• روزنامەی کوردستان
  • Agirî
  • بیری خوێندکار
  • لاوان
  • ژنان
  • کانال تیشک تی وی
  • نرگز
٢٨ جولای ٢٠١٧ میلادی - ٠۶ مرداد ١٣٩۶ خورشیدی  

اهمیت هویت در جنوب کردستان و تعریف نوین ملت (بخش دوم)

میلادی: ٢١-٠۴-٢٠١٧ - خورشیدی: ١٣٩۶/٠٢/٠١ - ١۵:٠١ تاران سایز فونت: بزرگتر‌کوچکتر
اهمیت هویت در جنوب کردستان و تعریف نوین ملت (بخش دوم)
سهراب کریمی

پروسه‌ ملت‌سازی کردها همچنان که‌ شواهد تاریخی نشان می‌دهد، از خیلی وقت پیش شروع شده‌ است، اما جنگ‌های خانمانسوز و تبدیل شدن کردستان به‌ میدان جنگ سلاطین به ویژه در دوره‌ صفوی و عثمانی، باعث ویرانی شهرها به‌ عنوان مراکز رشد فرهنگ و تمدن، شتاب این پروسه‌ را چنان کُند نمود که‌ تا به‌ امروز ادامه‌ دارد. همچنان که‌ نشان داده‌ شد، تحولات پنج قرن اخیر در کردستان چنان متلاطم بوده‌ است که‌ پروسه‌ ملت‌سازی کردها با جاهای دیگر متفاوت بوده‌ است. تعاریف محصول جاهای دیگر است و کشکمکش گفتمانی بر سر تعاریف متنوع از "ملت" بین کردها و مراکز فکری کشورهایی که‌ بر کردستان مسلط هستند، چنان مناقشه‌برانگیز بوده‌ است که‌ اگر کردها بر ملت بودن خود پا می‌فشردند، در آن سوتر دولت‌ها و مراکز فکریشان با استفاده‌ از تنوع تعاریف ملت، در جهت انکار ملت بودن کردها تأکید می‌کردند. این سردرگمی در تعریف ملت، کردبودگی را به‌ اندیشه‌ وا می‌دارد و این تعریف در کرماشان و ایلام و زد و خورد میان آرای متضاد با پیش‌فرض سیاسی به‌ بار می‌نشیند و تعریفی از ملت برای کرد و حتی برای دیگر ملت‌های فرودست به‌ ادبیات سیاسی افزوده‌ می‌شود چنان که‌ گفته‌ شد، سرزمین‌های کهن دارای پیشینه‌ اتنیکی و تاریخی هستند و این پیشینه‌ ساختاری فرهنگی را به‌ وجود آورده ‌است که‌ همچون سایر ساختارها انسان محصول ساختار را بازتولید می‌کند و بدون این ساختار، معانی به‌ نسل‌های بعد انتقال داده‌ نمی‌شود و بدون این ساختارها توان انتقال معانی خرد جمعی به‌ کودک امکانپذیر نیست. این ساختارها لایه‌ اجتماعی هویت جمعی را شکل می‌دهند و البته‌ همچنان که‌ هویت فردی و بیولوژیک انسان خواستار ماندگاری و جاوادانگی است، لایه‌ اجتماعی هویت جمعی تمایل به‌ ماندگاری دارد. در دوران‌ مدرن، تهاجم دولت‌ها در جهت آسیمیلاسیون ملت‌های تحت ستم و تلاش برای نابودی زیرساخت‌های اجتماعی که‌ پایه‌ هویت جمعی است، تمایل به‌ مقاومت را به وجود می‌آورد و راهکار آن هم تعیین کیان سیاسی برای حفظ این زیرساخت هویتی است. پس در این تعریف، ملت دو بُعد دارد: یکی بُعد تاریخی و هویتی که‌ بر ساختار اتنیکی بنا شده‌ است و دیگر بُعد سیاسی که‌ در پیوند مستقیم با بعد هویتی قرار دارد، یعنی در تولد ملت قرار سیاسی جمعی بر زیر ساخت اتنیکی بنا می‌شود که‌ البته‌ باید گفت در این تعریف بخش سرزمینی هم مهم است چرا که‌ بسیاری از اتنیک‌ها با اشتراکات زبانی و فرهنگی دارای کیان جغرافیایی نیستند و همچون شهروندانی متمایز در بین دیگر ملت‌ها پراکنده‌اند، همچون کولی‌ها و یا پراکنده‌ شدن بخشی از یک اتنیک در کشورهای دیگر. مثال آن هندی‌ها در انگلیس که‌ در این میان بُعد سیاسی ملت‌ها پیوندی با سرزمینی دارد که‌ ملت با اکثریت مطلق در آن سکنی گزیده‌اند و اهمیت بخش سرزمینی در این است که‌ تعیین سرنوشت سیاسی، در واقع به معنای مدیریت سیاسی ملت‌ها بر خود در مکان جغرافیایی است.

ملت‌ها دارای قرار سیاسی مشترک هستند. یعنی این نیز به‌ نوبه‌ خود به‌ خوانش ملت‌ها از خود مربوط است ملت‌ها اندوخته‌های فرهنگی و آثار هنر و فکری ادبی خود را که‌ به‌ نحوی در جاودانه‌ کردن ملت‌ها نقش دارد، از آن خود می‌دانند. برای یک کرد، آثار ادبی و هنری از هر گوشه‌ از کردستان باشد، از آن همه‌ کردهاست. همچنان که‌ آثار احمد خانی، مولوی تاوه‌گوزی، شاخوشین، نالی، محوی، وفایی و ارکوازی با هر لهجه‌ای از برای همه‌ کردستان است و مقامات آواز و گورانی کوردی همچون هوره‌ و سیاچمانه‌ و کوچر و حیران و لاوک و ده‌نگبیژی در خزانه‌ فرهنگی ملی جای دارد و برای تمام کردها به‌ اشتراک گذاشته‌ شده‌ است. در کرماشان و ایلام کردها می‌دانند که‌ فارس‌ها با نام ایرانی تنها آثاری را ملی می‌دانند که‌ فارسی باشد و اگر خیلی تواضع به‌ خرج دهند، آثار ملت‌های زیردست را محلی می‌نامند. در تاریخ ادبیات کردی تفاوتی بین شاخوشین و حاجی قادر کویی و ملای جزیری وجود ندارد و یا نواهای محمد عارف جزیری، حسن زیرک، علی مردان و علی نظر، در خزانه‌ ملی موسیقی کردی قرار دارد و یا در فرهنگ لغات کردها، واژگان لهجه‌های کردی بدون هیچ فرقی در کنار هم هستند. این نشان می‌دهد که‌ هویت کردی داری یک بنیان مشترک ملی است و اگر چه‌ تلاش‌های سیستماتیک حکومت های چهارگانه‌ منطقه‌ باعث شده‌ است که‌ انشقاق‌های سطحی در بین نسل‌های کردها ایجاد کند، اما زیر ساخت‌های هویتی کردی چنان قوی است که‌ می‌توان آن را به‌ سهولت بازسازی کرد و چنانچه‌ استیلای پلیسی حاکم بر کردستان کنار زده‌ شود، تمایل موجود در گفتمان کردی این انشقاق‌ها را ترمیم می‌کند. در اینجا به‌ مناظرات کردها در دانشگاه‌ها با ناسیونالیست‌های فارس اشاره‌ای می‌شود: در زمانی که‌ کردها خواستار آموزش به‌ زبان کردی بودند، بحث‌های بسیار شدیدی انجام می‌گرفت. بیشتر فارس‌ها روی این تأکید می‌کردند که:‌ "ما همه‌ ایرانی هستیم، "من کردها را دوست دارم"، در جواب کردها می‌گفتند: "اگر ما ایرانی هستیم، پس زبان و فرهنگ ما هم ایرانی است. پس چرا دولت‌ها اجازه‌ تدریس زبان ما را نمی‌دهند؟"، "پس چرا یک بار یک فارس را ندیدیم که‌ تلاش کند زبان کردی را یاد بگیرد و برای حفظ زبان کردی تلاش کند؟"، "پس چرا یک بار جریانی از داخل فارس‌ها بلند نشد که‌ از احقاق حقوق پایمال شده‌ میلیون‌ها کرد دفاع کند و هر بار کردها خود خواستار احقاق حقوقشان هستند شما یا سکوت می‌کنید یا در امر سرکوب به‌ دولت‌ها کمک می‌کنید؟"، "شما کردها را نمی‌خواهید، بلکه‌ خاک و سرزمین آنها را می‌خواهید." "پس چرا نویسندگان فارس همه‌ تاریخ ایران را به‌ فارس‌ها و زبان فارسی ربط می‌دهند، اما سعی می‌کنند دیگر ملت‌ها را در تاریخ حذف کنند؟" این مناظره‌ها که‌ دقیقاً بین دانشجویان کرد و ترک در دانشگاه‌های ترکیه‌ هم دنبال می‌شد،‌ نشان از زیر ساخت مشترک گفتمانی کردها دارد و گوشه‌هایی از تقابل کردها با فارس‌ها به‌ خوبی نشان می‌دهد که‌ اراده‌ و عزم کردها دارای مفهوم‌بندی گفتمانی است که‌ توان مقابله‌ با آن توسط گفتمان‌های فارسی بسیار مشکل است چرا که‌ در نهایت گفتمان کوردایه‌تی بر روی مسائلی پافشاری می‌کند که‌ به‌ حقوق انسانی آنها مربوط است و برساخته‌هایی نیست که‌ زیر مفاهیم ایدئولوژیک مستتر شده‌ باشد. این حقوق در چارچوب پرنسیپ‌های دمکراتیک، قابل وصول است و با ارز‌ش‌های دمکراتیک و حقوق بشری سازگار است. کردها خوب می‌دانند که‌ اساساً به‌ دنیا آمدن انسان‌ها اگر چه‌ محصول تولد و زیست بیولوژیک است، اما در نهایت بر اساس اختیار فرد نیست و تولد افراد و زندگی در محیط اجتماعی هم اختیاری نیست. پس در نهایت هویت ملی، زبان و جنسیت و نژاد جبریست و چون جبری و جهانشمول است، پس مرتکب گناهی نشده‌اند که‌ به‌ دلیل قومیت و نژاد و ملیت و جنیست تاوان پس دهند و مورد ستم قرار بگیرند، چرا که‌ این تنها ویژه‌ی‌ کرد نیست، بلکه‌ دیگر ملیت‌ها و نژادهای بشر نیز به‌ انتخاب خود آنها نبوده است. پس کسی بر کسی برتری ندارد یا ملتی بر ملت دیگر برتری ندارد و حتی منتسب بودن به ملت یا نژاد یا جنسیتی اساساً نه‌ افتخار است و نه‌ کسر شأن. آنچه‌ که‌ در این روند اهمیت دارد، این است که‌ جبری بودن زندگی برای آحاد بشر یک اصل مشترک و توأم با آن، مستلزم آزادی و حقوق برابر است. این حقوق هم بر پایه‌ ارزش‌های جهانشمول است که‌ بنیاد پرنسیپ‌های دمکراتیک است و این ارزش‌ها در سراسر جهان و در میان تمامی آحاد بشر فارغ از تفاوت‌های جنسیتی، ملیتی، نژادی، مذهبی و عقیدتی تغییری نمی‌کند، چرا که اساس زندگی جمعی انسان‌ها بر آن قرار دارد.

بنابراین حق تصمیم جمعی و سرنوشت ملی هم در راستای این ارزش‌ها بوده و در چهارچوب پرنسیپ‌های دمکراتیک قابل دستیابی است. اما آنچه‌ که‌ در مناسبات سیاسی دیده‌ می‌شود، به‌ ویژه‌ در ارتباط با ملت‌های فرودست و به ویژه‌ کردها، برتری‌طلبی یک ملت بر ملت‌های دیگر است. کردها بر این امر واقف هستند که‌ آنها از بدو تولد در مناسباتی زیر دست هستند و به‌ تاوان کرد بودن در ابعاد مختلف مورد تبعیض قرار گرفته‌ زبان و فرهنگ آنها تحقیر می‌شود و به‌ تاوان کرد بودن در تقسیم منابع اقتصادی مورد ستم قرار می‌گیرند. تلاش‌های سیستماتیکی در جهت انهدام زیرساخت‌های جامعه‌ آن‌ها صورت می‌گیرد و این رویکرد در تقابل با ارزش‌های انسانی و پرنسیپ‌های دمکراتیک است. اساساً این برتربینی، ارزشگذاری انسان‌ها بر پایه‌ زبان و ملیت هژمون فارس است. این برتری‌طلبی، بازتولید فاشیسمی مستتر در ذهنیت برساخته‌ است که‌ بعد از مشروطه‌ توسط روشنفکران فارس و یا کسانی که‌ اعتقاد به‌ فارسیزه‌ کردن دیگر ملت‌ها داشتند، ساخته‌ و پرداخته‌ شده‌ است. اما مقاومت کردها و پایبندی به‌ ملیت خود در چهار چوب جنبشی رهایی‌بخشی قرار می‌گیرد، چرا که‌ بنیاد ارزشی گفتمانی جنبش کردها بر پایه‌ احقاق حقوق خود است، اگر چه‌ تلاش برای تشکیل واحد سیاسی بر پایه‌ ملت، در تعاریف ناسیونالیسم قرار می‌گیرد، اما این متفاوت از ناسیونالیسمی همچون ناسیونالیسم فارسی است، چرا که‌ ناسیونالیسم فارسی یک ناسیونالیسم برتری‌طلب و خواستار تصاحب سرزمین دیگر ملیت‌هاست، اما ناسیونالیسم کرد یک جنبش ملی رهایی‌بخش و خواستار رفع تبعیض و حق ادامه‌ حیات کیان جمعی است. بنابراین دال مرکزی جنبش کوردایه‌تی "احقاق حقوق" است و هنگامی که‌ بنیاد کنش سیاسی، احقاق حقوق افراد کنشگر باشد، این جنبش بر اساس ارزش‌های حقوق بشری و دمکراتیک مشروع و مقبول است، لذا به‌ نظر می‌رسد که‌ رابطه‌ بین هویت ملی به‌ عنوان مبنایی برای کنش از آنجا حائز اهمیت است که‌ این کنش‌ها هستند که معرف اصلی انسان مدرن هستند و در جهت دستیابی به‌ آزادی که‌ بدون رهایی از سلطه‌ و اقدام کنش‌های معنادار جمعی و فردی می‌باشد، قابل ارزشگذاری است، بنابراین، رفتار کنش‌آمیز کردها همزمان چندین هدف را دنبال می‌کند: اول مبارزه علیه‌ استیلای سلطه‌گران و دوم برای حفظ زیرساخت اجتماعی و سوم کنشی سوبژکتیو همچون اقدامی دمکراتیک. این خود بزرگترین انگیزه‌ برای فعالین کرد است که‌ راهی که‌ در پیش گرفته‌اند، راهی منتج به‌ نتیجه‌ عقلانی و ارزشی است، چرا که‌ دمکراتیک بوده و هر جریانی که در مقابل آن قرار گیرد، ناچار است که ارزش‌های دمکراتیک را پایمال کند. این اصلیترین عامل پایداری جنبش کردهاست.

در واقع همچنان که‌ اشاره‌ شد، گفتمان کردی دارای پیشنه‌ تاریخی است و پیوند زدن ملی‌گرایی کرد با ارزش‌های دمکراتیک هم به‌ همین روند تاریخی کردها به ویژه‌ در کردستان ایران برمی‌گردد. گفتمان کوردایه‌تی از ابتدای مرحله‌ نوین خود یعنی از جمهوری کردستان، خواهان احقاق حقوق خود در چهارچوب دمکراسی بوده‌ است و پیوندی قوی بین ارزش‌های دمکراتیک و خواسته‌های ملی وجود دارد که‌ در این خواسته‌ها به‌ صورت پروژه‌ ملی دمکراتیک توسط احزاب کرد تئوریزه‌ شده‌ است. دکتر عبدالرحمان قاسملو این تئوری‌ها را به‌ شیوه‌ای تئوریزه‌ کرده ‌است که‌ همزمان توان تعامل با دولت مرکزی و بخش‌های دیگر کردستان را در این تئوری تعبیه‌ کرده‌ است، اما با توجه‌ به‌ تحولات عمیق در دهه‌های اخیر ضروت به‌روزرسانی آن برای نسل جدید کاملاً احساس می‌شود. جان کلام این است که‌ گفتمان کوردایه‌تی چون بنیادی حق‌خواهانه دارد و نیز با ارز‌ش‌های دمکراتیک مطابقت دارد، بر عکس جنبش‌های ایدئولوژیک، تاریخ مصرف زمانی ندارد، بلکه‌ جنبشی است که‌ تا احقاق حقوق کردها ادامه‌ دارد و بعد از آن هم در نهادهای حقوقی و سیاسی و آموزشی در جهت رفاه‌ و پیشرفت شهروندان کرد باید به کار گرفته‌ شود که‌ در اینجا باید جنبش ملی کردها تکرار جنبش‌های ضد استعماری در نیمه‌ اول قرن بیستم و حتی حکومت اقلیم کردستان نباشد، چرا که‌ جنبش‌های ضد استعماری توانستند دول استعمارگر را از سرزمین‌هایشان بیرون کنند، اما بعد از استعمار هیچ برنامه‌ی جامعی در جهت مدرنیزه‌ کردن جامعه‌ و استقرار دمکراسی و اقتصادی پیشرفته‌ نداشتند. چنین است که جنبش کردی در کرماشان و ایلام با دور اندیشی به‌ سرنوشت ملت خود حتی پس از آزادی هم می‌اندیشد.
بالاترین چاپکردنی ئەم بابەتە

روزنامە کوردستان
روزنامەی کردستان ش.٧٠٥ در این شمارە می‌خوانید:

ــ مرز میان مبارزه واقعی و توهم اصلاحات
ــ متن سخنان مصطفی هجری در مراسم ٢٢ تیرماه
ــ پاشنه آشیل جمهوری اسلامی
ــ مصاحبه اختصاصی روزنامه کوردستان با عرفان رهنمون
  • مصطفی هجری: به جز ایرانی‌ها در تاریخ بشریت به ندرت مشاهده می‌کنیم که طرفی از میز مذاکره برای حذف و از بین بردن طرف مقابل خود بهره ببرد مصطفی هجری: به جز ایرانی‌ها در تاریخ بشریت به ندرت مشاهده می‌کنیم که طرفی از میز مذاکره برای حذف و از بین بردن طرف مقابل خود بهره ببرد
    در آخرین دیداری که او را دیدم برای استقبال از من به درگاه ورودی سالن آمده بود و با لبخندی ‌گفت:" هنوز هم در فکر -رژیم چینج- هستی؟" یعنی می‌خواهی حکومت ایران را تغییر دهی، گفتم:"بله هنوز هم می‌خواهم حکومت ایران را تغییر دهم، شما هم روزی به این نتیجه می‌رسید، اما آن روز دیگر دیر است و هر دو طرف متحمل هزینه‌ی زیادی می‌شویم".
  • عرفان رهنمون طی مصاحبه‌ای اختصاصی با \ عرفان رهنمون طی مصاحبه‌ای اختصاصی با "کوردستان" ابراز داشت: جنبش کوردستان دین یا مذهب خاصی را معیار هویتی خود قرار نداده است، تحلیلی درست که با واقعیت‌‌های موجود در کوردستان مطابقت کامل دارد
    در همین راستا و برای تشریح بیشتر این مساله گفتگویی را با "عرفان رهنمون" فعال سیاسی انجام داد‌ه‌ایم که تقدیم حضور خوانندگان محترم روزنامه "کوردستان" می‌شود.
  • مرز میان مبارزه واقعی و توهم اصلاحات مرز میان مبارزه واقعی و توهم اصلاحات
    برای جلوگیری از نا امیدی کامل مردم و شورش گسترده و ایجاد امید کاذب به بهتر شدن اوضاع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و حتی فرهنگی و کنترل هر نوع فعالیت سیاسی و مدنی و ایجاد امید کاذب به اصلاحات به جای سرنگونی، رژیم در داخل کشور اپوزیسیون سازی گسترده‌ای در قالب کلی اصلاحات و میانه روی انجام داده که این بخش از رژیم به طور اتوماتیک نقش سوپاپ اطمینان رژیم را بازی می کنند و در چند دهه گذشته ضمن کنترل توان و پتانسیل مردم بیشترین ضربه را به فعالین سیاسی و مدنی و اصلاح طلبان واقعی در داخل کشور وارد کرده اند.
  • پاشنه آشیل جمهوری اسلامی پاشنه آشیل جمهوری اسلامی
    این سیاست‌ توطئه‌گرانه‌ی رژیم ضعفی اساسی و مهم دارد که رژیم به آن توجهی نکرده است و در واقع نه نقطه ضعف بلکه پاشنه آشیل رژیم اسلامی ایران است.
  • استقلال کوردستان پایان یک سدە خشونت در عراق استقلال کوردستان پایان یک سدە خشونت در عراق
    حکومت ملت بر ناملت در عراق مسبب آن شد که کوردها مبارزات طولانی و طاقت‌فرسایی و صد البته بسیار پر هزینه‌ را تجربه کنند.
  • سلطەی حکومت ترور بر کوردستان و تبارشناسی تاریخی آن سلطەی حکومت ترور بر کوردستان و تبارشناسی تاریخی آن
    ما کوردها از آن رویی که در عصر مدرن فاقد حکومت و یا پشتیبانی بین‌المللی روشن و قاطعی بودیم هیچگاه نتوانستیم آنچه را که بر ما و گذشتگان ما گذشت در چارچوبی حقوقی و علمی تعریف و ثبت کنیم.
  • کاوه سرکوت کاوه سرکوت
    روز ١٥ تیر در بوریر و کوسالان، در جنگی تن به تن میان روشنایی و تاریکی، دو مبارز دلیر و آزاده، با چشم‌هایی مالامال از مقاومت و ایستادگی، برگی از حماسه و افتخار را به تاریخ افزودند و توطئەهای دشمن را نقش بر آب کردند. در چنین جنگ نابرابری دو اراده فولادین و یک نارنجک بر جبهه تاریک‌پرستی و صدها پاسدار تروریست فائق آمد، تا دوباره اثبات شود که اراده انقلابی و شکوه انسانیت بسیار نیرومندتر از سلاح و تجهیزات دشمنان است.
  • \ "آسمیلاسیون فرهنگی" پروسەای برای نابودی کوردها
    آسمیلاسیون فرهنگی فرآیندی پیچیده، سازماندهی شده و هدفمند است که طی آن گروهی زبانی، فرهنگی، ملی و یا مذهبی در گروه غالب ادغام و همگون می‌شود. در اینجا منظور از ادغام و همگون سازی، یکسان شدن فرهنگی-هویتی می‌باشد.
  • در باب استقلال کردستان در باب استقلال کردستان
    اکنون در میان فاشیسم دولت‌‌های منطقه و حق‌طلبی ملت‌های تحت ستم مساله رفراندم و استقلال کردستان عراق در کجا جای خواهد گرفت؟ آیا معنایی برای ملت کرد وجود دارد کە خواهان حقی باشد که این دولت‌ها مخالف آن باشند؟
  • وحشت از ترقەبازی وحشت از ترقەبازی
    اگر از شتاب وقوع حوادث بکاهیم و با دقت بیشتری تحولات مذکور را پیگیری کنیم، واقعیت‌هایی در میدان رقابت قدرت نمایان می‌شوند که لازم است نادیده گرفته نشوند.
  • بویراحمد، زیر چکمەهای فاشیسم پان‌ایرانیسم بویراحمد، زیر چکمەهای فاشیسم پان‌ایرانیسم
    حال با تمام این اوصاف و با وجود چنین ظلم‌های عیانی سوال اساسی این است که چرا تا کنون مردمان کهگیلویه و بویراحمد ساکت نشستەاند و دست به قیام گستردەای برای احقاق حقوق ملی خود نزدەاند؟
  • سیاست جنگ طلبی رژیم ایران سیاست جنگ طلبی رژیم ایران
    پانیک سایه جنگ، کارت استفاده شده رژیم ایران بعد از جنگ هشت ساله ایران-عراق است که طبق آمارهای غیر رسمی بیش از نیم میلیون از مردم ایران را به کام مرگ کشاند و در حوزه‌های انسانی، توسعه، عمران و... آسیب‌های عظیمی را به ملیت‌های موجود درآن جغرافیا وارد کرد. از آن زمان تاکنون سواستفاده از بحران و استفاده از آن به عنوان پیکان و سپر در مقابل مطالبات و توقعات مردم، به بخشی از سیاست داخلی رژیم حاکم بر ایران تبدیل شده است.
  • ضرورت وجود تفکرات ملی‌گرایانە در زنان کورد ضرورت وجود تفکرات ملی‌گرایانە در زنان کورد
    یکی از این توطئەها کە بە درازای تاریخ دشمنی با ملت کورد مستمرا اجرا و به روز شده است و هدف از این جستار نیز پرداختن به آن می‌باشد، تلاش برای ریشەکن کردن تفکرات ملی و تضعیف عقلانی ملی تمام اقشار جامعە بە ویژە زنان می‌باشد.
  • تروریسم دو سر تروریسم دو سر
    در خاورمیانەی مالامال از هرج و مرج، ظلم و استثمار و استبداد حاکم بوده و توان تمام جوامع را تهی کرده است. در چنین ژئوپلوتیکی سرکوب و ستم دلایلی برای بیان اعتراضات هستند و از سوی دیگر نیز اعتقاد به تفکرات ضد آزادی و متحجرانه دلیل اصلی و اساسی گسترش خشونت و ظلم می‌باشد.