• روزنامەی کوردستان
  • Agirî
  • بیری خوێندکار
  • لاوان
  • ژنان
  • کانال تیشک تی وی
  • نرگز
٢١ نوامبر ٢٠١٧ میلادی - ٣٠ آبان ١٣٩۶ خورشیدی  

مصطفی هجری: به جز ایرانی‌ها در تاریخ بشریت به ندرت مشاهده می‌کنیم که طرفی از میز مذاکره برای حذف و از بین بردن طرف مقابل خود بهره ببرد

میلادی: ٢٣-٠٧-٢٠١٧ - خورشیدی: ١٣٩۶/٠۵/٠١ - ١٨:٠٧ تاران سایز فونت: بزرگتر‌کوچکتر
مصطفی هجری: به جز ایرانی‌ها در تاریخ بشریت به ندرت مشاهده می‌کنیم که طرفی از میز مذاکره برای حذف و از بین بردن طرف مقابل خود بهره ببرد
متن سخنان مصطفی هجری در مراسم ٢٢ تیرماه:

همراهان گرامی

خواهران و برادران محترم

میهمانان عزیز


ضمن عرض خیر مقدم، حضور شما عزیزان را در یادواره‌ی شهیدان حزب که در چنین روزی در راه تحقق اهداف قیام ملی کوردستان جان باختند، گرامی می‌دارم.

سال ١٣٦٨ خورشیدی، شهید دکتر عبدالرحمن قاسملو همراه با "عبالله قادری آذر" عضو کمیته مرکزی و نماینده حزب دمکرات کوردستان ایران در خارج از کوردستان و "فازل رسول" در نشستی در وین که قرار بود در باب یافتن راهکاری مسالمت‌آمیز برای مساله کورد در کوردستان گفتگو شود، به دست دیپلمات-تروریست‌های رژیم جمهوری اسلامی ایران شهید شدند.

ما از آن تاریخ تا به امروز هرساله، با برگزاری سمینار و همایش و جلسات یاد آن شهیدان گرانقدر را گرامی می‌داریم. لازم به ذکر است که هیچ روز و ماه و سالی نیست که جمعی از مبارزان و فعالان حزب دمکرات کوردستان ایران در مقابله با رژیم اسلامی ایران جان خود را در راه سرزمین‌شان فدا نکرده باشند، تیر ماه نیز یکی از آن ماه‌ها می‌باش. من از شما اجازه می‌خواهم قبل از اینکه درباره منزلت و تاثیرات شهید دکتر قاسملو در حزب دمکرات چند سخنی بگویم، یادی از شهیدان تیرماه کرده باشم.

در ٢٤ تیر سال ١٣٧٨ خورشیدی رفیق مبارزمان آقای "سلام عزیزی" عضو دفتر سیاسی حزب به دلیل بیماری جان باخت و شهید شد. سلام عزیزی، یکی از اعضای رهبری حزب دمکرات کوردستان ایران بود که از همان سال‌های آغاز مجدد مبارزه حزب دمکرات بعد از سقوط رژیم شاهنشاهی، به عضویت حزب دمکرات درآمد و تا زمانی که شهید شد مستمر در پیشبرد برنامه‌های حزب دمکرات تلاش و فداکاری کرد.

جدای از آن، در تیر ماه سال گذشته جمعی از پیشمرگه و کادرهای حزب دمکرات طی مبارزه‌ای که در کوردستان به نام "راسان روژهه‌لات" شناخته شده است، در اعماق خاک کوردستان و در مناطق مختلف آن در درگیری با رژیم درنده‌ی جمهوری اسلامی ایران جان خود را از دست دادند. ریخته شدن خون آن شهیدان خون تازه‌ای را در رگ‌های حزب دمکرات کوردستان ایران و جنبش کورد در کوردستان جاری کرد و تا بدین لحظه این حرکت در میان ملت کورد در کوردستان و در میان کادر و پیشمرگه‌ها و تمامی اعضای حزب دمکرات و همه‌ی میهن دوستان در کوردستان ایران و دیگر بخش‌های کوردستان آثار و تاثیراتش قابل مشاهده است. ما در اینجا به این دلیل جمع شده‌ایم تا بار دیگر احترام و وفاداری خود را در قبال میهن دوستی و حماسه آفرینی تمام آن عزیزان که در راه آزادی ملت و اهداف حزب‌شان جان خود را فدا کردند، نشان دهیم.

درود بر روان پاک تمامی آن شهیدان، و درود بر خانواده‌های سرافرازشان.

در ارتباط با شهید دکتر قاسملو در ٢٨ سال گذشته، کتابهای زیادی چاپ شده و مقالات فراوانی در روزنامه‌ها منتشر شده‌اند، افراد و شخصیت های سیاسی،آئینی و میهن دوست به فراوانی درباره ایشان صحبت کرده‌اند که جای دارد بیشتر صحبت شود، اما به دلیل اینکه در اینجا زمان برای بحث کردن در این باره زیاد نیست من می‌خواهم درباب یکی از ویژگی‌های شهید دکتر قاسملو صحبت کنم که کمتر به آن اشاره شده و ‌باید از آن درس گرفت. همانطور که اکثر شما از آن آگاهید، شهید دکتر قاسملو فعالیت سیاسی خود را از همان زمان نوجوانی و جوانی و با عضویت در حزب توده ایران آغاز کرد. حزب توده بعد از تاسیس به مانند حزبی مدرن و مترقی در مدت زمانی کوتاه به صورت چشمگیری گسترش یافت و تعداد زیادی از جوانان ایرانی را به دور خود جمع کرد، در آن زمان با توجه به افکار مردم در ایران این ذهنیت وجود داشت که آن حزب می‌تواند فقرا، کارگران و ملیت‌های تحت ستم را آزاد کرده و به حقوق حقه‌شان برساند. دکتر قاسملو نیز با همان نیت در آن حزب به کار و فعالیت پرداخت. از اتحادیه جوانان آغاز کرد و در مدت ١٠ سال فعالیتش توانست به کادری شناخته شده در آن سازمان تبدیل شود. اما با مشکلاتی که در حزب توده به وجود آمد از جمله اینکه سرنوشت کورد در آن حزب تاریک و نامشخص بود، معلوم نبود که برای کورد چه می‌خواهند و علاوه بر آن وابستگی این سازمان به شوروی و نیز عملکرد حزب توده به ویژه در آن زمان که رژیم شاهنشاهی علیه محمد مصدق دست به کودتا زد و رویدادهای متعدد دیگری که به علت کمبود وقت مجال پرداختن به آن‌ها نیست، تا اینکه در گذر زمان دکتر قاسملو به چکسلواکی سفر کرد و حمله ارتش سرخ به چکسلواکی و نابودی بهار پراگ تاثیر زیادی بر ذهن و اندیشه دکتر قاسملو داشت و دکتر قاسملو که آرزویش دمکراسی و آزادی ملت‌ها بود با چشمهای خود می‌دید که چگونه تانک‌های شوروی در خیابآن‌های چکسلواکی مانور می‌دادند و بهار پراگ را که تازه آغاز شده بود و بهاری دمکراتیک بود برهم زدند. تمام این رویدادها سوالات متعددی را برای دکتر قاسملو ایجاد کرد، این سوال‌ها باعث شد که دکتر قاسملو به این نتیجه برسد که خط مشی سیاسی خود را از حزب توده جدا کرده و با چند تن از اعضای حزب دمکرات که پس از فروپاشی جمهوری کوردستان از هم جدا شده بودند دور هم جمع شوند و سعی کنند حزبی دمکراتیک، ملی،مترقی و مستقل بنیاد نهند. از همان جا کار و فعالیت‌های دکتر قاسملو در حزب دمکرات آغاز شد و همانطور که در کتاب "چهل سال مبارزه" نوشته است: "از بهار سال ١٩٥٣ به طور مستقیم در تشکیلات حزب دمکرات حضور داشته‌" است. از آن روز تا زمانی که دکتر قاسملو شهید می‌شوند یکی از رهبرهای تاثیرگزار، فعال و اندیشمند حزب دمکرات کوردستان ایران بوده است. به نظر من یکی از ویژگی‌های مهم دکتر قاسملو آن بود که تنها به این امر راضی نبود که حزبش پیشرو مبارزه در کوردستان باشد بلکه همیشه در این فکر بود که ایده‌های جدید و مدرن را وارد عرصه قیام کند، در بحرآن‌ها فکر و اندیشه دکتر قاسملو بود که حزب دمکرات را پیش می‌برد، دکتر قاسملو به آینده حزب و جامعه‌اش می‌اندیشید، به وضعیت موجود در آن زمان قانع نبود و همیش در این اندیشه بود که چه کند حزبش در آینده نیز همواره پیشرو باشد، به همین دلیل می‌بینیم بعد از اینکه دکتر قاسملو به حزب دمکرات ملحق می‌شود حزب دمکرات را همانطور که گفتم تبدیل به حزبی " مترقی و مستقل" می‌کند، ترقی و استقلال به شکلی مدرن در تشکیلات و سیاست‌های حزب نهادینه می‌شود و برنامه و اساسنامه‌ای مدرن آماده و تنظیم می‌کند که آن اهداف را میسر سازد.

در آن دوران، در رهبری حزب دمکرات دو خط فکری متفاوت و متضاد با هم وجود داشت که به علت مقابله این دو خط فکری زمان و انرژی زیادی را از رهبری حزب دمکرات می‌گرفت: "ناسیونالیسم تنگ نظرانه" که به جز کورد هیچ چیز دیگری را نمی‌دیدند و در مقابل آن جریان دوم که مبتنی بر افکار توده‌ای بود قرار داشت که این دسته بر این باور بودند که باید حزب دمکرات وابسته به شوروی باشد و هرچه شوروی می‌گوید لازم الاجرا است. دکتر قاسملو بسیار کوشید تا بر این دو جریان اشتباه تاثیر بگذارد و بیش از ده سال را صرف این امر کرد و در همین راستا سوسیالیسم دمکراتیک – یا کوتاه سخنی در باب سوسیالیسم- را مطرح کرد و توانست آنرا در کنگره ششم حزب به تصویب برساند تا از این طریق بتواند حزب دمکرات را از فکریت راست افراطی و چپ تندرو بیرون آورد و آنرا به حزبی مستقل بدل کند تا در راستای آزادی و دمکراسی برای ملت خود گام برادرد. این شیوه مبارزه که دکتر قاسملو مطرح کرد یک تئوری سیاسی بود که حتا با مخالفت افراد زیادی در درون خود حزب روبرو شد، از سویی آنانی که فکر می‌کردند سوسیالیسم دمکراتیک حزب دمکرات را از سوسیالیسم دور می‌کند و به راست‌گرایی آن منجر می‌شود و در سوی دیگر ناسیونالیست‌های تنگ نظری قرار داشتند که دکتر قاسملو را همچنان وابسته به حزب توده می‌دانستند و بر این باور بودند که در راستای فکر آن‌ها کار می‌کند. دکتر قاسملو در این رابطه با موانع و مشکلات فراوانی روبرو شد، حتی در کنگره‌ای که سوسیالیسم دمکراتیک در آن تصویب شد، طرح مذکور تنها با اختلاف یکی دو رای به تصویب رسید و به برنامه سیاسی حزب دمکرات کوردستان ایران بدل شد. بعد از تصویب سوسیالیسم دمکراتیک ده‌ها تن از کادر و پیشمرگه‌های حزب دمکرات که این باور به آن‌ها تزریق شده بود که سوسیالیسم خود در برگیرنده‌ی دمکراسی است و سوسیالیسم دمکراتیک که در حزب دمکرات به تصویب رسیده است، موجب انحراف حزب از مسیر اصلی‌اش می‌شود، حزب دمکرات را ترک کردند.

دکتر قاسملو برای حل بحران موجود در رهبری حزب دمکرات که در سال‌های مشخصی از تاریخ حزب ایجاد شده بود،"لیست فیکس" را در کنگر‌ه‌ی ٨ مطرح کرد که این مساله نیز مشکلات عدیده‌ای برای حزب ایجاد کرد و موجب انشعاب در حزب شد اما با تمام این احوال چونکه دکتر قاسملو به درستی این عمل باور داشت بر انجام آن تاکید و پافشاری ‌کرد.

همراهان گرامی هدفم از بیان این موضوع این است که بگویم، زمانی که دکتر قاسملو به این قناعت می‌رسید که برای تامین آینده حزب مطبوع‌اش و مقابله با انحراف و راستگرایی و چپگرایی باید افکار جدید، ایده‌های تازه و مکانیزمی نو وارد حزب کند، تمام اتوریته، توان و تانرژی خود را صرف این مساله می‌کرد و هیچ باکی از اینکه مورد اتهام قرار بگیرد و کارشکنی شود نداشت. البته نمی‌خواهم به این موضوع بپردازم که تمامی آن اعمال و ابتکارات که دکتر قاسملو در راستای تامین آینده حزبش می‌کرد تا چه حدی نتیجه بخش بوده و تا چه حد ناموفق، که خود نیازمند بحث و گفتگویی بلند مدت است بلک منظورم آن است که بگویم به نظر من دکتر قاسملو در برابر کم و کاستی‌ها، در برابر انحرافات و مشکلات بی‌تفاوت نبود، او به مانند تماشاگر میدان حزب دمکرات نبود، می‌اندیشید و مطالعه می‌کرد تا چاره‌ای برا حل بحرآن‌ها بیابد. اگر ابهاماتی برای آینده حزب وجود داشت می‌کوشید آن ابهامات را روشن سازد، حتی این را نیز بگویم که پذیرفتن پیشنهاد مذاکره با جمهوری اسلامی در راستای همین مساله بود. حال اگر آن گفتگو به خوبی برگزار نشد یا سهل‌انگاری در آن وجود داشت چیزی از ارزش مساله کم نخواهد کرد، اما دکتر قاسملو برای این پا به میدان گفتگو گذاشت که آینده حزبش و ملت کورد را روشن کند، اما رژیم جمهوری اسلامی از نیت پاک دکتر قاسملو سوءاستفاده کرد، رژیمی درنده‌ای که پایبند هیچگونه عهد و پیمانی نیست.

به جز ایرانی‌ها، بر آن تاکید می‌کنم، به جز ایرانی‌ها در تاریخ بشریت به ندرت مشاهده می‌کنیم که طرفی از میز مذاکره برای حذف و از بین بردن طرف مقابل خود بهره ببرد اما متاسفانه این موضوع در مورد ایرانی‌‌ها صدق می‌کند و دکتر قاسملو در همین عرصه شهید شد. ما درباره درندگی و جنایات بعث و سیاست‌های ویرانگرانه رژیم صدام علیه کوردستان روایات زیادی شنیده‌ایم و تمامی آن‌ها نیز واقعیت داشته‌اند و اکثر ما حداقل کسانی که در اینجا حضور دارند، با چشم خود بسیاری از این وقایع را دیده‌ایم اما با تمام این اوصاف همین صدام حسین در نشست‌ها و گفتگوها برای حل مساله کورد با مخالفان خود به هیچ وجه از آن توطئه پلید استفاده نکرد. "چنگیز چاندار" از روزنامه نگاران مشهور ترک که به نظر من یکی از سیاستمداران توانای ترک است در کتاب خود به نام "قطار مزوپوتامیا" ماجرایی را نقل می‌کند که تائیدی بر سخنان من است. چنگیز چاندار در کتاب مذکور بحث از آن می‌کند که بعد از سرنگونی رژیم صدام حسین، "نوشیروان مصطفی" به عنوان نماینده اتحاد میهنی در مجلس عراق حضور می‌یابد و چنگیز چاندار به همراه چند تن از رفقایش به عنوان میهمان نوشیراون مصطفی چند روزی را در بغداد می‌مانند. چنگیز چاندار از رویدادی می‌گوید: " روزی در ویلایی که محل استراحتمان بود و پیشتر یکی از ساختمآن‌های صدام حسین بود، با نوشیروان مصطفی به گفتگو پرداختیم او برایم تعریف کرد که: چنگیز این ویلا و این اتاق سرگذشت ویژه‌ای دارد. او گفت در سال ١٩٨٤ آن زمان که برای اولین بار هیئتی از اتحادیه میهنی برای گفتگو با صدام حسین به بغداد آمده بودند گفتگوها به خوبی پیش می‌رفت و به آشتی نزدیک شده بودیم، امیدی در دل‌هایمان شکل گرفته بود، روزی صدام حسین آمد بر سر آن صندلی که تو بر روی آن نشسته‌ای، نشست و رو به ما کرد و گفت: همراهان من از شما عذرخواهی می‌کنم دیگر نمی‌توانم مذاکره را با شما ادامه دهم، زیرا ترک‌ها به من گفته‌اند که این مذاکرات و به نتیجه رسیدن آن برای ما قابل قبول نیست و اگر این کار را انجام دهم آن‌ها خطوط لوله‌های نفت کرکوک را که به "یومورتالک" کشیده شده‌اند، قطع می‌کنند. صدام حسین گفت برادران من توانایی این درگیری را با ترک‌ها ندارم، بنابراین مجبورم گفتگوها را در اینجا به پایان برسانم. می‌گوید در همان جا صدام حسین دستور داد که چندین تن از ماموران امنیتی و اطلاعات عراق به همراه پلیس هیئت مذاکره کننده کورد را همراهی کرده و تا منطقه امن تحت سلطه خودشان بدرقه کنند. نوشیروان در آنجا گفت؛ ما برگشتیم و آتش بس پایان یافت و جنگ دوباره آغاز شد". این نحوه مذاکره و تعامل صدام حسین بود با تیم گفتگوی کورد که سالها با هم در جنگ بودند و هزاران نفر از یکدیگر کشته بودند.

به یاد دارم طی مذاکراتی که با میانجی‌گری دکتر قاسملو مابین "مام جلال" و صدام حسین شکل گرفته بود و هیئتی از اتحادیه میهنی برای مذاکره به بغداد رفته بودند، دکتر قاسملو در بازگشت به ما گفت که مام جلال از من پرسید، چه ضمانتی برای تامین سلامتی هیئت ما که به سرپرستی من به بغداد می‌رود وجود دارد؟ دکتر قاسملو نیز آن سوال را از صدام حسین می‌پرسد، صدام حسین به او می‌گوید به آن‌ها بگو صدام حسین ضامن است. به راستی دیدیم که هئیت‌های کورد به ویژه اتحادیه میهنی به بغداد می‌رفتند و در مذاکره‌ها حضور می‌یافتند و به سلامت برمی‌گشتند. این مسائل نمونه‌هایی هستند که وقتی بنابر آن‌ها به مقایسه دیکتاتورها می‌پردازیم مشخص می‌شود که رژیم جمهوری اسلامی ایران تا چه حد بی‌پرنسیب و بی‌اخلاق است و پایبند هیچگونه عهد و پیمانی نیست.

رژیم جمهوری اسلامی بر این باور بود که با شهید شدن دکتر قاسملو مبارزه کورد در کوردستان مسکوت می‌شود، علاوه بر آن رژیم جمهوری اسلامی در تمامی این سال‌ها در تلاش بوده که مبارزه دیگر ملیت‌های ایران و مبارزه ملت کورد را در بخش‌های دیگر کوردستان دچار یاس و شکست کند. اما هم اکنون شاهد مرحله دیگری هستیم و عصری نوینی در تاریخ کورد در تمامی بخش‌های کوردستان آغاز شده است. امروزه ملت کورد در کوردستان ترکیه و سوریه با تمام توان خود در مبارزه حضور دارند و در کوردستان ایران نیز مبارزه در سبک خودش ادمه دارد، در کوردستان عراق کوردها توانستند پس از سرنگونی رژیم صدام حسین به تاسیس حکومتی محلی نائل شوند و حال نیز با تمامی مخالفت‌هایی که رژیم جمهوری اسلامی و دشمنان کورد از خود نشان می‌دهند در حال آماده‌کاری برای رفراندوم ‌هستند که طی آن مردم سرنوشت خود را مشخص کنند که آیا می‌خواهند کشوری مستقل باشند یا جزء عراق بمانند که این موضوع بزرگترین مشکل جمهوری اسلامی ایران است. اگرچه سایر مخالفان و دشمنان کورد نیز با این مساله به مخالفت می‌پردازند.

با تمام این اوصاف و با اینکه همواره جمهوری اسلامی ایران دست از توطئه‌چینی برنداشته و می‌خواهد چنین وانمود کند که در اجرای نقشه‌هایش موفق عمل کرده و نفوذ خود را در کل خاورمیانه گسترش داده، اما واقعیت این است که رژیم اسلامی ایران در برخی از کشورهای خاورمیانه باتلاقی را برای خود درست کرده که هر روز بیشتر در آن فرو می‌رود.

مردم ایران در ابتدا به مانند دیگر مردمان دنیا کوشیدند که ایران به آغوش دنیای مترقی بازگردد و مسیری آزاد و دمکراتیک نسبت به مردم خود و مردمان دنیا در پیش گیرد، اما اکنون رژیم ایران برای مردم یادآور چیز دیگری است. اگر بر این باور بودند که بعد از برجام رژیم ایران دروازه‌های کشور را بر روی دنیا باز می‌کند و امنیت مردمش را تامین می‌کند اما اکنون دنیای غرب فکر و نظر دیگری نسبت به جمهوری اسلامی ایران دارد. در ارتباط با این مساله من در دوران زمامداری اوباما طی آخرین سفری که به بریتانیا داشتم در دیداری که در سفارت خانه آمریکا با خانمی که مسئول قسمت خاورمیانه‌ی سفارت خانه بود ساعت‌ها در باب اوضاع ایران گفتگو داشته‌ام، او از این امر سخن می‌گفت که: "ما در کشورهای دیگر دخالت نمی‌کنیم ما نمی‌خواهیم در تغییر حکومت جمهوری اسلامی ایران دخالتی داشته باشیم و به قول خودش می‌گفت که ما "پالسی چینج " می‌کنیم و می‌خواهیم سیاست‌های جمهوری اسلامی را تغییر دهیم، من در این باره ساعت‌ها صحبت می‌کردم که شما و هیچ کس دیگر نمی‌توانید سیاست‌ها و رژیم جمهوری اسلامی را تغییر دهد بلکه رژیم جمهوری اسلامی بر این باور است که سیاست‌هایش کاملا درست است و این دنیاست که باید سیاست خود را تغییر دهد و سیاست‌های این رژیم را قبول کند".

در آخرین دیداری که او را دیدم برای استقبال از من به درگاه ورودی سالن آمده بود و با لبخندی ‌گفت:" هنوز هم در فکر -رژیم چینج- هستی؟" یعنی می‌خواهی حکومت ایران را تغییر دهی، گفتم:"بله هنوز هم می‌خواهم حکومت ایران را تغییر دهم، شما هم روزی به این نتیجه می‌رسید، اما آن روز دیگر دیر است و هر دو طرف متحمل هزینه‌ی زیادی می‌شویم".

امروز وضعیت چگونه است؟ اکنون وزیر امور خارجه آمریکا علنا از تغییر سیستم حکومت ایران حرف می‌زند، جمهوری اسلامی که فکر می‌کرد می‌تواند دنیا را فریب دهد و خود را قربانی تروریست و داعش نشان دهد و برای این موضوع دست به توطئه‌‌های زیادی می‌زد، اما امروزه آنچکه در مجامع بین‌المللی از آن بحث می‌شود حمایت همه جانبه رژیم اسلامی ایران از تروریسم و معرفی این رژیم به عنوان حکومتی تروریست است.

بنابراین مساله ترور و سرکوب و فشارها، انفال و اعدام نمی‌تواند ملتی آگاه که به حقوق خود واقف است و آماده است برای بدست آوردن حقوق انسانی‌اش هزینه دهد، هرچند این هزینه گزاف باشد، به زانو درآورد. ما به مانند گذشته بر این باوریم که رژیم جمهوری اسلامی ایران خطرناک‌ترین دشمن کورد و خطرناک ترین دشمن آرامش و ثبات و صلح در منطقه است.

یکی از دغدغه‌های اصلی جمهوری اسلامی در حال حاضر این است که داعش هر روز بیش از گذشته ضعیف می‌شود، چرا که رژیم جمهوری اسلامی با بهره‌گیری از وضعی که داعش ایجاد کرده بود توانست نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد. رژیمی که نه تنها برای کورد بلکه برای وفادارترین یاران خمینی و سربازان ولایت فقیه وفایی ندارد و ما این بی وفایی را مرحله به مرحله می‌بینیم، به همین خاطر به نظر ما رژیم جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر برخلاف آنکه می‌خواهد خود را در موضع قدرت و اقتدار نشان دهد، در داخل ایران و از دید مردم در بدترین وضعیت ممکن قرار دارد. مردم ایران از این رژیم بیزار و متنفرند. مردم هنگامی که می‌بینند رژیم برای تامین هزینه‌های سرسام‌آور ساخت بمب و سلاح از بودجه‌ای که باید صرف زندگی آن‌ها شود بهره می‌برد تا مردم بی گناه سوریه و یمن و دیگر مردمان منطقه را با آن‌ها به کشتن دهد. ما بر این باوریم که رژیم جمهوری اسلامی به مانند دیگر رژیم‌های دیکتاتور منطقه هرچند هم خود را در موضع قدرت و اقتدار نشان دهد اما در واقع از درون در حال متلاشی شدن و نابودی است. رژیمی که دیگر تاب تحمل فشاری ناشی از خواست‌های آزادیخواهانه مردم را ندارد و به همین خاطر هم بیشترین خصومت‌ را نسبت به مردم خود دارد.

علاوه بر سیاست‌های بین‌المللی و منطقه‌ای در قبال ایران که همه ما شاهد آن هستیم، امیدوارم که ملت کورد در کوردستان ایران و به طور کلی در کل کردستان با شناخت دقیق و صحیح دوست و دشمن و با همبستگی بتواند از فرصت‌های مناسبی که پیش آمده در راستای منافع خود بهره برده تا بتوانیم به بهترین نحو از تحولات عمیق و گسترده منطقه‌ای به نفع ملت و سرزمین‌مان استفاده کنیم تا از این طریق روح شهدای‌مان شاد شود و خانواده‌های‌شان دلشاد گردند و همه‌ی ما نیز به این امر افتخار کنیم که سهمی در این تلاش‌ها و همبستگی و مبارزه داریم.

بار دیگر درود می‌فرستیم به روان پاک شهیدان تیرماه به ویژه شهید والا مقام، دیپلمات شناخته شده و فهیم و بلندمرتبه ملت کورد، دکتر عبدالرحمن قاسملو و همراهانش.

درود بر تمامی شهیدان کوردستان.
بالاترین چاپکردنی ئەم بابەتە

روزنامە کوردستان
روزنامەی کردستان ش.٧١٢ در این شمارە می‌خوانید:

ــ تروریست به خانه‌ات برگرد
ــ جمهوری اسلامی، منجلابی که جامعه ایران را در خود کشید
ــ مشروعیت سلاح و مشروعیت مردمی
ــ مصطفی هجری، دبیر کل حزب دمکرات کوردستان ایران در مصاحبه با تیشک تی‌وی: نباید چشم به راه نیروی خارجی باشیم که جمهوری اسلامی را نابود یا آنرا مجبور به احقاق حقوق ما کند
  • مشروعیت سلاح و مشروعیت مردمی مشروعیت سلاح و مشروعیت مردمی
    شاید سلاح و زرادخانه برای مدتی اشغالگر را حفظ کند اما هیچگاه موجب مشروعیت آن نمی‌شود. حکومتی که نتواند رضایت مردم را جلب کند سرانجامی بجز نابودی نخواهد داشت.
  • مصطفی هجری، دبیر کل حزب دمکرات کوردستان ایران در مصاحبه با تیشک تی‌وی: نباید چشم به راه نیروی خارجی باشیم که جمهوری اسلامی را نابود یا آنرا مجبور به احقاق حقوق ما کند مصطفی هجری، دبیر کل حزب دمکرات کوردستان ایران در مصاحبه با تیشک تی‌وی: نباید چشم به راه نیروی خارجی باشیم که جمهوری اسلامی را نابود یا آنرا مجبور به احقاق حقوق ما کند
    واضح است که به موضوعات دیگر نیز اشاره کرده است اما اولویت اصلی ترامپ و دولت آمریکا تا بدین لحظه مساله برجام است چرا که توافق مذکور در آینده این امکان را به ایران می‌دهد که غنی‌سازی اورانیوم برای ساخت سلاح اتمی را بار دیگر آغاز کند. آنچه که در این توافق بر آن تاکید شده است مساله سلاح اتمی است.
  • کرکوک و سه حقیقت کرکوک و سه حقیقت
    فجایعی که طی روزهای اخیر ملت کورد در کوردستان عراق با آن روبرو شد، بی‌شک یکی از بزرگترین فجایع تاریخ کورد می‌باشد که تا مرز تحقق برخی از رویاهای خود نزدیک شده بود اما به ناگاه تمام این رویاها را به کابوسی وحشتناک بدل کردند! تراژدی تلخ کرکوک سه حقیقت را برایمان به اثبات رساند:
  • میلیتاریزه کردن کوردستان (با نگاهی به سخنان دکتر قاسملو در این رابطه) میلیتاریزه کردن کوردستان (با نگاهی به سخنان دکتر قاسملو در این رابطه)
    امروزه در این شرایط که خاورمیانه تاریخی دیگر را رقم می‌زند و جولانگاه ابر قدرت‌ها شده است بدون شک بازیگران منطقه هم ساکت ننشسته‌و خود را به عاملی تبدیل می‌کنند تا از کاروان تغییرات جا نمانند.
  • قدرت نظامی ایران قادر به حفظ و پوشش  عمق استراتژیک رژیم جمهوری اسلامی نیست قدرت نظامی ایران قادر به حفظ و پوشش عمق استراتژیک رژیم جمهوری اسلامی نیست
    لازم به ذکر است در تحلیل فوق قدرت نظامی آمریکا و انگلیس و فرانسه به عنوان هم‌پیمانان کشورهای منطقه در نظر گرفته نشده است و بدون شک حمله ایران به شهرهای اسرائیل و یا جنگ میان‌مدت و طولانی‌مدت با عربستان که به بسته شدن تنگه هرمز منجر خواهد شد واکنش نظامی آمریکا و احتمالا مصر و اردن و کشورهای عربی دیگر را در پی خواهد داشت و حباب عمق استراتژیک رژیم ایران بسیار سریع‌تر خواهد ترکید.
  • راسان، دلیل اصلی سپاه برای غائله کرکوک راسان، دلیل اصلی سپاه برای غائله کرکوک
    سال گذشته درحالی که یک سال از اعلام رسمی راسان گذشته بود، مردم کوردستان ایران با به راه انداختن و شرکت فعال در کمپین "نورز جامانه" یا "زه‌ماوه‌ندی جامانه‌" یک حماسه تاریخی ثبت کردند. این حماسه تاریخی در روز رفراندوم کوردستان عراق نیز با کمپین "زه‌ماوه‌ندی ئالا" تکرار شد. رژیم که همواره تلاش کرده واقعیت مساله کورد را انکار یا منحرف نماید، این سیاست خود را با این حضور گسترده مردم کوردستان ایران در خیابان‌ها، شکست خورده قلمداد کرده و قصد داشت به هر طریقی در برابر آن بایستد.
  • ما فاتحان تاریخ بشری هستیم و شما شکست خوردگان تاریخ ما فاتحان تاریخ بشری هستیم و شما شکست خوردگان تاریخ
    اتوریتەی اشغالگری و ذهنیت‌های تمامیت‌خواە، آنگاە کە منافع خود را برای خود و منافع دیگران را نیز برای خودشان فرمولە می‌کنند، آزادی و حقوق افراد را با خیرەسری مشروط می‌کنند و خط قرمز را برای خواستەهای دمکراتیک دیگران تعیین می‌کنند.
  • جنوب کوردستان و محوریت مبارزاتی ملت کورد جنوب کوردستان و محوریت مبارزاتی ملت کورد
    یا باید از مشکلات کشاورزها آگاه باشیم که به عنوان مثال دولت طی برنامه‌ای از پیش تعین شده اقدام به خرید ارزان محصولات آن‌ها می‌کند.
  • زندانی سیاسی وجود ندارد زندانی سیاسی وجود ندارد
    در سرزمینی تحت سلطه دیکتاتوری و فاشیست، چیزی به نام زندانی سیاسی نمی‌تواند معنایی داشته باشد و اصلا دال مناسبی برای اشاره به چیزی واقعی نیست. در واقع مفهوم زندانی سیاسی می‌تواند مفهومی گمراه‌کننده و تحریف‌کننده باشد.
  • جنوب کوردستان و محوریت مبارزاتی ملت کورد جنوب کوردستان و محوریت مبارزاتی ملت کورد
    از سویی دیگر نباید نیروی عظیم انسانی و ژئوپلوتیک حساس جنوب زاگرس را فراموش کنیم و این فاکت نقش و جایگاه بسزایی در جنبش کوردستان دارد. رژیم بر واقعیت‌های ذکر شده واقف و آگاه است و آنچنان او را به هراس انداخته که تحلیلی‌ است بر شدت عمل رژیم تروریستی ایران در نابود کردن بنیادهای انسانی در این بخش از کوردستان.
  • برای آنانی که به خاموشی نه گفتند به بهانه بازداشت پنج فعال کرماشانی برای آنانی که به خاموشی نه گفتند به بهانه بازداشت پنج فعال کرماشانی
    در کرماشان، قلب کوردستان، مردان و زنانی گام در خیابان‌ها نهادند و فریاد کشیدند که پرنده نیز از پر کشیدن هراس داشت. اما آنان با خود اندیشیدند تا به کی حقارت؟؟ تا به کی جان دادن و دم برنیاوردن؟؟ و بر آن شدند که سکوت سهمگین و رخوت حاکم بر شهر را بشکنند و فریاد برکشند که: "شهر زنده است ، شهر در خروش است".
  • مصطفی هجری در ٢٥مین سالیاد ترور دکتر صادق شرفکندی: با تمام توطئه‌هایی که رژیم جمهوری اسلامی و سایر رژیم‌های مستبد علیه ملت کورد اجرائی کردند، نه تنها نتوانستند کورد را به زانو درآورند بلکه امروزه کورد در شرایط مناسب سیاسی قرار دارد مصطفی هجری در ٢٥مین سالیاد ترور دکتر صادق شرفکندی: با تمام توطئه‌هایی که رژیم جمهوری اسلامی و سایر رژیم‌های مستبد علیه ملت کورد اجرائی کردند، نه تنها نتوانستند کورد را به زانو درآورند بلکه امروزه کورد در شرایط مناسب سیاسی قرار دارد
    در این تیم ترور افرادی از حزب‌الله لبنان، یکی از اعضای شیعه لبنان و خود ایرانی‌ها که همگی در ایران و تحت نظارت سپاه پاسداران و و سازمان اطلاعات آموزش دیده بودند، به صورت مشترک و طی برنامه‌ای از پیش تعین شده، ترور مذکور را انجام می‌دهند.
  • دولت کوردستان، جغرافیایی برای زندگی آزاد دولت کوردستان، جغرافیایی برای زندگی آزاد
    دولت مستقل کوردستان در جنوب هم بنیاد نهادن اراده ملی است و هم گامی تاریخی مهمی است که شاید امروز نتوان به روشنی و وضوح لذت‌ها و رنگ‌های آن را مشاهده کرد اما همانقدر که دشمنان کورد و به ویژه جمهوری اسلامی از این امر خشمگین و با تمام توان آنرا مورد تهدید قرار می‌دهند و تعدای به اصطلاح روشنفکر فارس، اما در واقع متحجر و فاشیست که ادامه جمهوری اسلامی‌اند از استقلال کوردستان به هراس افتاده‌اند که این خود اشاره‌ای‌ست به حقیقت دولت مستقل کوردستان.
  • کودکان، قربانیان اصلی رژیم فاشیستی ایران کودکان، قربانیان اصلی رژیم فاشیستی ایران
    در حال حاضر در زندان‌های رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی ایران زندانیان زیادی وجود دارند که تنها جرم آن‌ها حمایت و دفاع از حقوق این کودکان است اما متاسفانه حاکمیت این افراد را که چیزی جز قائل شدن حق زندگی برای کودکان این سرزمین و آب و خاک خواستار نیستند را مجرم دانسته و آن‌ها را دشمن نظام و اسلام قلمداد می‌کند.