• روزنامەی کوردستان
  • Agirî
  • بیری خوێندکار
  • لاوان
  • ژنان
  • کانال تیشک تی وی
  • نرگز
٢۶ مارس ٢٠١٧ میلادی - ٠۶ فروردین ١٣٩۶ خورشیدی  

مرگ یک جلاد دفورمیست

میلادی: ٢٢-٠١-٢٠١٧ - خورشیدی: ١٣٩۵/١١/٠٣ - ١۶:٢۶ تاران سایز فونت: بزرگتر‌کوچکتر
مرگ یک جلاد دفورمیست
جمیل کلاهی

ترجمه: سلام اسماعیل‌پور


روز ١٩ دیماه، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، از ستون‌های اصلی رژیم جمهوری اسلامی درگذشت. وی کسی بود که در تمامی جنایات جمهوری اسلامی از ترور و سرکوب تا اعدام، حبس و ده‌ها جنایت دیگر نقش عمده‌ای ایفا می‌نمود و از سوی دو دادگاه آلمان (میکونوس) به خاطر ترور رهبران حزب دمکرات کردستان ایران و آرژانتین (آمیا) به خاطر انفجار مرکز یهودیان، حکم جلب بین‌المللی برایش صادر شده بود. در رابطه با نقش رفسنجانی در این جنایت‌ها سخن بسیار گفته شده و بسیار شنیده‌ایم، از همین رو در این مقاله از ذکر آنچه که پیشتر گفته شده خودداری نموده و به تشریح جوانبی می‌پردازیم که پیشتر یا مورد بررسی قرار نگرفته و یا کمتر در دایره‌ی بررسی‌ها قرار گرفته است.

گرچه رفسنجانی یکی از جانیان استثنایی تاریخ بشریت بود، لیکن از هنگام مرگ وی تلاشی برای تقدیس وی جریان است. این تلاش از سوی بخشی از نخبگان و اپوزیسیون رفسنجانی و حتی برخی از مخالفان رژیم جریان دارد!

همزمان در داخل ایران نیز برای رفسنجانی بزرگترین عزاداری پس از عزاداری برای مرگ خمینی برگزار شد! در اینجا سؤال این است که چرا چنین وضعیتی در ایران پیش آمده است که مردم شیفته‌ی سرکوبگر و جلاد خویش شوند؟ به عبارت دیگر، دلیل ابتلای مردم ایران به سندروم استکهلم چیست؟ نقش رفسنجانی در شکل‌گیری چنین جامعه‌ای چیست؟

پاسخ به این سؤال، نیازمند توضیح پیرامون نوع سیستم سیاسی ایران به عنوان یک حکومت توتالیتر است. اما چگونه یک حکومت توتالیتر سبب شکل‌گیری وضعیتی می‌شود که ما را به چنین سؤالی واداشت.

یک رژیم توتالیتر، رژیمی است که تمامی فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را تحت کنترل و نظارت خویش درمی‌آورد. در چنین نظام‌هایی قدرت سیاسی از سوی یک حزب قبضه می‌شود و هر گونه نظارت آزادانه‌ی جامعه از میان برده می‌شود، از ترور برای سرکوب مخالفان استفاده می‌شود و تلاش می‌شود تا جامعه در قالب یک ایدئولوژی حزبی خاص، یکدست شود. حکومت توتالیتر که در یک جامعه‌ی رمه‌وار تشکیل می‌شود، با از بین بردن بنیان‌های جامعه‌ی مدنی، سنت‌های سیاسی، حقوق جامعه و رمه‌ای کردن طبقات جامعه، زمینه را برای شکل‌گیری جامعه‌ی رمه‌وار مهیاتر می‌کند. توتالیتاریسم از طریق ایدئولوژی، به دو شیوه جامعه‌ی مدنی را در هم می‌شکند و زمینه را برای ایجاد جامعه‌ی رمه‌ای فراهم می‌کند:

نخست از طریق برهم زدن مناسبات میان انسان‌ها و دوم از طریق بر هم زدن درک انسان‌ها از واقعیات. رمه به مردمی گفته می‌شود که بدان علت که چیزی غیر از مجموعه‌ای افراد بی‌هویت و بی‌تفاوت نیستند و نمی‌توانند در درون یک سازمان که مبتنی بر منفعت عمومی است یا در داخل احزاب سیاسی و تشکل‌های صنفی و کارگری سازمان یابند. پیامد عضوگیری جنبش‌های توتالیتر از میان رمه‌ها این است که اغلب اعضای آنان افرادی هستند که پیشتر در عرصه‌ی سیاست فعال نبوده‌اند و این امر باعث بی‌تفاوتی آنان در قبال انتقادات مخالفان سیاسی جنبش توتالیتر می‌شود. هدف جنبش‌های توتالیتر، سازماندهی رمه‌هاست که یان رمه‌ها نیز پیامد و محصول فروپاشی ساختار طبقاتی است. در نتیجه‌ی این فروپاشی، افراد دچار سرگردانی می‌شوند و دیگر دارای هیچ گونه مناسبات، منافع و هویتی نخواهند بود. از دیدگاه هانا آرنت، مهمترین ویژگی جنبش‌های توتالیتاریستی این است که به سرعت فراموش می‌شوند. این ویژگی در رابطه با نوع آوازه‌ی رهبران این جنبش‌ها بیشتر مصداق می‌یابد. این ویژگی ناشی از تزلزل رمه‌هاست. لیکن اشتباه است اگر به خاطر این ویژگی از یاد ببریم که رژیم‌های توتالیتر تا زمانی که در قدرت هستند و رهبران توتالیتر تا زمانی که زنده هستند، تا پایان کارشان همچنان از حمایت رمه‌ها برخوردارند.

به طور کلی، یک سیستم‌ توتالیتر می‌کوشد تا ایدئولوژی خویش را بر واقعیت تحمیل کند و بر مبنای همین ایدئولوژی در تمامی زمینه‌ها دخالت نماید. این ایدئولوژی، مجموعه‌ای از باورهای سیاسی ـ مذهبی جامع است که همگان بایستی بدان پایبند باشند. بر اساس این ایدئولوژی، رژیم توتالیتر در کلیه‌ی جوانب زندگی فردی و اجتماعی مداخله می‌کند. بدین ترتیب، عملاً جنبه‌های خصوصی و غیر سیاسی زندگی را از میان می‌برد، این امر به نابودی عقاید متنوع، سلیقه‌ها و شیوه‌های گوناگون زندگی و سرکوب دگراندیشان منجر می‌گردد.

به اعتقاد کارل فردریش و زبیگنیو برژینسکی، حکومت‌های توتالیتر دارای شش ویژگی هستند که عبارتند از:

١. این حکومت‌ها بر مبنای ایدئولوژی شکل می‌گیرند.

٢. در این کشورها تعدد احزاب وجود ندارد و کشور عملاً به صورت تک‌حزبی اداره می‌شود و اداره‌ی سیاسی کشور، تبلیغات اجتماعی، فرهنگی و آموزشی بر عهده‌ی همان حزب است. رهبری این حزب کاملاً در دستان یک شخص واحد قرار دارد. رهبری این حزب یا مستقیماً بر عهده‌ی خود رهبر اقتدارگرای کشور و یا بر عهده‌ی یک شخص مورد اعتماد رهبر اقتدارگراست.

٣. حکومت برای دفاع از خود در برابر خیزش‌های درونی و حملات بیرونی، از یک نیروی نظامی تروریستی برخوردار است.

٤. تمامی ابزارهای تبلیغاتی و رسانه‌های جمعی یا در انحصار حکومت هستند و یا از سوی حکومت کنترل می‌شوند.

٥. دولت هیچ فرد یا جریان مسلحی را در کنار خویش تحمل نمی‌کند.

٦. اقتصاد در این کشورها به گونه‌ای متمرکز از سوی حکومت هدایت می‌شود. به عبارت دیگر اقتصاد در این کشورها دولتی است.

ژوان لینز و آلفرد استپان طی مبحثی تکمیلی این شش نکته را مطرح می‌کنند که: "هرگاه رژیمی توانست پلورالیسم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی موجود را کاملاً از بین ببرد و از یک ایدئولوژی آرمانشهری شفاف و منحصر بفرد پیروی کند و از توان سازماندهی گسترده و نیرومند و یک رهبر کاریزماتیک برخوردار باشد و هیچ چیز نتواند قدرت آن را محدود کند و رفتارها و تصمیمات آن برای روشنفکران و رمه‌ها غیر قابل پیش‌بینی باشد، آن گاه می‌توان گفت که این حکومت توتالیتر است".

این مشخصه‌ی رژیم‌های توتالیتر است که می‌کوشند تا انسان‌ها را به گونه‌ای سازمان دهند که تنوعات و تفاوت‌های نامحدود آنان از بین برود و تمامی انسان‌ها را به صورت یک فرد منزوی دربیاورد. این خواست زمانی امکان تحقق می‌یابد که تمامی افراد به گونه‌ای دگرگون شوند که در برابر کنش‌های خاص، واکنش‌های واحد و مشابه از خود نشان دهند! نخستین گام برای استیلای همه‌جانبه، کُشتن شخصیت حقوقی در انسان‌هاست که از طریق آن، از یک سو سلب حمایت قانون از برخی افراد و از سوی دیگر تشکیل گروه‌هایی از مردم که مشمول قوانین نمی‌شوند و اقدامات آنان جنبه‌ی فراقانونی دارد عملی می‌گردد! گام مهم دوم، کُشتن شخصیت اخلاقی در انسان‌هاست! توتالیتاریسم از راه ایجاد وضعیتی که در آن وجدان تأثیرگذاری خویش را از دست می‌دهد و امکان انجام کارهای خوب باقی نمی‌ماند، توانست همدستی آگاهانه و سازمان‌یافته‌ی تمامی انسان‌ها را در جنایات سیستم توتالیتر گسترش دهد! نمونه‌ی این ویژگی، سرکوب جنبش کرد است که حکومت و جامعه‌ی رمه‌وار، بانی و عامل آن هستند و جامعه جنایات رژیم را تأیید می‌کند!

حال به بحث از هاشمی رفسنجانی می‌پردازیم.

رژیم جمهوری اسلامی که متعاقب ربودن و به انحراف کشاندن یک انقلاب روی کار آمد، برای استقرار ایدئولوژی توتالیتاریستی خود نیازمند افراد قسی‌القلبی همچون رفسنجانی بود. زیرا در واقع انقلاب سال ١٩٧٩ ایران را آخوندها به تنهایی انجام ندادند، بلکه تمامی احزاب و سازمان‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی با هر گونه ایدئولوژی و خط مشی خاص خویش در آن مشارکت داشتند! در چنین وضعیتی که پلورالیسم سیاسی در آن به چشم می‌خورد، یک گروه صرفاً با عبور از میان نهر خون است که می‌تواند حکومتی توتالیتر تشکیل دهد! زیرا در این مسیر با مقاومت و واکنش دیگر طرف‌ها مواجه خواهد شد. از همین رو، جمهوری اسلامی برای تأسیس حکومت دلخواه خویش نهری از خون در ایران به راه انداخت و تمامی دگراندیشان و مخالفان خویش را قلع و قمع نمود.

در خلال این نزدیک به چهار دهه ثابت شده است که تیم رفسنجانی در تمامی جنایاتی که از بدو استقرار رژیم کنونی ایران صورت گرفته‌اند، سهیم بوده است. زمانی که رفسنجانی عضو شورای انقلاب اسلامی بود، این شورا در ١٥ خردادماه ١٣٥٩ دانشگاه‌ها را تعطیل نمود و انقلاب فرهنگی را به منظور سرکوب و پیگرد استادان و دانشجویان دگراندیش آغاز نمود و ایدئولوژی اسلامی را بر دانشگاه تحمیل نمود. نامبرده در به درازا کشیدن جنگ ایران و عراق نقش عمده‌ای ایفا نمود که هدف وی از این کار نیز سرکوب مخالفان رژیم در داخل ایران بود. ترورهای درونی دستگاه حکومتی رژیم، قلع و قمع احزاب ایران و جنگ در کردستان و سایر مناطق ایران در خلال همین مدت روی دادند. اعدام و تیرباران زندانیان سیاسی، حمایت از علی خامنه‌ای چه در زمان ریاست جمهوری نامبرده و چه در هنگام انتصاب وی به عنوان رهبر رژیم، از اقدامات رفسنجانی برای تثبیت رژیم توتالیتر جمهوری اسلامی ایران بودند. ترور رهبران اپوزیسیون رژیم در خارج از ایران نیز که اکثریت قریب به اتفاق آنان در دوران ریاست جمهوری وی روی دادند و همچنین قتل‌های زنجیره‌ای، همگی تحت فرمان و توصیه‌های وی انجام گرفت.

این اقدامات باعث شد که غیر از خود رژیم و دستگاه‌های وابسته به آن، هیچ گروه و جریان دیگری برای سازماندهی توده‌های مردم در ایران باقی نماند، زیرا رفسنجانی عملاً تمامی احزاب و شخصیت‌های دگراندیش را در ایران از بین برده و دیگر حزبی نمانده بود که مردم را سازمان دهد و هوادارانی برای خویش داشته باشد. "هنگامی که وفاداری به گرو‌ه‌ها از بین می‌رود، جامعه‌ی رمه‌وار سر بر می‌آورد". آنچه که امروز در ایران مشاهده می‌کنیم، جامعه‌ای است که در غیاب احزاب و سازمان‌های مستقل به شکل جامعه‌ای رمه‌وار درآمده که بر اثر سرکوب‌های رژیم شکل گرفته است.

اینک مشاهده می‌کنیم که رژیم توانسته است با بیرون راندن و انحلال سایر احزاب و سازمان‌ها، در دردون یک اپوزیسیون صوری برای مردم بتراشد! زندانیان سیاسی و رهبران زندانی از جنس خویش برای مردم بسازد! میرحسین موسوی و کروبی که از جنس خود رژیم هستند و در دهه‌ی نخست عمر رژیم (که اغلب جنایات رژیم در آن دهه روی دادند) از مقامات بلندپایه‌ی رژیم بودند، تبدیل به رهبران زندانی اپوزیسیون! شده‌اند، شعار مردم در راهپیمایی‌ها به جای آزادی و دمکراسی تبدیل به "یا حسین، میرحسین" شده است، دوران انقلاب فرهنگی و سرکوب و کشتار دگراندیشان، "دوران طلایی امام" نام می‌گیرد! رفسنجانی که مسئول کوره‌ی ذوب دگراندیشان بود، تبدیل به پشتیبان خواست‌های مردم می‌گردد، خلخالی اصلاح‌طلب می‌شود! حسن روحانی که در زمان انجام تمامی این ترورها و جنایات، از بلندپایه‌ترین مقامات امنیتی رژیم بوده است، یکشبه تبدیل به "میانه‌رو" شده و اقدام به انتشار منشور حقوق شهروندی می‌کند!

حمایت از سرکوبگران جامعه، صرفاً در جوامع رمه‌وار روی می‌دهد! که مسبب شکل‌گیری چنین جامعه‌ای در ایران، فقط هاشمی رفسنجانی بوده است. از همین رو، فقدان رفسنجانی در درازمدت ضربه‌ی مؤثری بر پیکر رژیم خواهد بود. زیرا رژیم، مغز مهندسی جامعه‌ی رمه‌وارش را از دست داده و در درون رژیم هیچ کس دیگری برای ایفای چنین نقشی پس از وی وجود ندارد. علاوه بر این، رفسنجانی نقطه‌ی اتصال جناح‌های رژیم به یکدیگر بود که با از بین رفتن این نقطه‌، توازن قوا میان جناح‌های رژیم بر هم خواهد خورد و رژیم دستخوش بحران خواهد شد.
بالاترین چاپکردنی ئەم بابەتە

روزنامە کوردستان
روزنامەی کردستان ش.٦٩٧ در این شمارە می‌خوانید:

ــ مصطفی هجری، دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران: پیشمرگه نشان داد که هیمنه‌ی جمهوری اسلامی، کاذب است
ــ آینده کردها از روزنه نوروز
ــ تکوین و تکامل گفتمان کردایه‌تی در کرماشان و ایلام
ــ نوروز، رویش و راسان
  • نوروز، رویش و راسان نوروز، رویش و راسان
    طبیعت با پدیده‌های متضاد و متناقض آن شناخته می‌شود، آن گاه که تاریکی و روشنایی، رویش و خشکیدن، گرمای خورشید و سرما و یخبندان، تندباد و کوهستان، حرکت و ایستایی و ... در تقابل با یکدیگر قرار می‌گیرند و ترکیبی بدیع و سرشار از نوآوری با هزاران چهره جلوه‌گر می‌شوند و زندگانی را می‌آرایند.
  • تکوین و تکامل گفتمان کردایه‌تی در کرماشان و ایلام تکوین و تکامل گفتمان کردایه‌تی در کرماشان و ایلام
    این باعث می‌شود که رابطه‌ زبانی کردها با مکان زیستی خود دچار انشقاق شود. در طول تاریخ، مردمان مهاجم مناطق اشغال‌شده‌ را از نو نامگذاری می‌کردند تا مالکیت مکانی مناطق را به‌ نام خود ثبت کنند. در این مناطق تقریباً تمام اسامی کردی را در نهادهای ثبتی از بین برده‌اند.
  • آینده‌ کردها از روزنه نوروز آینده‌ کردها از روزنه نوروز
    میتولوژی هم مثل تاریخ در حافظه نوستالژی هر ملتی جایگاه مخصوص خود را دارد، حتی برخی از آنها به عنوان بخشی متصل و شناسه ملت‌ها و مانند هر رسم دیگری در زندگی روزمره تکرار می‌شوند. فراموش‌شدنی نیستند و گسترش پیدا می‌کنند.
  • مصطفی هجری، دبیرکل حزب در نشست پارلمان سوییس: تبعیض علیه‌ ملیت‌های تحت ستم به آستانه خطرناکی رسیده است مصطفی هجری، دبیرکل حزب در نشست پارلمان سوییس: تبعیض علیه‌ ملیت‌های تحت ستم به آستانه خطرناکی رسیده است
    ممنوعیت تحصیل به‌ زبان مادری تنها به‌ این امر ختم نمی‌شود که‌ کودک به‌ جای زبان مادری، زبان دیگر (فارسی) را می‌آموزد. بلکه‌ مقصود اصلی برنامه‌ است که‌ رژیم با آن سیاست‌های یکسان‌سازی را اعمال می‌کند.
  • مرگ برادرکُشی مرگ برادرکُشی
    لیکن در دوران معاصر، اوضاع و شرایط سیاسی و درک و آگاهی جوامع به جایی رسیده است که دیگر چنین اعمالی را تاب نیاورده و هر گونه توسل به جنگ‌ داخلی را محکوم می‌کنند.
  • تکوین و تکامل گفتمان کردایه‌تی در کرماشان و ایلام (بخش اول*) تکوین و تکامل گفتمان کردایه‌تی در کرماشان و ایلام (بخش اول*)
    با کمی دقت در متون و جهت‌گیری فعالین کرد در این منطقه‌ می‌توان در تحلیل اذهان سوژه‌ کرد در این منطقه‌ به‌ بنیاد اصلی هویت کرد دست یافت که‌ البته‌ در همه‌ کردستان این بنیاد هویتی مشترک است، اما همچنان که‌ گفته‌ شد در مناطق دیگر زیر لایه‌های کنش سیاسی و انقلابی مستتر شده‌ است اما در کرماشان‌ با فراغت بیشتری مورد توجه‌ کردها بوده‌ است. کردها در این مناطق با سنجش گفتمان‌های موجود با بنیاد فرهنگی و زیرساخت‌های اجتماعی خود به‌ اعماق چیزی پی برده‌اند که‌ اساس پیوند فرد با ساختار سوژه‌پرور است و خود می‌دانند که‌ فردیت آنها ناشی از ساختار اجتماعی است که‌ در پیوند با معانی روزمره‌ است.
  • راسان، کابوس جمهوری اسلامی ایران راسان، کابوس جمهوری اسلامی ایران
    بر اساس گزارشهایی که اخیراً منتشر شده است، فراکسیونهای سیاسی هوادار رژیم ایران در پارلمان عراق، به تحریک ایران قصد دارند طرحی را در پارلمان مورد بحث قرار دهند که بر اساس آن، هیچ حزبی نتواند خاک عراق را علیه همسایگان این کشور مورد استفاده قرار دهد.
  • پروژه‌ی فراکسیون مالکی علیه احزاب کردستان روژهلات با دسیسه‌ی سپاه قدس! پروژه‌ی فراکسیون مالکی علیه احزاب کردستان روژهلات با دسیسه‌ی سپاه قدس!
    با آغاز مرحله‌ی نوین مبارزات حزب دمکرات کردستان ایران معروف به "راسان" رژیم متوجه این واقعیت گردید که شکوه و عظمت حزب بعد از گذشت سی و هشت سال از اعلان مبارزه‌ی آشکار همچنان پابرجاست و همانند سال‌های آغازین مبارزه، صفوفش گرم، پرانرژی و پرجنب و جوش می‌باشد. بنابراین رژیم دست به کار شده و شیوه‌های پیشین جنگ و حربه‌های مبارزه را اینبار وقیحانه‌تر به کار گرفته است. سازماندهی مجدد مزدوران بازنشسته نیز یکی از این شیوه‌های جنگ ناجوانمردانه است که می‌خواهد از این طریق ملت کرد را به دو طیف تقسیم کند و جنگ برادرکشی به راه بیاندازد.
  • پیام مصطفی هجری، دبیرکل حزب به کنفرانس بین‌المللی مسکو پیام مصطفی هجری، دبیرکل حزب به کنفرانس بین‌المللی مسکو
    کوردستان میدیا: مصطفی هجری، دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران به مناسبت برگزاری کنفرانس بین‌المللی مسکو پیامی برای برگزارکنندگان این کنفرانس ارسال نمود.
  • نیم نگاهی به سیر تغییرات نهادهای متولی تنبورنوازی در کرماشان نیم نگاهی به سیر تغییرات نهادهای متولی تنبورنوازی در کرماشان
    تنبورنوازی، به مثابه امری قومی-آیینی از گذشته‌های دور در شهر کرماشان وجود داشته است و بی‌گمان پیش از توجه مدرنتر و عقلانیتر به هنر در سده‌ی اخیر، علاوه بر این که درون خانواده‌ها به مانند آدابی شرعی به شکلِ شفاهی و سینه به سینه بازتولید می‌شده است، توسطِ نهادهای سنتیِ جمخانه‌ای (خانقاهی) حمایت و نظارت می¬گردیده است. تنبورنوازی در وهله‌ی نخست، هنری فولکلور است.
  • فروش کودکان، فروختن بخشی از زندگی فروش کودکان، فروختن بخشی از زندگی
    این کودکان که اکثرشان به سبب ابتلای مادرشان به بیماری‌هایی نظیر ایدز، آنها هم دچار می‌شوند، قربانیان اصلی چنین فاجعه‌ای انسانی، حتی در بیشتر موارد قبل از تولدشان به فروش می‌رسند و بر سر آینده آنها قمار می‌شود.
  • موانع موجود بر سر راه استقلال کردستان از عراق موانع موجود بر سر راه استقلال کردستان از عراق
    اگر کردها در این مرحله‌ حساس با درس‌هاىی که‌ از تاریخ خود گرفته‌اند و با نگرشی آشکار و واضح حرکت نکنند، احتمال تکرار چنان حوادثی همچنان وجود دارد و برعکس آن نیز می‌تواند صد سال آینده‌ را به گونه‌ای بسازد که‌ قبل از هر چیز کرامت و آزادى را به‌ ملت کرد بازگرداند و به‌ جاى قربانى کردن جان خود براى وطن، به دنبال پیشرفت‌هاى اجتماعى، اقتصادى و غیره‌ باشد.
  • راسان و مبارزه‌ی مدنی راسان و مبارزه‌ی مدنی
    راسان روژهلات بدون مبارزات شهرها و استفاده از نیروی مردم بی‌معنی خواهد بود و مبارزات شهرها یکی از ستون‌های راسان است که هدف از آن سازماندهی مردم در یک مبارزه‌ی جدی و واقعی علیه سیستم حاکم است تا آینده‌ی بهتری برای نسل‌های بعدی ساخته شود نه این که همین سیستم با نقابی رنگین پابرجا بماند.
  • کریم پرویزی، عضو دفتر سیاسی حزب: تا یک کرد زنده باشد، مبارزه‌ی ملت کرد زنده است کریم پرویزی، عضو دفتر سیاسی حزب: تا یک کرد زنده باشد، مبارزه‌ی ملت کرد زنده است
    راسان روژهلات، خیزش ملتی است که ستم بر آن روا داشته شده و دشمنان می‌خواهند در صفوف آن تفرقه و پراکندگی ایجاد کنند. دشمنان می‌خواهند جوانان این ملت همواره گرفتار بلای مواد مخدر باشند، می‌خواهند ملت کرد نوکر و زیردست و مطیع یک حاکمیت بیگانه باشد.