• روزنامەی کوردستان
  • Agirî
  • بیری خوێندکار
  • لاوان
  • ژنان
  • کانال تیشک تی وی
  • نرگز
١٢ دسامبر ٢٠١٧ میلادی - ٢١ آذر ١٣٩۶ خورشیدی  

انتخابات و پروسەی دمکراتیزاسیون (بخش دوم)

میلادی: ١٨-٠۵-٢٠١٧ - خورشیدی: ١٣٩۶/٠٢/٢٨ - ١٩:١٧ تاران سایز فونت: بزرگتر‌کوچکتر
انتخابات و پروسەی دمکراتیزاسیون (بخش دوم)
د. مسعود رستمی

در بخش اول بە طور اجمالی بە علت ظهور پدیدەی اصلاحات اشارە شد. اهمیت فهم واقعەی علت ظهور اصلاحات، فقط آگاهی بە علت ظهور نیست، مهمتر، فهم گسل و خطوط تمایز نیز هست. برخی بر این باورند کە علت یا علل ظهور پدیدەی اصلاحات هر چە باشد، چیزی از اهمیت انشقاق نمی‌کاهد و بایستی از این فرصت استفادە کرد و بە سمت دمکراسی رفت. بە عبارتی، اصلاحات زمینەی ایجاد تغییر را فراهم کردە است. علیرغم بسیاری از روشنفکران آن فارس، در میان کوردها نیز هستند کسانی کە با توسل بە تئوری‌های سیاسی حوزەی توسعە و مبارزەی مدنی در صدد توجیە مشارکت در پروسەی دمکراتیزاسیون هستند! پیش از آنکە بە اهمیت نقش واقعەی ترور شرفکندی و طرح چند پرسش در زمینەی اصلاحات برآیم، لازم است اشارەای هرچند مختصر بە خود تئوری‌های سیاسی توسعە داشتە باشم. در مبحث تئوری سیاسی، علاوە بر آنکە بیشتر نظریەپردازان آن از دو زاویەی لیبرالی و مارکسیستی بە مقولەی توسعەی سیاسی نگریستەاند، مهمتر موضوع تطابق تئوری با مصادیق است. در حوزەی لیبرالی توسعە تأکیدها بر آزادی‌های فردی، حقوق شهروندی و گسترش جامعەی مدنی جهت کوچک‌سازی دولت است.

در مقابل نیز، بیشتر نظریەهای توسعەی مارکسیستی نیز، بە نقش استعمار در عقب‌ماندگی جوامع توسعە نیافتە می‌پردازند. در هر دو حوزەی تئوری‌های سیاسی-اجتماعی توسعە، بنا بر ماهیت اندیشەای آنها، کمترین اهتمام و جایگاهی بە مقولات ملیت‌های تحت ستم دادە نشدە است. چرا کە اساساً هم لیبرالیسم و هم مارکسیسم جایگاهی برای هویت‌های غیرفردی-غیراقتصادی قائل نیستند. این دو حوزەی نظریەای و بە ویژەی نظریەهای توسعەی لیبرالی می‌توانند بهشت روشنفکران و فعالین سیاسی ناسیونالیسم فارسی و چپ فارسی باشند.

اما هیچکدام نە بە تنهایی و نە با هم نمی‌توانند پاسخگوی مقولەی توسعە و دمکراتیزاسیون از زوایەی دید جامعەی کوردی، با توجە بە خواست‌های هویتی آنها باشند. همین نقص نظریەهای توسعە است کە امروزە برخی بە دنبال لعاب علمی بخشیدن بە مشارکت خویش و بدون کوچکترین تحمل زحمت (شاید هم عدم توانایی) انطباق آنها با جامعەی چند ملیتی ایران بە خورد دیگران می‌دهند.

جامعەی کوردی، علاوە بر خواست‌های فردی و اقتصادی، خواست‌هایی هویتی و ملیتی هم دارد کە پیچیدەترین بخش تقابل با اشغالگران و تحقق دمکراسی‌خواهی آنان در هر چهار بخش کوردستان را تشکیل می‌دهد. بد فهمی و تصلب نسبت بە سوسیالیسم و لیبرالیسم و عدم توانایی در انطباق آنها با مبارزات و خواست‌های ملتمان، گاهاً در میان خود کوردها و احزاب سیاسی موجب رویگردانی و فراتر از آن دشمنی با لیبرالیسم و سوسیالیسم شدە است. واقعیت قضیە آن است چە از زوایەی دید لیبرالی بە دمکراتیزاسیون نگریستە شود و چە از زاویەی دید سوسیالیسم، در جوامع چند ملیتی بایستی مقولەی هویت ملیت‌های تحت سلطە و جایگاە آن را تعریف کرد. تعریف این جایگاە نیز برعهدەی فیلسوفان و دانشمندان غربی نیست، بلکە بە عهدەی خود ما است.

طوطی‌وار تکرار کردن نظریەهای توسعە هیچ دردی را دوا نخواهد کرد. آنچە نزد قوم سلطە در ایران خط قرمز است، خواست‌های لیبرالی یا سوسیالیستی نیست، بلکە حقوق ملیت‌های تحت ستم است؛ این مسئلە، مبحثی جوهری است و نمی‌توان با نسخە پیچی‌های سادە انگارانە و ارجاع صرف بە سخنان نظریەپردازان توسعە بە استقبال آن رفت.

تقبل تمام هزینەهایی کە در طول چند دهەی گذشتە پرداختەایم بابت همین تفاوت جوهری خواست هویتی بودە است. هیچ کوردی برای پوشیدن آستین کوتاە یا برداشتن مقنعە کشتە، آوارە و یا اعدام نشدە است. بدیهی است هرگونە ترغیب و تشویق بە انتخابات بدون تبیین جایگاە این خواست جوهری از سوی هر سازمان و فعال سیاسی موجب ایجاد مسئولیت تاریخی خواهد بود. پس، برخلاف توسل صرف بە نام نظریەپردازان توسعە و دمکراتیزاسیون جهت توجیە علمی بودن مشارکت، آنچە در کنار این نظریەها باید مورد توجە واقع شود، آشنایی با جامعەشناسی تاریخی قوم سلطە، عقلانیت سیاسی قوم سلطە، وضعیت جغرافیایی قوم سلطە، منافع قوم سلطە و انطباق تمامی آنها با خواست ملیت‌های تحت سلطە و تضاد ماهوی این تقابل‌ها است و اینکە آیا می‌توان با مشارکت این تضادها را زدود و در وضعیتی برابر همزیستی داشت.

برخی حتی فراتر از این، مدعی هستند دمکراتیزاسیون روندی خطی است! در پاسخ باید گفت، تمام مدل‌های دمکراتیزاسیون با توجە بە تفاوت‌های موردی، از سە مدل بیشتر نیست. ١) دمکراتیزاسیون خطی کە فقط در خود اروپا، مهد مدرنیتە اتفاق افتاد؛ ٢) دمکراتیزاسیون از بالا بە پایین. در این مدل دولت و نخبگان بە این نتیجە رسیدند کە در عصر مدرنیتە، جامعە باید با ارزش‌های مدرنیتە انطباق دادە شود. در این مدل دولت همزمان هم مجری دمکراتیزاسیون و هم نگهبان دموکراسی بود؛ ٣) مدل از پایین بە بالا. در این مدل دولت مانع دمکراتیزاسیون بود و جامعە مدنی و اپوزیسیون خواهان دمکراسی؛ نتیجە هم چیزی جز سرنگونی مانع دمکراسی یعنی دولت نبود. ما در هیچ برهەای از زمان با مدل ژانوسی توسعە کە در آن بخشی از دولت‌خواهان دمکراسی باشد و بخشی دیگر مانع آن، نبودەایم.

پدیدەی اصلاحات در ایران نتیجەی تحولی عقلانی-اخلاقی و آگاهی بە حقوق سایر ملل چە در میان روشنفکران فارس و چە در میان جریان رفرم دولتی قوم سلطە نبود؛ بلکە نتیجەی ترور دکتر شرفکندی و حکم دادگاە میکونوس بود. این مسئلە از آن جهت حائز اهمیت است کە بدانیم اصلاحات فاقد بنیان‌های عقلانی-اخلاقی توسعە جهت انطباق جامعەی چند ملیتی ایران با ارزش‌های مدرنیتە است.

در بهترین حالت ناسیونالیسم فارسی افقی فراتر از خواست‌های لیبرالی حقوق شهروندی ندارد. در طول بیست سال گذشتە، دوازدە سال دولت در دست جریان رفرم بودە است. حاصل این دوازدە سال برای ملت ما چە بودە جز دو واحد زبان کوردی. همین دو واحد زبان کوردی هم باید روشن شود کە آیا نتیجەی تلاش اصلاح‌طلبان کورد بودە، یا نتیجەی هزینەهای گزافی کە از یک سو جریان مبارزاتی پرداخت کردە و از سوی دیگر تحولات و دستاوردهای سایر بخش‌های سرزمین تقسیم شدەی زاگروس-توروس بودە است.

فلسفەی بایکوت احزاب شرق:

چرا احزاب شرق کوردستان انتخابات ریاست جمهوری را بایکوت کردند و آیا این بایکوت عقلانی بود یا خیر؟

هموارە سؤالاتی روبروی احزاب شرق کوردستان می‌شود از جملە: اگر مردم در شرق کوردستان در انتخابات شرکت نکنند پس چە باید بکنند؟ و اگر مردم پاسخ دعوت شما بە بایکوت را ندادند چە؟ سؤال اول سؤالی است مرتبط با روش فعالیت آلترناتیو در انتخابات و سؤال دوم نیز بە معیار سنجش مشروعیت احزاب شرق کوردستان در میان باز می‌گردد. در بسیاری از مصاحبەها تا آنجا کە نویسندە دیدە است بە این دو سؤال پاسخ‌های بایستە دادە نشدە است. پاسخ سؤال مرتبط با روش مبارزەی آلترناتیو را بە عهدەی خود احزاب واگذار باید کرد. اما در زمینەی سؤال دوم باید گفت مشارکت مردم بە هیچ عنوان نمی‌تواند معیار سنجش مشروعیت احزاب شرق کوردستان واقع شود.

در کمتر جوامعی می‌توان احزابی را یافت کە دارای "کف رأی" در معنای انتخاباتی آن باشند. احزاب شرق کوردستان نمایندەی گفتمانی هستند کە بسیاری از مردم شرق کوردستان را در بر می‌گیرد و بابت آن هزینەهای گزافی را پرداختەاند. در کنار این بخش از جامعە گروه‌های اجتماعی دیگری هم وجود دارند. اما بخش اعظم جامعەی کوردستان را همانند هر جامعەی دیگری، مردمانی تشیکل می‌دهند کە فاقد جهان‌بینی خاصی هستند و تحت تأثیر تبلیغات و با توجە بە متغیرهای خاص در انتخابات شرکت می‌کنند. اکنون دو سؤال بنیادین مطرح می‌شود: الف) آیا احزابی کە در عرصەی عمومی غایب هستند و همچنین در مقابل رقیبان از توان تبلیغاتی بسیار بسیار کمتری برخوردارند، می‌توانند رأی این بخش از جامعە را بە سمت خواستەهای خود هدایت کنند؛ و ب) با توجە بە این غیاب و همچنین وجود گفتمانی کە بخشی از جامعە در دایرەی آن قرار می‌گیرند و بابت آن هزینەهای گزافی پرداخت کردەاند، آیا منطقی است کە احزاب بە این بخش از جامعە پشت کردە و بە جهان‌بینی طرف مقابل ملحق شوند کە راویان آن سال‌های سال نە فقط با خواستەهای آنان مخالفت کردەاند بلکە حتی آنها را نیز سرکوب نمودەاند؟ یک حزب سیاسی پیش از هر چیزی باید پاسخگوی آن بخشی از جامعە باشد کە نمایندگی جهان‌بینی آنها را می‌کند. حماقت محض خواهد بود کە این بخش از جامعە را رها کردە و بە اردوگاە مخالفان پیوست؛ زیرا در این حالت خود را از متغیر مستقل بە متغیر وابستە تبدیل کردەاند. سیاست بایکوت احزاب شرق کوردستان سیاستی کاملأ منطقی است. نقد این سیاست فقط از آن جهت است کە مقولەی انتخابات درون گفتمان سیاسی این احزاب تعریف نشدە است و تا لحظەی انتخابات احزاب شرق کوردستان فاقد برنامەهای مشخص هستند. پس باید پرسید آیا مشارکت باید همیشە بایکوت شود؟ اگر نە چە زمانی ضمن حفظ موقعیت متغیر مستقل بودن خویش و پرهیز از تبدیل شدن بە متغیر وابستە مشارکت در انتخابات را تأیید کرد؟

اصلاح‌طلبان کورد بە دو دستە تقسیم می‌شوند: دستەی اول افرادی هستند کە خود بخشی از جریان اصلاح‌طلبان حکومتی بودە و فاقد خواست‌های مشخص و گفتمان خاص خویشند؛ دستەی دوم نیز گروه‌ها و افرادی هستند کە خواست‌های مشخصی دارند کە اگر تمام خواستەی احزاب شرق کوردستان را شامل نشود حداقل برخی از آنها را دربر می‌گیرد. حمایت احزاب کوردستان از گروە اول حماقت خواهد. چرا کە چنین حمایتی علاوە بر اینکە این احزاب را بە متغیر وابستە تبدیل می‌کند ریش را در گرو افرادی گذاشتەاند کە بخشی از دستگاە حاکمە هستند. اما در صورتی کە حکومت بە احزاب یا گروه‌هایی مستقل کە حداقل برخی از خواستەهای ملت کورد را نمایندگی کنند اجازەی فعالیت بدهد، حمایت ضروری خواهد بود. در این صورت نە فقط احزاب بە متغیر وابستە تبدیل نشدەاند، بلکە گروه‌های فشاری در داخل نیز خواهد داشت. امری کە بعید است حداقل در چشم‌انداز کوتاە مدت و میان مدت اتفاق بیفتد.

محتویات این مقالە منعکس کننده دیدگاه و نظرات وب‌سایت کوردستان‌میدیا نمی‌باشد.
بالاترین چاپکردنی ئەم بابەتە

روزنامە کوردستان
روزنامەی کردستان ش.٧١٤ در این شمارە می‌خوانید:

ــ اپوزیسیون مرکزگرای ایرانی، مانع اصلی اتحاد اپوزیسیون
ــ فلسفه‌ی "حق" و تمامیت ارضی
ــ زلزله، سنبلی برای اتحاد ملی و بهانه‌ای برای به چپاول
ــ برج بابل
  • فلسفه‌ی \ فلسفه‌ی "حق" و تمامیت ارضی
    آشکار است که این جستار در شرایطی منتشر می‌شود که در روزهای پایانی آبان‌ماه ١٣٩٦ شمسی، در آلمان، تعدادی از احزاب متعلق به ملیت‌های تحت ستم و همچنین ملت حاکم، شورایی تحت عنوان "شورای دمکراسی‌خواهی در ایران" را تشکیل دادند.
  • زلزلە، سنبلی برای اتحاد ملی و بهانەای برای به چپاول زلزلە، سنبلی برای اتحاد ملی و بهانەای برای به چپاول
    این وظیفه انسانی و قانونی، که رژیم اسلامی ایران در مناطق کوردستان، خود را در برابر آن مسئول نمی‌داند، از سیاست‌ها و ایدئولوژی‌هایی سرچشمه می‌گیرد که این رژیم در مورد ملت کورد، در راس برنامه‌های خود قرار داده و این داستان و غرض‌ورزی‌ها دولتمردان جمهوری اسلامی ریشه‌ای تاریخی و باوری سرکوبگرایانه دارد که با ژرف‌نگری تاریخی و سیاسی ابعاد آن کشف و ظاهر می‌شوند.
  • سرمایه‌گذاری فاشیستی و پس‌لرزه‌های زلزله‌ی کرماشان سرمایه‌گذاری فاشیستی و پس‌لرزه‌های زلزله‌ی کرماشان
    اما عمق فاجعه و از آن بدتر سیاست‌های حکومت در عدم کمک‌رسانی تعمدی به آسیب‌دیده‌گان و نیز ممانعت از رسیدن کمک‌های مردمی به دست آنان، دولت حسن روحانی را بر آن داشت تا فضایی کاملا امنیتی و سرکوبگرانه در مناطق مذکور ایجاد کند. در همین رابطه دادستان کرماشان به بهانه‌ی مدیریت بحران، در سرپل ذهاب حکومت نظامی اعلام کرد.
  • اپوزیسیون مرکزگرای ایرانی، مانع اصلی اتحاد اپوزیسیون اپوزیسیون مرکزگرای ایرانی، مانع اصلی اتحاد اپوزیسیون
    در این مقاله با زبانی ساده و بدون تعارف و ترس از هرگونه برچسب، می خواهم به دور از احساسات ایدئولوژیکی و حزبی به بررسی این مساله بپردازم که چه شد ایران به این وضعیت رسید و چرا اپوزیسیون قادر به تشکیل اتحادی فراگیر و حرکت گام به گام به سوی سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی نیستند.
  • برج بابل برج بابل
    رویدادهای تاریخی و حتا اسطوره‌ای نیز بر این امر تاکید می‌کنند که برای آنکه جامعه‌ای را تضعیف کرد تا به سمت زوال و نابودی گام بردارد، بهتر آن است که در میان آن‌ها تفرقه و آشوب ایجاد کرد تا هم مسائل و مشکلات اصلی را فراموش کنند و هم تنها به مسائل داخلی مشغول شوند و خود به عامل نابودی‌شان بدل شوند.
  • کرماشان در آئینه‌ زلزله کرماشان در آئینه‌ زلزله
    از سوی دیگر حکومت ایران برای آنکه سیاست‌های فاشیستی‌اش در قبال زلزله‌زدگان و عدم کمک‌رسانی به آن‌ها عیان نشود مانع از ورود خبرنگاران مستقل و خارجی به مناطق زلزله‌زده شد. در همین رابطه "توماس ارد بریک" گزارشگر نیویورک تایمز آمریکا در تویتی نوشت: "همزمان با وقوع زلزله در کوردستان، به گزارشگران اجازه ورود به محل حادثه را نداده‌اند".
  • مبارزه کورد و موانع آن مبارزه کورد و موانع آن
    این علل که تاثیرات آن کمتر از دو علت اولیه نبوده، شامل نیروهای بومی می‌باشد که در جهت تأمین منافع خویش با نیروهای بیرونی در سرکوب نهضت‌های مردمی سهیم بوده و ملت کورد را در راه رسیدن به خواسته‌ها و آرمان‌های‌شان دچار مشکلاتی نموده‌اند و بیش از نیمی از فشار نیروهای حاکم توسط این گروه به اجرا گذاشته می‌شود.
  • زلزله‌ی سیاسی زلزله‌ی سیاسی
    در آن شامگاهی که زلزله‌ای شدید کوردستان را لرزاند و چندین شهر این دیار را در استان کرماشان با فاجعه‌ای انسانی روبرو ساخت، جمهوری اسلامی تصور می‌کرد که از زیان‌های آن دور است، اما زیاد طول نکشید که زلزله‌ای سیاسی سرتاپای رژیم را به لرزه اندخت.
  • مشروعیت سلاح و مشروعیت مردمی مشروعیت سلاح و مشروعیت مردمی
    شاید سلاح و زرادخانه برای مدتی اشغالگر را حفظ کند اما هیچگاه موجب مشروعیت آن نمی‌شود. حکومتی که نتواند رضایت مردم را جلب کند سرانجامی بجز نابودی نخواهد داشت.
  • مصطفی هجری، دبیر کل حزب دمکرات کوردستان ایران در مصاحبه با تیشک تی‌وی: نباید چشم به راه نیروی خارجی باشیم که جمهوری اسلامی را نابود یا آنرا مجبور به احقاق حقوق ما کند مصطفی هجری، دبیر کل حزب دمکرات کوردستان ایران در مصاحبه با تیشک تی‌وی: نباید چشم به راه نیروی خارجی باشیم که جمهوری اسلامی را نابود یا آنرا مجبور به احقاق حقوق ما کند
    واضح است که به موضوعات دیگر نیز اشاره کرده است اما اولویت اصلی ترامپ و دولت آمریکا تا بدین لحظه مساله برجام است چرا که توافق مذکور در آینده این امکان را به ایران می‌دهد که غنی‌سازی اورانیوم برای ساخت سلاح اتمی را بار دیگر آغاز کند. آنچه که در این توافق بر آن تاکید شده است مساله سلاح اتمی است.
  • کرکوک و سه حقیقت کرکوک و سه حقیقت
    فجایعی که طی روزهای اخیر ملت کورد در کوردستان عراق با آن روبرو شد، بی‌شک یکی از بزرگترین فجایع تاریخ کورد می‌باشد که تا مرز تحقق برخی از رویاهای خود نزدیک شده بود اما به ناگاه تمام این رویاها را به کابوسی وحشتناک بدل کردند! تراژدی تلخ کرکوک سه حقیقت را برایمان به اثبات رساند:
  • میلیتاریزه کردن کوردستان (با نگاهی به سخنان دکتر قاسملو در این رابطه) میلیتاریزه کردن کوردستان (با نگاهی به سخنان دکتر قاسملو در این رابطه)
    امروزه در این شرایط که خاورمیانه تاریخی دیگر را رقم می‌زند و جولانگاه ابر قدرت‌ها شده است بدون شک بازیگران منطقه هم ساکت ننشسته‌و خود را به عاملی تبدیل می‌کنند تا از کاروان تغییرات جا نمانند.
  • قدرت نظامی ایران قادر به حفظ و پوشش  عمق استراتژیک رژیم جمهوری اسلامی نیست قدرت نظامی ایران قادر به حفظ و پوشش عمق استراتژیک رژیم جمهوری اسلامی نیست
    لازم به ذکر است در تحلیل فوق قدرت نظامی آمریکا و انگلیس و فرانسه به عنوان هم‌پیمانان کشورهای منطقه در نظر گرفته نشده است و بدون شک حمله ایران به شهرهای اسرائیل و یا جنگ میان‌مدت و طولانی‌مدت با عربستان که به بسته شدن تنگه هرمز منجر خواهد شد واکنش نظامی آمریکا و احتمالا مصر و اردن و کشورهای عربی دیگر را در پی خواهد داشت و حباب عمق استراتژیک رژیم ایران بسیار سریع‌تر خواهد ترکید.
  • راسان، دلیل اصلی سپاه برای غائله کرکوک راسان، دلیل اصلی سپاه برای غائله کرکوک
    سال گذشته درحالی که یک سال از اعلام رسمی راسان گذشته بود، مردم کوردستان ایران با به راه انداختن و شرکت فعال در کمپین "نورز جامانه" یا "زه‌ماوه‌ندی جامانه‌" یک حماسه تاریخی ثبت کردند. این حماسه تاریخی در روز رفراندوم کوردستان عراق نیز با کمپین "زه‌ماوه‌ندی ئالا" تکرار شد. رژیم که همواره تلاش کرده واقعیت مساله کورد را انکار یا منحرف نماید، این سیاست خود را با این حضور گسترده مردم کوردستان ایران در خیابان‌ها، شکست خورده قلمداد کرده و قصد داشت به هر طریقی در برابر آن بایستد.