رو، سرنگون ساختن این دو رژیم رقیب ایران نمی‌تواند بدون برنامه‌ بوده باشد.
  • جهاد سپید جهاد سپید
    ٣٨ سال پیش در ٢٨ مردادماه، خمینی، رهبر رژیم جدیدی که قدرت را کاملاً قبضه کرده بود، علیه ملت کرد فتوای جهاد صادر نمود و با تمامی نیروهای نظامی متعارف و نامتعارف خود کردستان را مورد تهاجم قرار دادند و از هیچ جنایتی برای به زانو در آوردن ملت کرد فروگذار ننمودند.
  • شهیدان مشعل راسان ملتند شهیدان مشعل راسان ملتند
    ملتی خواهان آزادیست، بایستی بهای آن را نیز بپردازد. این سخن گهربار از بیانات زنده‌یاد دکتر قاسملوست که خود نیز در راه آزادی ملتش سنگین‌ترین بها را پرداخت.
  • اهمیت هویت در جنوب کوردستان و تعریف نوین ملت اهمیت هویت در جنوب کوردستان و تعریف نوین ملت
    آنچه‌ هویت ملی را با هویت‌های قدیم همچون ایل و تبار متفاوت می‌سازد، همین شناخت از خود است چرا که‌ اساساً مدرنیته‌ با شناخت انسان به‌ عنوان سوژه‌ از پدیده‌هاست و یکی از این پدیده‌ها خود است.
  • سیاست اجتماعی معطوف به رفاه سیاست اجتماعی معطوف به رفاه
    در وضعیت فعلی ایران، مشکلات اقتصادی بزرگ‌ترین مانع بر سر راه رشد و توسعه‌ی جامعه‌ برشمرده می‌شود که آسیب‌های ناشی از چنین وضعیتی در حوزه‌هایی نظیر بیکاری، گرانی، فقر و فساد مالی علناً و به وضوح نمایان گشته و این امر آینده‌ی نزدیک به ٤٠ میلیون نفر از ایرانیان را در پرتگاه فروپاشی اجتماعی و اخلاقی قرار داده است.
  • تفاوت حق طلبی با رفتار قربانی تفاوت حق طلبی با رفتار قربانی
    ذکر تفاوت این دو رفتار برای این است که‌ با نگاهی اجمالی و سطحی به‌ جامعه خود شاهد رفتار و کردارهایی هستیم که‌ بیشتر آن در اخلاق قربانی نمود می‌کند، اگرچه‌ به‌ ظاهر دم از انقلاب و انقلابی بودن وصف می‌کنند.
  • نوروز، رویش و راسان نوروز، رویش و راسان
    طبیعت با پدیده‌های متضاد و متناقض آن شناخته می‌شود، آن گاه که تاریکی و روشنایی، رویش و خشکیدن، گرمای خورشید و سرما و یخبندان، تندباد و کوهستان، حرکت و ایستایی و ... در تقابل با یکدیگر قرار می‌گیرند و ترکیبی بدیع و سرشار از نوآوری با هزاران چهره جلوه‌گر می‌شوند و زندگانی را می‌آرایند.
  • تکوین و تکامل گفتمان کردایه‌تی در کرماشان و ایلام تکوین و تکامل گفتمان کردایه‌تی در کرماشان و ایلام
    این باعث می‌شود که رابطه‌ زبانی کردها با مکان زیستی خود دچار انشقاق شود. در طول تاریخ، مردمان مهاجم مناطق اشغال‌شده‌ را از نو نامگذاری می‌کردند تا مالکیت مکانی مناطق را به‌ نام خود ثبت کنند. در این مناطق تقریباً تمام اسامی کردی را در نهادهای ثبتی از بین برده‌اند.
  • آینده‌ کردها از روزنه نوروز آینده‌ کردها از روزنه نوروز
    میتولوژی هم مثل تاریخ در حافظه نوستالژی هر ملتی جایگاه مخصوص خود را دارد، حتی برخی از آنها به عنوان بخشی متصل و شناسه ملت‌ها و مانند هر رسم دیگری در زندگی روزمره تکرار می‌شوند. فراموش‌شدنی نیستند و گسترش پیدا می‌کنند.
  • مصطفی هجری، دبیرکل حزب در نشست پارلمان سوییس: تبعیض علیه‌ ملیت‌های تحت ستم به آستانه خطرناکی رسیده است مصطفی هجری، دبیرکل حزب در نشست پارلمان سوییس: تبعیض علیه‌ ملیت‌های تحت ستم به آستانه خطرناکی رسیده است
    ممنوعیت تحصیل به‌ زبان مادری تنها به‌ این امر ختم نمی‌شود که‌ کودک به‌ جای زبان مادری، زبان دیگر (فارسی) را می‌آموزد. بلکه‌ مقصود اصلی برنامه‌ است که‌ رژیم با آن سیاست‌های یکسان‌سازی را اعمال می‌کند.
  • مرگ برادرکُشی مرگ برادرکُشی
    لیکن در دوران معاصر، اوضاع و شرایط سیاسی و درک و آگاهی جوامع به جایی رسیده است که دیگر چنین اعمالی را تاب نیاورده و هر گونه توسل به جنگ‌ داخلی را محکوم می‌کنند.