• روزنامەی کوردستان
  • Agirî
  • بیری خوێندکار
  • لاوان
  • ژنان
  • کانال تیشک تی وی
  • نرگز
٢١ ژانویە ٢٠١٨ میلادی - ٠١ بهمن ١٣٩۶ خورشیدی  

اپوزیسیون مرکزگرای ایرانی، مانع اصلی اتحاد اپوزیسیون

میلادی: ٠٧-١٢-٢٠١٧ - خورشیدی: ١٣٩۶/٠٩/١۶ - ١٧:۵٢ تاران سایز فونت: بزرگتر‌کوچکتر
اپوزیسیون مرکزگرای ایرانی، مانع اصلی اتحاد اپوزیسیون
مختار نقشبندی

در این مقاله با زبانی ساده و بدون تعارف و ترس از هرگونه برچسب، می خواهم به دور از احساسات ایدئولوژیکی و حزبی به بررسی این مساله بپردازم که چه شد ایران به این وضعیت رسید و چرا اپوزیسیون قادر به تشکیل اتحادی فراگیر و حرکت گام به گام به سوی سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی نیستند. به طور قطع اگر قبل و حتی بعد از انقلاب، همه اپوزیسیون ایرانی با دید بازتر به ایران و ملیتها و ادیان و مذاهب مختلف تشکیل دهنده آن و حقوق شان نگاه می کردند و دمکراسی و حقوق بشر را اولویت اصلی شان قرار میدادند، خمینی و همفکرانش قادر به حذف نوبت به نوبت و تدریجی همه احزاب و جریانات متضاد با ایدئولوژی خودشان نمی بودند و انقلاب مردم را مصادره نمی کردند. متاسفانه اسلامگرایان به خصوص خمینی از احساسات مذهبی مردم، نهایت استفاده را کردند و اعتراضات مردم نا امید از اصلاحات در رژیم سلطنتی را به جهتی سوق دادند که به تشکیل حکومتی اسلامی ختم شد و مردم عملا از چاله به چاهی افتادند که نزدیک به چهل سال است برای خروج از این چاه فقر و تبعیض و تعصب و ناامیدی تلاش می کنند. عوامل داخلی و خارجی متعدد و متکثری موجب شدند که ایران به این روز برسد، اما یکی از دلایل اصلی ایجاد وضعیت امروز و ادامه آن، نبود آلترناتیو و بدیلی دمکرات است.

در بسیاری از کشورهای به اصطلاح جهان سوم و از جمله ایران هنوز فرهنگ دمکراسی به معنای واقعی آن شکل نگرفته و متاسفانه بخش بزرگی از اپوزیسیون در این کشورها از نظر پایبندی به دمکراسی و حقوق بشر تفاوت چندانی با رژیمی که با آن مخالفاند ندارند. نمونه های زیادی وجود دارند از جمله کشورهای عربی که در چند سال گذشته در آنها انقلاب و دگرگونی سیاسی تحت عنوان بهار عربی روی داد که بیشتر به هئیت زمستانی برای طرفداران دمکراسی ظاهر شد و به جز تونس که تا حدودی این تغییرات سیاسی جهت مثبتی به خود گرفت در بقیه کشورها با سرنگونی دیکتاتور و رژیماش بازهم دیکتاتوری جدید و حتی بدتر به قدرت رسید و عملا به جز ویرانی گسترده و لطمات اقتصادی و ناامیدی بیشتر از آینده هیچ تغییر مثبتی روی نداد. در بیشتر کشورهای جهان سوم بعد از تغیرات گسترده سیاسی همان چیزی روی داد و میدهد که سال ١٣٥٧ در ایران به وقوع پیوست و آن تنها تغییر دیکتاتور است.
مشکل اصلی تلاش برای تغییر رژیم و سرنگونی دیکتاتور، عدم وجود بدیل و آلترناتیو دمکرات است، البته تنها ادعای دمکراسی و صحبت از آن و شعار کافی نیست بلکه باور به دمکراسی و عمل به آن مهم است. برای عمل به دمکراسی و گذر از تکرار سخنان زیبا اما بدون عمل باید فرهنگسازی کرد که متاسفانه اپوزیسیون ایرانی در دهه های گذشته بسیار سطحی به این مساله نگاه کرده و البته بعضی از گروههای اپوزیسیون هنوز هم به دلایل ایدئولوژیکی باور درست و کاملی به دمکراسی به معنای واقعی و کامل آن ندارند. در دمکراسی جایی برای مطلقگرایی و افراط گرایی وجود ندارد و هیچ انسانی مقدس و کامل نیست و همه قابل نقد و انتقاد هستند و در برابر قانون یکساناند و رای اکثریت با رعایت کامل حقوق اقلیت مشروعیت دارد اما متاسفانه اکثریت اپوزیسیون ایرانی که در شهرهای زیبای آمریکا و اروپا ساکن هستند به جز حرفهای تکراری چهل سال گذشته هیچ عمل و حرکت مثبتی برای سرنگونی رژیم انجام ندادهاند و از امکاناتی مثل تلویزیون و سایتها و دنیای مجازی بیشتر برای نقد مخرب و تهمت علیه بقیه گروههای اپوزیسیون استفاده میکنند. البته نقش نفوذیها و عناصر سازمان اطلاعات رژیم در افزایش تنشها در درون اپوزیسیون انکار ناپذیر است اما زمینه و بستر همه تنش ها و تفرقه ها میان اپوزیسیون را خود گروه های مختلف اپوزیسیون ایجاد می کنند.

پس از چندین دهه هنوز اپوزیسیون ایران نتوانسته است در چارچوبی مشخص دور هم جمع شوند و برنامهای گام به گام را برای نابودی رژیم جمهوری اسلامی در پیش گیرد و دلیل آن قدرت طلبی و شرط و شروط غیر دمکراتیک بعضی از اپوزیسیون و یا بهتر بگوییم بیشتر اپوزیسیون است. با آنکه در دمکراسی معیار، رای مردم در انتخاباتی دمکراتیک است اما متاسفانه بعضی از اپوزیسیون ایرانی آنچنان دچار توهم هستند که خود را نماینده اصلی همه مردمان ایران می دانند و به شرطی حاضرند در هر شورا یا گروه یا جبههای متحد و متشکل از همه اپوزیسیون شرکت کنند که آنان در راس و بقیه اپوزیسیون فرمانبردار آنان باشند در حالی که هیچکدام از این احزاب قادر نیستند از حدود پنج میلیون ایرانی که در خارج از کشور زندگی می کنند تنها ١ درصد آنان یعنی ٥٠ هزار نفر را در یک میتینگ یا مراسمی گردهم بیاورند! یا اصلا چند درصد از این پنج میلیون، عضو و یا هوادار این احزاب اپوزیسیون هستند که این چنین احساس قدرت و برتری می کنند ؟( آمار دقیقی از تعداد ایرانیان مهاجر وجود ندارد و معمولا بین ٣ تا ٦ میلیون برآورد می شود). لازم به ذکر است که بیشتر احزاب و شخصیت های مرکز گرا دارای این خصوصیات متوهم هستند و انتظار دارند در هر اتحاد و شورا و گروهی آنان هسته اصلی باشند .

مشکل بعدی بر سر راه اتحاد اپوزیسیون -تحت هر عنوانی- مساله دمکراسی و حقوق بشر است و اکثریت اپوزیسیون در صورتی حاضر به پیوستن به هر اتحادی هستند که شروط غیردمکراتیک آنان بر بقیه تحمیل شود، در این مورد هم بیشترین مشکل از طرف احزاب مرگز گرا و حساسیت آنان در مورد ملیتهای غیرفارس است که تفاوت چندانی میان چپها و لیبرالها وجود ندارد و همگی کم و بیش با حقوق ملیتها مشکل دارند، حتی در کاربرد لغات هم بسیار حساس هستند و واقعیات را انکار می کنند. به عنوان مثال حاضر نیستند بپذیرند که آذریها و عربها و کوردها و بلوچها ملت هستند و آنان را قوم خطاب میکنند! آذریهای کشور آذربایجان را ملت اما هموطنان آذری خود را قوم می نامند! همینطور اعراب سایر کشورها را ملت و عرب خطاب میکنند اما اعراب ساکن در ایران را قوم! کوردهای ساکن در مناطق دیگر کوردستان را عراقی و ترکی های و سوری های می نامند اما از سوی دیگر کوردها را اصلیترین قوم ایرانی می دانند !!!

نمونه های زیادی از تناقضات و ترس و رفتار غیردمکراتیک اپوزیسیون مرکزگرا وجود دارد اما بارزترین و مهمترین آن شرط پایبندی به تمامیت ارضی ایران است که در تشکیل هر شورایی هم حتی اشخاص مرگز گرا به شرطی در آن شرکت میکنند که حتما احزاب منتسب به ملیتها قسم وفاداری و حفاظت از تمامیت ارضی را بخورند و امضاء هم بکنند !
حتی حق آموزش به زبان مادری که از حقوق اولیه هر انسانی است موجب ترس و وحشت اپوزیسیون مرکزگراست. انکار حقوق ملیت ها از جمله حق تعیین سرنوشت و استقلال کاری بیهوده است و اکثر آذریها و کوردها و عربها و بلوچهایی که در کشورهای آزاد ساکن هستند حتی حاضر نیستند عکس ایران و سرود ملی ایران را در صفحه شخصی خود در دنیای مجازی به اشتراک بگذارند و به آن افتخار بکنند و تنها به ملت خود افتخار میکنند. لازم به ذکر است که در همه پرسی استقلال اسکاتلند در سال ٢٠١٤ جوانان لندنی پلاکاردهایی بر دست داشتند که بر روی آن نوشته شده بود : هموطن اسکاتلندی من ، استقلال حق تو است اما با هم بودن زیباتر است، اما متاسفانه بیشتر اپوزیسیون ایرانی ساکن بریتانیا که حدود ٤٠ سال است در آن کشور ساکن هستند هرگاه سخنی از حقوق ملیتهای آذری، کورد، بلوچ و عرب میشود با خشم و کینه و زشت ترین لغات بر ضد این ملیتها و حق تعیین سرنوشت آنان واکنش نشان می دهند.

تشکیل هر اتحادی حتی اتحادی فراگیر بدون پایبندی به اصول دمکراسی و حقوق بشر نمی تواند آلترناتیو و بدیلی کارآمد برای آینده ایران باشد و در صورت تغییر رژیم و نبود آلترناتیوی دمکرات باز هم شاهد دوران تازهای از جنگ و اعدام و هرج ومرج و سرکوب و عقبماندگی خواهیم بود. همانند عراق که اپوزیسیون حزب بعث و صدام حسین که از ظلم و تبعیض حزب بعث در امان نبودند هم اکنون جنایات و ظلم و تبعیض بیشتری را به نسبت دوارن حکومت بعثی ها علیه اقلیت های ملی و مذهبی انجام می دهند. اکثریت مردمان ایران از افراطگرایی دینی و رویاهای ایدئولوژیکی خسته شدهاند و تنها دمکراسی به معنای واقعی آن میهتواند آلترناتیوی مثبت برای این مردمان باشد. همچنین ملیت های آذری، کورد، بلوچ و عرب و... که در مجموع بیش از ٦٠ درصد جمعیت ایران را تشکیل میدهند حق دارند سرنوشت خود را تعیین کنند و هر نوع ضدیت و دشمنی با این حق آنان باعث افزایش شکاف اجتماعی میان ملیتهای درون ایران می شود.
یکپارچگی یا تجزیه ایران مساله ای است که باید مردمان ساکن این سرزمین در مورد آن تصمیم بگیرند نه چند نفر در لوس آنجلس یا برلین و پاریس. هموطن بودن با زور و انکار امکان پذیر نسیت، به جای ائتلاف های کوجک و تاکتیکی و بیفایده باید برای اتحاد گسترده اپوزیسیون بر اساس اصول دمکراسی و حقوق بشر تلاش کرد.
بالاترین چاپکردنی ئەم بابەتە

روزنامە کوردستان
روزنامەی کردستان ش.٧١٦ در این شمارە می‌خوانید:

ــ فریاد راسان ملت‌ها را نمی‌شنوند
ــ صدای گام‌های روزگار تسویه‌حساب به گوش می‌آید
ــ زنان کوردستان در پیوند با راسان
ــ کاوه آهنگری در گفتگو با "کوردستان میدیا": اراده عمومی کوردها با وجود یک رهبری شایسته می‌تواند معادلات را به نفع کوردستان عوض کند
  • جمال جوانمیری در مصاحبه با کوردستان میدیا: سرچشمه‌های این حماسه چیزی نیست جز کورد بودن و انسجام ملی کوردها در برابر وقایع سیاسی و حتا طبیعی در منطقه جمال جوانمیری در مصاحبه با کوردستان میدیا: سرچشمه‌های این حماسه چیزی نیست جز کورد بودن و انسجام ملی کوردها در برابر وقایع سیاسی و حتا طبیعی در منطقه
    در همین رابطه مصاحبه‌ای داشتم با جمال جوانمیری فعال سیاسی کورد اهل کرماشان که در این روزها ساکن نروژ می‌باشد. متن کامل این مصاحبه تقدیم خوانندگان روزنامه‌ی کوردستان می‌شود.
  • فریاد راسان ملت‌ها را نمی‌شنوند فریاد راسان ملت‌ها را نمی‌شنوند
    رژیم اسلامی حاکم بر ایران و سران آن، به دلیل تحریفات بی‌حد و مرز و غرق شدن در باتلاق اعمال و تبلیغات ضدبشری و کذب‌شان، فریاد آزادیخواهی ملت‌ها را نمی‌شنوند.
  • کرماشان در پناه بی‌پناهی کرماشان در پناه بی‌پناهی
    این شرایط در حالی وخیم‌تر می‌شود که احسن علوی، دیگر نماینده‌ی رژیم در مجلس در این رابطه اظهار داشته بود: در ساخت کانکس‌ها هیچ اصل مهندسی رعایت نشده و متاسفانه نهادهای و سازمان‌های مسئول به جای انجام وظیفه، مشغول بازی کردن با جان مردم هستند و تحت لوای کمک‌رسانی، در تلاش برای دزدی بیشتر هستند.
  • دکتر قاسملو و جنبش راسیونالیسم سیاسی در کوردستان دکتر قاسملو و جنبش راسیونالیسم سیاسی در کوردستان
    تلاش‌های دکتر قاسملو برای تثبیت سوسیالسم دمکراتیک به مانند سیستمی فکری در جنبش کوردستان، تحول و نقطه عطفی محسوب می‌شود که می‌توان آنرا "راسیونالیسم سیاسی در کوردستان" نامید.
  • پیام کمیسیون سیاسی-نظامی حزب دمکرات کوردستان ایران به مناسبت ٢٦ آذر، روز پیشمرگه کوردستان پیام کمیسیون سیاسی-نظامی حزب دمکرات کوردستان ایران به مناسبت ٢٦ آذر، روز پیشمرگه کوردستان
    امروز، ٢٦ آذر در تاریخ مبارزات آزادیخواهانه‌ی ملت کورد روزی مهم و نقطه عطفی تاریخی محسوب می‌شود. هفتادودو سال پیش در چنین روزی، یعنی در ٢٦ آذر ١٣٢٤ شمسی، مردم به خروش آمده‌ی مهاباد، برای از میان بردن سازمان‌ها و نهادهای سرکوبگر حکومت به شهربانی شهر هجوم بردند و پرچم کوردستان را بر بالای آن برافراشتند.
  • یلدا و راسان یلدا و راسان
    سرود نو راسان، از فرهنگ و دیدگاه کورد و نیز دنیای فکری-عملی قاسملوی رهبر سرچشمه می‌گیرد و ناخوداگاه جامعه را به تپش وا می‌دارد و به همین خاطر است که دل خلق با دل راسانیان می‌تپد.
  • فلسفه‌ی \ فلسفه‌ی "حق" و تمامیت ارضی
    آشکار است که این جستار در شرایطی منتشر می‌شود که در روزهای پایانی آبان‌ماه ١٣٩٦ شمسی، در آلمان، تعدادی از احزاب متعلق به ملیت‌های تحت ستم و همچنین ملت حاکم، شورایی تحت عنوان "شورای دمکراسی‌خواهی در ایران" را تشکیل دادند.
  • زلزلە، سنبلی برای اتحاد ملی و بهانەای برای به چپاول زلزلە، سنبلی برای اتحاد ملی و بهانەای برای به چپاول
    این وظیفه انسانی و قانونی، که رژیم اسلامی ایران در مناطق کوردستان، خود را در برابر آن مسئول نمی‌داند، از سیاست‌ها و ایدئولوژی‌هایی سرچشمه می‌گیرد که این رژیم در مورد ملت کورد، در راس برنامه‌های خود قرار داده و این داستان و غرض‌ورزی‌ها دولتمردان جمهوری اسلامی ریشه‌ای تاریخی و باوری سرکوبگرایانه دارد که با ژرف‌نگری تاریخی و سیاسی ابعاد آن کشف و ظاهر می‌شوند.
  • سرمایه‌گذاری فاشیستی و پس‌لرزه‌های زلزله‌ی کرماشان سرمایه‌گذاری فاشیستی و پس‌لرزه‌های زلزله‌ی کرماشان
    اما عمق فاجعه و از آن بدتر سیاست‌های حکومت در عدم کمک‌رسانی تعمدی به آسیب‌دیده‌گان و نیز ممانعت از رسیدن کمک‌های مردمی به دست آنان، دولت حسن روحانی را بر آن داشت تا فضایی کاملا امنیتی و سرکوبگرانه در مناطق مذکور ایجاد کند. در همین رابطه دادستان کرماشان به بهانه‌ی مدیریت بحران، در سرپل ذهاب حکومت نظامی اعلام کرد.
  • اپوزیسیون مرکزگرای ایرانی، مانع اصلی اتحاد اپوزیسیون اپوزیسیون مرکزگرای ایرانی، مانع اصلی اتحاد اپوزیسیون
    در این مقاله با زبانی ساده و بدون تعارف و ترس از هرگونه برچسب، می خواهم به دور از احساسات ایدئولوژیکی و حزبی به بررسی این مساله بپردازم که چه شد ایران به این وضعیت رسید و چرا اپوزیسیون قادر به تشکیل اتحادی فراگیر و حرکت گام به گام به سوی سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی نیستند.
  • برج بابل برج بابل
    رویدادهای تاریخی و حتا اسطوره‌ای نیز بر این امر تاکید می‌کنند که برای آنکه جامعه‌ای را تضعیف کرد تا به سمت زوال و نابودی گام بردارد، بهتر آن است که در میان آن‌ها تفرقه و آشوب ایجاد کرد تا هم مسائل و مشکلات اصلی را فراموش کنند و هم تنها به مسائل داخلی مشغول شوند و خود به عامل نابودی‌شان بدل شوند.
  • کرماشان در آئینه‌ زلزله کرماشان در آئینه‌ زلزله
    از سوی دیگر حکومت ایران برای آنکه سیاست‌های فاشیستی‌اش در قبال زلزله‌زدگان و عدم کمک‌رسانی به آن‌ها عیان نشود مانع از ورود خبرنگاران مستقل و خارجی به مناطق زلزله‌زده شد. در همین رابطه "توماس ارد بریک" گزارشگر نیویورک تایمز آمریکا در تویتی نوشت: "همزمان با وقوع زلزله در کوردستان، به گزارشگران اجازه ورود به محل حادثه را نداده‌اند".
  • مبارزه کورد و موانع آن مبارزه کورد و موانع آن
    این علل که تاثیرات آن کمتر از دو علت اولیه نبوده، شامل نیروهای بومی می‌باشد که در جهت تأمین منافع خویش با نیروهای بیرونی در سرکوب نهضت‌های مردمی سهیم بوده و ملت کورد را در راه رسیدن به خواسته‌ها و آرمان‌های‌شان دچار مشکلاتی نموده‌اند و بیش از نیمی از فشار نیروهای حاکم توسط این گروه به اجرا گذاشته می‌شود.
  • زلزله‌ی سیاسی زلزله‌ی سیاسی
    در آن شامگاهی که زلزله‌ای شدید کوردستان را لرزاند و چندین شهر این دیار را در استان کرماشان با فاجعه‌ای انسانی روبرو ساخت، جمهوری اسلامی تصور می‌کرد که از زیان‌های آن دور است، اما زیاد طول نکشید که زلزله‌ای سیاسی سرتاپای رژیم را به لرزه اندخت.