• روزنامەی کوردستان
  • Agirî
  • بیری خوێندکار
  • لاوان
  • ژنان
  • کانال تیشک تی وی
  • نرگز
١٩ اکتبر ٢٠١٧ میلادی - ٢٧ مهر ١٣٩۶ خورشیدی  

مرگ یک جلاد دفورمیست

میلادی: ٢٢-٠١-٢٠١٧ - خورشیدی: ١٣٩۵/١١/٠٣ - ١۶:٢۶ تاران سایز فونت: بزرگتر‌کوچکتر
مرگ یک جلاد دفورمیست
جمیل کلاهی

ترجمه: سلام اسماعیل‌پور


روز ١٩ دیماه، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، از ستون‌های اصلی رژیم جمهوری اسلامی درگذشت. وی کسی بود که در تمامی جنایات جمهوری اسلامی از ترور و سرکوب تا اعدام، حبس و ده‌ها جنایت دیگر نقش عمده‌ای ایفا می‌نمود و از سوی دو دادگاه آلمان (میکونوس) به خاطر ترور رهبران حزب دمکرات کردستان ایران و آرژانتین (آمیا) به خاطر انفجار مرکز یهودیان، حکم جلب بین‌المللی برایش صادر شده بود. در رابطه با نقش رفسنجانی در این جنایت‌ها سخن بسیار گفته شده و بسیار شنیده‌ایم، از همین رو در این مقاله از ذکر آنچه که پیشتر گفته شده خودداری نموده و به تشریح جوانبی می‌پردازیم که پیشتر یا مورد بررسی قرار نگرفته و یا کمتر در دایره‌ی بررسی‌ها قرار گرفته است.

گرچه رفسنجانی یکی از جانیان استثنایی تاریخ بشریت بود، لیکن از هنگام مرگ وی تلاشی برای تقدیس وی جریان است. این تلاش از سوی بخشی از نخبگان و اپوزیسیون رفسنجانی و حتی برخی از مخالفان رژیم جریان دارد!

همزمان در داخل ایران نیز برای رفسنجانی بزرگترین عزاداری پس از عزاداری برای مرگ خمینی برگزار شد! در اینجا سؤال این است که چرا چنین وضعیتی در ایران پیش آمده است که مردم شیفته‌ی سرکوبگر و جلاد خویش شوند؟ به عبارت دیگر، دلیل ابتلای مردم ایران به سندروم استکهلم چیست؟ نقش رفسنجانی در شکل‌گیری چنین جامعه‌ای چیست؟

پاسخ به این سؤال، نیازمند توضیح پیرامون نوع سیستم سیاسی ایران به عنوان یک حکومت توتالیتر است. اما چگونه یک حکومت توتالیتر سبب شکل‌گیری وضعیتی می‌شود که ما را به چنین سؤالی واداشت.

یک رژیم توتالیتر، رژیمی است که تمامی فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را تحت کنترل و نظارت خویش درمی‌آورد. در چنین نظام‌هایی قدرت سیاسی از سوی یک حزب قبضه می‌شود و هر گونه نظارت آزادانه‌ی جامعه از میان برده می‌شود، از ترور برای سرکوب مخالفان استفاده می‌شود و تلاش می‌شود تا جامعه در قالب یک ایدئولوژی حزبی خاص، یکدست شود. حکومت توتالیتر که در یک جامعه‌ی رمه‌وار تشکیل می‌شود، با از بین بردن بنیان‌های جامعه‌ی مدنی، سنت‌های سیاسی، حقوق جامعه و رمه‌ای کردن طبقات جامعه، زمینه را برای شکل‌گیری جامعه‌ی رمه‌وار مهیاتر می‌کند. توتالیتاریسم از طریق ایدئولوژی، به دو شیوه جامعه‌ی مدنی را در هم می‌شکند و زمینه را برای ایجاد جامعه‌ی رمه‌ای فراهم می‌کند:

نخست از طریق برهم زدن مناسبات میان انسان‌ها و دوم از طریق بر هم زدن درک انسان‌ها از واقعیات. رمه به مردمی گفته می‌شود که بدان علت که چیزی غیر از مجموعه‌ای افراد بی‌هویت و بی‌تفاوت نیستند و نمی‌توانند در درون یک سازمان که مبتنی بر منفعت عمومی است یا در داخل احزاب سیاسی و تشکل‌های صنفی و کارگری سازمان یابند. پیامد عضوگیری جنبش‌های توتالیتر از میان رمه‌ها این است که اغلب اعضای آنان افرادی هستند که پیشتر در عرصه‌ی سیاست فعال نبوده‌اند و این امر باعث بی‌تفاوتی آنان در قبال انتقادات مخالفان سیاسی جنبش توتالیتر می‌شود. هدف جنبش‌های توتالیتر، سازماندهی رمه‌هاست که یان رمه‌ها نیز پیامد و محصول فروپاشی ساختار طبقاتی است. در نتیجه‌ی این فروپاشی، افراد دچار سرگردانی می‌شوند و دیگر دارای هیچ گونه مناسبات، منافع و هویتی نخواهند بود. از دیدگاه هانا آرنت، مهمترین ویژگی جنبش‌های توتالیتاریستی این است که به سرعت فراموش می‌شوند. این ویژگی در رابطه با نوع آوازه‌ی رهبران این جنبش‌ها بیشتر مصداق می‌یابد. این ویژگی ناشی از تزلزل رمه‌هاست. لیکن اشتباه است اگر به خاطر این ویژگی از یاد ببریم که رژیم‌های توتالیتر تا زمانی که در قدرت هستند و رهبران توتالیتر تا زمانی که زنده هستند، تا پایان کارشان همچنان از حمایت رمه‌ها برخوردارند.

به طور کلی، یک سیستم‌ توتالیتر می‌کوشد تا ایدئولوژی خویش را بر واقعیت تحمیل کند و بر مبنای همین ایدئولوژی در تمامی زمینه‌ها دخالت نماید. این ایدئولوژی، مجموعه‌ای از باورهای سیاسی ـ مذهبی جامع است که همگان بایستی بدان پایبند باشند. بر اساس این ایدئولوژی، رژیم توتالیتر در کلیه‌ی جوانب زندگی فردی و اجتماعی مداخله می‌کند. بدین ترتیب، عملاً جنبه‌های خصوصی و غیر سیاسی زندگی را از میان می‌برد، این امر به نابودی عقاید متنوع، سلیقه‌ها و شیوه‌های گوناگون زندگی و سرکوب دگراندیشان منجر می‌گردد.

به اعتقاد کارل فردریش و زبیگنیو برژینسکی، حکومت‌های توتالیتر دارای شش ویژگی هستند که عبارتند از:

١. این حکومت‌ها بر مبنای ایدئولوژی شکل می‌گیرند.

٢. در این کشورها تعدد احزاب وجود ندارد و کشور عملاً به صورت تک‌حزبی اداره می‌شود و اداره‌ی سیاسی کشور، تبلیغات اجتماعی، فرهنگی و آموزشی بر عهده‌ی همان حزب است. رهبری این حزب کاملاً در دستان یک شخص واحد قرار دارد. رهبری این حزب یا مستقیماً بر عهده‌ی خود رهبر اقتدارگرای کشور و یا بر عهده‌ی یک شخص مورد اعتماد رهبر اقتدارگراست.

٣. حکومت برای دفاع از خود در برابر خیزش‌های درونی و حملات بیرونی، از یک نیروی نظامی تروریستی برخوردار است.

٤. تمامی ابزارهای تبلیغاتی و رسانه‌های جمعی یا در انحصار حکومت هستند و یا از سوی حکومت کنترل می‌شوند.

٥. دولت هیچ فرد یا جریان مسلحی را در کنار خویش تحمل نمی‌کند.

٦. اقتصاد در این کشورها به گونه‌ای متمرکز از سوی حکومت هدایت می‌شود. به عبارت دیگر اقتصاد در این کشورها دولتی است.

ژوان لینز و آلفرد استپان طی مبحثی تکمیلی این شش نکته را مطرح می‌کنند که: "هرگاه رژیمی توانست پلورالیسم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی موجود را کاملاً از بین ببرد و از یک ایدئولوژی آرمانشهری شفاف و منحصر بفرد پیروی کند و از توان سازماندهی گسترده و نیرومند و یک رهبر کاریزماتیک برخوردار باشد و هیچ چیز نتواند قدرت آن را محدود کند و رفتارها و تصمیمات آن برای روشنفکران و رمه‌ها غیر قابل پیش‌بینی باشد، آن گاه می‌توان گفت که این حکومت توتالیتر است".

این مشخصه‌ی رژیم‌های توتالیتر است که می‌کوشند تا انسان‌ها را به گونه‌ای سازمان دهند که تنوعات و تفاوت‌های نامحدود آنان از بین برود و تمامی انسان‌ها را به صورت یک فرد منزوی دربیاورد. این خواست زمانی امکان تحقق می‌یابد که تمامی افراد به گونه‌ای دگرگون شوند که در برابر کنش‌های خاص، واکنش‌های واحد و مشابه از خود نشان دهند! نخستین گام برای استیلای همه‌جانبه، کُشتن شخصیت حقوقی در انسان‌هاست که از طریق آن، از یک سو سلب حمایت قانون از برخی افراد و از سوی دیگر تشکیل گروه‌هایی از مردم که مشمول قوانین نمی‌شوند و اقدامات آنان جنبه‌ی فراقانونی دارد عملی می‌گردد! گام مهم دوم، کُشتن شخصیت اخلاقی در انسان‌هاست! توتالیتاریسم از راه ایجاد وضعیتی که در آن وجدان تأثیرگذاری خویش را از دست می‌دهد و امکان انجام کارهای خوب باقی نمی‌ماند، توانست همدستی آگاهانه و سازمان‌یافته‌ی تمامی انسان‌ها را در جنایات سیستم توتالیتر گسترش دهد! نمونه‌ی این ویژگی، سرکوب جنبش کرد است که حکومت و جامعه‌ی رمه‌وار، بانی و عامل آن هستند و جامعه جنایات رژیم را تأیید می‌کند!

حال به بحث از هاشمی رفسنجانی می‌پردازیم.

رژیم جمهوری اسلامی که متعاقب ربودن و به انحراف کشاندن یک انقلاب روی کار آمد، برای استقرار ایدئولوژی توتالیتاریستی خود نیازمند افراد قسی‌القلبی همچون رفسنجانی بود. زیرا در واقع انقلاب سال ١٩٧٩ ایران را آخوندها به تنهایی انجام ندادند، بلکه تمامی احزاب و سازمان‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی با هر گونه ایدئولوژی و خط مشی خاص خویش در آن مشارکت داشتند! در چنین وضعیتی که پلورالیسم سیاسی در آن به چشم می‌خورد، یک گروه صرفاً با عبور از میان نهر خون است که می‌تواند حکومتی توتالیتر تشکیل دهد! زیرا در این مسیر با مقاومت و واکنش دیگر طرف‌ها مواجه خواهد شد. از همین رو، جمهوری اسلامی برای تأسیس حکومت دلخواه خویش نهری از خون در ایران به راه انداخت و تمامی دگراندیشان و مخالفان خویش را قلع و قمع نمود.

در خلال این نزدیک به چهار دهه ثابت شده است که تیم رفسنجانی در تمامی جنایاتی که از بدو استقرار رژیم کنونی ایران صورت گرفته‌اند، سهیم بوده است. زمانی که رفسنجانی عضو شورای انقلاب اسلامی بود، این شورا در ١٥ خردادماه ١٣٥٩ دانشگاه‌ها را تعطیل نمود و انقلاب فرهنگی را به منظور سرکوب و پیگرد استادان و دانشجویان دگراندیش آغاز نمود و ایدئولوژی اسلامی را بر دانشگاه تحمیل نمود. نامبرده در به درازا کشیدن جنگ ایران و عراق نقش عمده‌ای ایفا نمود که هدف وی از این کار نیز سرکوب مخالفان رژیم در داخل ایران بود. ترورهای درونی دستگاه حکومتی رژیم، قلع و قمع احزاب ایران و جنگ در کردستان و سایر مناطق ایران در خلال همین مدت روی دادند. اعدام و تیرباران زندانیان سیاسی، حمایت از علی خامنه‌ای چه در زمان ریاست جمهوری نامبرده و چه در هنگام انتصاب وی به عنوان رهبر رژیم، از اقدامات رفسنجانی برای تثبیت رژیم توتالیتر جمهوری اسلامی ایران بودند. ترور رهبران اپوزیسیون رژیم در خارج از ایران نیز که اکثریت قریب به اتفاق آنان در دوران ریاست جمهوری وی روی دادند و همچنین قتل‌های زنجیره‌ای، همگی تحت فرمان و توصیه‌های وی انجام گرفت.

این اقدامات باعث شد که غیر از خود رژیم و دستگاه‌های وابسته به آن، هیچ گروه و جریان دیگری برای سازماندهی توده‌های مردم در ایران باقی نماند، زیرا رفسنجانی عملاً تمامی احزاب و شخصیت‌های دگراندیش را در ایران از بین برده و دیگر حزبی نمانده بود که مردم را سازمان دهد و هوادارانی برای خویش داشته باشد. "هنگامی که وفاداری به گرو‌ه‌ها از بین می‌رود، جامعه‌ی رمه‌وار سر بر می‌آورد". آنچه که امروز در ایران مشاهده می‌کنیم، جامعه‌ای است که در غیاب احزاب و سازمان‌های مستقل به شکل جامعه‌ای رمه‌وار درآمده که بر اثر سرکوب‌های رژیم شکل گرفته است.

اینک مشاهده می‌کنیم که رژیم توانسته است با بیرون راندن و انحلال سایر احزاب و سازمان‌ها، در دردون یک اپوزیسیون صوری برای مردم بتراشد! زندانیان سیاسی و رهبران زندانی از جنس خویش برای مردم بسازد! میرحسین موسوی و کروبی که از جنس خود رژیم هستند و در دهه‌ی نخست عمر رژیم (که اغلب جنایات رژیم در آن دهه روی دادند) از مقامات بلندپایه‌ی رژیم بودند، تبدیل به رهبران زندانی اپوزیسیون! شده‌اند، شعار مردم در راهپیمایی‌ها به جای آزادی و دمکراسی تبدیل به "یا حسین، میرحسین" شده است، دوران انقلاب فرهنگی و سرکوب و کشتار دگراندیشان، "دوران طلایی امام" نام می‌گیرد! رفسنجانی که مسئول کوره‌ی ذوب دگراندیشان بود، تبدیل به پشتیبان خواست‌های مردم می‌گردد، خلخالی اصلاح‌طلب می‌شود! حسن روحانی که در زمان انجام تمامی این ترورها و جنایات، از بلندپایه‌ترین مقامات امنیتی رژیم بوده است، یکشبه تبدیل به "میانه‌رو" شده و اقدام به انتشار منشور حقوق شهروندی می‌کند!

حمایت از سرکوبگران جامعه، صرفاً در جوامع رمه‌وار روی می‌دهد! که مسبب شکل‌گیری چنین جامعه‌ای در ایران، فقط هاشمی رفسنجانی بوده است. از همین رو، فقدان رفسنجانی در درازمدت ضربه‌ی مؤثری بر پیکر رژیم خواهد بود. زیرا رژیم، مغز مهندسی جامعه‌ی رمه‌وارش را از دست داده و در درون رژیم هیچ کس دیگری برای ایفای چنین نقشی پس از وی وجود ندارد. علاوه بر این، رفسنجانی نقطه‌ی اتصال جناح‌های رژیم به یکدیگر بود که با از بین رفتن این نقطه‌، توازن قوا میان جناح‌های رژیم بر هم خواهد خورد و رژیم دستخوش بحران خواهد شد.
بالاترین چاپکردنی ئەم بابەتە

روزنامە کوردستان
روزنامەی کردستان ش.٧١٠ در این شمارە می‌خوانید:

ــ زندانی سیاسی وجود ندارد
ــ خاورمیانه در مقابل یک دوراهی، دموکراسی و احترام به حقوق اقلیت ها و
حق تعیین سرنوشت یا ادامه جنگ و کشتار
ــ ایران محــــور شرارت منطقه
ــ جنوب کوردستان و محوریت مبارزاتی ملت کورد
  • ما فاتحان تاریخ بشری هستیم و شما شکست خوردگان تاریخ ما فاتحان تاریخ بشری هستیم و شما شکست خوردگان تاریخ
    اتوریتەی اشغالگری و ذهنیت‌های تمامیت‌خواە، آنگاە کە منافع خود را برای خود و منافع دیگران را نیز برای خودشان فرمولە می‌کنند، آزادی و حقوق افراد را با خیرەسری مشروط می‌کنند و خط قرمز را برای خواستەهای دمکراتیک دیگران تعیین می‌کنند.
  • جنوب کوردستان و محوریت مبارزاتی ملت کورد جنوب کوردستان و محوریت مبارزاتی ملت کورد
    یا باید از مشکلات کشاورزها آگاه باشیم که به عنوان مثال دولت طی برنامه‌ای از پیش تعین شده اقدام به خرید ارزان محصولات آن‌ها می‌کند.
  • زندانی سیاسی وجود ندارد زندانی سیاسی وجود ندارد
    در سرزمینی تحت سلطه دیکتاتوری و فاشیست، چیزی به نام زندانی سیاسی نمی‌تواند معنایی داشته باشد و اصلا دال مناسبی برای اشاره به چیزی واقعی نیست. در واقع مفهوم زندانی سیاسی می‌تواند مفهومی گمراه‌کننده و تحریف‌کننده باشد.
  • جنوب کوردستان و محوریت مبارزاتی ملت کورد جنوب کوردستان و محوریت مبارزاتی ملت کورد
    از سویی دیگر نباید نیروی عظیم انسانی و ژئوپلوتیک حساس جنوب زاگرس را فراموش کنیم و این فاکت نقش و جایگاه بسزایی در جنبش کوردستان دارد. رژیم بر واقعیت‌های ذکر شده واقف و آگاه است و آنچنان او را به هراس انداخته که تحلیلی‌ است بر شدت عمل رژیم تروریستی ایران در نابود کردن بنیادهای انسانی در این بخش از کوردستان.
  • برای آنانی که به خاموشی نه گفتند به بهانه بازداشت پنج فعال کرماشانی برای آنانی که به خاموشی نه گفتند به بهانه بازداشت پنج فعال کرماشانی
    در کرماشان، قلب کوردستان، مردان و زنانی گام در خیابان‌ها نهادند و فریاد کشیدند که پرنده نیز از پر کشیدن هراس داشت. اما آنان با خود اندیشیدند تا به کی حقارت؟؟ تا به کی جان دادن و دم برنیاوردن؟؟ و بر آن شدند که سکوت سهمگین و رخوت حاکم بر شهر را بشکنند و فریاد برکشند که: "شهر زنده است ، شهر در خروش است".
  • مصطفی هجری در ٢٥مین سالیاد ترور دکتر صادق شرفکندی: با تمام توطئه‌هایی که رژیم جمهوری اسلامی و سایر رژیم‌های مستبد علیه ملت کورد اجرائی کردند، نه تنها نتوانستند کورد را به زانو درآورند بلکه امروزه کورد در شرایط مناسب سیاسی قرار دارد مصطفی هجری در ٢٥مین سالیاد ترور دکتر صادق شرفکندی: با تمام توطئه‌هایی که رژیم جمهوری اسلامی و سایر رژیم‌های مستبد علیه ملت کورد اجرائی کردند، نه تنها نتوانستند کورد را به زانو درآورند بلکه امروزه کورد در شرایط مناسب سیاسی قرار دارد
    در این تیم ترور افرادی از حزب‌الله لبنان، یکی از اعضای شیعه لبنان و خود ایرانی‌ها که همگی در ایران و تحت نظارت سپاه پاسداران و و سازمان اطلاعات آموزش دیده بودند، به صورت مشترک و طی برنامه‌ای از پیش تعین شده، ترور مذکور را انجام می‌دهند.
  • دولت کوردستان، جغرافیایی برای زندگی آزاد دولت کوردستان، جغرافیایی برای زندگی آزاد
    دولت مستقل کوردستان در جنوب هم بنیاد نهادن اراده ملی است و هم گامی تاریخی مهمی است که شاید امروز نتوان به روشنی و وضوح لذت‌ها و رنگ‌های آن را مشاهده کرد اما همانقدر که دشمنان کورد و به ویژه جمهوری اسلامی از این امر خشمگین و با تمام توان آنرا مورد تهدید قرار می‌دهند و تعدای به اصطلاح روشنفکر فارس، اما در واقع متحجر و فاشیست که ادامه جمهوری اسلامی‌اند از استقلال کوردستان به هراس افتاده‌اند که این خود اشاره‌ای‌ست به حقیقت دولت مستقل کوردستان.
  • کودکان، قربانیان اصلی رژیم فاشیستی ایران کودکان، قربانیان اصلی رژیم فاشیستی ایران
    در حال حاضر در زندان‌های رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی ایران زندانیان زیادی وجود دارند که تنها جرم آن‌ها حمایت و دفاع از حقوق این کودکان است اما متاسفانه حاکمیت این افراد را که چیزی جز قائل شدن حق زندگی برای کودکان این سرزمین و آب و خاک خواستار نیستند را مجرم دانسته و آن‌ها را دشمن نظام و اسلام قلمداد می‌کند.
  • زن و رویاهایی که در دنیای مردسالارانه فنا می‌شوند زن و رویاهایی که در دنیای مردسالارانه فنا می‌شوند
    وقتی به دوستانم مراجعه می‌کنم و چهره‌های افسرده‌شان را می‌بینم که وا اسفااا، ما چه کردیم!! مگر درس نخواندیم! مگر زحمت بسیارنکشیدیم!
  • توتالیتاریسم و جامعه توتالیتاریسم و جامعه
    همچنین در عصر حاضر در سیستم عراق پیشین و سوریه امروزی می‌بایست و باید عضو حزب بعث صدام و حزب بعث خانواده اسد باشد.
  • اصلاح‌طلبی ایرانی و عشق یک طرفه اصلاح‌طلبی ایرانی و عشق یک طرفه
    البته چون اصلاح‌طلبان کورد تنها در سطح دیپلماسی عمومی آنهم در فصل انتخاباتی بدان‌ها اجازه عرض اندام داده می‌شود، پس باید اظهار کرد کابینه دوم روحانی خطی پایان پدیده اصلاح‌طلبی در کوردستان است.
  • شهر شوری در سر دارد شهر شوری در سر دارد
    مردم دیگر تحمل آنرا ندارند که هرگونه تجمع، حرکت و یا کوچکترین خواست‌شان، با گلوله‌های نیروهای رژیم روبرو شود و روزی شهر تصمیم خواهد گرفت که تفنگ به دست بگیرد و در دل شهر به روی کاخ لرزان جمارانی‌ها آتش بگشاید.
  • دیدگاه امنیتی جمهوری اسلامی و جنگ نرم علیه کوردستان دیدگاه امنیتی جمهوری اسلامی و جنگ نرم علیه کوردستان
    بنابراین در استراتژی امنیت رژیم، کوردستان مساله‌ای است که شیوه حکمرانی جمهوری اسلامی، پروژه ملت-دولت فارس، عمیق شدن بحران آب و استراتژی کمربند شیعه در منطقه -که رویای مشترک ناسیونالیسم فارس و شیعه‌گرایی ایرانیست- را با تهدید جدی روبرو می‌سازد، به همین خاطر نیز تحلیل‌گر سپاه و بیت خامنه‌ای آشکارا معترف است که چهل سال آینده، ٤٠ سال رویارویی کوردستان با دستگاه‌های امنیتی و سرکوبگر رژیم جمهوری اسلامی است.
  • متن سخنان کریم پرویزی، عضو دفتر سیاسی به مناسبت ٧٢مین سالروز تاسیس حزب متن سخنان کریم پرویزی، عضو دفتر سیاسی به مناسبت ٧٢مین سالروز تاسیس حزب
    فاشیسم قصد سلطه بر تمام جهان را داشت، فاشیسم می‌خواست که رهبری تمام ملت‌های جهان را در دست بگیرد و فقط نژادی که او آنرا برتر می‌دانست سرور و حاکم جهان باشد.