• روزنامەی کوردستان
  • Agirî
  • بیری خوێندکار
  • لاوان
  • ژنان
  • کانال تیشک تی وی
  • نرگز
٢٣ نوامبر ٢٠١٧ میلادی - ٠٢ آذر ١٣٩۶ خورشیدی  

توتالیتاریسم و جامعه

میلادی: ٠٩-٠٩-٢٠١٧ - خورشیدی: ١٣٩۶/٠۶/١٨ - ١٨:۵١ تاران سایز فونت: بزرگتر‌کوچکتر
توتالیتاریسم و جامعه
روژبین – بوکان

مونتسکیو می‌گوید: دیکتاتور کسی‌ست که برای چیدن یک سیب درخت را از ریشه می‌کند.

بی‌شک تا جهان بوده و هست قدرت و اداره حکومت و دست به دست شدن آن نیز بوده و خواهد بود. اما آنچکه جای تحلیل و تامل دارد ماهیت حکومت و چگونگی مدیریت و استفاده از قدرت موجود است. در گذشته حکومت‌ها بیشتر تاثیر سطحی بر جامعه و انسانیت داشتند، اما امروزه -از قرون هجده و نوزده به این سو- یعنی بعد از استقرار نظام دولت-ملت و ظهور حکومت‌های مدرن، قدرت‌ها دیگر سطحی و دارای خواست‌های معمول نبودند بلکه مجهز به سیستمی فکری ویژه‌ای شدند و بر ساختار کلی جامعه و نیز فکر و ذهن تک به تک افراد تاثیر گذار حاکم گردیدند.

نتیجتا ایدئولوژی مخصوص به خود را مد نظر قرار می‌دادند و با تبلیغات گسترده‌ای چارچوب مذکور عمل کرده و استراتژی و تاکتیک خود را نیز بر اساس مبنای فکری و ایدئولوژی مختص به خود دسته‌بندی می‌کردند. در این حالت راهکار و خط‌مشی ویژه‌ای را نیز برای جامعه مشخص کرده و نه تنها بر ظاهر و جریان عادی و زندگی روزانه جامعه تاثیرگذار بودند بلکه احساس و ذهن انسان‌ها را نیز تحت هژمونی اندیشه مطبوع خود قرار می‌دادند و بر اساس اصول فکری و فلسفی‌ حکومت مشخص شده ظاهر و باطن جامعه را آنگونه که می‌خواستند شکل می‌دادند. در نتیجه آرام آرام حکومت‌های ایدئولوگ گونه‌ای از دیکتاوری تندرو و توتالیتاریست بنیادگرای خشک و متحجر را شکل دادند.

به نقل از خودشان از خداوند دستور می‌گیرند.

حکومت‌های دیکتاتور و تک بعدی امروزه، آنقدر که برای تاثیرگذاری برجسم اعضای جامعه تلاش می‌کنند صدبرابر آن در تلاش‌اند که ذهن این افراد را تحت سیطره خود قرار دهند، برآنند که بر ذهن و احساس جامعه مسلط شده و بتوانند سایکولوژی و ذهن انسان‌ها را خود شکل دهند تا در راستای منافع قدرت قرار گیرد و هژمونی سیاست خود را به گفتمان حاکم بر جامعه بدل کنند و بجز منافع خود مانع از شکوفایی هرگونه فکر و اندیشه‌ای متفاوت شوند.

از خود رهبر تا پائین‌ترین سطح چنین رژیمی، تنها شاهد یک چیز هستیم. یک اندیشه،‌ ، یک نژاد، یک آئین، یک اندیشه، یک زبان و... .

هیتلر و هملر، همراه و همفکرش، عاشق رنگ سیاه و محزون بودند. رنگ قرمز رنگ مورد پسند استالین بود و به همین خاطر جامعه را نیز به این سو سوق می‌دادند. تمام حکومت‌های تک بعدی و دیکتاتورها، نشانگان ویژه و هویت عریان و برجسته دارند. چرا که از لحاظ روانی دچار حقارت و آسیب روانی و انواع عقده‌های دوران کودکی و زندگی منحرف خود هستند. از تصویر و مراسمات گوناگون گرفته تا پیکر و برجسته کردن شعار و سخنان بی‌اساس و بی‌معنای بزرگان و رهبران و ایدئولوژی‌شان.

اکثر دیکتاتورها و توتالیتاریست‌ها دارای چنین ویژگی‌هایی هستند:

- تک رهبر یا تک حزب

تلاش برای صدور و جهانی کردن فکر و اندیشه تک بعدی و تندروی‌شان. استالین کمونتری را تاسیس کرد، سعی بر آن داشت تمام جهان را تحت سلطه سوسیالیسم قرار دهد. هیتلر به این بهانه که نژاد ژرمن، نژاد برتر جهان است در پی کسب حاکمیت این نژاد بر جهان بود تا مابقی ملت‌ها و نژادها خدمتگزار این نژاد برتر باشند.

اسلام رادیکال بر این باور است: مرزی برای حکومت اسلام نیست یعنی از هرگونه حیله و فریبی و وسیله‌ای برا صدور اسلام به چهار گوشه جهان بهره می‌برد. گاه با ترور و ایجاد وحشت و گاه با ایجاد آشوب و تفرقه و به جان هم انداختن ملت‌ها، چه در داخل کشور و چه خارج از آن.

- با دیدی متهم و گناه‌کار به تمام جامعه نگریستن و حتا با دیدی سوءظن و شک به مجریان و اطرافیان خود نگاه کردن و در کل به کسی اطمینان نداشتن. از قدیم این سخن بی‌ارزش رایج بوده که: انقلاب فرزندان خود را می‌بلعد، چرا که بزرگترین مشکل و دغدغه‌ی دیکتاتورهای تاز به قدرت رسیده از بین بردن آنانی‌ست که در سیدن به قدرت او نقش داشته‌اند و به جای آنان از افراد ناآگاه و مستبد و جاه‌طلب در مناسبات حکومتی خود بهره می‌برد.

- در قاموس دیکتاتوری، رهبر تنها کسی‌ست که دچار اشتباه نمی‌شود و در عوض تنها اوست که اشتباهات و انحرافات را اصلاح می‌کند. رهبر قهرمان و کاریزماست و بالاتر از قوانین کشور و در واقع مرجع قوانین می‌باشد. همه مشکلات، فسادها، گرفتاری‌ها و هزاران درد بی‌درمان دیگر از زیردستان و کاسه لیس‌های رهبر سرچشمه می‌گیرد و در عوض تمام پیروزی‌ها و موفقیت‌ها حاصل اندیشه رهبر است و به همین خاطر رهبر به اسطوره‌ای بدل می‌شود و به قول "اینیا تسوسیلونی" در کتاب مکتب دیکتاتورها می‌گوید که: رهبر به افسانه‌ فرد خودبزرگ بین بدل می‌شود. در جایی نقش سایه خدا بر زمین را بر عهده دارد و در جای دیگر به نماینده خداوند و مجری فرامین او بدل می‌شود.

- دروغ. بله دروغ، می‌توانیم مدعی شویم که دروغ بنیاد اساسی تمام افکار و کردار و تئوری و تم و پراکتیک تاکتیک‌های طراحی شده این موع نظام‌ها است. هیتلر می‌گوید: حتا اگر دشمن هم ندارید اینگونه نشان دهید که کشور در خطر است، چرا که هر چه بیشتر جامعه در ترس و هراس باشد آمادگی بیشتری برای بردگی و پیروی کردن از سیاست‌ها و منافع حکومت دارد. هیچ دیکتاتوری را نمی‌توان یافت که دروغ‌های مختص خود را نداشته باشد و در این میان مخوف‌ترین دروغ‌ها دروغ آئینی است چرا که به سهولت در ذهن و روانی آدمی جای می‌گیرد.

یکی از پست‌ترین نوع دروغ‌های آئینی نیز "تقیه" می‌باشد. نوعی دروغ که از همان اوان کودکی آنرا یاد می‌گیریم و بر اساس آن عمل می‌کنیم. در این دوران مدرن به دروغ و با تحریف، از ساختار دمکراسی نیز به نفع خود بهره می‌برند، یعنی دروغ‌های دیکتاتورها نیز به روز شده است. یکی از فاکتورهای اساسی دمکراسی انتخابات و امکان رای دادن آزاد است و در این عصر تمام دیکتاتورها به گونه‌ای دمکرات بودن خود را نشان می‌دهند.

صدام حسین تنها چند ماه پیش از فروپاشی حکومت‌اش توانسته بود نود و پنج درصد رای مردم را به خود اختصاص دهد. هم اکنون در کشورهای دیکتاتورزده خاورمیانه هر ساله شاهد برگزاری انواع انتخابات پوپولیستی در آن‌ها هستیم. قوانین دروغین، رای‌های نمایشی، منتخب دروغگو، شعارهای رویای و دروغین! به قول گارسیا مارکز: رای دادن به دروغ‌های سیاستمداران بی‌شک جامعه‌ای دروغگو به بار خواهد آورد. هنگامی که جامعه به دروغ‌های دیکتاتور ایمان آورد و سیاست‌های نانوشته او را مدنظر قرار داد دیگر اخلاق انسانی معنایی نخواهد داشت و بنیاد روابط اجتماعی را در هم می‌شکند و مرز میان حقیقت و دروغ از میان خواهد رفت. برآنم تا تامل بیشتری بر سیاست نانوشته داشته باشم چرا که در واقع نیاز به تحلیل و تفسیر بیشتری است. در شهرها، فرهنگ و دیالکتیک و رفتار معمول روزانه یکدیگر را به سخره می‌گیرند یا اینگونه القا می‌کنند که همه کارمندان و آنانی که در ادارات مشغول به کار معمولی و روزانه خود هستند، به گونه‌ای وابسته به رژیم و از عوامل آن محسوب می‌شوند و بهتر است که مردم به آن‌ها اعتماد نکنند و از آن‌ها دوری کنند. به همان شیوه ایجاد تفرقه و آشوب در میان طبقات متفاوت جامعه منجر به انشقاق در جامعه و ایجاد فضای بی‌اعتمادی و اشاعه جو سوءظن و بدگمانی و کینه می‌شود و در چنین جوامع بیماری احتمال قیام بسیار کم است و اگر هم روی دهد دچار عیب و نقص خواهد شد وبه سرانجام مثبتی منتهی نخواهد شد. به مانند قیام‌های "بهار عربی" سال‌های اخیر. همه می‌دانیم که هیچکدام از این قیام‌ها درخواست‌های مثبت و دمکراتیکی را موجب نشده است و تمام آن‌ها به گونه‌ای به انحراف کشیده شده‌اند چراکه سال‌های مدیدی‌ست که اندیشه و ذهن انسانهای این جوامع تحت سیطره دروغ و عدم اعتماد به خود و گمان به هم در هم ریخته است.

سال‌های مدیدی مردمان چنین کشورهایی مشغول فریبکاری و نیرنگ و حقه بازی بوده‌اند، چنین جامعه‌ای که اعضای آن نسبت به هم رحم و شفقت ندارند و هیچ احساسی نسبت به هم نداشته آیا در مدت کوتاهی به حامی و پشتیبان هم بدل خواهند شد به قول قدیمی‌ها: آدم ندید بدید صاحب خانه می‌شود اما مردانگی نه.

- در امتداد طبقه بندی ویژگی‌های و خصوصیات دیکتاتور و توتالیتر، خصوصیت قابل ذکر و قابل تامل دیگری هست که باید به آن پرداخت.

همانگونه که پیشتر اشاره شد اینگونه رژیم‌ها به علت استبداد و توحش‌شان تخم ترس و هراس را می‌افشانند چرا که خود آن‌ها همیشه با ترس و اضطراب زندگی می‌کنند و این ویژگی لاینقتع چنین ساختارهای‌ شومی‌ست به همین خاطر ساختار و تمام بنیاد حکومت خود را بر بنیادی درهم برهم بنا نهاده‌اند. دیکتاتوری نوعی از حکومت است که یک در ورودی دارد اما مملو از راهروها و اطاق‌‌های تنگ و تاریک بی‌شماری‌ست.

در واقع رمز ماندگاری چنین سیستم‌هایی وجود چنین قلعه‌های بلورین است. تا هنگامی که جامعه از رمز و راز چنین قلعه سر به مهری ناآگاه است دیکتاتور می‌تواند خود را نجات داده و به حکومت استبدادی خود ادامه دهد، یعنی بی‌خبری و در عالم هپروت زیستن، سرکوب و خفقان و وجود دسته و گروه‌های خودپسند و منفعت‌طلب، جامعه را به موجودی ناتوان و ناامید و شکست خورده بدل می‌کنند. انسان‌ها به ربات‌های گوش به فرمان تبدیل می‌شوند، بدون آنکه به آینده خود و جامعه‌شان بیاندیشند و تمام دستورات ریز و درشت را انجام داده و حتا برای اجرای آن‌ها شتاب دارند. در چنین شرایط سهمگینی ایجاد تفرقه بسیار زود روی می‌دهد و به سهولت مابین اقشار و طبقات انشقاق ایجاد می‌شود.

اما چرا دیکتاتور چنین انشقاق و تفرقه‌ای را ایجاد می‌كند؟ چرا که مابین دولت-ملت فاصله‌ی عمیقی ایجاد شده است و دیکتاتور تکنوکرات نیز نه می‌خواهد و نه می‌تواند آن فاصله را پر کند و اطمینان و صلح را در جامعه برقرار سازد. اگر روزنه‌ای رو به دنیای آزاد ایجاد کند هرآنچه را که بدست آورده را از دست می‌دهد و رو به نابودی گام برمی‌دارد، دهه ٥٠ شمسی شاه ایران بنابر خواست کارتر و غرب دست به چنین اقدامی زد و آنچه شد که درتاریخ آمده است.

به همین خاطر با ایجاد تفرقه و ایجاد انشقاق و دشمنی مابین اقشار و طبقات متفاوت جامعه به ویژه طبقه متوسط روشنفکر و تاثیرگذار، هم بر عمر حکومت‌اش می‌افزاید و هم بر اطمینان دیکتاتور در برابر سکون و قیام نکردن جامعه.

به عنوان نمونه:

طی استخدام‌ها به گونه‌ای رفتار می‌شود که این امر را تلقین کنند که آنان وابسته به سیستم حاکم‌اند و به طریقی در تلاش برای خدمت به اهداف حکومت هستند. در واقع باید خود را به گونه‌ای نشان دهند که وابسته به سازمانی امنیتی رژیم‌اند یا یکی از اقوام‌اش به صورت داوطلبانه در خدمت این حکومت کار می‌کند. در حکومت نازیسم می‌بایست به گونه‌ای در خدمت ارتش "اس اس" یا سایر نهادهای امنیتی می‌بودند. یا در دوران فاشیسم در خدمت گروه‌های وابسته به موسلینی فعالیت می‌داشتند. در شوروی می‌بایست در ک.گ.ب یا ارتش سرخ کارگری عضو می‌بودی.

همچنین در عصر حاضر در سیستم عراق پیشین و سوریه امروزی می‌بایست و باید عضو حزب بعث صدام و حزب بعث خانواده اسد باشد.

- گسترش دادن اپیدمی فساد. نمی‌توان حکومتی دیکتاتوری یافت که فساد جای جای آن را به مانند سرطان فرا نگرفته باشد. این فساد نیز محدود نمی‌باشد بلکه در تمام ادارات و سازمان‌ها حکومتی و غیر حکومتی آن یافت می‌شود و وجود آن‌ها را در بر گرفته است. این هم در راستای ایجاد تفرقه و نفرت می‌باشد تا همزیستی و هم‌بستگی مردم را از بین ببرد.

- اداره و ارگان‌های حکومتی: بنابر اتوریته چنین حکومت‌هایی پروسه‌ی تلاش و اهتمام ورزیدن اما به سرانجام یا فرجامی نرسیدن مفهوم و جریانی اساسی‌ست و یکی از بنیادهای فلسفه وجودی چنین حکومت‌هایی می‌باشد.
بالاترین چاپکردنی ئەم بابەتە

روزنامە کوردستان
روزنامەی کردستان ش.٧١٣ در این شمارە می‌خوانید:

ــ مبارزه کورد و موانع آن
ــ زلزله‌ی سیاسی
ــ شکست کرکوک پایان راه نیست
ــ کرماشان در آئینه زلزله
  • کرماشان در آئینه‌ زلزله کرماشان در آئینه‌ زلزله
    از سوی دیگر حکومت ایران برای آنکه سیاست‌های فاشیستی‌اش در قبال زلزله‌زدگان و عدم کمک‌رسانی به آن‌ها عیان نشود مانع از ورود خبرنگاران مستقل و خارجی به مناطق زلزله‌زده شد. در همین رابطه "توماس ارد بریک" گزارشگر نیویورک تایمز آمریکا در تویتی نوشت: "همزمان با وقوع زلزله در کوردستان، به گزارشگران اجازه ورود به محل حادثه را نداده‌اند".
  • مبارزه کورد و موانع آن مبارزه کورد و موانع آن
    این علل که تاثیرات آن کمتر از دو علت اولیه نبوده، شامل نیروهای بومی می‌باشد که در جهت تأمین منافع خویش با نیروهای بیرونی در سرکوب نهضت‌های مردمی سهیم بوده و ملت کورد را در راه رسیدن به خواسته‌ها و آرمان‌های‌شان دچار مشکلاتی نموده‌اند و بیش از نیمی از فشار نیروهای حاکم توسط این گروه به اجرا گذاشته می‌شود.
  • زلزله‌ی سیاسی زلزله‌ی سیاسی
    در آن شامگاهی که زلزله‌ای شدید کوردستان را لرزاند و چندین شهر این دیار را در استان کرماشان با فاجعه‌ای انسانی روبرو ساخت، جمهوری اسلامی تصور می‌کرد که از زیان‌های آن دور است، اما زیاد طول نکشید که زلزله‌ای سیاسی سرتاپای رژیم را به لرزه اندخت.
  • مشروعیت سلاح و مشروعیت مردمی مشروعیت سلاح و مشروعیت مردمی
    شاید سلاح و زرادخانه برای مدتی اشغالگر را حفظ کند اما هیچگاه موجب مشروعیت آن نمی‌شود. حکومتی که نتواند رضایت مردم را جلب کند سرانجامی بجز نابودی نخواهد داشت.
  • مصطفی هجری، دبیر کل حزب دمکرات کوردستان ایران در مصاحبه با تیشک تی‌وی: نباید چشم به راه نیروی خارجی باشیم که جمهوری اسلامی را نابود یا آنرا مجبور به احقاق حقوق ما کند مصطفی هجری، دبیر کل حزب دمکرات کوردستان ایران در مصاحبه با تیشک تی‌وی: نباید چشم به راه نیروی خارجی باشیم که جمهوری اسلامی را نابود یا آنرا مجبور به احقاق حقوق ما کند
    واضح است که به موضوعات دیگر نیز اشاره کرده است اما اولویت اصلی ترامپ و دولت آمریکا تا بدین لحظه مساله برجام است چرا که توافق مذکور در آینده این امکان را به ایران می‌دهد که غنی‌سازی اورانیوم برای ساخت سلاح اتمی را بار دیگر آغاز کند. آنچه که در این توافق بر آن تاکید شده است مساله سلاح اتمی است.
  • کرکوک و سه حقیقت کرکوک و سه حقیقت
    فجایعی که طی روزهای اخیر ملت کورد در کوردستان عراق با آن روبرو شد، بی‌شک یکی از بزرگترین فجایع تاریخ کورد می‌باشد که تا مرز تحقق برخی از رویاهای خود نزدیک شده بود اما به ناگاه تمام این رویاها را به کابوسی وحشتناک بدل کردند! تراژدی تلخ کرکوک سه حقیقت را برایمان به اثبات رساند:
  • میلیتاریزه کردن کوردستان (با نگاهی به سخنان دکتر قاسملو در این رابطه) میلیتاریزه کردن کوردستان (با نگاهی به سخنان دکتر قاسملو در این رابطه)
    امروزه در این شرایط که خاورمیانه تاریخی دیگر را رقم می‌زند و جولانگاه ابر قدرت‌ها شده است بدون شک بازیگران منطقه هم ساکت ننشسته‌و خود را به عاملی تبدیل می‌کنند تا از کاروان تغییرات جا نمانند.
  • قدرت نظامی ایران قادر به حفظ و پوشش  عمق استراتژیک رژیم جمهوری اسلامی نیست قدرت نظامی ایران قادر به حفظ و پوشش عمق استراتژیک رژیم جمهوری اسلامی نیست
    لازم به ذکر است در تحلیل فوق قدرت نظامی آمریکا و انگلیس و فرانسه به عنوان هم‌پیمانان کشورهای منطقه در نظر گرفته نشده است و بدون شک حمله ایران به شهرهای اسرائیل و یا جنگ میان‌مدت و طولانی‌مدت با عربستان که به بسته شدن تنگه هرمز منجر خواهد شد واکنش نظامی آمریکا و احتمالا مصر و اردن و کشورهای عربی دیگر را در پی خواهد داشت و حباب عمق استراتژیک رژیم ایران بسیار سریع‌تر خواهد ترکید.
  • راسان، دلیل اصلی سپاه برای غائله کرکوک راسان، دلیل اصلی سپاه برای غائله کرکوک
    سال گذشته درحالی که یک سال از اعلام رسمی راسان گذشته بود، مردم کوردستان ایران با به راه انداختن و شرکت فعال در کمپین "نورز جامانه" یا "زه‌ماوه‌ندی جامانه‌" یک حماسه تاریخی ثبت کردند. این حماسه تاریخی در روز رفراندوم کوردستان عراق نیز با کمپین "زه‌ماوه‌ندی ئالا" تکرار شد. رژیم که همواره تلاش کرده واقعیت مساله کورد را انکار یا منحرف نماید، این سیاست خود را با این حضور گسترده مردم کوردستان ایران در خیابان‌ها، شکست خورده قلمداد کرده و قصد داشت به هر طریقی در برابر آن بایستد.
  • ما فاتحان تاریخ بشری هستیم و شما شکست خوردگان تاریخ ما فاتحان تاریخ بشری هستیم و شما شکست خوردگان تاریخ
    اتوریتەی اشغالگری و ذهنیت‌های تمامیت‌خواە، آنگاە کە منافع خود را برای خود و منافع دیگران را نیز برای خودشان فرمولە می‌کنند، آزادی و حقوق افراد را با خیرەسری مشروط می‌کنند و خط قرمز را برای خواستەهای دمکراتیک دیگران تعیین می‌کنند.
  • جنوب کوردستان و محوریت مبارزاتی ملت کورد جنوب کوردستان و محوریت مبارزاتی ملت کورد
    یا باید از مشکلات کشاورزها آگاه باشیم که به عنوان مثال دولت طی برنامه‌ای از پیش تعین شده اقدام به خرید ارزان محصولات آن‌ها می‌کند.
  • زندانی سیاسی وجود ندارد زندانی سیاسی وجود ندارد
    در سرزمینی تحت سلطه دیکتاتوری و فاشیست، چیزی به نام زندانی سیاسی نمی‌تواند معنایی داشته باشد و اصلا دال مناسبی برای اشاره به چیزی واقعی نیست. در واقع مفهوم زندانی سیاسی می‌تواند مفهومی گمراه‌کننده و تحریف‌کننده باشد.
  • جنوب کوردستان و محوریت مبارزاتی ملت کورد جنوب کوردستان و محوریت مبارزاتی ملت کورد
    از سویی دیگر نباید نیروی عظیم انسانی و ژئوپلوتیک حساس جنوب زاگرس را فراموش کنیم و این فاکت نقش و جایگاه بسزایی در جنبش کوردستان دارد. رژیم بر واقعیت‌های ذکر شده واقف و آگاه است و آنچنان او را به هراس انداخته که تحلیلی‌ است بر شدت عمل رژیم تروریستی ایران در نابود کردن بنیادهای انسانی در این بخش از کوردستان.
  • برای آنانی که به خاموشی نه گفتند به بهانه بازداشت پنج فعال کرماشانی برای آنانی که به خاموشی نه گفتند به بهانه بازداشت پنج فعال کرماشانی
    در کرماشان، قلب کوردستان، مردان و زنانی گام در خیابان‌ها نهادند و فریاد کشیدند که پرنده نیز از پر کشیدن هراس داشت. اما آنان با خود اندیشیدند تا به کی حقارت؟؟ تا به کی جان دادن و دم برنیاوردن؟؟ و بر آن شدند که سکوت سهمگین و رخوت حاکم بر شهر را بشکنند و فریاد برکشند که: "شهر زنده است ، شهر در خروش است".