• روزنامەی کوردستان
  • Agirî
  • بیری خوێندکار
  • لاوان
  • ژنان
  • کانال تیشک تی وی
  • نرگز
١۴ دسامبر ٢٠١٧ میلادی - ٢٣ آذر ١٣٩۶ خورشیدی  

مرگ یک جلاد دفورمیست

میلادی: ٢٢-٠١-٢٠١٧ - خورشیدی: ١٣٩۵/١١/٠٣ - ١۶:٢۶ تاران سایز فونت: بزرگتر‌کوچکتر
مرگ یک جلاد دفورمیست
جمیل کلاهی

ترجمه: سلام اسماعیل‌پور


روز ١٩ دیماه، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، از ستون‌های اصلی رژیم جمهوری اسلامی درگذشت. وی کسی بود که در تمامی جنایات جمهوری اسلامی از ترور و سرکوب تا اعدام، حبس و ده‌ها جنایت دیگر نقش عمده‌ای ایفا می‌نمود و از سوی دو دادگاه آلمان (میکونوس) به خاطر ترور رهبران حزب دمکرات کردستان ایران و آرژانتین (آمیا) به خاطر انفجار مرکز یهودیان، حکم جلب بین‌المللی برایش صادر شده بود. در رابطه با نقش رفسنجانی در این جنایت‌ها سخن بسیار گفته شده و بسیار شنیده‌ایم، از همین رو در این مقاله از ذکر آنچه که پیشتر گفته شده خودداری نموده و به تشریح جوانبی می‌پردازیم که پیشتر یا مورد بررسی قرار نگرفته و یا کمتر در دایره‌ی بررسی‌ها قرار گرفته است.

گرچه رفسنجانی یکی از جانیان استثنایی تاریخ بشریت بود، لیکن از هنگام مرگ وی تلاشی برای تقدیس وی جریان است. این تلاش از سوی بخشی از نخبگان و اپوزیسیون رفسنجانی و حتی برخی از مخالفان رژیم جریان دارد!

همزمان در داخل ایران نیز برای رفسنجانی بزرگترین عزاداری پس از عزاداری برای مرگ خمینی برگزار شد! در اینجا سؤال این است که چرا چنین وضعیتی در ایران پیش آمده است که مردم شیفته‌ی سرکوبگر و جلاد خویش شوند؟ به عبارت دیگر، دلیل ابتلای مردم ایران به سندروم استکهلم چیست؟ نقش رفسنجانی در شکل‌گیری چنین جامعه‌ای چیست؟

پاسخ به این سؤال، نیازمند توضیح پیرامون نوع سیستم سیاسی ایران به عنوان یک حکومت توتالیتر است. اما چگونه یک حکومت توتالیتر سبب شکل‌گیری وضعیتی می‌شود که ما را به چنین سؤالی واداشت.

یک رژیم توتالیتر، رژیمی است که تمامی فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را تحت کنترل و نظارت خویش درمی‌آورد. در چنین نظام‌هایی قدرت سیاسی از سوی یک حزب قبضه می‌شود و هر گونه نظارت آزادانه‌ی جامعه از میان برده می‌شود، از ترور برای سرکوب مخالفان استفاده می‌شود و تلاش می‌شود تا جامعه در قالب یک ایدئولوژی حزبی خاص، یکدست شود. حکومت توتالیتر که در یک جامعه‌ی رمه‌وار تشکیل می‌شود، با از بین بردن بنیان‌های جامعه‌ی مدنی، سنت‌های سیاسی، حقوق جامعه و رمه‌ای کردن طبقات جامعه، زمینه را برای شکل‌گیری جامعه‌ی رمه‌وار مهیاتر می‌کند. توتالیتاریسم از طریق ایدئولوژی، به دو شیوه جامعه‌ی مدنی را در هم می‌شکند و زمینه را برای ایجاد جامعه‌ی رمه‌ای فراهم می‌کند:

نخست از طریق برهم زدن مناسبات میان انسان‌ها و دوم از طریق بر هم زدن درک انسان‌ها از واقعیات. رمه به مردمی گفته می‌شود که بدان علت که چیزی غیر از مجموعه‌ای افراد بی‌هویت و بی‌تفاوت نیستند و نمی‌توانند در درون یک سازمان که مبتنی بر منفعت عمومی است یا در داخل احزاب سیاسی و تشکل‌های صنفی و کارگری سازمان یابند. پیامد عضوگیری جنبش‌های توتالیتر از میان رمه‌ها این است که اغلب اعضای آنان افرادی هستند که پیشتر در عرصه‌ی سیاست فعال نبوده‌اند و این امر باعث بی‌تفاوتی آنان در قبال انتقادات مخالفان سیاسی جنبش توتالیتر می‌شود. هدف جنبش‌های توتالیتر، سازماندهی رمه‌هاست که یان رمه‌ها نیز پیامد و محصول فروپاشی ساختار طبقاتی است. در نتیجه‌ی این فروپاشی، افراد دچار سرگردانی می‌شوند و دیگر دارای هیچ گونه مناسبات، منافع و هویتی نخواهند بود. از دیدگاه هانا آرنت، مهمترین ویژگی جنبش‌های توتالیتاریستی این است که به سرعت فراموش می‌شوند. این ویژگی در رابطه با نوع آوازه‌ی رهبران این جنبش‌ها بیشتر مصداق می‌یابد. این ویژگی ناشی از تزلزل رمه‌هاست. لیکن اشتباه است اگر به خاطر این ویژگی از یاد ببریم که رژیم‌های توتالیتر تا زمانی که در قدرت هستند و رهبران توتالیتر تا زمانی که زنده هستند، تا پایان کارشان همچنان از حمایت رمه‌ها برخوردارند.

به طور کلی، یک سیستم‌ توتالیتر می‌کوشد تا ایدئولوژی خویش را بر واقعیت تحمیل کند و بر مبنای همین ایدئولوژی در تمامی زمینه‌ها دخالت نماید. این ایدئولوژی، مجموعه‌ای از باورهای سیاسی ـ مذهبی جامع است که همگان بایستی بدان پایبند باشند. بر اساس این ایدئولوژی، رژیم توتالیتر در کلیه‌ی جوانب زندگی فردی و اجتماعی مداخله می‌کند. بدین ترتیب، عملاً جنبه‌های خصوصی و غیر سیاسی زندگی را از میان می‌برد، این امر به نابودی عقاید متنوع، سلیقه‌ها و شیوه‌های گوناگون زندگی و سرکوب دگراندیشان منجر می‌گردد.

به اعتقاد کارل فردریش و زبیگنیو برژینسکی، حکومت‌های توتالیتر دارای شش ویژگی هستند که عبارتند از:

١. این حکومت‌ها بر مبنای ایدئولوژی شکل می‌گیرند.

٢. در این کشورها تعدد احزاب وجود ندارد و کشور عملاً به صورت تک‌حزبی اداره می‌شود و اداره‌ی سیاسی کشور، تبلیغات اجتماعی، فرهنگی و آموزشی بر عهده‌ی همان حزب است. رهبری این حزب کاملاً در دستان یک شخص واحد قرار دارد. رهبری این حزب یا مستقیماً بر عهده‌ی خود رهبر اقتدارگرای کشور و یا بر عهده‌ی یک شخص مورد اعتماد رهبر اقتدارگراست.

٣. حکومت برای دفاع از خود در برابر خیزش‌های درونی و حملات بیرونی، از یک نیروی نظامی تروریستی برخوردار است.

٤. تمامی ابزارهای تبلیغاتی و رسانه‌های جمعی یا در انحصار حکومت هستند و یا از سوی حکومت کنترل می‌شوند.

٥. دولت هیچ فرد یا جریان مسلحی را در کنار خویش تحمل نمی‌کند.

٦. اقتصاد در این کشورها به گونه‌ای متمرکز از سوی حکومت هدایت می‌شود. به عبارت دیگر اقتصاد در این کشورها دولتی است.

ژوان لینز و آلفرد استپان طی مبحثی تکمیلی این شش نکته را مطرح می‌کنند که: "هرگاه رژیمی توانست پلورالیسم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی موجود را کاملاً از بین ببرد و از یک ایدئولوژی آرمانشهری شفاف و منحصر بفرد پیروی کند و از توان سازماندهی گسترده و نیرومند و یک رهبر کاریزماتیک برخوردار باشد و هیچ چیز نتواند قدرت آن را محدود کند و رفتارها و تصمیمات آن برای روشنفکران و رمه‌ها غیر قابل پیش‌بینی باشد، آن گاه می‌توان گفت که این حکومت توتالیتر است".

این مشخصه‌ی رژیم‌های توتالیتر است که می‌کوشند تا انسان‌ها را به گونه‌ای سازمان دهند که تنوعات و تفاوت‌های نامحدود آنان از بین برود و تمامی انسان‌ها را به صورت یک فرد منزوی دربیاورد. این خواست زمانی امکان تحقق می‌یابد که تمامی افراد به گونه‌ای دگرگون شوند که در برابر کنش‌های خاص، واکنش‌های واحد و مشابه از خود نشان دهند! نخستین گام برای استیلای همه‌جانبه، کُشتن شخصیت حقوقی در انسان‌هاست که از طریق آن، از یک سو سلب حمایت قانون از برخی افراد و از سوی دیگر تشکیل گروه‌هایی از مردم که مشمول قوانین نمی‌شوند و اقدامات آنان جنبه‌ی فراقانونی دارد عملی می‌گردد! گام مهم دوم، کُشتن شخصیت اخلاقی در انسان‌هاست! توتالیتاریسم از راه ایجاد وضعیتی که در آن وجدان تأثیرگذاری خویش را از دست می‌دهد و امکان انجام کارهای خوب باقی نمی‌ماند، توانست همدستی آگاهانه و سازمان‌یافته‌ی تمامی انسان‌ها را در جنایات سیستم توتالیتر گسترش دهد! نمونه‌ی این ویژگی، سرکوب جنبش کرد است که حکومت و جامعه‌ی رمه‌وار، بانی و عامل آن هستند و جامعه جنایات رژیم را تأیید می‌کند!

حال به بحث از هاشمی رفسنجانی می‌پردازیم.

رژیم جمهوری اسلامی که متعاقب ربودن و به انحراف کشاندن یک انقلاب روی کار آمد، برای استقرار ایدئولوژی توتالیتاریستی خود نیازمند افراد قسی‌القلبی همچون رفسنجانی بود. زیرا در واقع انقلاب سال ١٩٧٩ ایران را آخوندها به تنهایی انجام ندادند، بلکه تمامی احزاب و سازمان‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی با هر گونه ایدئولوژی و خط مشی خاص خویش در آن مشارکت داشتند! در چنین وضعیتی که پلورالیسم سیاسی در آن به چشم می‌خورد، یک گروه صرفاً با عبور از میان نهر خون است که می‌تواند حکومتی توتالیتر تشکیل دهد! زیرا در این مسیر با مقاومت و واکنش دیگر طرف‌ها مواجه خواهد شد. از همین رو، جمهوری اسلامی برای تأسیس حکومت دلخواه خویش نهری از خون در ایران به راه انداخت و تمامی دگراندیشان و مخالفان خویش را قلع و قمع نمود.

در خلال این نزدیک به چهار دهه ثابت شده است که تیم رفسنجانی در تمامی جنایاتی که از بدو استقرار رژیم کنونی ایران صورت گرفته‌اند، سهیم بوده است. زمانی که رفسنجانی عضو شورای انقلاب اسلامی بود، این شورا در ١٥ خردادماه ١٣٥٩ دانشگاه‌ها را تعطیل نمود و انقلاب فرهنگی را به منظور سرکوب و پیگرد استادان و دانشجویان دگراندیش آغاز نمود و ایدئولوژی اسلامی را بر دانشگاه تحمیل نمود. نامبرده در به درازا کشیدن جنگ ایران و عراق نقش عمده‌ای ایفا نمود که هدف وی از این کار نیز سرکوب مخالفان رژیم در داخل ایران بود. ترورهای درونی دستگاه حکومتی رژیم، قلع و قمع احزاب ایران و جنگ در کردستان و سایر مناطق ایران در خلال همین مدت روی دادند. اعدام و تیرباران زندانیان سیاسی، حمایت از علی خامنه‌ای چه در زمان ریاست جمهوری نامبرده و چه در هنگام انتصاب وی به عنوان رهبر رژیم، از اقدامات رفسنجانی برای تثبیت رژیم توتالیتر جمهوری اسلامی ایران بودند. ترور رهبران اپوزیسیون رژیم در خارج از ایران نیز که اکثریت قریب به اتفاق آنان در دوران ریاست جمهوری وی روی دادند و همچنین قتل‌های زنجیره‌ای، همگی تحت فرمان و توصیه‌های وی انجام گرفت.

این اقدامات باعث شد که غیر از خود رژیم و دستگاه‌های وابسته به آن، هیچ گروه و جریان دیگری برای سازماندهی توده‌های مردم در ایران باقی نماند، زیرا رفسنجانی عملاً تمامی احزاب و شخصیت‌های دگراندیش را در ایران از بین برده و دیگر حزبی نمانده بود که مردم را سازمان دهد و هوادارانی برای خویش داشته باشد. "هنگامی که وفاداری به گرو‌ه‌ها از بین می‌رود، جامعه‌ی رمه‌وار سر بر می‌آورد". آنچه که امروز در ایران مشاهده می‌کنیم، جامعه‌ای است که در غیاب احزاب و سازمان‌های مستقل به شکل جامعه‌ای رمه‌وار درآمده که بر اثر سرکوب‌های رژیم شکل گرفته است.

اینک مشاهده می‌کنیم که رژیم توانسته است با بیرون راندن و انحلال سایر احزاب و سازمان‌ها، در دردون یک اپوزیسیون صوری برای مردم بتراشد! زندانیان سیاسی و رهبران زندانی از جنس خویش برای مردم بسازد! میرحسین موسوی و کروبی که از جنس خود رژیم هستند و در دهه‌ی نخست عمر رژیم (که اغلب جنایات رژیم در آن دهه روی دادند) از مقامات بلندپایه‌ی رژیم بودند، تبدیل به رهبران زندانی اپوزیسیون! شده‌اند، شعار مردم در راهپیمایی‌ها به جای آزادی و دمکراسی تبدیل به "یا حسین، میرحسین" شده است، دوران انقلاب فرهنگی و سرکوب و کشتار دگراندیشان، "دوران طلایی امام" نام می‌گیرد! رفسنجانی که مسئول کوره‌ی ذوب دگراندیشان بود، تبدیل به پشتیبان خواست‌های مردم می‌گردد، خلخالی اصلاح‌طلب می‌شود! حسن روحانی که در زمان انجام تمامی این ترورها و جنایات، از بلندپایه‌ترین مقامات امنیتی رژیم بوده است، یکشبه تبدیل به "میانه‌رو" شده و اقدام به انتشار منشور حقوق شهروندی می‌کند!

حمایت از سرکوبگران جامعه، صرفاً در جوامع رمه‌وار روی می‌دهد! که مسبب شکل‌گیری چنین جامعه‌ای در ایران، فقط هاشمی رفسنجانی بوده است. از همین رو، فقدان رفسنجانی در درازمدت ضربه‌ی مؤثری بر پیکر رژیم خواهد بود. زیرا رژیم، مغز مهندسی جامعه‌ی رمه‌وارش را از دست داده و در درون رژیم هیچ کس دیگری برای ایفای چنین نقشی پس از وی وجود ندارد. علاوه بر این، رفسنجانی نقطه‌ی اتصال جناح‌های رژیم به یکدیگر بود که با از بین رفتن این نقطه‌، توازن قوا میان جناح‌های رژیم بر هم خواهد خورد و رژیم دستخوش بحران خواهد شد.
بالاترین چاپکردنی ئەم بابەتە

روزنامە کوردستان
روزنامەی کردستان ش.٧١٤ در این شمارە می‌خوانید:

ــ اپوزیسیون مرکزگرای ایرانی، مانع اصلی اتحاد اپوزیسیون
ــ فلسفه‌ی "حق" و تمامیت ارضی
ــ زلزله، سنبلی برای اتحاد ملی و بهانه‌ای برای به چپاول
ــ برج بابل
  • فلسفه‌ی \ فلسفه‌ی "حق" و تمامیت ارضی
    آشکار است که این جستار در شرایطی منتشر می‌شود که در روزهای پایانی آبان‌ماه ١٣٩٦ شمسی، در آلمان، تعدادی از احزاب متعلق به ملیت‌های تحت ستم و همچنین ملت حاکم، شورایی تحت عنوان "شورای دمکراسی‌خواهی در ایران" را تشکیل دادند.
  • زلزلە، سنبلی برای اتحاد ملی و بهانەای برای به چپاول زلزلە، سنبلی برای اتحاد ملی و بهانەای برای به چپاول
    این وظیفه انسانی و قانونی، که رژیم اسلامی ایران در مناطق کوردستان، خود را در برابر آن مسئول نمی‌داند، از سیاست‌ها و ایدئولوژی‌هایی سرچشمه می‌گیرد که این رژیم در مورد ملت کورد، در راس برنامه‌های خود قرار داده و این داستان و غرض‌ورزی‌ها دولتمردان جمهوری اسلامی ریشه‌ای تاریخی و باوری سرکوبگرایانه دارد که با ژرف‌نگری تاریخی و سیاسی ابعاد آن کشف و ظاهر می‌شوند.
  • سرمایه‌گذاری فاشیستی و پس‌لرزه‌های زلزله‌ی کرماشان سرمایه‌گذاری فاشیستی و پس‌لرزه‌های زلزله‌ی کرماشان
    اما عمق فاجعه و از آن بدتر سیاست‌های حکومت در عدم کمک‌رسانی تعمدی به آسیب‌دیده‌گان و نیز ممانعت از رسیدن کمک‌های مردمی به دست آنان، دولت حسن روحانی را بر آن داشت تا فضایی کاملا امنیتی و سرکوبگرانه در مناطق مذکور ایجاد کند. در همین رابطه دادستان کرماشان به بهانه‌ی مدیریت بحران، در سرپل ذهاب حکومت نظامی اعلام کرد.
  • اپوزیسیون مرکزگرای ایرانی، مانع اصلی اتحاد اپوزیسیون اپوزیسیون مرکزگرای ایرانی، مانع اصلی اتحاد اپوزیسیون
    در این مقاله با زبانی ساده و بدون تعارف و ترس از هرگونه برچسب، می خواهم به دور از احساسات ایدئولوژیکی و حزبی به بررسی این مساله بپردازم که چه شد ایران به این وضعیت رسید و چرا اپوزیسیون قادر به تشکیل اتحادی فراگیر و حرکت گام به گام به سوی سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی نیستند.
  • برج بابل برج بابل
    رویدادهای تاریخی و حتا اسطوره‌ای نیز بر این امر تاکید می‌کنند که برای آنکه جامعه‌ای را تضعیف کرد تا به سمت زوال و نابودی گام بردارد، بهتر آن است که در میان آن‌ها تفرقه و آشوب ایجاد کرد تا هم مسائل و مشکلات اصلی را فراموش کنند و هم تنها به مسائل داخلی مشغول شوند و خود به عامل نابودی‌شان بدل شوند.
  • کرماشان در آئینه‌ زلزله کرماشان در آئینه‌ زلزله
    از سوی دیگر حکومت ایران برای آنکه سیاست‌های فاشیستی‌اش در قبال زلزله‌زدگان و عدم کمک‌رسانی به آن‌ها عیان نشود مانع از ورود خبرنگاران مستقل و خارجی به مناطق زلزله‌زده شد. در همین رابطه "توماس ارد بریک" گزارشگر نیویورک تایمز آمریکا در تویتی نوشت: "همزمان با وقوع زلزله در کوردستان، به گزارشگران اجازه ورود به محل حادثه را نداده‌اند".
  • مبارزه کورد و موانع آن مبارزه کورد و موانع آن
    این علل که تاثیرات آن کمتر از دو علت اولیه نبوده، شامل نیروهای بومی می‌باشد که در جهت تأمین منافع خویش با نیروهای بیرونی در سرکوب نهضت‌های مردمی سهیم بوده و ملت کورد را در راه رسیدن به خواسته‌ها و آرمان‌های‌شان دچار مشکلاتی نموده‌اند و بیش از نیمی از فشار نیروهای حاکم توسط این گروه به اجرا گذاشته می‌شود.
  • زلزله‌ی سیاسی زلزله‌ی سیاسی
    در آن شامگاهی که زلزله‌ای شدید کوردستان را لرزاند و چندین شهر این دیار را در استان کرماشان با فاجعه‌ای انسانی روبرو ساخت، جمهوری اسلامی تصور می‌کرد که از زیان‌های آن دور است، اما زیاد طول نکشید که زلزله‌ای سیاسی سرتاپای رژیم را به لرزه اندخت.
  • مشروعیت سلاح و مشروعیت مردمی مشروعیت سلاح و مشروعیت مردمی
    شاید سلاح و زرادخانه برای مدتی اشغالگر را حفظ کند اما هیچگاه موجب مشروعیت آن نمی‌شود. حکومتی که نتواند رضایت مردم را جلب کند سرانجامی بجز نابودی نخواهد داشت.
  • مصطفی هجری، دبیر کل حزب دمکرات کوردستان ایران در مصاحبه با تیشک تی‌وی: نباید چشم به راه نیروی خارجی باشیم که جمهوری اسلامی را نابود یا آنرا مجبور به احقاق حقوق ما کند مصطفی هجری، دبیر کل حزب دمکرات کوردستان ایران در مصاحبه با تیشک تی‌وی: نباید چشم به راه نیروی خارجی باشیم که جمهوری اسلامی را نابود یا آنرا مجبور به احقاق حقوق ما کند
    واضح است که به موضوعات دیگر نیز اشاره کرده است اما اولویت اصلی ترامپ و دولت آمریکا تا بدین لحظه مساله برجام است چرا که توافق مذکور در آینده این امکان را به ایران می‌دهد که غنی‌سازی اورانیوم برای ساخت سلاح اتمی را بار دیگر آغاز کند. آنچه که در این توافق بر آن تاکید شده است مساله سلاح اتمی است.
  • کرکوک و سه حقیقت کرکوک و سه حقیقت
    فجایعی که طی روزهای اخیر ملت کورد در کوردستان عراق با آن روبرو شد، بی‌شک یکی از بزرگترین فجایع تاریخ کورد می‌باشد که تا مرز تحقق برخی از رویاهای خود نزدیک شده بود اما به ناگاه تمام این رویاها را به کابوسی وحشتناک بدل کردند! تراژدی تلخ کرکوک سه حقیقت را برایمان به اثبات رساند:
  • میلیتاریزه کردن کوردستان (با نگاهی به سخنان دکتر قاسملو در این رابطه) میلیتاریزه کردن کوردستان (با نگاهی به سخنان دکتر قاسملو در این رابطه)
    امروزه در این شرایط که خاورمیانه تاریخی دیگر را رقم می‌زند و جولانگاه ابر قدرت‌ها شده است بدون شک بازیگران منطقه هم ساکت ننشسته‌و خود را به عاملی تبدیل می‌کنند تا از کاروان تغییرات جا نمانند.
  • قدرت نظامی ایران قادر به حفظ و پوشش  عمق استراتژیک رژیم جمهوری اسلامی نیست قدرت نظامی ایران قادر به حفظ و پوشش عمق استراتژیک رژیم جمهوری اسلامی نیست
    لازم به ذکر است در تحلیل فوق قدرت نظامی آمریکا و انگلیس و فرانسه به عنوان هم‌پیمانان کشورهای منطقه در نظر گرفته نشده است و بدون شک حمله ایران به شهرهای اسرائیل و یا جنگ میان‌مدت و طولانی‌مدت با عربستان که به بسته شدن تنگه هرمز منجر خواهد شد واکنش نظامی آمریکا و احتمالا مصر و اردن و کشورهای عربی دیگر را در پی خواهد داشت و حباب عمق استراتژیک رژیم ایران بسیار سریع‌تر خواهد ترکید.
  • راسان، دلیل اصلی سپاه برای غائله کرکوک راسان، دلیل اصلی سپاه برای غائله کرکوک
    سال گذشته درحالی که یک سال از اعلام رسمی راسان گذشته بود، مردم کوردستان ایران با به راه انداختن و شرکت فعال در کمپین "نورز جامانه" یا "زه‌ماوه‌ندی جامانه‌" یک حماسه تاریخی ثبت کردند. این حماسه تاریخی در روز رفراندوم کوردستان عراق نیز با کمپین "زه‌ماوه‌ندی ئالا" تکرار شد. رژیم که همواره تلاش کرده واقعیت مساله کورد را انکار یا منحرف نماید، این سیاست خود را با این حضور گسترده مردم کوردستان ایران در خیابان‌ها، شکست خورده قلمداد کرده و قصد داشت به هر طریقی در برابر آن بایستد.