• روزنامەی کوردستان
  • Agirî
  • بیری خوێندکار
  • لاوان
  • ژنان
  • کانال تیشک تی وی
  • نرگز
٢۴ فوریه ٢٠١٨ میلادی - ٠۵ اسفند ١٣٩۶ خورشیدی  

توتالیتاریسم و جامعه

میلادی: ٠٩-٠٩-٢٠١٧ - خورشیدی: ١٣٩۶/٠۶/١٨ - ١٨:۵١ تاران سایز فونت: بزرگتر‌کوچکتر
توتالیتاریسم و جامعه
روژبین – بوکان

مونتسکیو می‌گوید: دیکتاتور کسی‌ست که برای چیدن یک سیب درخت را از ریشه می‌کند.

بی‌شک تا جهان بوده و هست قدرت و اداره حکومت و دست به دست شدن آن نیز بوده و خواهد بود. اما آنچکه جای تحلیل و تامل دارد ماهیت حکومت و چگونگی مدیریت و استفاده از قدرت موجود است. در گذشته حکومت‌ها بیشتر تاثیر سطحی بر جامعه و انسانیت داشتند، اما امروزه -از قرون هجده و نوزده به این سو- یعنی بعد از استقرار نظام دولت-ملت و ظهور حکومت‌های مدرن، قدرت‌ها دیگر سطحی و دارای خواست‌های معمول نبودند بلکه مجهز به سیستمی فکری ویژه‌ای شدند و بر ساختار کلی جامعه و نیز فکر و ذهن تک به تک افراد تاثیر گذار حاکم گردیدند.

نتیجتا ایدئولوژی مخصوص به خود را مد نظر قرار می‌دادند و با تبلیغات گسترده‌ای چارچوب مذکور عمل کرده و استراتژی و تاکتیک خود را نیز بر اساس مبنای فکری و ایدئولوژی مختص به خود دسته‌بندی می‌کردند. در این حالت راهکار و خط‌مشی ویژه‌ای را نیز برای جامعه مشخص کرده و نه تنها بر ظاهر و جریان عادی و زندگی روزانه جامعه تاثیرگذار بودند بلکه احساس و ذهن انسان‌ها را نیز تحت هژمونی اندیشه مطبوع خود قرار می‌دادند و بر اساس اصول فکری و فلسفی‌ حکومت مشخص شده ظاهر و باطن جامعه را آنگونه که می‌خواستند شکل می‌دادند. در نتیجه آرام آرام حکومت‌های ایدئولوگ گونه‌ای از دیکتاوری تندرو و توتالیتاریست بنیادگرای خشک و متحجر را شکل دادند.

به نقل از خودشان از خداوند دستور می‌گیرند.

حکومت‌های دیکتاتور و تک بعدی امروزه، آنقدر که برای تاثیرگذاری برجسم اعضای جامعه تلاش می‌کنند صدبرابر آن در تلاش‌اند که ذهن این افراد را تحت سیطره خود قرار دهند، برآنند که بر ذهن و احساس جامعه مسلط شده و بتوانند سایکولوژی و ذهن انسان‌ها را خود شکل دهند تا در راستای منافع قدرت قرار گیرد و هژمونی سیاست خود را به گفتمان حاکم بر جامعه بدل کنند و بجز منافع خود مانع از شکوفایی هرگونه فکر و اندیشه‌ای متفاوت شوند.

از خود رهبر تا پائین‌ترین سطح چنین رژیمی، تنها شاهد یک چیز هستیم. یک اندیشه،‌ ، یک نژاد، یک آئین، یک اندیشه، یک زبان و... .

هیتلر و هملر، همراه و همفکرش، عاشق رنگ سیاه و محزون بودند. رنگ قرمز رنگ مورد پسند استالین بود و به همین خاطر جامعه را نیز به این سو سوق می‌دادند. تمام حکومت‌های تک بعدی و دیکتاتورها، نشانگان ویژه و هویت عریان و برجسته دارند. چرا که از لحاظ روانی دچار حقارت و آسیب روانی و انواع عقده‌های دوران کودکی و زندگی منحرف خود هستند. از تصویر و مراسمات گوناگون گرفته تا پیکر و برجسته کردن شعار و سخنان بی‌اساس و بی‌معنای بزرگان و رهبران و ایدئولوژی‌شان.

اکثر دیکتاتورها و توتالیتاریست‌ها دارای چنین ویژگی‌هایی هستند:

- تک رهبر یا تک حزب

تلاش برای صدور و جهانی کردن فکر و اندیشه تک بعدی و تندروی‌شان. استالین کمونتری را تاسیس کرد، سعی بر آن داشت تمام جهان را تحت سلطه سوسیالیسم قرار دهد. هیتلر به این بهانه که نژاد ژرمن، نژاد برتر جهان است در پی کسب حاکمیت این نژاد بر جهان بود تا مابقی ملت‌ها و نژادها خدمتگزار این نژاد برتر باشند.

اسلام رادیکال بر این باور است: مرزی برای حکومت اسلام نیست یعنی از هرگونه حیله و فریبی و وسیله‌ای برا صدور اسلام به چهار گوشه جهان بهره می‌برد. گاه با ترور و ایجاد وحشت و گاه با ایجاد آشوب و تفرقه و به جان هم انداختن ملت‌ها، چه در داخل کشور و چه خارج از آن.

- با دیدی متهم و گناه‌کار به تمام جامعه نگریستن و حتا با دیدی سوءظن و شک به مجریان و اطرافیان خود نگاه کردن و در کل به کسی اطمینان نداشتن. از قدیم این سخن بی‌ارزش رایج بوده که: انقلاب فرزندان خود را می‌بلعد، چرا که بزرگترین مشکل و دغدغه‌ی دیکتاتورهای تاز به قدرت رسیده از بین بردن آنانی‌ست که در سیدن به قدرت او نقش داشته‌اند و به جای آنان از افراد ناآگاه و مستبد و جاه‌طلب در مناسبات حکومتی خود بهره می‌برد.

- در قاموس دیکتاتوری، رهبر تنها کسی‌ست که دچار اشتباه نمی‌شود و در عوض تنها اوست که اشتباهات و انحرافات را اصلاح می‌کند. رهبر قهرمان و کاریزماست و بالاتر از قوانین کشور و در واقع مرجع قوانین می‌باشد. همه مشکلات، فسادها، گرفتاری‌ها و هزاران درد بی‌درمان دیگر از زیردستان و کاسه لیس‌های رهبر سرچشمه می‌گیرد و در عوض تمام پیروزی‌ها و موفقیت‌ها حاصل اندیشه رهبر است و به همین خاطر رهبر به اسطوره‌ای بدل می‌شود و به قول "اینیا تسوسیلونی" در کتاب مکتب دیکتاتورها می‌گوید که: رهبر به افسانه‌ فرد خودبزرگ بین بدل می‌شود. در جایی نقش سایه خدا بر زمین را بر عهده دارد و در جای دیگر به نماینده خداوند و مجری فرامین او بدل می‌شود.

- دروغ. بله دروغ، می‌توانیم مدعی شویم که دروغ بنیاد اساسی تمام افکار و کردار و تئوری و تم و پراکتیک تاکتیک‌های طراحی شده این موع نظام‌ها است. هیتلر می‌گوید: حتا اگر دشمن هم ندارید اینگونه نشان دهید که کشور در خطر است، چرا که هر چه بیشتر جامعه در ترس و هراس باشد آمادگی بیشتری برای بردگی و پیروی کردن از سیاست‌ها و منافع حکومت دارد. هیچ دیکتاتوری را نمی‌توان یافت که دروغ‌های مختص خود را نداشته باشد و در این میان مخوف‌ترین دروغ‌ها دروغ آئینی است چرا که به سهولت در ذهن و روانی آدمی جای می‌گیرد.

یکی از پست‌ترین نوع دروغ‌های آئینی نیز "تقیه" می‌باشد. نوعی دروغ که از همان اوان کودکی آنرا یاد می‌گیریم و بر اساس آن عمل می‌کنیم. در این دوران مدرن به دروغ و با تحریف، از ساختار دمکراسی نیز به نفع خود بهره می‌برند، یعنی دروغ‌های دیکتاتورها نیز به روز شده است. یکی از فاکتورهای اساسی دمکراسی انتخابات و امکان رای دادن آزاد است و در این عصر تمام دیکتاتورها به گونه‌ای دمکرات بودن خود را نشان می‌دهند.

صدام حسین تنها چند ماه پیش از فروپاشی حکومت‌اش توانسته بود نود و پنج درصد رای مردم را به خود اختصاص دهد. هم اکنون در کشورهای دیکتاتورزده خاورمیانه هر ساله شاهد برگزاری انواع انتخابات پوپولیستی در آن‌ها هستیم. قوانین دروغین، رای‌های نمایشی، منتخب دروغگو، شعارهای رویای و دروغین! به قول گارسیا مارکز: رای دادن به دروغ‌های سیاستمداران بی‌شک جامعه‌ای دروغگو به بار خواهد آورد. هنگامی که جامعه به دروغ‌های دیکتاتور ایمان آورد و سیاست‌های نانوشته او را مدنظر قرار داد دیگر اخلاق انسانی معنایی نخواهد داشت و بنیاد روابط اجتماعی را در هم می‌شکند و مرز میان حقیقت و دروغ از میان خواهد رفت. برآنم تا تامل بیشتری بر سیاست نانوشته داشته باشم چرا که در واقع نیاز به تحلیل و تفسیر بیشتری است. در شهرها، فرهنگ و دیالکتیک و رفتار معمول روزانه یکدیگر را به سخره می‌گیرند یا اینگونه القا می‌کنند که همه کارمندان و آنانی که در ادارات مشغول به کار معمولی و روزانه خود هستند، به گونه‌ای وابسته به رژیم و از عوامل آن محسوب می‌شوند و بهتر است که مردم به آن‌ها اعتماد نکنند و از آن‌ها دوری کنند. به همان شیوه ایجاد تفرقه و آشوب در میان طبقات متفاوت جامعه منجر به انشقاق در جامعه و ایجاد فضای بی‌اعتمادی و اشاعه جو سوءظن و بدگمانی و کینه می‌شود و در چنین جوامع بیماری احتمال قیام بسیار کم است و اگر هم روی دهد دچار عیب و نقص خواهد شد وبه سرانجام مثبتی منتهی نخواهد شد. به مانند قیام‌های "بهار عربی" سال‌های اخیر. همه می‌دانیم که هیچکدام از این قیام‌ها درخواست‌های مثبت و دمکراتیکی را موجب نشده است و تمام آن‌ها به گونه‌ای به انحراف کشیده شده‌اند چراکه سال‌های مدیدی‌ست که اندیشه و ذهن انسانهای این جوامع تحت سیطره دروغ و عدم اعتماد به خود و گمان به هم در هم ریخته است.

سال‌های مدیدی مردمان چنین کشورهایی مشغول فریبکاری و نیرنگ و حقه بازی بوده‌اند، چنین جامعه‌ای که اعضای آن نسبت به هم رحم و شفقت ندارند و هیچ احساسی نسبت به هم نداشته آیا در مدت کوتاهی به حامی و پشتیبان هم بدل خواهند شد به قول قدیمی‌ها: آدم ندید بدید صاحب خانه می‌شود اما مردانگی نه.

- در امتداد طبقه بندی ویژگی‌های و خصوصیات دیکتاتور و توتالیتر، خصوصیت قابل ذکر و قابل تامل دیگری هست که باید به آن پرداخت.

همانگونه که پیشتر اشاره شد اینگونه رژیم‌ها به علت استبداد و توحش‌شان تخم ترس و هراس را می‌افشانند چرا که خود آن‌ها همیشه با ترس و اضطراب زندگی می‌کنند و این ویژگی لاینقتع چنین ساختارهای‌ شومی‌ست به همین خاطر ساختار و تمام بنیاد حکومت خود را بر بنیادی درهم برهم بنا نهاده‌اند. دیکتاتوری نوعی از حکومت است که یک در ورودی دارد اما مملو از راهروها و اطاق‌‌های تنگ و تاریک بی‌شماری‌ست.

در واقع رمز ماندگاری چنین سیستم‌هایی وجود چنین قلعه‌های بلورین است. تا هنگامی که جامعه از رمز و راز چنین قلعه سر به مهری ناآگاه است دیکتاتور می‌تواند خود را نجات داده و به حکومت استبدادی خود ادامه دهد، یعنی بی‌خبری و در عالم هپروت زیستن، سرکوب و خفقان و وجود دسته و گروه‌های خودپسند و منفعت‌طلب، جامعه را به موجودی ناتوان و ناامید و شکست خورده بدل می‌کنند. انسان‌ها به ربات‌های گوش به فرمان تبدیل می‌شوند، بدون آنکه به آینده خود و جامعه‌شان بیاندیشند و تمام دستورات ریز و درشت را انجام داده و حتا برای اجرای آن‌ها شتاب دارند. در چنین شرایط سهمگینی ایجاد تفرقه بسیار زود روی می‌دهد و به سهولت مابین اقشار و طبقات انشقاق ایجاد می‌شود.

اما چرا دیکتاتور چنین انشقاق و تفرقه‌ای را ایجاد می‌كند؟ چرا که مابین دولت-ملت فاصله‌ی عمیقی ایجاد شده است و دیکتاتور تکنوکرات نیز نه می‌خواهد و نه می‌تواند آن فاصله را پر کند و اطمینان و صلح را در جامعه برقرار سازد. اگر روزنه‌ای رو به دنیای آزاد ایجاد کند هرآنچه را که بدست آورده را از دست می‌دهد و رو به نابودی گام برمی‌دارد، دهه ٥٠ شمسی شاه ایران بنابر خواست کارتر و غرب دست به چنین اقدامی زد و آنچه شد که درتاریخ آمده است.

به همین خاطر با ایجاد تفرقه و ایجاد انشقاق و دشمنی مابین اقشار و طبقات متفاوت جامعه به ویژه طبقه متوسط روشنفکر و تاثیرگذار، هم بر عمر حکومت‌اش می‌افزاید و هم بر اطمینان دیکتاتور در برابر سکون و قیام نکردن جامعه.

به عنوان نمونه:

طی استخدام‌ها به گونه‌ای رفتار می‌شود که این امر را تلقین کنند که آنان وابسته به سیستم حاکم‌اند و به طریقی در تلاش برای خدمت به اهداف حکومت هستند. در واقع باید خود را به گونه‌ای نشان دهند که وابسته به سازمانی امنیتی رژیم‌اند یا یکی از اقوام‌اش به صورت داوطلبانه در خدمت این حکومت کار می‌کند. در حکومت نازیسم می‌بایست به گونه‌ای در خدمت ارتش "اس اس" یا سایر نهادهای امنیتی می‌بودند. یا در دوران فاشیسم در خدمت گروه‌های وابسته به موسلینی فعالیت می‌داشتند. در شوروی می‌بایست در ک.گ.ب یا ارتش سرخ کارگری عضو می‌بودی.

همچنین در عصر حاضر در سیستم عراق پیشین و سوریه امروزی می‌بایست و باید عضو حزب بعث صدام و حزب بعث خانواده اسد باشد.

- گسترش دادن اپیدمی فساد. نمی‌توان حکومتی دیکتاتوری یافت که فساد جای جای آن را به مانند سرطان فرا نگرفته باشد. این فساد نیز محدود نمی‌باشد بلکه در تمام ادارات و سازمان‌ها حکومتی و غیر حکومتی آن یافت می‌شود و وجود آن‌ها را در بر گرفته است. این هم در راستای ایجاد تفرقه و نفرت می‌باشد تا همزیستی و هم‌بستگی مردم را از بین ببرد.

- اداره و ارگان‌های حکومتی: بنابر اتوریته چنین حکومت‌هایی پروسه‌ی تلاش و اهتمام ورزیدن اما به سرانجام یا فرجامی نرسیدن مفهوم و جریانی اساسی‌ست و یکی از بنیادهای فلسفه وجودی چنین حکومت‌هایی می‌باشد.
بالاترین چاپکردنی ئەم بابەتە

روزنامە کوردستان
روزنامەی کردستان ش.٧١٩ در این شمارە می‌خوانید:

ــ گذر از جمهوری اسلامی علل و عوامل
ــ مساله‌ی رفراندوم
ــ عملیات هواپیماهای اسرائیلی در سوریه و تفسیرهای پیرامونی
ــ کوردستان سرودی بر تارک آفرینش
  • مساله‌ی رفراندوم مساله‌ی رفراندوم
    رفراندوم دمکراتیک و واقعی بعد از سقوط جمهوری اسلامی و نوشتن قانونی اساسی بر مبنای پرنسیپ‌های دمکراسی و زندگی آزاد و برابرهمه ملیت‌های ایران انجام می‌شود که در چنین رفراندومی این قانون به رای گذاشته خوهد شد و به معیاری برای با هم زیستن بدل می‌گردد نه وسیله‌ای برای مقدس کردن وهم‌ها و شمشیر کشتار مردم.
  • دکتر پرویز رحیم در گفتگو با \ دکتر پرویز رحیم در گفتگو با "کوردستان": احزاب کوردستان اگر نتوانند ساختاری منسجم برای فعالیت‌های خود ایجاد کنند و بر مشکلات درون‌سازمانی فائق آیند، قدرت جذب نیرو و جلب حمایت‌های بین‌المللی را از دست می‌دهند
    سرزمین ما طی ادوار مختلف تاریخی شاهد رویدادهای متعددی بوده اما شاید هیچ مقطعی همچون دو دهه‌‌ی آغازین قرن بیست‌ویکم، برای این خاک و بوم مملو از تحولات و رویدادهای سریع و سرنوشت‌ساز نبوده باشد. اما از آن رویی که ما -بیرون راندگان تاریخ- کاری جز نظاره کردن نداشته‌ایم، تمام این وقایع بدون حضور ما و با تاثیر بر حال و آینده‌مان شکل گرفت.
  • راسان و پیشمرگه راسان و پیشمرگه
    این یک حقیقت تلخ است که حکومت‌های اشغالگر حاکم بر کوردستان توانسته‌اند، نوع مبارزه و مقاومت را بر ما تحمیل می‌کنند، به ویژه رژیم ولایت فقیه در تهران که تنها از زبان زور و تهدید و خشونت پیروی می‌کند.
  • کریم پرویزی در مصاحبه با Tishk TV: آینده عدالت محورانه و دمکراتیک برای تمامی ملیت‌های ایران زمانی محقق خواهد شد که خواست‌های یکدیگر را محترم و به رسمیت بشماریم کریم پرویزی در مصاحبه با Tishk TV: آینده عدالت محورانه و دمکراتیک برای تمامی ملیت‌های ایران زمانی محقق خواهد شد که خواست‌های یکدیگر را محترم و به رسمیت بشماریم
    در روزهای آغازین اعتراضات ملیت‌های ایران علیه رژیم فاشیستی-مذهبی ایران، Tishk TV طی برنامه‌ای اختصاصی میزبان رفیق مبارز، کریم پرویزی، از اعضای دفتر سیاسی حزب دمکرات کوردستان ایران بود، تا به بررسی چگونگی شکل‌گیری این اعتراضات و بررسی موضع احزاب کوردستانی به ویژه حزب دمکرات کوردستان ایران بپردازد. در همین راستا متن کامل این مصاحبه در سطور زیر تقدیم حضور خوانندگان "کوردستان" می‌شود.
  • راسان و تغییر راسان و تغییر
    مقطع راسان، یا پیوند دادن مبارزات شاخ و شار، فارغ از رگه‌های تاریخی آن، نوعی تجربه‌ی جدیدی‌ست که طی آن روابط و پیوندهای بخش‌های مختلف جامعه‌ای مبارز و حق‌طلب را بازتعریف و وظایف را دوباره تقسیم می‌کند. در این مقطع، دیدگاه‌ها وسیع‌تر و وظایف بازتعریف می‌شوند و جامعه با تمام اقشار و طبقات‌اش، نقش و وظایف و امیدهای‌شان، تعریف و سازمان داده می‌شوند.
  • جمال جوانمیری در مصاحبه با کوردستان میدیا: سرچشمه‌های این حماسه چیزی نیست جز کورد بودن و انسجام ملی کوردها در برابر وقایع سیاسی و حتا طبیعی در منطقه جمال جوانمیری در مصاحبه با کوردستان میدیا: سرچشمه‌های این حماسه چیزی نیست جز کورد بودن و انسجام ملی کوردها در برابر وقایع سیاسی و حتا طبیعی در منطقه
    در همین رابطه مصاحبه‌ای داشتم با جمال جوانمیری فعال سیاسی کورد اهل کرماشان که در این روزها ساکن نروژ می‌باشد. متن کامل این مصاحبه تقدیم خوانندگان روزنامه‌ی کوردستان می‌شود.
  • فریاد راسان ملت‌ها را نمی‌شنوند فریاد راسان ملت‌ها را نمی‌شنوند
    رژیم اسلامی حاکم بر ایران و سران آن، به دلیل تحریفات بی‌حد و مرز و غرق شدن در باتلاق اعمال و تبلیغات ضدبشری و کذب‌شان، فریاد آزادیخواهی ملت‌ها را نمی‌شنوند.
  • کرماشان در پناه بی‌پناهی کرماشان در پناه بی‌پناهی
    این شرایط در حالی وخیم‌تر می‌شود که احسن علوی، دیگر نماینده‌ی رژیم در مجلس در این رابطه اظهار داشته بود: در ساخت کانکس‌ها هیچ اصل مهندسی رعایت نشده و متاسفانه نهادهای و سازمان‌های مسئول به جای انجام وظیفه، مشغول بازی کردن با جان مردم هستند و تحت لوای کمک‌رسانی، در تلاش برای دزدی بیشتر هستند.
  • دکتر قاسملو و جنبش راسیونالیسم سیاسی در کوردستان دکتر قاسملو و جنبش راسیونالیسم سیاسی در کوردستان
    تلاش‌های دکتر قاسملو برای تثبیت سوسیالسم دمکراتیک به مانند سیستمی فکری در جنبش کوردستان، تحول و نقطه عطفی محسوب می‌شود که می‌توان آنرا "راسیونالیسم سیاسی در کوردستان" نامید.
  • پیام کمیسیون سیاسی-نظامی حزب دمکرات کوردستان ایران به مناسبت ٢٦ آذر، روز پیشمرگه کوردستان پیام کمیسیون سیاسی-نظامی حزب دمکرات کوردستان ایران به مناسبت ٢٦ آذر، روز پیشمرگه کوردستان
    امروز، ٢٦ آذر در تاریخ مبارزات آزادیخواهانه‌ی ملت کورد روزی مهم و نقطه عطفی تاریخی محسوب می‌شود. هفتادودو سال پیش در چنین روزی، یعنی در ٢٦ آذر ١٣٢٤ شمسی، مردم به خروش آمده‌ی مهاباد، برای از میان بردن سازمان‌ها و نهادهای سرکوبگر حکومت به شهربانی شهر هجوم بردند و پرچم کوردستان را بر بالای آن برافراشتند.
  • یلدا و راسان یلدا و راسان
    سرود نو راسان، از فرهنگ و دیدگاه کورد و نیز دنیای فکری-عملی قاسملوی رهبر سرچشمه می‌گیرد و ناخوداگاه جامعه را به تپش وا می‌دارد و به همین خاطر است که دل خلق با دل راسانیان می‌تپد.
  • فلسفه‌ی \ فلسفه‌ی "حق" و تمامیت ارضی
    آشکار است که این جستار در شرایطی منتشر می‌شود که در روزهای پایانی آبان‌ماه ١٣٩٦ شمسی، در آلمان، تعدادی از احزاب متعلق به ملیت‌های تحت ستم و همچنین ملت حاکم، شورایی تحت عنوان "شورای دمکراسی‌خواهی در ایران" را تشکیل دادند.
  • زلزلە، سنبلی برای اتحاد ملی و بهانەای برای به چپاول زلزلە، سنبلی برای اتحاد ملی و بهانەای برای به چپاول
    این وظیفه انسانی و قانونی، که رژیم اسلامی ایران در مناطق کوردستان، خود را در برابر آن مسئول نمی‌داند، از سیاست‌ها و ایدئولوژی‌هایی سرچشمه می‌گیرد که این رژیم در مورد ملت کورد، در راس برنامه‌های خود قرار داده و این داستان و غرض‌ورزی‌ها دولتمردان جمهوری اسلامی ریشه‌ای تاریخی و باوری سرکوبگرایانه دارد که با ژرف‌نگری تاریخی و سیاسی ابعاد آن کشف و ظاهر می‌شوند.
  • سرمایه‌گذاری فاشیستی و پس‌لرزه‌های زلزله‌ی کرماشان سرمایه‌گذاری فاشیستی و پس‌لرزه‌های زلزله‌ی کرماشان
    اما عمق فاجعه و از آن بدتر سیاست‌های حکومت در عدم کمک‌رسانی تعمدی به آسیب‌دیده‌گان و نیز ممانعت از رسیدن کمک‌های مردمی به دست آنان، دولت حسن روحانی را بر آن داشت تا فضایی کاملا امنیتی و سرکوبگرانه در مناطق مذکور ایجاد کند. در همین رابطه دادستان کرماشان به بهانه‌ی مدیریت بحران، در سرپل ذهاب حکومت نظامی اعلام کرد.