• روزنامەی کوردستان
  • Agirî
  • بیری خوێندکار
  • لاوان
  • ژنان
  • کانال تیشک تی وی
  • نرگز
٢٣ فوریه ٢٠١٨ میلادی - ٠۴ اسفند ١٣٩۶ خورشیدی  

دیدگاه امنیتی جمهوری اسلامی و جنگ نرم علیه کوردستان

میلادی: ٢٣-٠٨-٢٠١٧ - خورشیدی: ١٣٩۶/٠۶/٠١ - ١٩:۵۶ تاران سایز فونت: بزرگتر‌کوچکتر
دیدگاه امنیتی جمهوری اسلامی و جنگ نرم علیه کوردستان
آگری اسماعیل‌نژاد

ترجمه: پژمان شریعتی

دیدگاه امنیتی جمهوری اسلامی در کوردستان


روز بیست‌و‌هفتم تیرماه سال ١٣٩٦، روزنامه کیهان که در حقیقت تریبون بیت خامنه‌ای‌ است، در مقاله‌ای تحت عنوان "همه‌پرسی موزائیکی را نمی‌پذیریم" علاوه بر تحلیل همه‌پرسی کوردستان عراق که قرار است در مهرماه ١٣٩٦ برگزار شود، به آشکار سازی چند دیدگاه امنیت داخلی رژیم در ارتباط با کوردستان نیز پرداخت. اگر بخواهیم بنابر سخنان و مواضع بیان شده از سوی مسئولان و یا منتشر شده از سوی رسانه‌های رژیم در رابطه با کوردستان به یک جمع‌بندی در باب دیدگاه امنیتی رژیم بر کوردستان دست یابیم می‌توان گفت:

رژیم در دو سطح، دیدگاه امنیتی درازمدت بر کوردستان دارد:

١- کوردستان ایران به عنوان بخشی از جغرافیای تحت سلطه جمهوری اسلامی، نقطه ضعف امنیتی این رژیم است، به دو دلیل اصلی:
الف: جمهوری اسلامی به عنوان یک سیستم توتالیتر نتوانسته و نمی‌تواند، سیاست توتالیتر اجتماعی-فرهنگی خود را در کوردستان پیاده کند و ناچار است مستمرا آنرا در چارچوب سیاست نژادپرستانه‌ی اجتماعی-فرهنگی خلاصه کند.

ب: در کوردستان ایران حداقل طی ٩٢ سال گذشته و پس از ظهور افکار و تلاش برای تاسیس دولت-ملت، در چارچوب جغرافیای ایران مستمرا جنبشی انقلابی در جریان بوده و هست که در راستای دفاع از حقوق کورد حرکت کرده و در واقع به مقابله با پروژه‌ی ملت-دولت سازی فارس‌ها پرداخته است.

٢-مساله کورد در منطقه خاورمیانه به دو دلیل به عنوان نقطه ضعف امنیت جمهوری اسلامی محسوب می‌شود:

الف: مساله کورد در تمام بخش‌های کوردستان براساس مشارکت هم سطح در قدرت و مدیریت کشور پایه‌ریزی شده است، روی دیگر این سخن بدین معناست که مساله کورد در ذات خود تضمین کننده دمکراسی است و رژیم اسلامی، دمکرسی را در منطقه خاورمیانه تهدیدی بر سیستم سیاسی خود می‌داند.

ب: بی‌گمان هرگونه پیشرفتی در مورد مساله کورد در بخش‌های دیگر کوردستان مستقیما بر مساله کورد در کوردستان ایران نیز تاثیرگذار خواهد بود و می‌توان به مانند پشتیبان و حتی به عنوان نیرویی محرک جنبش کوردستان ایران از آن یاد کرد.

هنگامی که دیدگاه امنیتی جمهوری اسلامی را بر مساله کورد، با بحران آب در خاورمیانه(کوردستان به عنوان تنها مرکز آب در خاورمیانه) و استراتژی هلال یا کمربند شیعه گره می‌خورد، موجب آن می‌شود تا بیت خامنه‌ای اعلام کند که: "شمالغرب کشور، برای چهل سال آینده نقطه ضعف امنیتی ماست".

بنابراین در استراتژی امنیت رژیم، کوردستان مساله‌ای است که شیوه حکمرانی جمهوری اسلامی، پروژه ملت-دولت فارس، عمیق شدن بحران آب و استراتژی کمربند شیعه در منطقه -که رویای مشترک ناسیونالیسم فارس و شیعه‌گرایی ایرانیست- را با تهدید جدی روبرو می‌سازد، به همین خاطر نیز تحلیل‌گر سپاه و بیت خامنه‌ای آشکارا معترف است که چهل سال آینده، ٤٠ سال رویارویی کوردستان با دستگاه‌های امنیتی و سرکوبگر رژیم جمهوری اسلامی است.

بخش دوم:

جنگ نرم جمهوری اسلامی در کوردستان


اگر تعریف امنیتی بودن مساله‌ی کورد -چه در سطح کوردستان و چه خارج از آن- را از سوی جمهوری اسلامی در کنار مبحثی به نام "جنگ نرم" قرار دهیم، پر واضح و مبرهن است که راهکارها و زمینه‌های رودررویی جمهوری اسلامی با کوردستان تنها تفنگ و سرکوب عریان نیست، بلکه سرکوب و انکارها تحت شرایط و زمینه‌های متفاوت تغیر کرده و بنابر هدف اما در یک راستا و به شیوه‌های گوناگون، کوردستان از سوی جمهوری اسلامی به میدانی برای تست و آزمایش توانائی‌های سازمان‌های سرکوبگر رژیم بدل می‌شود و نهایتا رژیم با بکارگیری هم زمان سرکوب عریان و سرکوب یا جنگ نرم در پی نابود کردن جنبش کوردستان است.

برای روشن‌تر شدن تنها بخشی از جنگ نرم رژیم علیه کوردستان به عنوان مثال می‌توان، به ارتش سایبری جمهوری اسلامی اشاره کرد. کاملا واضح است که استراتژی ارجع این "ارتش" اخلال و حمله به نهادهای کامپیوتری کشورهای دنیا است و بنابر گزارشات منتشر شده از سوی این سازمان تا کنون چندین بار ساختارهای کامپیوتری کشورهای مختلف دنیا را مورد هجوم قرار داده‌اند. از جمله‌ی این حملات می‌توان: هجوم به سایت تویتر، هک کردن سایت مشهور بایدو که بزرگترین سایت جستجوگر کشور چین است، اشاره کرد.

استراتژی دوم که "ارتش سایبری ایران" از آن پیروی می‌کند، حمله به سیستم‌های کامپیوتری و اینترنتی اپوزیسیون ایران است و شاید نکته‌ی قابل ملاحظه در اینجا، همزمانی اعلام موجودیت "ارتش سایبری ایران" با رویدادهای بعد از انتخابات سال ١٣٨٨ است، در حالی که ارتش مذکور قبل از آن و در سال ١٣٨٤ شمسی به صورت سری و از سوی سپاه، تاسیس شده بود.

در زمینه مقابله با اپوزیسیون یکی از ارگان‌های این ارتش، "سازمان جهت‌دهی اطلاعات" است. واضح است که در عصر اطلاعات، با توجه به اینکه منابع کسب اطلاعات بسیار است، اما همین تعدد منابع و حجم گسترده اطلاعات موجب شده، نوعی سردرگمی اطلاعاتی به وجود آید. به این معنا که تکثر منابع باعث نشده که ضریب صحت اطلاعات افزایش یابد و آگاهی را ارتقا دهد، بلکه بیشتر موجب افزایش شک و تردید در مخاطب شده است، به گونه‌ای که در عوض روشن‌تر شدن رویدادها و موضوعات، بر ابهام و گنگی آن‌ها افزوده است و در این میان رژیم از این ویژگی " عصر اطلاعات" که مخاطب را در مقابل تجمع اطلاعات و اتفاقات قرار می‌دهد، به عنوان ابزاری در علیه فلسفه وجودی اطلاعات استفاده می‌کند.

برای روشن‌تر شدن بیشتر بحث باید گفت که مخاطب به طور ناخواسته و حتی با وجود احتمال تسلط بر زبان‌های دیگر و بنابر ویژگی" عصر اطلاعات" ،که اطلاعات فراتر از جغرافیا و زبان است، دچار تجمع اطالاعاتی شده و بی آنکه مایل باشد این تجمع چنان بستری را مهیا می‌کند که خارج از اراده مخاطب، اطلاعات نادرست، متفاوت و حتی ‌غیرضروری به او تزریق شود؛ به گونه‌ای که می‌توانیم بگوییم اطلاعات، مخاطب را مورد هجوم قرار داده است.

هجوم اطلاعات و تجمع آن موجب شده که مخاطب خود را با اطلاعات درگیر نکند یا بهتر است بگوییم که توانایی تمیز درستی اطلاعات را ندارد و این برای رژیمی به مانند جمهوری اسلامی این فرصت را ایجاد کرده است، که از طریق سازمان‌هایی مانند" جهت‌دهی اطلاعات" مخاطب جامعه ایران را دچار "پدیده هجوم اطلاعات" کند.

پدیده هجوم اطلاعات کاملا بلعکس سانسور و حذف اطلاعات است. در هجوم اطلاعات مخاطب با حجم کثیری از اطلاعات مواجه می‌شود و این هم نوعی از تجمع اطلاعات است و هم سیلابی از اطلاعات. بدین معنا که حجم زیادی از اطلاعات در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد که به آنها نیازی ندارد و دانستن و ندانستن آنها هیچ تاثیری در زندگی او نخواهد داشت، اما این دو پدیده یعنی تجمع اطلاعات و سیلاب اطلاعات مخاطب را دچار دو وضعیت می‌کند:

یکم: اطلاعات ضروری در میان اطلاعات غیرضروری گم شود.

دوم: مرز میان اطلاعات درست و غلط از میان می‌رود و مخاطب به راحتی نمی‌تواند دروغ را از راست تمیز دهد و مجزا کردن این مرزها به توانای بالایی نیازمند است و این امر سطح ابهام را افزایش داده و مخاطب دچار شک و تردید می‌شود.

تمامی این موضوعات باعث می‌شود که جامعه هم در سطح اجتماعی و هم در سطح انفرادی به عنوان مخاطب از کنار اطلاعات بگذرد و اطلاعات و رویدادها هیچگونه تاثیری بر او نداشته باشد و موجب آن نشود که موضعی هدفمند داشته باشد یا اینکه در میان شک و ابهام بماند و به صحت اطلاعات باور نداشته باشد که در هر دو حالت باعث می‌شود در جامعه " افکار عمومی" شکل نگیرد یا اگر هم شکل گیرد در زمان و مکان مناسب نتواند موضع‌گیری کند و بدین ترتیب جامعه دچار نوعی شکاف و انشقاق و اختلاف شود. واضح است که هدف اصلی "سازمان جهت‌دهی اطلاعات" این است که جامعه را دچار بحران و انحراف و اختلاف کند و مانع از آن شود که افکار عمومی در باب موضوعی به توافقی برسد.

پایان

در حال حاضر اگر موضوع دیدگاه امنیتی جمهوری اسلامی بر کوردستان و جنگ نرم به ویژه پدیده‌ی هجوم اطلاعات و تحمیل کردن آن بر مخاطب در جنگ نرم را مدنظر بگیریم، می‌توان گفت که رژیم جمهوری اسلامی برای تحقق اهدافش یکی از سلاح‌هایی را که علیه کوردستان بکار می‌گیرد هجوم و تحمیل اطلاعات است، به این دلیل که دیدگاه امنیتی جمهوری اسلامی بر کوردستان دیدگاهی استراتژیک است، به همین دلیل نیز جنگ نرم رژیم علیه کوردستان جنگی استراتژیک است. هجوم و تحمیل کردن اطلاعات به فرد کورد در دامنه‌ای بسیار وسیعی انجام می‌شود بدین معنا که رژیم برای رسیدن به اهدافش زیاد درقید زمان و حتا شیوه عمل نیست، بلکه بیشتر می‌خواهد اطلاعات مد نظر خود را تثبیت کند. به عنوان مثال از طریق افرادی همچون عرفان قانعی‌فرد، هوشنگ طالع و پیمان حریقی و ... قصد تحریف نحوه‌ی ارائه تاریخ و رویدادهای کوردستان را دارد. در اینجا نکته حائز اهمیت این است که رژیم برای آنکه به نوعی آشفتگی در رویدادهای تاریخی کوردستان دست یابد، مسیر تاریخ کوردستان را تغییر نمی‌دهد بلکه نحوه ارائه تاریخ را عوض می‌کند. برای آنکه بتواند حال و گذشته را بر اساس بنیادهای تاریخی مملو از دروغ بررسی کند و هم زمان نیز ارتباط مابین حال و گذشته را قطع کند به همین دلیل نیز در تحمیل اطلاعات در کوردستان نه پایبند شگردی ویژه است و نه زمان برایش مهم است. اگر به کتاب‌های هوشنگ طالع و عرفان قانعی‌فرد بنگریم شاید در وهله‌ی اول با هم در تضاد باشند، اما ماهیتا یک هدف و نتیجه را دنبال می‌کنند و محصول یک اتاق فکر هستند.

استفاده رژیم از حربه‌ی هجوم اطلاعات و تحمیل اطلاعات در کوردستان به عنوان سلاح و همچنین بهره‌گیری از متدهای دیگر جنگ نرم، جامعه کوردستان را با دو بحران بزرگ روبرو کرده است:

- مرز میان انتقاد و خیانت از بین رفته است. محو کردن مرز میان انتقاد و خیانت نه تنها اعضای جامعه کوردستان را نسبت به هم بدگمان کرده، بلکه شرایطی را نیز ایجاد کرده است که بسیاری از آگاهان و نخبه‌های کوردستان برای آنکه سخنان‌شان به بهانه‌ای برای هجوم به بنیادهای قیام و جامعه کوردستان بدل نشود ناچارا سکوت اختیار کرده‌اند و برخی دیگر به بنیاد تقسیم‌بندی مابین "جاش و باش" هجوم برده و این نوع تقسیم بندی را زیر سوال می‌برند و این عمل در ذات خود موجب می‌شود که فضای مناسبی برای عوامل وابسته به رژیم مهیاتر شود و نه اینکه فرصت نقد برای منتقدان وضعیت کوردستان افزایش یابد.

دوم: در میان اعضا و حامیان احزاب کوردستان می‌توان گفت، تعدادی از اینان دچار نوعی عصبانیت نابجا شده‌اند که این خشم بر ظاهر کلی جریانات سیاسی کوردستان تاثیر گذاشته و موجب خدشه‌دار شدن این چهره در جامعه می‌شود.

در پایان باید متذکر شوم که جنگ نرم جمهوری اسلامی ایران علیه کوردستان برخاسته از استراتژی امنیتی این رژیم و بر اساس متد سرکوب پیش می‌رود و مخاطب اصلی آن نیز جامعه‌ی کوردستان است.

هدف اصلی جنگ نرم رژیم، نابودی بافت کلی جامعه کوردستان با تمام ابعادآن است. آنان بود و نبود ما را چه در گذشته ، چه حال و چه آینده هدف گرفته‌اند و خواهان از بین بردن ما و یا ایجاد جامعه‌ای باب طبع خود هستند. به همین دلیل برای مقابله با این جنگ نه تنها تمام جناح‌های سیاسی بلکه اشخاص و فعالانی که خود را در چارچوب سازمانی به خصوص تعریف نمی‌کنند، باید در مقابله با جنگ نرم خود را آماده کرده و همزمان در یک جبهه متحد علیه آن بایستند.
بالاترین چاپکردنی ئەم بابەتە

روزنامە کوردستان
روزنامەی کردستان ش.٧١٩ در این شمارە می‌خوانید:

ــ گذر از جمهوری اسلامی علل و عوامل
ــ مساله‌ی رفراندوم
ــ عملیات هواپیماهای اسرائیلی در سوریه و تفسیرهای پیرامونی
ــ کوردستان سرودی بر تارک آفرینش
  • مساله‌ی رفراندوم مساله‌ی رفراندوم
    رفراندوم دمکراتیک و واقعی بعد از سقوط جمهوری اسلامی و نوشتن قانونی اساسی بر مبنای پرنسیپ‌های دمکراسی و زندگی آزاد و برابرهمه ملیت‌های ایران انجام می‌شود که در چنین رفراندومی این قانون به رای گذاشته خوهد شد و به معیاری برای با هم زیستن بدل می‌گردد نه وسیله‌ای برای مقدس کردن وهم‌ها و شمشیر کشتار مردم.
  • دکتر پرویز رحیم در گفتگو با \ دکتر پرویز رحیم در گفتگو با "کوردستان": احزاب کوردستان اگر نتوانند ساختاری منسجم برای فعالیت‌های خود ایجاد کنند و بر مشکلات درون‌سازمانی فائق آیند، قدرت جذب نیرو و جلب حمایت‌های بین‌المللی را از دست می‌دهند
    سرزمین ما طی ادوار مختلف تاریخی شاهد رویدادهای متعددی بوده اما شاید هیچ مقطعی همچون دو دهه‌‌ی آغازین قرن بیست‌ویکم، برای این خاک و بوم مملو از تحولات و رویدادهای سریع و سرنوشت‌ساز نبوده باشد. اما از آن رویی که ما -بیرون راندگان تاریخ- کاری جز نظاره کردن نداشته‌ایم، تمام این وقایع بدون حضور ما و با تاثیر بر حال و آینده‌مان شکل گرفت.
  • راسان و پیشمرگه راسان و پیشمرگه
    این یک حقیقت تلخ است که حکومت‌های اشغالگر حاکم بر کوردستان توانسته‌اند، نوع مبارزه و مقاومت را بر ما تحمیل می‌کنند، به ویژه رژیم ولایت فقیه در تهران که تنها از زبان زور و تهدید و خشونت پیروی می‌کند.
  • کریم پرویزی در مصاحبه با Tishk TV: آینده عدالت محورانه و دمکراتیک برای تمامی ملیت‌های ایران زمانی محقق خواهد شد که خواست‌های یکدیگر را محترم و به رسمیت بشماریم کریم پرویزی در مصاحبه با Tishk TV: آینده عدالت محورانه و دمکراتیک برای تمامی ملیت‌های ایران زمانی محقق خواهد شد که خواست‌های یکدیگر را محترم و به رسمیت بشماریم
    در روزهای آغازین اعتراضات ملیت‌های ایران علیه رژیم فاشیستی-مذهبی ایران، Tishk TV طی برنامه‌ای اختصاصی میزبان رفیق مبارز، کریم پرویزی، از اعضای دفتر سیاسی حزب دمکرات کوردستان ایران بود، تا به بررسی چگونگی شکل‌گیری این اعتراضات و بررسی موضع احزاب کوردستانی به ویژه حزب دمکرات کوردستان ایران بپردازد. در همین راستا متن کامل این مصاحبه در سطور زیر تقدیم حضور خوانندگان "کوردستان" می‌شود.
  • راسان و تغییر راسان و تغییر
    مقطع راسان، یا پیوند دادن مبارزات شاخ و شار، فارغ از رگه‌های تاریخی آن، نوعی تجربه‌ی جدیدی‌ست که طی آن روابط و پیوندهای بخش‌های مختلف جامعه‌ای مبارز و حق‌طلب را بازتعریف و وظایف را دوباره تقسیم می‌کند. در این مقطع، دیدگاه‌ها وسیع‌تر و وظایف بازتعریف می‌شوند و جامعه با تمام اقشار و طبقات‌اش، نقش و وظایف و امیدهای‌شان، تعریف و سازمان داده می‌شوند.
  • جمال جوانمیری در مصاحبه با کوردستان میدیا: سرچشمه‌های این حماسه چیزی نیست جز کورد بودن و انسجام ملی کوردها در برابر وقایع سیاسی و حتا طبیعی در منطقه جمال جوانمیری در مصاحبه با کوردستان میدیا: سرچشمه‌های این حماسه چیزی نیست جز کورد بودن و انسجام ملی کوردها در برابر وقایع سیاسی و حتا طبیعی در منطقه
    در همین رابطه مصاحبه‌ای داشتم با جمال جوانمیری فعال سیاسی کورد اهل کرماشان که در این روزها ساکن نروژ می‌باشد. متن کامل این مصاحبه تقدیم خوانندگان روزنامه‌ی کوردستان می‌شود.
  • فریاد راسان ملت‌ها را نمی‌شنوند فریاد راسان ملت‌ها را نمی‌شنوند
    رژیم اسلامی حاکم بر ایران و سران آن، به دلیل تحریفات بی‌حد و مرز و غرق شدن در باتلاق اعمال و تبلیغات ضدبشری و کذب‌شان، فریاد آزادیخواهی ملت‌ها را نمی‌شنوند.
  • کرماشان در پناه بی‌پناهی کرماشان در پناه بی‌پناهی
    این شرایط در حالی وخیم‌تر می‌شود که احسن علوی، دیگر نماینده‌ی رژیم در مجلس در این رابطه اظهار داشته بود: در ساخت کانکس‌ها هیچ اصل مهندسی رعایت نشده و متاسفانه نهادهای و سازمان‌های مسئول به جای انجام وظیفه، مشغول بازی کردن با جان مردم هستند و تحت لوای کمک‌رسانی، در تلاش برای دزدی بیشتر هستند.
  • دکتر قاسملو و جنبش راسیونالیسم سیاسی در کوردستان دکتر قاسملو و جنبش راسیونالیسم سیاسی در کوردستان
    تلاش‌های دکتر قاسملو برای تثبیت سوسیالسم دمکراتیک به مانند سیستمی فکری در جنبش کوردستان، تحول و نقطه عطفی محسوب می‌شود که می‌توان آنرا "راسیونالیسم سیاسی در کوردستان" نامید.
  • پیام کمیسیون سیاسی-نظامی حزب دمکرات کوردستان ایران به مناسبت ٢٦ آذر، روز پیشمرگه کوردستان پیام کمیسیون سیاسی-نظامی حزب دمکرات کوردستان ایران به مناسبت ٢٦ آذر، روز پیشمرگه کوردستان
    امروز، ٢٦ آذر در تاریخ مبارزات آزادیخواهانه‌ی ملت کورد روزی مهم و نقطه عطفی تاریخی محسوب می‌شود. هفتادودو سال پیش در چنین روزی، یعنی در ٢٦ آذر ١٣٢٤ شمسی، مردم به خروش آمده‌ی مهاباد، برای از میان بردن سازمان‌ها و نهادهای سرکوبگر حکومت به شهربانی شهر هجوم بردند و پرچم کوردستان را بر بالای آن برافراشتند.
  • یلدا و راسان یلدا و راسان
    سرود نو راسان، از فرهنگ و دیدگاه کورد و نیز دنیای فکری-عملی قاسملوی رهبر سرچشمه می‌گیرد و ناخوداگاه جامعه را به تپش وا می‌دارد و به همین خاطر است که دل خلق با دل راسانیان می‌تپد.
  • فلسفه‌ی \ فلسفه‌ی "حق" و تمامیت ارضی
    آشکار است که این جستار در شرایطی منتشر می‌شود که در روزهای پایانی آبان‌ماه ١٣٩٦ شمسی، در آلمان، تعدادی از احزاب متعلق به ملیت‌های تحت ستم و همچنین ملت حاکم، شورایی تحت عنوان "شورای دمکراسی‌خواهی در ایران" را تشکیل دادند.
  • زلزلە، سنبلی برای اتحاد ملی و بهانەای برای به چپاول زلزلە، سنبلی برای اتحاد ملی و بهانەای برای به چپاول
    این وظیفه انسانی و قانونی، که رژیم اسلامی ایران در مناطق کوردستان، خود را در برابر آن مسئول نمی‌داند، از سیاست‌ها و ایدئولوژی‌هایی سرچشمه می‌گیرد که این رژیم در مورد ملت کورد، در راس برنامه‌های خود قرار داده و این داستان و غرض‌ورزی‌ها دولتمردان جمهوری اسلامی ریشه‌ای تاریخی و باوری سرکوبگرایانه دارد که با ژرف‌نگری تاریخی و سیاسی ابعاد آن کشف و ظاهر می‌شوند.
  • سرمایه‌گذاری فاشیستی و پس‌لرزه‌های زلزله‌ی کرماشان سرمایه‌گذاری فاشیستی و پس‌لرزه‌های زلزله‌ی کرماشان
    اما عمق فاجعه و از آن بدتر سیاست‌های حکومت در عدم کمک‌رسانی تعمدی به آسیب‌دیده‌گان و نیز ممانعت از رسیدن کمک‌های مردمی به دست آنان، دولت حسن روحانی را بر آن داشت تا فضایی کاملا امنیتی و سرکوبگرانه در مناطق مذکور ایجاد کند. در همین رابطه دادستان کرماشان به بهانه‌ی مدیریت بحران، در سرپل ذهاب حکومت نظامی اعلام کرد.