• روزنامەی کوردستان
  • Agirî
  • بیری خوێندکار
  • لاوان
  • ژنان
  • کانال تیشک تی وی
  • نرگز
٢۴ فوریه ٢٠١٨ میلادی - ٠۵ اسفند ١٣٩۶ خورشیدی  

کورد نماینده، نماینده‌ی کورد

میلادی: ٠٨-٠٨-٢٠١٧ - خورشیدی: ١٣٩۶/٠۵/١٧ - ١٩:۴٠ تاران سایز فونت: بزرگتر‌کوچکتر
کورد نماینده، نماینده‌ی کورد
دکتر ادریس احمدی

ترجمه: جمال برناسر


در باب تشکیل کابینه دوم حسن روحانی و انتخاب وزرای این کابینه، در تابستان امسال چند رسانه کوردی موضوع انتخاب "وزاری کورد سنی" را به بحث روز خود بدل کردند. در همین راستا "صادق زیبا کلام" طی گفتگویی با سایت "زیتون" به بیان موضع خود در مورد انتخاب وزیرانی از میان زنان، کوردها و پیروان مذهب سنی پرداخت و این احتمال را که روحانی تن به چنین کاری بدهد را رد کرد اما متذکر شد که سرانجام تحت فشار زنان، کوردها و سنی‌ها بتوانند به چنین پستی در جمهوری اسلامی دست یابند. در هنگام نوشتن این مقاله، آخرین اخبار بر این امر تاکید می‌کرد که روحانی به یکی از عهدهای خود پشت پا زده و تنها احتمال قرار گرفتن یک کورد سنی آنهم در مقام معاونت وزیر مطرح است.

در بررسی این مسئله، که در "علم سیاست" تحت عنوان "نمایندگی" مطرح می‌شود، در ظاهر می‌توان آنرا سرآغازی بر حضور کوردها در پست‌های کلیدی حکومت دانست اما در واقع انتصاب یک کورد در مقام وزیر در راستای تامین منافع حکومت جمهوری اسلامی ایران می‌باشد، البته باید گفت ما شاهد حضور یک کورد در پست وزارت در جمهوری اسلامی هستیم. بیژن نامدار زنگنه، از اوایل تشکیل حکومت جمهوری اسلامی مانند معاون وزیر و همچنین از سال ١٣٦٧ به بعد در چندین کابینه پست وزارت را عهده‌دار بوده است، البته باید گفت مسئله کورد بودن او به بهانه‌ای برای تبلیغات جمهوری اسلامی بدل نشد یا کمتر بر آن تمرکز شده است. در این میان کسانی هستند که وزیر بودن او را به شیعه بودنش ربط می‌دهند. با تمام این احوال مورد زنگنه صدق این ادعا را اثبات می‌کند که: اولاً نمایندگی کورد را نمی کند؛ دوماً وفادار به نظام جمهوری اسلامی‌ست نه به ملت کورد، سوماً و از همه مهمتر شیعه بودن بیژن زنگنه بدین معنا نیست که جمهوری اسلامی تنها با کورد سنی مشکل دارد بلکه اثبات کننده این واقعیت مسلم است جمهوری اسلامی با همه کوردها -با هر مذهبی- مشکل دارد در غیر اینصورت می‌بایست وضعیت کوردهای شیعه بسیار بهتر از سایر کوردها می‌بود. نتیجتا انتخاب یک کرد سنی به عنوان وزیر یا معاون وزیر نه تنها هیچ چیزی از اصل قضیه عوض نمی‌کند بلکه به خوراک تبلیغاتی جمهوری اسلامی نیز بدل می‌شود.

همانگونه که جمهوری اسلامی از مساله انتخابات برای نشان دادن مشروعیت خود در کوردستان بهره‌برداری می‌کند، می‌تواند با انتصاب کورد نماینده در سطح وزارت لاف این را بزند که در ایران نماینده کورد در سطح وزارتخانه‌ها وجود دارد. در چنین شرایطی حضور نماینده کورد می‌تواند به صورت موذیانه‌ای خلا و غیبت نمایند کورد را پنهان کند.

واقعیت این است تنها کسانی که می خواهند با جمهوری اسلامی به سازش دست یابند، چه رفرمیست‌ها و چه پراگماتیست‌ها، این رویا را دارند که بتوانند در جمهوری اسلامی نماینده‌ای داشته باشند. انتصاب کورد نماینده و در همان حال غیاب نماینده کرد در نظام جمهوری اسلامی، خروجی لحظه ای و مرزبندی شده نیست، بلکه الزامی است. مساله‌ی مذکور فارغ از نحوه سیاست‌ورزی جناح‌های جمهوری اسلامی می‌باشد یا نمی‌توان آنرا به عدم تکامل پروسه‌ی اصلاحات و یا اینکه اصلاح‌طلبان از ترس تندروها به مساله کورد نمی‌پردازند، مرتبط دانست بلکه این واقعیت نشات گرفته ذات ناسیونالیسم فارس-ایرانی است. تا زمانی که منافع ملت فارس تعریف نشود و سیاست انکار هویت ملی ملت کورد و نقض منافع ملی آن‌ها به پایان نرسد، کورد در اشکال مختلف همیشه تحت سلطه و ستم باقی می‌ماند. همانگونه که با تغییر رژیم ایران بعد از انقلاب ٥٧، استراتژی دولت نسبت به کوردها تغییری نکرد.

با این حال باید به این موضوع توجه وافر داشت که علی‌رغم به کارگیری انتخابات به مانند وسیله‌ای تبلیغاتی علیه کورد از این به بعد جمهوری اسلامی، کورد نماینده را نیز به عاملی تبلیغاتی علیه جنبش آزادیخواهی کوردستان بدل می کند و به همین جهت باید به افشا کردن سیاست مذکور پرداخت.

نسبت به صورت‌بندی این مسئله، اظهاراتی چون "وزیر کرد سنی" که از طرف جمعی از فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران کورد به کار می‌رود، در راستای منافع ناسیونالیستی و عشیره‌گرای جمهوری اسلامی می باشد که این امر در تصاد کامل با منافع ملی کورد می‌باشد.

از آن روی که کوردستان از مذاهب مختلفی چون شیعه و سنی و یارسان تشکیل شده است فضایی برای جمهوری اسلامی مهیا کرده تا مستمرا در تلاش برای ایجاد اختلاف مذهبی در میان کوردها باشد. گفتمان جمهوری اسلامی، عشیره‌گرای و مذهب را مبنای برای هویت کورد معرفی می‌کند، در حالیکه کورد با هر مذهبی، بخاطر کورد بودنش در ایران مورد ظلم و ستم واقع می‌شود.

فرضیه دیگری که می‌توان آنرا به چالش کشید چیره بودن آئین و مذهب بر جریانات سیاسی کوردستان می‌باشد، در حالی که به گواه تاریخ روند و اندیشه حاکم بر جریان سیاسی-اجتماعی در کوردستان جدای دین از سیاست بوده و هست در حالیکه به آزادی مذهب نیز پایبند می‌باشد. پس گفتمانی که قصد وارونه نشان دادن واقعیت مذکور را داشته باشد، گفتمان جمهوری اسلامی است و کوردهایی که در این راستا عمل می‌کنند بنابر قوانین و شروط رژیم اسلامی ایران فعالیت می‌کنند.

البته کسانی هم هستند که انتخاب یک کورد به عنوان وزیر یا معاون وزیر در جمهوری اسلامی را همانند گامی به جلو تعریف کنند به عنوان مثال زیباکلام نبود وزیر زن، کورد و سنی را به کم و کاستی مدنی و نازل بودن سطح "توسعه سیاسی" در جمهوری اسلامی را ربط می‌دهند. او این مسئله را در چارچوب "توسعه سیاسی" تعریف می‌کند یا به معنای دیگر، آنرا معلول عقب‌ماندگی سیاسی رژیم می‌داند. زیبا کلام دراین رابطه از سویی علت و معلول را در هم می‌آمیزد و از سوی دیگر براحتی از کنار مساله "نمایندگی" ، که مستقیما به موضوع مورد تحلیل‌اش مرتبط است، می‌گذرد.

شاید بتوان نبود زن، کورد و سنی مذهب در مقام وزارت را معلول عقب‌ماندگی سیاسی جمهوری اسلامی پنداشت، اما "توسعه سیاسی" که نه آنرا تعریف می کند و نه دامنه‌ی آنرا مشخص می‌کند به تنهایی شرط کافی برای حل مساله مذکور نیست. اگر کشور سویس را مثال بزنیم، قبل از اینکه به کشوری دمکراتیک بدل شود از طریق فدرالیسم مسئله ملیت‌های حاضر در مرزهایش را حل و فصل کرد اگر چه حق رای برای زنان تا سال ١٧٩١ میلادی به تاخیر افتاد. کشورهای دیگری هم هستند که از لحاظ اقتصادی رشد قابل توجهی دارند، به عنوان مثال سنگاپور، اما کشوری دمکراتیک نیستند یا اگر خود ایران را مثال بزنیم می‌توان ایران دوران حاکمیت پهلوی پیشرفته‌تر از از ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی‌ست چرا که اجحافی که در حق زن می‌شد در قیاس با نظام ولایت فقیه به مراتب کمتر بوده است، البته همانگونه که پیشتر اشاره شد استراتژی دولت ایران و ملت فارس نسبت به ملت کورد با تغییر رژیم دچار هیچ تغیری نشد. از سوی دیگر اگر برگزاری انتخابات را معیاری برای توسعه سیاسی دانست این بار می شود گفت که جمهوری اسلامی توسعه یافته‌تر از نظام شاهنشاهی می‌باشد. این موارد موید این امر است که نمی‌توان "توسعه سیاسی" را به بنیادی برای حل مساله مذکور -چه از لحاظ تئوریک و چه سیاسی- قرار داد، به هم خاطر بکار بردن مفهوم "نمایندگی"، مبنایی مناسب‌تر برای تفهیم این موضوع و افشا کردن سیاست‌های جمهوری اسلامی می‌باشد.

در تئوری سیاسی و علم سیاست، نقطه شروع مباحث‌ نمایندگی را در تفکیک و تعریف‌ این موضوع در اثری مهمی که "هانا پیتکین" در سال ۱۹۶۷ میلادی چاپ کرده بود، می‌دانند. پیتکین به چهار نوع نمایندگی اشاره دارد: نمایندگی رسمی، نمایندگی ساختاری، نمایندگی جوهری، نمایندگی سمبولیک. نوع اول نمایندگی به مبناهای قانونی و نهادهای نمایندگی در هر سیستمی ربط دارد. در جمهوری اسلامی قانون و نهادها نه تنها به صورت سیستماتیک اکثریت مردم ایران -زن‌ها، کردها، آذربایجانی‌ها، بلوچ، عرب، ترکمن ها و سنی‌ها- را از دایره نمایندگی اخراج می‌کنند بلکه به تجمیع قدرت تام در دست ولی فقیه می‌پردازد. به همین خاطر در چنین سیستمی، نهادها و سازمان‌های جمهوریت صوری می‌باشند تا حقیقی.

پس در اولین قدم نمایندگی ملتی به مانند ملت کرد یا نمایندگی زنان در ایران با موانع قانونی و نهادی مواجهه می‌شود. هنگامی که به بررسی مسئله نمایندگی در شکل ساختاری -بدین معنا که آیا تعداد نمایندگان یک قشر معین از جامعه در مجلس یا ساختار حکومت به نسبت جمعیت آن قشر متناسب است یا نه -می‌بینیم که در ایران نمایندگان زنان، کوردها و باقی ملیت‌های دیگر غیرفارس و بعلاوه سنی مذهب‌ها در مجلس و دیگر نهادهای حکومتی و نیز در کل ساختار حکومت به نسبت بسیار پائین و یا صفر است. البته این هم به منع قانونی و نهادی "نمایندگی" که آن هم به نوبه خود به منافع ملت فارس و عشیره‌گری جمهوری اسلامی مرتبط است.

به نظر هانا پیتکین مهمترین نوع نمایندگی، نمایندگی جوهری است چرا که اگر به عنوان مثال در کشوری معین قرار باشد قانونی در راستای منافع زنان تصویب شود این نوع نمایندگی از نمایندگی ساختاری مناسب‌تراست. می توان قشری در جامعه از روی واحدی نمایندگی شود در مجلس و حکومت، اما اگر به نمایندگان آنها برای قانون گذاری و سیاست گذاری در جهت منفعت آن قشر راهی داده نشود پس این یک مرزبندی و یا حتی نبودن نمایندگی محسوب می شود.

ضعیف‌ترین یا بدترین نوع نمایندگی، نمایندگی سمبولیک می باشد. به عنوان مثال در کشورهای چند ملیتی پرچم آن کشور می تواند بیان کننده نمادهای ملیت‌های حاضر در آن کشور باشند همچنین می‌تواند شامل نماینده پارلمان و یا وزیری باشد که به صورت صمبولیک نمایندگی قشر مطبوع خود را بر عهده دارد. اگر از نمونه پرچم، که جنبه مثبت نمایندگی سمبولیک است، بگذریم، نمایندگی سمبولیک می‌تواند حربه‌ای باشد برای پنهان کردن نابرابری سیاسی، روابط بالا دست و زیر دست یا به عنوان خوراک تبلیغاتی برای انکار نمایندگی ساختاری و جوهری مورد استفاده قرار گیرد.

اگر در باره پیشنهاد زیباکلام بیشتر دقت کنیم متوجه می‌شویم که او هر چند از کنار مبحث نمایندگی براحتی می‌گذرد اما خواهان نمایندگی سمبولیک برای زنان، کورد و سنی‌ها در سیستم جمهوری اسلامی است، در همان حال نمایندگی ساختاری را رد می کند و می‌گوید: "من نمیگویم چونکه شمار زیادی از زنان، سنی‌ها و کوردها به روحانی رای داده‌اند باید در کابینه حکومت شرکت داشته باشند، بلکه نبودن حضور این قشرها در وزارت‌های دولت روحانی نشان دهنده کم و کاستی مدنی و کم بودن سطح رشد سیاسی است" .

پس کسی هم مانند زیباکلام که خود در حکومت نیست دیدگاهی ابزاری به مسئله "نمایندگی" دارد و پیشنهادش که جز نمایندگی سمبولیک که آن هم در راستای منافع جمهوری اسلامی است چیز دیگری نیست.

علی‌رقم تضادهای که در بالا اشاره شد تناقص دیگر پیشنهاد زیباکلام در آن است که به این امر اعتراف می‌کند که در جمهوری اسلامی کورد مورد ظلم ساختاری قرار می‌گیرد اما با این وصف نیز به موضوع نمایندگی ساختاری و جوهری نمی‌پردازد. اگر کورد بخواهد در ساختار حاکمیت ایران نمایندگی برای خود اختیار کند باید برای کسب نمایندگی ساختاری و جوهری تلاش کند که این هم به زمینه‌ای مناسب در سطح نمایندگی رسمی که آنهم نیازمند تغیر رژیم و پایان انکار هویت ملی و توجه به منافع ملت کورد است، نیاز دارد.

برای اینکه کورد و سایر ملیت‌های غیرفارس بتوانند در ایران نمایندگی جوهری برای خود اختیار کنند لازم است سیستم فدرالیسم دمکراتیک را پایه گذاری کنند. تا آن زمان مهم است که کورد یاور جمهوری اسلامی نباشد تا از طریق "کورد نماینده" غیاب "نماینده کورد" را پنهان کند تا جمهوری اسلامی نتواند مردم ایران و افکار عمومی جهان رابا "کورد نماینده" فریب دهد.
بالاترین چاپکردنی ئەم بابەتە

روزنامە کوردستان
روزنامەی کردستان ش.٧١٩ در این شمارە می‌خوانید:

ــ گذر از جمهوری اسلامی علل و عوامل
ــ مساله‌ی رفراندوم
ــ عملیات هواپیماهای اسرائیلی در سوریه و تفسیرهای پیرامونی
ــ کوردستان سرودی بر تارک آفرینش
  • مساله‌ی رفراندوم مساله‌ی رفراندوم
    رفراندوم دمکراتیک و واقعی بعد از سقوط جمهوری اسلامی و نوشتن قانونی اساسی بر مبنای پرنسیپ‌های دمکراسی و زندگی آزاد و برابرهمه ملیت‌های ایران انجام می‌شود که در چنین رفراندومی این قانون به رای گذاشته خوهد شد و به معیاری برای با هم زیستن بدل می‌گردد نه وسیله‌ای برای مقدس کردن وهم‌ها و شمشیر کشتار مردم.
  • دکتر پرویز رحیم در گفتگو با \ دکتر پرویز رحیم در گفتگو با "کوردستان": احزاب کوردستان اگر نتوانند ساختاری منسجم برای فعالیت‌های خود ایجاد کنند و بر مشکلات درون‌سازمانی فائق آیند، قدرت جذب نیرو و جلب حمایت‌های بین‌المللی را از دست می‌دهند
    سرزمین ما طی ادوار مختلف تاریخی شاهد رویدادهای متعددی بوده اما شاید هیچ مقطعی همچون دو دهه‌‌ی آغازین قرن بیست‌ویکم، برای این خاک و بوم مملو از تحولات و رویدادهای سریع و سرنوشت‌ساز نبوده باشد. اما از آن رویی که ما -بیرون راندگان تاریخ- کاری جز نظاره کردن نداشته‌ایم، تمام این وقایع بدون حضور ما و با تاثیر بر حال و آینده‌مان شکل گرفت.
  • راسان و پیشمرگه راسان و پیشمرگه
    این یک حقیقت تلخ است که حکومت‌های اشغالگر حاکم بر کوردستان توانسته‌اند، نوع مبارزه و مقاومت را بر ما تحمیل می‌کنند، به ویژه رژیم ولایت فقیه در تهران که تنها از زبان زور و تهدید و خشونت پیروی می‌کند.
  • کریم پرویزی در مصاحبه با Tishk TV: آینده عدالت محورانه و دمکراتیک برای تمامی ملیت‌های ایران زمانی محقق خواهد شد که خواست‌های یکدیگر را محترم و به رسمیت بشماریم کریم پرویزی در مصاحبه با Tishk TV: آینده عدالت محورانه و دمکراتیک برای تمامی ملیت‌های ایران زمانی محقق خواهد شد که خواست‌های یکدیگر را محترم و به رسمیت بشماریم
    در روزهای آغازین اعتراضات ملیت‌های ایران علیه رژیم فاشیستی-مذهبی ایران، Tishk TV طی برنامه‌ای اختصاصی میزبان رفیق مبارز، کریم پرویزی، از اعضای دفتر سیاسی حزب دمکرات کوردستان ایران بود، تا به بررسی چگونگی شکل‌گیری این اعتراضات و بررسی موضع احزاب کوردستانی به ویژه حزب دمکرات کوردستان ایران بپردازد. در همین راستا متن کامل این مصاحبه در سطور زیر تقدیم حضور خوانندگان "کوردستان" می‌شود.
  • راسان و تغییر راسان و تغییر
    مقطع راسان، یا پیوند دادن مبارزات شاخ و شار، فارغ از رگه‌های تاریخی آن، نوعی تجربه‌ی جدیدی‌ست که طی آن روابط و پیوندهای بخش‌های مختلف جامعه‌ای مبارز و حق‌طلب را بازتعریف و وظایف را دوباره تقسیم می‌کند. در این مقطع، دیدگاه‌ها وسیع‌تر و وظایف بازتعریف می‌شوند و جامعه با تمام اقشار و طبقات‌اش، نقش و وظایف و امیدهای‌شان، تعریف و سازمان داده می‌شوند.
  • جمال جوانمیری در مصاحبه با کوردستان میدیا: سرچشمه‌های این حماسه چیزی نیست جز کورد بودن و انسجام ملی کوردها در برابر وقایع سیاسی و حتا طبیعی در منطقه جمال جوانمیری در مصاحبه با کوردستان میدیا: سرچشمه‌های این حماسه چیزی نیست جز کورد بودن و انسجام ملی کوردها در برابر وقایع سیاسی و حتا طبیعی در منطقه
    در همین رابطه مصاحبه‌ای داشتم با جمال جوانمیری فعال سیاسی کورد اهل کرماشان که در این روزها ساکن نروژ می‌باشد. متن کامل این مصاحبه تقدیم خوانندگان روزنامه‌ی کوردستان می‌شود.
  • فریاد راسان ملت‌ها را نمی‌شنوند فریاد راسان ملت‌ها را نمی‌شنوند
    رژیم اسلامی حاکم بر ایران و سران آن، به دلیل تحریفات بی‌حد و مرز و غرق شدن در باتلاق اعمال و تبلیغات ضدبشری و کذب‌شان، فریاد آزادیخواهی ملت‌ها را نمی‌شنوند.
  • کرماشان در پناه بی‌پناهی کرماشان در پناه بی‌پناهی
    این شرایط در حالی وخیم‌تر می‌شود که احسن علوی، دیگر نماینده‌ی رژیم در مجلس در این رابطه اظهار داشته بود: در ساخت کانکس‌ها هیچ اصل مهندسی رعایت نشده و متاسفانه نهادهای و سازمان‌های مسئول به جای انجام وظیفه، مشغول بازی کردن با جان مردم هستند و تحت لوای کمک‌رسانی، در تلاش برای دزدی بیشتر هستند.
  • دکتر قاسملو و جنبش راسیونالیسم سیاسی در کوردستان دکتر قاسملو و جنبش راسیونالیسم سیاسی در کوردستان
    تلاش‌های دکتر قاسملو برای تثبیت سوسیالسم دمکراتیک به مانند سیستمی فکری در جنبش کوردستان، تحول و نقطه عطفی محسوب می‌شود که می‌توان آنرا "راسیونالیسم سیاسی در کوردستان" نامید.
  • پیام کمیسیون سیاسی-نظامی حزب دمکرات کوردستان ایران به مناسبت ٢٦ آذر، روز پیشمرگه کوردستان پیام کمیسیون سیاسی-نظامی حزب دمکرات کوردستان ایران به مناسبت ٢٦ آذر، روز پیشمرگه کوردستان
    امروز، ٢٦ آذر در تاریخ مبارزات آزادیخواهانه‌ی ملت کورد روزی مهم و نقطه عطفی تاریخی محسوب می‌شود. هفتادودو سال پیش در چنین روزی، یعنی در ٢٦ آذر ١٣٢٤ شمسی، مردم به خروش آمده‌ی مهاباد، برای از میان بردن سازمان‌ها و نهادهای سرکوبگر حکومت به شهربانی شهر هجوم بردند و پرچم کوردستان را بر بالای آن برافراشتند.
  • یلدا و راسان یلدا و راسان
    سرود نو راسان، از فرهنگ و دیدگاه کورد و نیز دنیای فکری-عملی قاسملوی رهبر سرچشمه می‌گیرد و ناخوداگاه جامعه را به تپش وا می‌دارد و به همین خاطر است که دل خلق با دل راسانیان می‌تپد.
  • فلسفه‌ی \ فلسفه‌ی "حق" و تمامیت ارضی
    آشکار است که این جستار در شرایطی منتشر می‌شود که در روزهای پایانی آبان‌ماه ١٣٩٦ شمسی، در آلمان، تعدادی از احزاب متعلق به ملیت‌های تحت ستم و همچنین ملت حاکم، شورایی تحت عنوان "شورای دمکراسی‌خواهی در ایران" را تشکیل دادند.
  • زلزلە، سنبلی برای اتحاد ملی و بهانەای برای به چپاول زلزلە، سنبلی برای اتحاد ملی و بهانەای برای به چپاول
    این وظیفه انسانی و قانونی، که رژیم اسلامی ایران در مناطق کوردستان، خود را در برابر آن مسئول نمی‌داند، از سیاست‌ها و ایدئولوژی‌هایی سرچشمه می‌گیرد که این رژیم در مورد ملت کورد، در راس برنامه‌های خود قرار داده و این داستان و غرض‌ورزی‌ها دولتمردان جمهوری اسلامی ریشه‌ای تاریخی و باوری سرکوبگرایانه دارد که با ژرف‌نگری تاریخی و سیاسی ابعاد آن کشف و ظاهر می‌شوند.
  • سرمایه‌گذاری فاشیستی و پس‌لرزه‌های زلزله‌ی کرماشان سرمایه‌گذاری فاشیستی و پس‌لرزه‌های زلزله‌ی کرماشان
    اما عمق فاجعه و از آن بدتر سیاست‌های حکومت در عدم کمک‌رسانی تعمدی به آسیب‌دیده‌گان و نیز ممانعت از رسیدن کمک‌های مردمی به دست آنان، دولت حسن روحانی را بر آن داشت تا فضایی کاملا امنیتی و سرکوبگرانه در مناطق مذکور ایجاد کند. در همین رابطه دادستان کرماشان به بهانه‌ی مدیریت بحران، در سرپل ذهاب حکومت نظامی اعلام کرد.