• روزنامەی کوردستان
  • Agirî
  • بیری خوێندکار
  • لاوان
  • ژنان
  • کانال تیشک تی وی
  • نرگز
٢٧ آوریل ٢٠١٧ میلادی - ٠٧ اردیبهشت ١٣٩۶ خورشیدی  

اهمیت هویت در جنوب کردستان و تعریف نوین ملت (بخش دوم)

میلادی: ٢١-٠۴-٢٠١٧ - خورشیدی: ١٣٩۶/٠٢/٠١ - ١۵:٠١ تاران سایز فونت: بزرگتر‌کوچکتر
اهمیت هویت در جنوب کردستان و تعریف نوین ملت (بخش دوم)
سهراب کریمی

پروسه‌ ملت‌سازی کردها همچنان که‌ شواهد تاریخی نشان می‌دهد، از خیلی وقت پیش شروع شده‌ است، اما جنگ‌های خانمانسوز و تبدیل شدن کردستان به‌ میدان جنگ سلاطین به ویژه در دوره‌ صفوی و عثمانی، باعث ویرانی شهرها به‌ عنوان مراکز رشد فرهنگ و تمدن، شتاب این پروسه‌ را چنان کُند نمود که‌ تا به‌ امروز ادامه‌ دارد. همچنان که‌ نشان داده‌ شد، تحولات پنج قرن اخیر در کردستان چنان متلاطم بوده‌ است که‌ پروسه‌ ملت‌سازی کردها با جاهای دیگر متفاوت بوده‌ است. تعاریف محصول جاهای دیگر است و کشکمکش گفتمانی بر سر تعاریف متنوع از "ملت" بین کردها و مراکز فکری کشورهایی که‌ بر کردستان مسلط هستند، چنان مناقشه‌برانگیز بوده‌ است که‌ اگر کردها بر ملت بودن خود پا می‌فشردند، در آن سوتر دولت‌ها و مراکز فکریشان با استفاده‌ از تنوع تعاریف ملت، در جهت انکار ملت بودن کردها تأکید می‌کردند. این سردرگمی در تعریف ملت، کردبودگی را به‌ اندیشه‌ وا می‌دارد و این تعریف در کرماشان و ایلام و زد و خورد میان آرای متضاد با پیش‌فرض سیاسی به‌ بار می‌نشیند و تعریفی از ملت برای کرد و حتی برای دیگر ملت‌های فرودست به‌ ادبیات سیاسی افزوده‌ می‌شود چنان که‌ گفته‌ شد، سرزمین‌های کهن دارای پیشینه‌ اتنیکی و تاریخی هستند و این پیشینه‌ ساختاری فرهنگی را به‌ وجود آورده ‌است که‌ همچون سایر ساختارها انسان محصول ساختار را بازتولید می‌کند و بدون این ساختار، معانی به‌ نسل‌های بعد انتقال داده‌ نمی‌شود و بدون این ساختارها توان انتقال معانی خرد جمعی به‌ کودک امکانپذیر نیست. این ساختارها لایه‌ اجتماعی هویت جمعی را شکل می‌دهند و البته‌ همچنان که‌ هویت فردی و بیولوژیک انسان خواستار ماندگاری و جاوادانگی است، لایه‌ اجتماعی هویت جمعی تمایل به‌ ماندگاری دارد. در دوران‌ مدرن، تهاجم دولت‌ها در جهت آسیمیلاسیون ملت‌های تحت ستم و تلاش برای نابودی زیرساخت‌های اجتماعی که‌ پایه‌ هویت جمعی است، تمایل به‌ مقاومت را به وجود می‌آورد و راهکار آن هم تعیین کیان سیاسی برای حفظ این زیرساخت هویتی است. پس در این تعریف، ملت دو بُعد دارد: یکی بُعد تاریخی و هویتی که‌ بر ساختار اتنیکی بنا شده‌ است و دیگر بُعد سیاسی که‌ در پیوند مستقیم با بعد هویتی قرار دارد، یعنی در تولد ملت قرار سیاسی جمعی بر زیر ساخت اتنیکی بنا می‌شود که‌ البته‌ باید گفت در این تعریف بخش سرزمینی هم مهم است چرا که‌ بسیاری از اتنیک‌ها با اشتراکات زبانی و فرهنگی دارای کیان جغرافیایی نیستند و همچون شهروندانی متمایز در بین دیگر ملت‌ها پراکنده‌اند، همچون کولی‌ها و یا پراکنده‌ شدن بخشی از یک اتنیک در کشورهای دیگر. مثال آن هندی‌ها در انگلیس که‌ در این میان بُعد سیاسی ملت‌ها پیوندی با سرزمینی دارد که‌ ملت با اکثریت مطلق در آن سکنی گزیده‌اند و اهمیت بخش سرزمینی در این است که‌ تعیین سرنوشت سیاسی، در واقع به معنای مدیریت سیاسی ملت‌ها بر خود در مکان جغرافیایی است.

ملت‌ها دارای قرار سیاسی مشترک هستند. یعنی این نیز به‌ نوبه‌ خود به‌ خوانش ملت‌ها از خود مربوط است ملت‌ها اندوخته‌های فرهنگی و آثار هنر و فکری ادبی خود را که‌ به‌ نحوی در جاودانه‌ کردن ملت‌ها نقش دارد، از آن خود می‌دانند. برای یک کرد، آثار ادبی و هنری از هر گوشه‌ از کردستان باشد، از آن همه‌ کردهاست. همچنان که‌ آثار احمد خانی، مولوی تاوه‌گوزی، شاخوشین، نالی، محوی، وفایی و ارکوازی با هر لهجه‌ای از برای همه‌ کردستان است و مقامات آواز و گورانی کوردی همچون هوره‌ و سیاچمانه‌ و کوچر و حیران و لاوک و ده‌نگبیژی در خزانه‌ فرهنگی ملی جای دارد و برای تمام کردها به‌ اشتراک گذاشته‌ شده‌ است. در کرماشان و ایلام کردها می‌دانند که‌ فارس‌ها با نام ایرانی تنها آثاری را ملی می‌دانند که‌ فارسی باشد و اگر خیلی تواضع به‌ خرج دهند، آثار ملت‌های زیردست را محلی می‌نامند. در تاریخ ادبیات کردی تفاوتی بین شاخوشین و حاجی قادر کویی و ملای جزیری وجود ندارد و یا نواهای محمد عارف جزیری، حسن زیرک، علی مردان و علی نظر، در خزانه‌ ملی موسیقی کردی قرار دارد و یا در فرهنگ لغات کردها، واژگان لهجه‌های کردی بدون هیچ فرقی در کنار هم هستند. این نشان می‌دهد که‌ هویت کردی داری یک بنیان مشترک ملی است و اگر چه‌ تلاش‌های سیستماتیک حکومت های چهارگانه‌ منطقه‌ باعث شده‌ است که‌ انشقاق‌های سطحی در بین نسل‌های کردها ایجاد کند، اما زیر ساخت‌های هویتی کردی چنان قوی است که‌ می‌توان آن را به‌ سهولت بازسازی کرد و چنانچه‌ استیلای پلیسی حاکم بر کردستان کنار زده‌ شود، تمایل موجود در گفتمان کردی این انشقاق‌ها را ترمیم می‌کند. در اینجا به‌ مناظرات کردها در دانشگاه‌ها با ناسیونالیست‌های فارس اشاره‌ای می‌شود: در زمانی که‌ کردها خواستار آموزش به‌ زبان کردی بودند، بحث‌های بسیار شدیدی انجام می‌گرفت. بیشتر فارس‌ها روی این تأکید می‌کردند که:‌ "ما همه‌ ایرانی هستیم، "من کردها را دوست دارم"، در جواب کردها می‌گفتند: "اگر ما ایرانی هستیم، پس زبان و فرهنگ ما هم ایرانی است. پس چرا دولت‌ها اجازه‌ تدریس زبان ما را نمی‌دهند؟"، "پس چرا یک بار یک فارس را ندیدیم که‌ تلاش کند زبان کردی را یاد بگیرد و برای حفظ زبان کردی تلاش کند؟"، "پس چرا یک بار جریانی از داخل فارس‌ها بلند نشد که‌ از احقاق حقوق پایمال شده‌ میلیون‌ها کرد دفاع کند و هر بار کردها خود خواستار احقاق حقوقشان هستند شما یا سکوت می‌کنید یا در امر سرکوب به‌ دولت‌ها کمک می‌کنید؟"، "شما کردها را نمی‌خواهید، بلکه‌ خاک و سرزمین آنها را می‌خواهید." "پس چرا نویسندگان فارس همه‌ تاریخ ایران را به‌ فارس‌ها و زبان فارسی ربط می‌دهند، اما سعی می‌کنند دیگر ملت‌ها را در تاریخ حذف کنند؟" این مناظره‌ها که‌ دقیقاً بین دانشجویان کرد و ترک در دانشگاه‌های ترکیه‌ هم دنبال می‌شد،‌ نشان از زیر ساخت مشترک گفتمانی کردها دارد و گوشه‌هایی از تقابل کردها با فارس‌ها به‌ خوبی نشان می‌دهد که‌ اراده‌ و عزم کردها دارای مفهوم‌بندی گفتمانی است که‌ توان مقابله‌ با آن توسط گفتمان‌های فارسی بسیار مشکل است چرا که‌ در نهایت گفتمان کوردایه‌تی بر روی مسائلی پافشاری می‌کند که‌ به‌ حقوق انسانی آنها مربوط است و برساخته‌هایی نیست که‌ زیر مفاهیم ایدئولوژیک مستتر شده‌ باشد. این حقوق در چارچوب پرنسیپ‌های دمکراتیک، قابل وصول است و با ارز‌ش‌های دمکراتیک و حقوق بشری سازگار است. کردها خوب می‌دانند که‌ اساساً به‌ دنیا آمدن انسان‌ها اگر چه‌ محصول تولد و زیست بیولوژیک است، اما در نهایت بر اساس اختیار فرد نیست و تولد افراد و زندگی در محیط اجتماعی هم اختیاری نیست. پس در نهایت هویت ملی، زبان و جنسیت و نژاد جبریست و چون جبری و جهانشمول است، پس مرتکب گناهی نشده‌اند که‌ به‌ دلیل قومیت و نژاد و ملیت و جنیست تاوان پس دهند و مورد ستم قرار بگیرند، چرا که‌ این تنها ویژه‌ی‌ کرد نیست، بلکه‌ دیگر ملیت‌ها و نژادهای بشر نیز به‌ انتخاب خود آنها نبوده است. پس کسی بر کسی برتری ندارد یا ملتی بر ملت دیگر برتری ندارد و حتی منتسب بودن به ملت یا نژاد یا جنسیتی اساساً نه‌ افتخار است و نه‌ کسر شأن. آنچه‌ که‌ در این روند اهمیت دارد، این است که‌ جبری بودن زندگی برای آحاد بشر یک اصل مشترک و توأم با آن، مستلزم آزادی و حقوق برابر است. این حقوق هم بر پایه‌ ارزش‌های جهانشمول است که‌ بنیاد پرنسیپ‌های دمکراتیک است و این ارزش‌ها در سراسر جهان و در میان تمامی آحاد بشر فارغ از تفاوت‌های جنسیتی، ملیتی، نژادی، مذهبی و عقیدتی تغییری نمی‌کند، چرا که اساس زندگی جمعی انسان‌ها بر آن قرار دارد.

بنابراین حق تصمیم جمعی و سرنوشت ملی هم در راستای این ارزش‌ها بوده و در چهارچوب پرنسیپ‌های دمکراتیک قابل دستیابی است. اما آنچه‌ که‌ در مناسبات سیاسی دیده‌ می‌شود، به‌ ویژه‌ در ارتباط با ملت‌های فرودست و به ویژه‌ کردها، برتری‌طلبی یک ملت بر ملت‌های دیگر است. کردها بر این امر واقف هستند که‌ آنها از بدو تولد در مناسباتی زیر دست هستند و به‌ تاوان کرد بودن در ابعاد مختلف مورد تبعیض قرار گرفته‌ زبان و فرهنگ آنها تحقیر می‌شود و به‌ تاوان کرد بودن در تقسیم منابع اقتصادی مورد ستم قرار می‌گیرند. تلاش‌های سیستماتیکی در جهت انهدام زیرساخت‌های جامعه‌ آن‌ها صورت می‌گیرد و این رویکرد در تقابل با ارزش‌های انسانی و پرنسیپ‌های دمکراتیک است. اساساً این برتربینی، ارزشگذاری انسان‌ها بر پایه‌ زبان و ملیت هژمون فارس است. این برتری‌طلبی، بازتولید فاشیسمی مستتر در ذهنیت برساخته‌ است که‌ بعد از مشروطه‌ توسط روشنفکران فارس و یا کسانی که‌ اعتقاد به‌ فارسیزه‌ کردن دیگر ملت‌ها داشتند، ساخته‌ و پرداخته‌ شده‌ است. اما مقاومت کردها و پایبندی به‌ ملیت خود در چهار چوب جنبشی رهایی‌بخشی قرار می‌گیرد، چرا که‌ بنیاد ارزشی گفتمانی جنبش کردها بر پایه‌ احقاق حقوق خود است، اگر چه‌ تلاش برای تشکیل واحد سیاسی بر پایه‌ ملت، در تعاریف ناسیونالیسم قرار می‌گیرد، اما این متفاوت از ناسیونالیسمی همچون ناسیونالیسم فارسی است، چرا که‌ ناسیونالیسم فارسی یک ناسیونالیسم برتری‌طلب و خواستار تصاحب سرزمین دیگر ملیت‌هاست، اما ناسیونالیسم کرد یک جنبش ملی رهایی‌بخش و خواستار رفع تبعیض و حق ادامه‌ حیات کیان جمعی است. بنابراین دال مرکزی جنبش کوردایه‌تی "احقاق حقوق" است و هنگامی که‌ بنیاد کنش سیاسی، احقاق حقوق افراد کنشگر باشد، این جنبش بر اساس ارزش‌های حقوق بشری و دمکراتیک مشروع و مقبول است، لذا به‌ نظر می‌رسد که‌ رابطه‌ بین هویت ملی به‌ عنوان مبنایی برای کنش از آنجا حائز اهمیت است که‌ این کنش‌ها هستند که معرف اصلی انسان مدرن هستند و در جهت دستیابی به‌ آزادی که‌ بدون رهایی از سلطه‌ و اقدام کنش‌های معنادار جمعی و فردی می‌باشد، قابل ارزشگذاری است، بنابراین، رفتار کنش‌آمیز کردها همزمان چندین هدف را دنبال می‌کند: اول مبارزه علیه‌ استیلای سلطه‌گران و دوم برای حفظ زیرساخت اجتماعی و سوم کنشی سوبژکتیو همچون اقدامی دمکراتیک. این خود بزرگترین انگیزه‌ برای فعالین کرد است که‌ راهی که‌ در پیش گرفته‌اند، راهی منتج به‌ نتیجه‌ عقلانی و ارزشی است، چرا که‌ دمکراتیک بوده و هر جریانی که در مقابل آن قرار گیرد، ناچار است که ارزش‌های دمکراتیک را پایمال کند. این اصلیترین عامل پایداری جنبش کردهاست.

در واقع همچنان که‌ اشاره‌ شد، گفتمان کردی دارای پیشنه‌ تاریخی است و پیوند زدن ملی‌گرایی کرد با ارزش‌های دمکراتیک هم به‌ همین روند تاریخی کردها به ویژه‌ در کردستان ایران برمی‌گردد. گفتمان کوردایه‌تی از ابتدای مرحله‌ نوین خود یعنی از جمهوری کردستان، خواهان احقاق حقوق خود در چهارچوب دمکراسی بوده‌ است و پیوندی قوی بین ارزش‌های دمکراتیک و خواسته‌های ملی وجود دارد که‌ در این خواسته‌ها به‌ صورت پروژه‌ ملی دمکراتیک توسط احزاب کرد تئوریزه‌ شده‌ است. دکتر عبدالرحمان قاسملو این تئوری‌ها را به‌ شیوه‌ای تئوریزه‌ کرده ‌است که‌ همزمان توان تعامل با دولت مرکزی و بخش‌های دیگر کردستان را در این تئوری تعبیه‌ کرده‌ است، اما با توجه‌ به‌ تحولات عمیق در دهه‌های اخیر ضروت به‌روزرسانی آن برای نسل جدید کاملاً احساس می‌شود. جان کلام این است که‌ گفتمان کوردایه‌تی چون بنیادی حق‌خواهانه دارد و نیز با ارز‌ش‌های دمکراتیک مطابقت دارد، بر عکس جنبش‌های ایدئولوژیک، تاریخ مصرف زمانی ندارد، بلکه‌ جنبشی است که‌ تا احقاق حقوق کردها ادامه‌ دارد و بعد از آن هم در نهادهای حقوقی و سیاسی و آموزشی در جهت رفاه‌ و پیشرفت شهروندان کرد باید به کار گرفته‌ شود که‌ در اینجا باید جنبش ملی کردها تکرار جنبش‌های ضد استعماری در نیمه‌ اول قرن بیستم و حتی حکومت اقلیم کردستان نباشد، چرا که‌ جنبش‌های ضد استعماری توانستند دول استعمارگر را از سرزمین‌هایشان بیرون کنند، اما بعد از استعمار هیچ برنامه‌ی جامعی در جهت مدرنیزه‌ کردن جامعه‌ و استقرار دمکراسی و اقتصادی پیشرفته‌ نداشتند. چنین است که جنبش کردی در کرماشان و ایلام با دور اندیشی به‌ سرنوشت ملت خود حتی پس از آزادی هم می‌اندیشد.
بالاترین چاپکردنی ئەم بابەتە

روزنامە کوردستان
روزنامەی کردستان ش.٦٩٩ در این شمارە می‌خوانید:

ــ راسان و ژئوپولیتیک ایران
ــ شهر، محور راسان
ــ جهاد سپید
ــ هجوم موشکی محدود و پیامی نامحدود
  • اهمیت هویت در جنوب کردستان و تعریف نوین ملت (بخش دوم) اهمیت هویت در جنوب کردستان و تعریف نوین ملت (بخش دوم)
    در واقع همچنان که‌ اشاره‌ شد، گفتمان کردی دارای پیشنه‌ تاریخی است و پیوند زدن ملی‌گرایی کرد با ارزش‌های دمکراتیک هم به‌ همین روند تاریخی کردها به ویژه‌ در کردستان ایران برمی‌گردد.
  • هجوم موشکی محدود و پیامی نامحدود هجوم موشکی محدود و پیامی نامحدود
    بعد از بمباران هوایی شهر ادلب -تحت کنترل اپوزیسیون سوریه- توسط نیروی هوایی بشار اسد که موجب قربانی شدن بیش از ١٠٠نفر از مردم این شهر و مصدوم شدن صدها نفر دیگر به دلیل استنشاق گاز شیمیایی شد، جهان بار دیگر شاهد بکارگیری سلاح‌های ممنوعه از سوی حکومتی علیه شهروندانش بود.
  • شهر، محور راسان شهر، محور راسان
    کردستان ایران که در مقایسه با بخش‌های دیگر کردستان بنا بر وسعت خاک و جمعیت پله دوم را داراست، طی دو دهه گذشته دچار رخوت شده بود، اما از دو سال گذشته تا به امروز با تغییرات گسترده‌ای روبرو شده است.
  • راسان و ژئوپولیتیک ایران راسان و ژئوپولیتیک ایران
    علاوه بر این، سرنگونی رژیم صدام باعث تسهیل ارتباط و تماس و ارسال کمک‌های ایران به سوریه و لبنان از طریق عراق گردید! از همین رو، سرنگون ساختن این دو رژیم رقیب ایران نمی‌تواند بدون برنامه‌ بوده باشد.
  • جهاد سپید جهاد سپید
    ٣٨ سال پیش در ٢٨ مردادماه، خمینی، رهبر رژیم جدیدی که قدرت را کاملاً قبضه کرده بود، علیه ملت کرد فتوای جهاد صادر نمود و با تمامی نیروهای نظامی متعارف و نامتعارف خود کردستان را مورد تهاجم قرار دادند و از هیچ جنایتی برای به زانو در آوردن ملت کرد فروگذار ننمودند.
  • شهیدان مشعل راسان ملتند شهیدان مشعل راسان ملتند
    ملتی خواهان آزادیست، بایستی بهای آن را نیز بپردازد. این سخن گهربار از بیانات زنده‌یاد دکتر قاسملوست که خود نیز در راه آزادی ملتش سنگین‌ترین بها را پرداخت.
  • اهمیت هویت در جنوب کوردستان و تعریف نوین ملت اهمیت هویت در جنوب کوردستان و تعریف نوین ملت
    آنچه‌ هویت ملی را با هویت‌های قدیم همچون ایل و تبار متفاوت می‌سازد، همین شناخت از خود است چرا که‌ اساساً مدرنیته‌ با شناخت انسان به‌ عنوان سوژه‌ از پدیده‌هاست و یکی از این پدیده‌ها خود است.
  • سیاست اجتماعی معطوف به رفاه سیاست اجتماعی معطوف به رفاه
    در وضعیت فعلی ایران، مشکلات اقتصادی بزرگ‌ترین مانع بر سر راه رشد و توسعه‌ی جامعه‌ برشمرده می‌شود که آسیب‌های ناشی از چنین وضعیتی در حوزه‌هایی نظیر بیکاری، گرانی، فقر و فساد مالی علناً و به وضوح نمایان گشته و این امر آینده‌ی نزدیک به ٤٠ میلیون نفر از ایرانیان را در پرتگاه فروپاشی اجتماعی و اخلاقی قرار داده است.
  • تفاوت حق طلبی با رفتار قربانی تفاوت حق طلبی با رفتار قربانی
    ذکر تفاوت این دو رفتار برای این است که‌ با نگاهی اجمالی و سطحی به‌ جامعه خود شاهد رفتار و کردارهایی هستیم که‌ بیشتر آن در اخلاق قربانی نمود می‌کند، اگرچه‌ به‌ ظاهر دم از انقلاب و انقلابی بودن وصف می‌کنند.
  • نوروز، رویش و راسان نوروز، رویش و راسان
    طبیعت با پدیده‌های متضاد و متناقض آن شناخته می‌شود، آن گاه که تاریکی و روشنایی، رویش و خشکیدن، گرمای خورشید و سرما و یخبندان، تندباد و کوهستان، حرکت و ایستایی و ... در تقابل با یکدیگر قرار می‌گیرند و ترکیبی بدیع و سرشار از نوآوری با هزاران چهره جلوه‌گر می‌شوند و زندگانی را می‌آرایند.
  • تکوین و تکامل گفتمان کردایه‌تی در کرماشان و ایلام تکوین و تکامل گفتمان کردایه‌تی در کرماشان و ایلام
    این باعث می‌شود که رابطه‌ زبانی کردها با مکان زیستی خود دچار انشقاق شود. در طول تاریخ، مردمان مهاجم مناطق اشغال‌شده‌ را از نو نامگذاری می‌کردند تا مالکیت مکانی مناطق را به‌ نام خود ثبت کنند. در این مناطق تقریباً تمام اسامی کردی را در نهادهای ثبتی از بین برده‌اند.
  • آینده‌ کردها از روزنه نوروز آینده‌ کردها از روزنه نوروز
    میتولوژی هم مثل تاریخ در حافظه نوستالژی هر ملتی جایگاه مخصوص خود را دارد، حتی برخی از آنها به عنوان بخشی متصل و شناسه ملت‌ها و مانند هر رسم دیگری در زندگی روزمره تکرار می‌شوند. فراموش‌شدنی نیستند و گسترش پیدا می‌کنند.
  • مصطفی هجری، دبیرکل حزب در نشست پارلمان سوییس: تبعیض علیه‌ ملیت‌های تحت ستم به آستانه خطرناکی رسیده است مصطفی هجری، دبیرکل حزب در نشست پارلمان سوییس: تبعیض علیه‌ ملیت‌های تحت ستم به آستانه خطرناکی رسیده است
    ممنوعیت تحصیل به‌ زبان مادری تنها به‌ این امر ختم نمی‌شود که‌ کودک به‌ جای زبان مادری، زبان دیگر (فارسی) را می‌آموزد. بلکه‌ مقصود اصلی برنامه‌ است که‌ رژیم با آن سیاست‌های یکسان‌سازی را اعمال می‌کند.
  • مرگ برادرکُشی مرگ برادرکُشی
    لیکن در دوران معاصر، اوضاع و شرایط سیاسی و درک و آگاهی جوامع به جایی رسیده است که دیگر چنین اعمالی را تاب نیاورده و هر گونه توسل به جنگ‌ داخلی را محکوم می‌کنند.