• روزنامەی کوردستان
  • Agirî
  • بیری خوێندکار
  • لاوان
  • ژنان
  • کانال تیشک تی وی
  • نرگز
٢۴ ژوئن ٢٠١٧ میلادی - ٠٣ تیر ١٣٩۶ خورشیدی  

نامه‌ای كه نویسندگانش نیز از آن شرم دارند

میلادی: ٢٢-٠١-٢٠١٧ - خورشیدی: ١٣٩۵/١١/٠٣ - ١۶:٣٣ تاران سایز فونت: بزرگتر‌کوچکتر
نامه‌ای كه نویسندگانش نیز از آن شرم دارند
سلام اسماعیل‌پور

اخیراً انتشار نامه‌ای خطاب به خامنه‌ای، رهبر رژیم جمهوری اسلامی با امضای مجهول "جمعی از فعالان کردستان" که نخواسته‌اند نامشان فاش شود، در شبکه‌‎های اجتماعی و وبسایت‌ها، واکنش‌های متفاوتی را برانگیخت. آنچه که مرا به نگارش سطوری در این باب وا‌داشت، نه اهمیت خود نامه یا نویسندگان آن، بلکه تلاشی است که از سوی برخی جریانات شناسنامه‌دار برای تطهیر تلاش‌های توسعه‌طلبانه‌ی رژیم ایران در منطقه آن هم در پوشش‌های موجهی همچون "دفاع از حقوق ملت کرد" جریان دارد.

متن نامه ضمن یادآوری تحولات منطقه که رژیم‌های اشغالگر کردستان را در سراشیبی سقوط قرار داده است، خطاب به "جناب آقای خامنه‌ای" ادعا می‌کند که: "منافع درازمدت ایران و ملت کرد درعراق و سوریه‌... از نظر ما نیازمند تعامل و همسویی با همند".

با توجه به این که منافع درازمدت ملت کرد در کردستان ایران ماهیتاً نمی‌تواند همسو با منافع رژیم تحت امر خامنه‌ای باشد، این بند از نامه می‌خواهد بگوید که منافع ملت کرد در عراق و سوریه در جهتی کاملاً مخالف با منافع مردم کردستان ایران قرار دارد. از آنجا که دغدغه‌ی نویسندگان نیز به ادعای خودشان مسأله‌ی کرد می‌باشد، پُر واضح است که از دیدگاه آنان در ایران چنین مسأله‌ای وجود خارجی ندارد و این یعنی آن که گرچه نام نویسندگان مجهول می‌باشد، اما آدرس‌های موجود در نامه حتی از پلاک منزل نویسندگان نیز روشنتر و آشکارترند.

نویسندگان که مدعی هستند به طور مشخص نگاه‌ آنان تغییر رویکرد مثبت حاکمیت ایران به‌ مسأله‌‌ی کرد است، معتقدند که: "این مهم بطور غیرمستقیم نیز از قلم برخی کارشناسان امور منطقه‌ای داخل نظام دیده‌ میشود. رویکردی که‌ در صورت همراهی با آن جایگاه‌ ایران را در منطقه‌ و جهان تثبیت خواهد نمود".

معلوم نیست این کارشناسان امور منطقه‌ای رژیم که معتقد به لزوم تغییر رویکرد مثبت به مسأله‌ی کرد هستند تا حالا کجا بوده‌اند و ذره‌بین آقایان چگونه چنین موجوداتی را کشف نموده که تابحال هیچ احدی، نه از داخل رژیم و نه از بیرون آن، نتوانسته آنان را با چشم غیر مسلح مشاهده کند.

در بخش دیگری از نامه آمده است که: "اینک پروژه‌ خاورمیانه‌ نوین رقم خورده‌ و کلنگ آن در سوریه‌ زده‌ شده‌ است. ایران به‌ تنهایی و با کمک جریانات هزینه‌بردار در لبنان، سوریه‌ و یا… قادر به‌ رویارویی با آن نیست.

تجربه‌ نیز نشان داده ‌است که‌ در نهایت سخن غربی‌ها به‌ کرسی خواهد نشست".

معنای این بند آن است که پروژه خاورمیانه نوین که می‌تواند به استقلال دو بخش از کردستان بیانجامد، بخودی خود از نظر نویسندگان نامه نه یک فرصت، بلکه یک تهدید است که با توجه به قدرت غرب، ایران بیهوده سعی دارد با کمک اقمار منطقه‌ای خود (جریانات هزینه‌بردار) سد راه آن شود و پیشنهاد نویسندگان این است که جناب آقای خامنه‌ای به جای این سیاست، سعی کند با استفاده از مزدوران بی مواجب (جریانات بی هزینه) که از نظر آنان می‌تواند جریاناتی در این دو بخش از کردستان باشد، به جای رویارویی، به کنترل و مدیریت ماجرا به نفع خویش بپردازد، یعنی استقلال محتوم ملت کرد منجر به بردگی نوینی در زیر عبای خامنه‌ای شود.

تردیدی نیست که اگر جریانی در این دو بخش از کردستان بخواهد در چهارچوب سیاست مورد نظر نویسندگان نامه عمل کند، نیازمند آن است که در قبال این لطف جناب آقای خامنه‌ای، به این رژیم در مهار و سرکوب مبارزات برحق مردم کردستان ایران و جنبش رهایی‌بخش آن که اینک در قالب گفتمان "راسان" رژیم را به چالش کشیده است، یاری برساند. چرا که با توجه به عدم موضوعیت مسأله‌ی کرد در ایران از نظر آنان، هر گونه مبارزه و جنبشی از سوی ملت کرد در این بخش کردستان نیز موضوعیت و مشروعیت پیدا نخواهد کرد.

در بخش دیگری از نامه می‌خوانیم که: "سؤال این است که آیا ایران با حفظ روابط با ترکیه میخواهد بر ساختار پوسیده خاورمیانه پای فشارد یا با انتخاب کردها خود را با پروژه حتمی خاورمیانه نوین همراه سازد؟ سؤال دیگر اینکه چرا اروپا برای رهایی از مخاطره کشور بزرگی چون یوگسلاوی، آن کشور را به چند کشور کوچک تقسیم کرد اما ایران از همچون مدلی پیروی نمی‌کند. آیا تعامل با کشورهای کوچکتر بهتر از تعامل با کشورهای بزرگ و دردسرساز نیست؟...استقلال کردستان اگر از اهمیت ژئوپولیتیکی ترکیه می‌کاهد اما به اهمیت ژئوپولیتیکی ایران می‌افزاید بنابراین مشخص نیست چرا ایران برخلاف جریان آب شنا می‌کند؟"

کل این متن نشان می‌دهد که نویسندگان نامه به تنها چیزی که فکر نمی‌کنند وجود بخشی به نام کردستان ایران یا همان روژهلات و وجود مسأله کرد در ایران است. از دید آنان ایران باید به تجزیه ترکیه و عراق و سوریه کمک کند تا خود تبدیل به تنها کشور بزرگ منطقه شود. این یعنی اینکه حق تعیین سرنوشت ملت کرد در کردستان ایران امری مذموم و بیهوده است و در دغدغه‌های این فعالان محلی از اعراب ندارد. زیرا جدایی احتمالی این بخش از کردستان، به ژئوپولیتیک ایران و گستره‌ی خلافت آقای خامنه‌ای ضرر می‌زند و شگفتا که چنین کسانی دم از یافتن راهی برای تأمین حقوق ملت کرد می‌زنند و در دلسوزی برای حوزه‌ی ژئوپولیتیک یا همان دامنه‌ی اشغالگری و توحش و ویرانگری رژیم ایران دایه‌ی مهربانتر از مادر می‌شوند و به ولی فقیه مرتجع تهران یادآوری می‌‎کنند که ما به عنوان یک جریان بی‌هزینه (مزدور بی مواجب) بهتر از جریانات هزینه‌برداری مانند حزب‌الله لبنان و سایر مزدوران منطقه‌ای شما و بلکه از خود شما بهتر به تحقق مالیخولیای ام‌القرایی جهان اسلامتان کمک می‌کنیم.

در جای دیگری از نامه می‌فرمایند:"از نظر ما فرصتی تاریخی برای ایران فراهم گشته‌ تا ابتکار عمل را به دست گیرد، خود را با پروژه‌ خاورمیانه‌ جدید همراه‌ کند و خاورمیانه‌ نوین را مدیریت کند".

اینجاست که دم خروس هویدا می‌شود و معلوم می‌شود که دغدغه‌ی اصلی نویسندگان نامه نه استقلال دو بخش از کردستان، بلکه قبول مدیریت خاورمیانه از سوی ایران و به دست گرفتن ابتکار عمل از سوی جناب آقای خامنه‌ایشان است تا شاید در سایه‌ی آن به نان و نوایی برسند.

در جای دیگری از نامه ضمن تلاش برای تحریک خامنه‌ای علیه اردوغان، می‌نویسند: "آقای خامنه‌ای، حتما به یاد دارید که‌ آقای رجب طیب اردوغان شخص شما را نشانه‌ گرفتند و گفتند یک ملای دینی در تهران نشسته‌ و منطقه‌ را به‌ آتش کشیده‌ است".

از حق نگذریم اردوغان در هر موردی که سخن ناصواب گفته باشد، این یک مورد را کاملاً درست گفته، ولی معلوم نیست که چرا آقایان مبارز از بیان این حقیقت چنین به خود می‌پیچند؟

در بخش بعدی می‌خوانیم: "اگرچه‌ در چند سال گذشته‌ دولتمردان ترک به‌ خشونت عریان علیه‌ کردها شدت بخشیده‌‌اند، اما نباید از این واقعیت چشم پوشید که‌ چرخش در رفتارهای سیاسی مقامات ترک مسبوق به‌ سابقه‌ است و هر زمان ممکن است دولت ترکیه‌ رفتار خود را نسبت به‌ کردها تغییر دهد و همچنان که‌ به‌ ساختار سیاسی کردستان عراق اعتراف نمودند، برای رهایی خود و در مقابل ایران به‌ چارچوب جغرافیایی کردستان سوریه‌ نیز اعتراف نمایند و بعید نیست برای درهم شکستن هلال شیعی یا آنچه‌ که‌ توسط شاه‌ اردن کمربند شیعی نام گرفته‌ برنامه‌‌ریزی کنند و نباید احتمال تحریک جریانات داخلی را از ذهن دور پنداشت".

مضمون این سخن این است که از نگاه نویسندگان نامه، این که ترکیه با چرخش در رفتارهای سیاسی‌اش، برای رهایی خود در مقابل ایران، به پذیرفتن استقلال این دو بخش از کردستان تن دهد، از نگاه آنان یک خطر است و می‌تواند زیان‌هایی را متوجه هلال شیعی ایران نماید. یعنی این که هلال شیعی برای آنان نقشی محوریتر از استقلال کردستان سوریه و عراق دارد و استقلال این دو بخش از کردستان از نظر آنان صرفآ ابزاری برای خدمت کم‌هزینه به نفوذ ژئوپولیتیک رژیم ایران است.

نکته‌ی اساسیتر این نامه (که جوهره و روح اصلی نامه می‌تواند باشد)، آنجاست که در پایان همین پاراگراف به رژیم ایران هشدار می‌دهند که با توجه به چرخش مسبوق به سابقه در رفتار دولت ترکیه نسبت به حقوق ملت کرد در کردستان عراق و احتمالاً سوریه، "نباید احتمال تحریک جریانات داخلی را از ذهن دور پنداشت". این یعنی نویسندگان نامه از احتمال حمایت ترکیه از جریانات داخلی ایران (که بدون هیچ تردیدی در ارتباط با کردستان منظور آنان جنبش راسان است) به شدت در هراسند و آن را یک خطای نابخشودنی می‌دانند که ایران بایستی جهت مقابله با آن تمهیدات لازم را بیندیشد.

در خاتمه نیز ناصحان مشفق جناب آقای خامنه‌ای که پیداست شدیداً شیفته و مرعوب توهمی شده‌اند که همپای رژیم ایران، آن را اقتدار منطقه‌ای ایران می‌خوانند، به مصداق شعار معروف بچه حزب‌الهی‌ها "ای رهبر آزاده، آماده‌ایم آماده" و "وای اگر خامنه‌ای حکم جهادم دهد..." می‌نویسند:
"از نظر ما حمایت از پروژه‌ استقلال کردستان عراق و سوریه‌ به‌ تقویت منافع ایران در سوریه‌ و لبنان نیز که‌ اولویت نظام تحت امر شماست، می‌انجامد و اگر در چند دهه گذشته‌ برای حفظ منافع خود در منطقه‌ هزینه‌ بسیاری متحمل شده‌اید، در صورت قبول اراده‌ کردها با کمترین هزینه‌ به‌ اقتدار منطقه‌ای خود خواهید افزود".

و در پایان ضمن چشم بستن بر تمامی جنایات خامنه‌ای و رژیمش علیه مردم کردستان ایران و خون‌هایی که در مسیر حق‌طلبی ملت کرد در این بخش از کردستان به دست مزدوران رژیم و تحت امر خامنه‌ای ریخته شده‌اند، به عنوان وکیل تسخیری مردم کردستان به رهبر رژیم وعده می‌دهند که موارد فوق:"خارج از دستاوردهای منطقه‌ای و بین‌المللی برای کشور شما، به‌ نفرت و بدبینی تاریخی میان کردها و ایرانیان (رژیم ایران) نیز پایان خواهد داد".

بدون شک اگر نویسندگان نامه از این بیان خود مطمئن بودند، نام خود را در پشت عنوان "جمعی از فعالان کردستان" پنهان نمی‌کردند و شجاعت آن را در خود می‌یافتند که در برابر دوربین افکار عمومی کردستان بدون نقاب بایستند. لذا بجاست که از آنان پرسیده شود، اگر به راستی انگیزه و دغدغه‌ی شما از راندن قلم بر صفحه‌ی چنین نامه‌هایی، پیگیری حقوق ملت کرد و یافتن راه‌های نوین (نه راه هزاران بار رفته‌ی مزدوری و لودگی برای اشغالگران کردستان) بوده است، لطف کنید و دفعه‌ی بعدی با چراغ و بدون نقاب وارد شوید تا مردم کردستان خادمان خود را بهتر بشناسند.
بالاترین چاپکردنی ئەم بابەتە

روزنامە کوردستان
روزنامەی کردستان ش.٧٠٣ در این شمارە می‌خوانید:

ــ هویت عاملان حملات تروریستی تهران، یک مسالە
ــ در باب استقلال کردستان
ــ وحشت از ترقەبازی
ــ "آسمیلاسیون فرهنگی" پروسەای برای نابودی کوردها
  • \ "آسمیلاسیون فرهنگی" پروسەای برای نابودی کوردها
    آسمیلاسیون فرهنگی فرآیندی پیچیده، سازماندهی شده و هدفمند است که طی آن گروهی زبانی، فرهنگی، ملی و یا مذهبی در گروه غالب ادغام و همگون می‌شود. در اینجا منظور از ادغام و همگون سازی، یکسان شدن فرهنگی-هویتی می‌باشد.
  • در باب استقلال کردستان در باب استقلال کردستان
    اکنون در میان فاشیسم دولت‌‌های منطقه و حق‌طلبی ملت‌های تحت ستم مساله رفراندم و استقلال کردستان عراق در کجا جای خواهد گرفت؟ آیا معنایی برای ملت کرد وجود دارد کە خواهان حقی باشد که این دولت‌ها مخالف آن باشند؟
  • وحشت از ترقەبازی وحشت از ترقەبازی
    اگر از شتاب وقوع حوادث بکاهیم و با دقت بیشتری تحولات مذکور را پیگیری کنیم، واقعیت‌هایی در میدان رقابت قدرت نمایان می‌شوند که لازم است نادیده گرفته نشوند.
  • بویراحمد، زیر چکمەهای فاشیسم پان‌ایرانیسم بویراحمد، زیر چکمەهای فاشیسم پان‌ایرانیسم
    حال با تمام این اوصاف و با وجود چنین ظلم‌های عیانی سوال اساسی این است که چرا تا کنون مردمان کهگیلویه و بویراحمد ساکت نشستەاند و دست به قیام گستردەای برای احقاق حقوق ملی خود نزدەاند؟
  • سیاست جنگ طلبی رژیم ایران سیاست جنگ طلبی رژیم ایران
    پانیک سایه جنگ، کارت استفاده شده رژیم ایران بعد از جنگ هشت ساله ایران-عراق است که طبق آمارهای غیر رسمی بیش از نیم میلیون از مردم ایران را به کام مرگ کشاند و در حوزه‌های انسانی، توسعه، عمران و... آسیب‌های عظیمی را به ملیت‌های موجود درآن جغرافیا وارد کرد. از آن زمان تاکنون سواستفاده از بحران و استفاده از آن به عنوان پیکان و سپر در مقابل مطالبات و توقعات مردم، به بخشی از سیاست داخلی رژیم حاکم بر ایران تبدیل شده است.
  • ضرورت وجود تفکرات ملی‌گرایانە در زنان کورد ضرورت وجود تفکرات ملی‌گرایانە در زنان کورد
    یکی از این توطئەها کە بە درازای تاریخ دشمنی با ملت کورد مستمرا اجرا و به روز شده است و هدف از این جستار نیز پرداختن به آن می‌باشد، تلاش برای ریشەکن کردن تفکرات ملی و تضعیف عقلانی ملی تمام اقشار جامعە بە ویژە زنان می‌باشد.
  • تروریسم دو سر تروریسم دو سر
    در خاورمیانەی مالامال از هرج و مرج، ظلم و استثمار و استبداد حاکم بوده و توان تمام جوامع را تهی کرده است. در چنین ژئوپلوتیکی سرکوب و ستم دلایلی برای بیان اعتراضات هستند و از سوی دیگر نیز اعتقاد به تفکرات ضد آزادی و متحجرانه دلیل اصلی و اساسی گسترش خشونت و ظلم می‌باشد.
  • قاسملویسم و تحلیلی بر تاریخ معاصر کورد قاسملویسم و تحلیلی بر تاریخ معاصر کورد
    قاسملو طی مصاحبەای با خبرنگاری فرانسوی یکی از کارهای سخت جهان را سازماندهی انسان کورد ذکر می‌کند، که این سخن از سوی رهبری کورد خود گویای این حقیقت انکارناپذیر است.
  • کورد می‌تواند به عاملی تعین کننده در معادلات خاورومیانه بدل شود کورد می‌تواند به عاملی تعین کننده در معادلات خاورومیانه بدل شود
    ولی اکنون بعد از آن همه سال لازم است باز هم معادلات موجود را شناسایی و ارزیابی نموده و متحد شده و همه‌ی توان خود را در راستای تضمین نمودن صد سال آینده بدون قربانی دادن بکار ببریم، باید رهبری سیاسی کورد این مهم را درک کرده و در راستای آن گام بردارد، در غیر این صورت به سوی آینده‌ای مبهم و احتمالا سیاه گام خواهیم نهاد.
  • جوابی کوتاه برای آکادمیست‌هایی کە بە بیراهە رفتەاند جوابی کوتاه برای آکادمیست‌هایی کە بە بیراهە رفتەاند
    همچنین شرعیتی هرچند ظاهری نیز بە سیستم و اعمال ضد بشری خود خواهد داد و برای ثبات هرچە بیشتر حکومت تحمیلی خویش توان و ارادەی نیروهایش را از راه تبلیغات دروغین افزایش می‌دهد، بە گونەای کە هر فردی کە در سایەی این گفتمان حضور پیدا کند، خود را در هالەای از شرعیتی خیالی خواهد دید.
  • در مصاف با روشنگری سیاسی در مصاف با روشنگری سیاسی
    سیاست‌ورزی را می بایست نقطه‌ای مقابل فلسفیدن نامید، این یعنی که بتوان وضعیتی را چنان توصیف کرد که بتوان در چهار چوب آن، توافق را تسهیل کرد.
  • ژست سیاسی و مبارزاتی ژست سیاسی و مبارزاتی
    این نوع از قدرت و سیستم مستبد، تلاش می‌کند که افراد و گروەهای مبارز را دچار ناامیدی کرده و در اعماق ذهن‌شان آنچنان تسلیم رژیم شوند که باور کنند که جز بازی کردن در چارچوب معیارهای رژیم ولایت فقیه هیچ فرصت دیگری برای فعالیت سیاسی و قیام وجود ندارد.
  • هدف ما هدف ما
    این بنا که حزب دمکرات آنرا پایەریزی کرد، ٧٠ سال است که بر روی پاهای خود ایستاده و نه تنها احتمال فروریختن آن وجود ندارد بلکه با سپری شدن روز، ماه و سال محکم‌تر و مستحکم‌تر از گذشته به قلعه مقاومت و روشنفکری و چشم بیدار و تیزبین جامعه کردستان بدل شده است.
  • رستم جهانگیری: کردستان بدون کرماشان، ایلام و ارومیه به مانند کالبدی ناقص است رستم جهانگیری: کردستان بدون کرماشان، ایلام و ارومیه به مانند کالبدی ناقص است
    برای همین ضروری‌ست تا جوانان ایلام، کرماشان و ارومیە دوشادوش جوانان سنە و موکریان وارد میدان مبارزە شدە و ایفای نقش نمایند و توان خود را نشان دهند. آن زمان می‌توان ادعا کرد کە مبارزە ما سرتاسری بودە و در غیر اینصورت همانطور کە در بالا اشارە نمودم حاکمیت کردی ناقص می‌باشد و نمی‌تواند رو پاهای خود بایستد.