• روزنامەی کوردستان
  • Agirî
  • بیری خوێندکار
  • لاوان
  • ژنان
  • کانال تیشک تی وی
  • نرگز
٢٠ آگوست ٢٠١٧ میلادی - ٢٩ مرداد ١٣٩۶ خورشیدی  

فروش کودکان، فروختن بخشی از زندگی

میلادی: ٢٠-٠٢-٢٠١٧ - خورشیدی: ١٣٩۵/١٢/٠٢ - ١١:۴٧ تاران سایز فونت: بزرگتر‌کوچکتر
فروش کودکان، فروختن بخشی از زندگی
سارا پارسا

داستان کودکان تازه متولد شده که وارد دنیای مملو از درد و غصه می‌شوند و از همان آغاز ورود، به جای آغوش گرم خانواده‌هایشان، مهمان آغوش سرد و پر از محنت خیابان‌ها می‌شوند، داستان غم‌انگیزیست که با معامله بر سر آنها جیب باندها و گروه‌های مافیایی پُر می‌شود و در نهایت کسی هم پاسخگوی آینده‌ی مالامال از وحشت و تاریکی آنان نمی‌باشد.

در سال‌های گذشته، اگر معامله‌ای بر سر نوزادان صورت می‌گرفت، جهت ایجاد امید و آرزویی بود که خانواده‌ها برای احیای زندگی به صدای گریان و تبسم کودکی بدان متوسل می‌شدند. هرچند در آن موقع هم نبود بنیه‌ی اقتصادی، دلیل اصلی فروش کودکان نیز به شمار می‌رفت، اما داستان کودکان امروزی بسی متفاوت‌تر از گذشته می‌باشد. اکنون داستان، قصه‌ی کودکانی است که خانواده‌هایشان نه فقط دچار مشکلات اقتصادی‌اند، بلکه مبتلا به مواد مخدر و نوعی گرفتاری اجتماعی هستند.

به ویژه کودکانی که مادرشان به مواد مخدر اعتیاد دارد و متکای زیر سرشان کارتُن خیابان‌ها و لحافشان آسمان سیاه و بدون ستاره است.

این کودکان که اکثرشان به سبب ابتلای مادرشان به بیماری‌هایی نظیر ایدز، آنها هم دچار می‌شوند، قربانیان اصلی چنین فاجعه‌ای انسانی، حتی در بیشتر موارد قبل از تولدشان به فروش می‌رسند و بر سر آینده آنها قمار می‌شود.

چگونه ارزش انسان قبل از تولد او برآورد می‌شود؟ بر اساس کدام مبنای انسانی و قانونی چنین ارزشی تعیین می‌گردد؟ در پاسخ بدان باید گفت که به آسانی و بدون هیچ مبنایی و تنها بر اساس زیرپا گذاشتن وجدان، بر روی انسان ارزشگذاری می‌شود که تاکنون روشنایی دنیا را ندیده و نهایتاً فارغ از ارزش آنان، بخت و سرنوشتشان همچون مادر و هزاران کودک همانند خودشان در میان شلوغی خیابان‌ها و صدایشان در میان احساس سرد مردم جامعه گم می‌شود، زیرا پس از فروششان به گروه‌های مافیایی، در بیشتر موارد به گدایان تحویل داده شده و با نوای کودکانه‌‌شان، جیب چنین تبهکارانی را پر می‌کنند. اگر چه این کودکان بی‌گناه به سبب عدم رسیدگی از سوی سرپرست آنها، عمر کوتاهی دارند و همچون برگ زرد پاییزی با سرنوشت محتومی دست و پنجه نرم می‌کنند، اما کسی هم مسئولیت چنین کودکان را بر عهده نمی‌گیرد.

این پدیده که در ایران هم فاجعه‌ای انسانی و هم بلایی اجتماعی و حتی حقوقی محسوب می‌شود، طی چند سال اخیر در سایه‌ی رژیم اسلامی ایران به سطح خطرناکی رسیده است. به نحوی که مقامات نهادهای رسمی دولتی و نمایندگان مجلس صدایشان بلند شده و قادر به سرپوش گذاشتن بر موضوع نیستند و بالاجبار به پدیده مورد نظر می‌پردازند. برای نمونه، نماینده شهر تاکستان در تاریخ دوم بهمن‌ماه ١٣٩٥ خورشیدی در نشست علنی مجلس صراحتاً از گسترش فروش کودکان در شهرهای مختلف ایران و معامله بر سر زندگی آنها به شدت انتقاد و اعلام کرد: "این پدیده در ایران به یک تجارت مبدل گشته است."

این نماینده مجلس همچنین علت اصلی بروز چنین پدیده‌ای را به وجود مشکلات اقتصادی و اجتماعی در کشور ربط داد.

این فاجعه، شهرهای کُردستان ایران را به دلیل مشکلات اقتصادی و گسترش اعتیاد در جامعه بی‌نصیب نکرده است، برای نمونه در استان کرماشان از ابتدای سال ١٣٩٤ تا اواخر آن در بیمارستان‌ها نوزادان تازه متولدشده از سوی افراد ناشناس ربوده شده‌اند و کسی هم از سرنوشت آنها مطلع نیست.

دلیل اصلی این جنایت ضد انسانی می‌تواند به افزایش نرخ بیکاری، فقر و نداری خانواده‌ها و ابتلای به مواد مخدر در میان خانوارها و یا زنان بدون سرپرست و کارتن‌خواب و زنانی که بر اثر مشکلات خاص خود به تن‌فروشی دست می‌زنند و نخواسته باردار می‌شوند، مرتبط دانست.

کاربدستان رژیم ایران در ظاهر برای مدیریت موضوع، از مدتی قبل دست به "عقیم‌سازی" زنان کارتن‌خواب و مبتلا به مواد مخدر زده‌اند، تا بدین طریق سرپوشی بر عدم مسئولیت‌پذیری مقامات حکومتی و مدیران کشوری گذاشته باشند. مقاماتی که صدای عدالت‌خواهی! آنها به گوش فلک رسیده و طی ٣٨ سال اخیر حکومتشان را بر مبنای ادعای عدل و نابودی فساد در جامعه بنیان نهادند، اکنون کودکان تولدیافته در همین رژیم به اصطلاح عدالتخواه، قبل از تولدشان به دلیل مشکلات اقتصادی و بدسرپرستی و ... مورد معامله واقع می‌شوند و به باندها و گروه‌های مافیایی سپرده شده و برای همیشه به خاک سیاه نشانده می‌شوند.

چاره‌اندیشی درباره پدیده مذکور چه می‌تواند باشد؟

١ـ تأمین اقتصادی شکوفا و پویا برای کشور.

٢ـ توسعه‌ی آموزش همگانی و انسانی برای جامعه.

٣ـ برنامه‌ریزی کارآمد جهت ساماندهی معضل بیکاری و آسیب‌های اجتماعی نظیر اعتیاد به مواد مخدر و تن‌فروشی در میان زنان.

٤ـ نظارت قانونی و اتخاذ موضع در برابر فعالیت باندهای مافیایی.

٥ـ تعیین حقوق و مزایا برای آن دسته از مادرانی که دچار آسیب‌های اجتماعی (همچون اعتیاد) هستند و تأمین مکانی برای زندگی خود و فرزندانشان و نظارت نهادهای دولتی جهت پیشگیری از پدیده‌ی خرید و فروش کودکان.

٦ـ بهره‌گیری از مشاوران، جامعه‌شناسان و روانشناسان برای حل موضوع کودک‌فروشی.

٧ـ نظارت قانونی بر روی فعالیت باندهای مافیایی که در این زمینه فعالیت غیرقانونی دارند و تحمیل احکام سنگین برای خریداران و فروشندگان کودکان.

٨ـ استفاده از رسانه‌ها و انتقال اطلاعات به جامعه.

٩ـ فعالیت سندیکایی، ویژه‌ی مورد موضوع ناکارآمد است.

١٠ـ اختصاص بودجه کافی جهت حل موضوع کودک فروشی در ایران.

١١ـ نظارت بر روی بخش کودکان مراکز درمانی که در برخی موارد کودک فروشی در آنها به وقوع می‌پیوندد.

با اشاره به این ١١ مورد که می‌تواند اصلی‌ترین راهکار برای پدیده‌ی مورد نظر باشد، پرسشی مطرح می‌شود و آن هم اینکه آیا رژیم ایران آماده‌ی استقبال از حل این پدیده و ایجاد شرایط قانونی و انسانی ویژه کودکان است؟ پاسخ این پرسش هم تنها یک کلمه است و آن هم خیر می‌باشد.

زیرا کاربدستان رژیم ایران آنقدری که برای تأمین وسایل جنگی در کشورهای همسایه نظیر عراق و سوریه تلاش دارند، به این میزان که آتش جنگ منطقه را شعله‌ورتر می‌کند و سرکوب روشنفکران در داخل کشور و ترویج فرهنگ پوچ راهیان نور و بسیج را تداوم می‌بخشد، و یا با دخالت در شخصی‌ترین امور افراد نظیر "پوشش" قانون‌گذاری می‌کند و برای نابودی فرهنگ ملیت‌ها همچون کُرد سیاست‌ جنگ نرم در پیش گرفته‌اند، در نهایت به این نتیجه می‌رسیم که رژیم ایران با چنین برنامه و سیاست‌هایی که در مدیریت کشور پیش گرفته و با توجه به وضعیت کنونی جامعه ایران و آسیب‌های اجتماعی آن، دور از انتظار بنظر می‌رسد.

با چنین رویه‌ای که ناشی از اعتقادات دینی آخوندهای حاکم است، جامعه ایران بیش از پیش به سوی ظلمتی قرون وسطایی در حرکت است که عدم توجه به چنین مشکلات و موانعی تنها می‌تواند در فکر آنها متبلور گردد که تا جامعه درگیر فساد باشد، مردم کمتر خود را مشغول مسائل سیاسی کشور می‌کنند.

هرچقدر هم زنان ایران به ویژه زن کُرد در تنگنای فکری قرار گیرند، کمتر در فکر ملتشان و انقلاب برای ملتشان و تربیت کودکانی متعهد به ملتشان برای آینده خواهند بود. پس بهتر آنکه زنان را دچار مرگ تدریجی کنند و بعد از آنان هم کودکان بی‌گناه را با سرنوشت خیابان و گروه‌های مافیایی پیوند دهند. هرچند که بیشتر این گروه‌ها مظنون به ارتباط با مراکز قدرت هستند زیرا با خرید و فروش کودکان غیر از پر کردن جیب خود، همکار رژیم در نابودی هرچه بیشتر کشور و جامعه می‌باشند. احتمالاً هم حاکمان رژیم ایران با درپیش گرفتن چنین سیاست‌هایی منتظر غرق شدن جامعه در ظلم و زور و مهیا شدن زمینه‌ی ظهور امام زمان هستند تا بدین صورت حکومت خویش را تداوم بخشند و در نهایت نابودی کامل سرمایه‌ی اصلی کشور را که همانا کودکان بی‌گناه هستند، در سر می‌پرورانند.
بالاترین چاپکردنی ئەم بابەتە

روزنامە کوردستان
روزنامەی کردستان ش.٧٠٦ در این شمارە می‌خوانید:

ــ اراده معطوف به مقابله با سرکوب
ــ دوست و یاور مبارزه‌ای
ــ کورد نماینده، نماینده‌ی کورد
ــ مصاحبه اختصاصی روزنامه کوردستان با یک فعال سیاسی-اجتماعی کرماشانی