کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

:: خبرگزاری کوردستان میدیا

.:: اندیشه ::.

 

تأملی‌ در باب استراتژی‌ نوین حزب دمكرات كردستان ایران

 

شاید بتوان دو نوع فدرالیسم را از لحاظ كیفیت قدرت سیاسی‌ بین دولت فدرال و ایالتها متمایز ساخت:
1ـ "فدرالیسم دوآ‌ل" (دوگانه‌) كه‌ در آ‌ن حوزه‌ فعالیتهای‌ سیاسی‌, اقتصادی‌ و فرهنگی‌ سطح فدرال و سطح ایالتها به‌ كلی‌ از هم متمایز بوده‌ وهیچكدام از این دو سطح در امور كاری‌ دیگری‌ دخالتی‌ ندارند. نتیجه‌ چنین ساختاری‌ این خواهد بود كه‌ تأثیرات این دو سطح بر یكدیگر به‌ حداقل خواهد رسید. كانادا از زمره‌ این كشورهاست.

2ـ "فدرالیسم كورپراتیو" (به‌ هم پیوسته‌, مختلط یا درهم تنیده‌) كه‌ در آ‌ن هم قدرت دولت مركزی‌ فدرال ـ به‌ویژه‌ از طریق تدوین و تصویب تعداد خیلی‌ زیادی‌ از قوانین در پارلمان فدرال ـ زیاد است (و ایالتها اغلب مجری‌ قوانین تصویب شده‌ در پارلمان فدرال می‌باشند) و هم قدرت دولتهای‌ ایالتی‌ در مركز از طریق ارگان مشتركشان (مثلاً "شورای‌ ایالتها") محسوس می‌باشد. به‌ طوری‌ كه‌ اكثریت قوانین مهم, قبل از اینكه‌ اعتبار قانونی‌ بیابند, باید از تصویب ارگان نامبرده‌ نیز بگـذرند. آ‌لمان از زمره‌ این كشورهاست. البته‌ سمت و سوی‌ تغییرات ساختاری‌ در سیستم فدرالیسم آ‌لمان در جهت تقویت قدرت ایالتها در خود ایالتها و كاستن از قدرت آ‌نها در مركز می‌باشد.

از لحاظ نوع تقسیمات كشوری‌ و جغرافیایی‌ سیاسی‌ داخل كشور نیز دو مدل فدرالیسم موجود است:
1ـ نوع اول "فدرالیسم اداری‌" یا اجرایی‌ نام دارد كه‌ به‌ دلیل عدم وجود ملیتهای‌ مختلف تقسیمات كشوری‌ و مرزهای‌ سیاسی‌ داخل كشور, تنها بر اساس الزامات فرهنگی‌, تاریخی‌ و جغرافیایی‌ مناطق بنا شده‌اند. آ‌لمان و آ‌مریكا از جلمه‌ این كشورها هستند.

2ـ نوع دوم غالباً "فدرالیسم ملی‌" نامیده‌ می‌شود كه‌ به‌ دلیل وجود بافت متنوع ملی‌, تقسیمات كشوری‌ اساساً بر مبنای‌ شرایط اتنیكی‌ و خواست ملیتهای‌ ساكن آ‌ن كشور صورت می‌گیرد. بارزترین نمونه‌ آ‌ن سویس است.

به‌ نظر می‌رسد, كشورهای‌ سویس و هند از لحاظ تنوع بافت ملی‌ و فرهنگی‌ بیشترین شباهت را به‌ ایران داشته‌ و لذا درس‌آ‌موزی‌ از تجربه‌ سیستم فدراتیو این كشورها به‌ ویژه‌ سویس برای‌ ما از اولویت زیادی‌ برخوردار می‌باشد.

صرف‌نظر از اینكه‌ در ایران چه‌ نوعی‌ از فدرالیسم پیاده‌ می‌شود, مناسبات فدرالیستی‌ كشور باید از ویژگیهای‌ ذیل برخوردار باشد:
1ـ بیشترین حد ممكن از تمركززدایی‌: تمركززدایی‌ و تقسیم و تفویض صلاحیتها باید شامل نظام سیاسی‌, دستگاه‌ اجرایی‌ (پخش همه‌ ادارات فدرال در سراسر كشور), نظام قضایی‌, سازمانهای‌ امنیتی‌, آ‌موزش و پرورش, ارگانهای‌ رادیو و تلویزیون و غیره‌ گردد. مبنا باید اصل سابسیداریتی‌ باشد, كه‌ به‌ موجب آ‌ن باید بیشترین اختیارات ممكن به‌ پایین‌ترین سطح دولتی‌ ممكن تفویض گردد و تنها آ‌ن هنگام كه‌این سطح از عهده‌ انجام آ‌ن برنیاید, آ‌ن را به‌ سطوح بالاتر واگـذار كنند.

2ـ تغییرناپـذیری‌ فدرالیسم: باید در قانون اساسی‌ گنجانیده‌ شود كه‌ سیستم فدراتیو در ایران تغییرناپـذیر می‌باشد, اما ادغام چند استان یا ایالت برای‌ تشكیل ایالتی‌ بزرگتر و تقسیم یك ایالت به‌ دو ایالت عوامل كوچكتر ممكن خواهد بود. شاید برای‌ خنثی‌كردن دسیسه‌های‌ عوامل ارتجاعی‌ داخل و خارج اصولی‌ باشد كه‌ مدت زمانی‌ بعد از پایه‌گـذاری‌ فدرالیسم در ایران همین تقسیمات كشوری‌ باقی‌ بماند و به‌ تدریج تقسیمات كشوری‌ كنونی‌ را كه‌ نه‌ بر اساس ویژگی‌های‌ تاریخی‌, فرهنگی‌, ملی‌ و رأی‌ مردم, بلكه‌ بر پایه‌ دیدگاههای‌ شووینیستی‌ و آ‌سیمیلیستی‌ و تمركزگرایانه‌ دولتی‌ و ملاحظات امنیتی‌ و بر مبنای‌ دكترین "یك ملت ـ یك دولت" بنا شده‌ است تغییر داده‌ و بر اساس داده‌های‌ برشمرده‌ مجدداً سازماندهی‌ نمود.

3ـ مكانیسم بلوكه‌كردن حكومت فدرال مركزی‌ توسط ایالتها و مناطق مختلف ایران. این امر می‌تواند به‌ عنوان مثال از طریق وابسته‌كردن و اعتبار قانونی‌ یافتن قوانین مهم فدرال به‌ رأی‌ موافق حداقل دوسوم از نمایندگان ایالتها در ارگان مشترك آ‌نها در سطح سراسری‌ میسر گردد.

4ـ مكانیسم برقراری‌ توازن افقی‌ و عمودی‌ مالی‌ بین دولت فدرال و ایالتها از طرفی‌ و بین خود ایالتها از طرفی‌ دیگر.

5ـ تمركززدایی‌ در خود ایالتها: از لحاظ اداری‌ و اجرایی‌ بهتر است كه‌ مثلاً ایالت كردستان به‌ سه‌ الی‌ چهار حوزه‌ اداری‌ تقسیم گردد.

6ـ انحلال ارتش اجباری‌. این مهم را می‌توان و باید به‌ طور مرحله‌ای‌ پیش برد, نخست تبدیل خدمت "وظیفه" سربازی‌ به‌ خدمت اختیاری‌ و داوطلبانه‌, سپس تبدیل ارتش عمومی‌ به‌ ارتش حرفه‌ای‌ (شاغلین ارتش همه‌ مزدبگیر و كارمند خواهند بود) و در مرحله‌ پایانی‌ كاهش محسوس و انحلال آ‌ن.

7ـ اعطای‌ بخشی‌ از صلاحیتهای‌ مربوط به‌ سیاست خارجی‌ به‌ ایالتها. قائل شدن و تضمین حق ایجاد روابط سیاسی‌, اقتصادی‌, فرهنگی‌, علمی‌, ورزشی‌ و غیره‌ با كشورها و یا مناطق كشورهای‌ خارج برای‌ ایالتهای‌ كشور.

8. رسمیت یافتن همه‌ زبانهای‌ ایران: تمام زبانهای‌ ملیتهای‌ ایرانی‌ اعم از فارسی‌, آ‌ذری‌, كردی‌, بلوچی‌, عربی‌, تركمنی‌ باید زبانهای‌ رسمی‌ كشور اعلام شوند و بكارگیری‌ آ‌نها در مراوده‌ با حكومت فدرال مركزی‌ در تمام پهنه‌ ایران آ‌زاد باشند ‌و حق آ‌موزش زبان مادری‌ در تمام ایران تضمین شود. هیچ زبانی‌ نباید تحت هیچ عنوان اعم از "مشترك", "رسمی‌ كشور",. . .اجباری‌ باشد. زبان رسمی‌ ایالتها زبان اكثریت ساكنین آ‌ن ایالت خواهد بود.

9ـ فدرالیزه‌ و غیردولتی‌ كردن وسائل ارتباطجمعی‌: رسانه‌های‌ همگانی‌ به‌ ویژه‌ رادیو و تلویزیون و همه‌ روزنامه‌ها و مجلات باید از مالكیت و كنترل دولت مركزی‌ خارج شوند و به‌ ارگانهای‌ غیرانتفاعی‌ و غیردولتی‌ ایالتها سپرده‌ شوند كه‌ در آ‌ن نمایندگان مهمترین گروه‌های‌ اجتماعی‌ و سیاسی‌ آ‌ن ایالت عضویت خواهند داشت. تلویزیون سراسری‌ باید مجموعه‌ای‌ از برنامه‌های‌ تهیه‌شده‌ توسط تلویزیونهای‌ ایالتی‌ باشد و نه‌ برعكس آ‌ن. انتشار مطبوعات و ایجاد فرستنده‌های‌ رادیویی‌ و تلویزیونی‌ توسط بخش خصوصی‌ نیز در چهارچوب قوانین فدرال و موازین شناخته‌شده‌ دمكراتیك آ‌زاد خواهند بود.

10ـ مكانیسم پیروی‌ اختیاری‌ از قوانین فدرال: تصویب و اجرای‌ بخشی‌ از قوانینی‌ كه‌ در پارلمان فدرال تصویب می‌شوند, باید برای‌ پارلمان و دولتهای‌ ایالتی‌ اختیاری‌ باشند. این امر به‌ این معنی‌ است كه‌ هر ایالتی‌ باید بتواند از قوانین مدنی‌ و كیفری‌ مستقل خود برخوردار باشد و در این موارد این قوانین نافذ باشند و نه‌ قوانین پارلمان فدرال. همچنین پارلمان فدرال می‌تواند در بخشی‌ از زمینه‌ها صرفاً اصول و چهارچوب قوانین را تدوین و تصویب نماید و پارلمانهای‌ ایالتها خود ـ بسته‌ به‌ اینكه‌ در آ‌نها كدام نیرو و ائتلاف سیاسی‌ اكثریت را در اختیار داشته‌ باشد ـ بتوانند جزئیات این قوانین را تنظیم و تصویب كنند.

11ـ ممنوعیت اعلام مذهب رسمی‌: در ایران قبل و بعد از انقلاب 57, علاوه‌ بر آ‌سیمیلاسیون ملی‌, غالباً ستم و شووینیسم مذهبی‌ نیز (بر غیر مسلمانان, چون بهائی‌ها, ارمنی‌ها و همه‌ دگراندیشان لائیك و حتی‌ بر سنی‌مذهب‌ها) اعمال گردیده‌ است. به‌ همین جهت نه‌تنها جدائی‌ دین از دولت ( به‌ ویژه‌ دستگاه‌ قضایی‌, نظام حقوقی‌ و همچنین آ‌موزش و پرورش), بلكه‌ ممنوعیت اعلام رسمی‌ بودن یا نبودن هر دین و مذهب و مكتبی‌ از خواستهای‌ اصلی‌ مردم و پیشروان جامعه‌ بوده‌ است و باید در قانون اساسی‌ فدرال و ایالتها گنجانده‌ شود.

12ـ سیستم انتخاباتی‌ متناسب با بافت ملی‌ ایران. نظام انتخابات باید تلفیقی‌ از سیستم اكثریتی‌ و نسبی‌ باشد, طوری‌ كه‌ هم احزاب بزرگ سراسری‌ امكان حضور مناسب را در مجلس فدرال داشته‌ باشند و هم احزاب منطقهای‌ و یا كوچك سراسری‌.

13ـ ضرورت وجود "قانون ممنوعیت تبعیض". تمام حقوق شهروندی‌ افراد به‌ ویژه‌ آ‌نانی‌ كه‌ در منشورهای‌ متعدد بین‌المللی‌ برشمرده‌ شده‌اند باید در گسترده‌ ایران‌زمین تضمین گردند. علاوه‌ بر آ‌ن حقوق اقلیتهای‌ ملی‌ داخل ایالتها نیز باید تأمین و تضمین شوند. نباید در "ایران دمكراتیك فدرالیستی‌" فردا كسی‌ به‌ خاطر عدم تعلق به‌ یك دین یا مذهب, گروه‌ ملی‌ و قومی‌, گروه‌ و طبقه اجتماعی‌, جریان و اندیشه‌ سیاسی‌ و جنسیت مورد تبعیض قرار گیرد و سركوب گردد. برای‌ پیشبرد این امر تأسیس وزارتی‌ در سطح فدرال كه‌ وظیفهاش همچنین تقویت روح همبستگی‌ در میان ملیتهای‌ ایرانی‌ خواهد بود, ضروری‌ به‌ نظر می‌رسد.

جایگزین كردن خودمختاری‌ با فدرالیسم
مسئله‌ ملی‌ در ایران پاسخ می‌طلبد. مردم كردستان ایران و حزب دمكرات كردستان ایران برای‌ دستیابی‌ به‌ حل این معضل سه‌ راه‌ بیشتر در پیش ندارند: استقلال, فدرالیسم, خودمختاری‌. ما در ضمن اینكه‌ استقلال و تشكیل دولت ملی‌ كردستان را حق مسلم و بی‌چون وچرای‌ خود می‌دانیم, آ‌گاهانه‌ از آ‌ن به‌ نفع زندگی‌ مشترك با دیگر ملیتهای‌ ایرانی‌ در یك ایران آ‌زاد و آ‌باد و دمكراتیك صرف‌نظر می‌كنیم. اما با توجه‌ به‌ بافت متنوع ملی‌ در ایران دستیابی‌ به‌ دمكراسی‌, آ‌زادی‌, حقوق ملی‌, فرهنگی‌ و سیاسی‌ ملیتها را تنها در سایه‌ یك نظام فدراتیو ممكن و میسر می‌دانیم.

خودمختاری‌ نیز مباینتی‌ با فدرالیسم ندارد, تنها جز‌و یا فرعی‌ از آ‌ن است. یكی‌ از "تفاوتهایی‌" كه‌ بین خودمختاری‌ و فدرالیسم وجود دارد, این است كه‌ اولی‌ تنها به‌ حقوق یك خلق یا یك منطقه معین نظر دارد, درحالیكه‌ عنایت دومی‌ معطوف به‌ كل كشور است. به‌ عبارتی‌ دیگر فدرالیسم مجموعه‌ای‌ از ایالتهای‌ خودمختار می‌باشد. به‌ همین خاطر ما از دهه‌ها پیش نظام فدراتیو را برای‌ ایران, ایده‌آ‌ل معرفی‌ نموده‌ایم. اما آ‌نچه‌ كه‌ ما را بر آ‌ن داشت كه‌ آ‌ن را در پی‌ مباحث پرشور كنگره‌ سیزدهم حزب بعنوان استراتژی‌ خود مطرح نماییم, عوامل متعددی‌ بودند كه‌ در در این نوشتار مختصراً به‌ بخشی‌ از آ‌نها اشاره‌ می‌كنیم:
1ـ تحولات بین‌المللی‌ و منطقه ای‌ باعث گردیده‌ كه‌ تعداد بیشتری‌ از كشورهای‌ جهان با تمركززدایی‌ دولتی‌ در مقیاس سراسری‌, سیستم فدرالیسم را در دستوركار خود قرار بدهند (و صد البته‌ این تحولات بی‌تأثیر بر روند رویدادها در ایران نبوده‌اند و نخواهند بود), و همچنین به‌ این دلیل كه‌ شاهد فراگیرشدن خواست فدرالیسم در ایران و كردستان ایران هستیم, تغییر شعار استراتژیك حزب از خودمتاری‌ به‌ فدرالیسم را الزامی‌ واقعی‌ ارزیابی‌ نمودیم. به‌ ویژه‌ اینكه‌ از نظر ما شانس مقبولیت آ‌ن در مقیاس داخلی‌ و بین‌المللی‌ با توجه‌ به‌ عوامل مذكور در این گفتار بیشتر می‌باشد.

2ـ فدرالیسم تجربه‌ موفقی‌ در كشورهای‌ دمكراتیك بوده‌ است, لذا درنظرنگرفتن تجارب بشریت مترقی‌ در این زمینه‌ اشتباه‌ خواهد بود. حتی‌ كشورهایی‌ چون فرانسه‌ كه‌ نمونه‌ تیپیك و الگوی‌ تمركزگرایی‌ برای‌ كشورهایی‌ چون ایران رضاشاهی‌ و تركیه‌ آ‌تاتورك محسوب می‌شدند, از یك دهه‌ پیش روندهایی‌ را در جهت فدرالیزه‌كردن ساختار سیاسی‌ خود آ‌غاز نموده‌اند.

3ـ میزان آ‌سیب‌پـذیری‌ ایالتها و مناطق مختلف ایران را از ناحیه‌ دولت مركزی‌ در صورت وجود نظام فدراتیو كمتر می‌گردد, چرا كه‌ هر نظام فدراتیو دست كم از حداقلی‌ از حق وتوی‌ ایالتها برخوردار است و دولت فدرال مركزی‌ همه‌ اهرمهای‌ سركوب را نمی‌تواند در اختیار داشته‌ باشد ـ امكانی‌ كه‌ در یك سیستم غیرفدراتیو و اقتدارگرا و حتی‌ با خودمختاری‌ یك منطقه معین ـ نمی‌تواند وجود داشته‌ باشد.

4ـ با طرح شعار فدرالیسم, دمكراتیزه‌ و فدرالیزه‌كردن ایران و از این طریق حل مسئله‌ ملی‌ دغدغه‌ كل ایران خواهد شد و نیروهای‌ بیشتری‌ را به‌ مصاف خواهد كشاند و هر نیروی‌ سیاسی‌ موظف می‌گردد به‌ آ‌ن پاسخ گوید. بنابراین از لحاظ تجریدی‌ و نظری‌ تلاشهای‌ بیشتری‌ برای‌ تبیین سیمای‌ سیاسی‌ آ‌ینده‌ ایران فدرال و دمكراتیك فردا رخ خواهد نمود, چون این مسئله‌, دغدغه‌ نیروهای‌ سیاسی‌ دیگر نیز خواهد گردید.

5ـ فدرالیسم نیروهای‌ سیاسی‌ ارتجاعی‌ و شووینیستی‌ را هم به‌ انشقاق خواهد كشاند, چرا كه‌ آ‌نها دیگر نخواهند توانست به‌ سهولت گـذشته‌, تحت عناوین "حفظ تمامیت ارضی‌", مبارزه‌ با تجزیه‌طلبی‌", "حفظ امت واحد", "دفاع از یگانگی‌ ملت ایران", "توطئه بیگانگان" و . . . مردم ناآ‌گاه‌ را برعلیه‌ آ‌ن ملیتی‌ كه‌ تنها جرمش بالابودن شعور و آ‌گاهی‌ ملی‌ و عدم تمكین به‌ زور و ستم ملی‌ است, تهییج كنند. به‌ این ترتیب فشار سیاسی‌ وارده‌ به‌ مردم منطقهای‌ كه‌ برای‌ احقاق حقوق خود بپا خواسته‌ است كمتر خواهد شد و آ‌ن را از حالت تدافعی‌ بیرون خواهد آ‌ورد و برعكس, آ‌نانی‌ را كه‌ با دمكراتیزه‌كردن ایران از راه‌ فدرالیزه‌كردن آ‌ن خصومت می‌ورزند, در حالت تدافعی‌ قرار داده‌ و بینش و منش شووینیستی‌ آ‌نها را برملا خواهد نمود.

6ـ خواست فدرالیسم, ملیتهای‌ دیگر ایران را نیز به‌ میدان مبارزه‌ خواهد كشاند, صفوف مبارزاتی‌ آ‌نها را فشرده‌تر و هم‌سرنوشتی‌, هماهنگی‌ و همبستگی‌ بین آ‌نان را افزایش خواهد داد. در راستای‌ این هدف باید از هم‌اكنون جبهه‌ یا ائتلافی‌ از ملیتهای‌ تحت ستم ایران را بوجود آ‌ورد.

7ـ یك جنبه‌ دیگر فدرایسم در مقایسه‌ با خودمختاری‌ این است كه‌ ملیتهای‌ ایران در اولی‌, كم یا زیاد, در حاكمیت سیاسی‌ فدرال نیز شركت و بر عملكرد دولت فدرال كنترل اعمال و بر محتوی‌ و تصویب قوانین نظارت خواهند نمود, همچون فرآ‌یندی‌ در سیستم خودمختاری‌ صرفاً یك منطقه معین, بعید به‌ نظر می‌رسد.

در خاتمه‌ ذكر چند نكته‌ در ارتباط با پیش‌شرطهای‌ لازم برای‌ دستیابی‌ به‌ فدرالیسم و دمكراسی‌ را ضروری‌ می‌دانیم:
1ـ از نظر ما "فدرالیسم" ایدئولوژی‌ نیست و به‌ مثابه‌ یك مفهوم و یك سیستم سیاسی‌ معین نیز از هیچ قدسیتی‌ برخوردار نیست و حزب ما خود را صرفاً با آ‌ن تعریف و در آ‌ن خلاصه‌ نكرده‌ و نمی‌كند. گزینش پراگماتیستی‌ آ‌ن از طرف ما صرفاً به‌ این لحاظ بوده‌ كه‌ آ‌ن را با توجه‌ به‌ تجارب موجود در سطح دنیا بهترین راه‌ ممكن برای‌ پاسخگویی‌ به‌ نیازهای‌ معین جامعه‌امان, به‌ خصوص به‌ معضل قدرت سیاسی‌ و مسأله‌ ملی‌ می‌دانیم: این نظام از تمركز قدرت سیاسی‌ ممانعت به‌ عمل می‌آ‌ورد, ملیتها یا مناطق مختلف را در قدرت سیاسی‌ مركز سهیم می‌سازد و به‌ آ‌نها اختیارات و صلاحیتهای‌ معینی‌ را اعطا می‌كند. این ساختار با توجه‌ به‌ ویژگیهای‌ ایران از پتانسیل دمكراتیك عمیق‌تری‌ به‌ نسبت یك ساختار متمركز و اقتدارگرا برخوردار است.

2ـ "فدرالیسم" مفهوم و ساختاری‌ دگم و بی‌روح و بی‌تحرك نیست, بلكه‌ حتی‌ در صورت پیاده‌شدن آ‌ن, پیوسته‌ در حال تحول و تكامل خواهد بود و بسته‌ به‌ نیروهای‌ حاكم جامعه‌ و برای‌ پاسخگویی‌ به‌ نیازها و شرایط و ملزومات نو, می‌تواند و باید دستخوش تغییراتی‌ نیز گردد. بنابراین فدرالیسم همچون دمكراسی‌ یك مقوله‌ نسبی‌ است و غلظت و ژرفای‌ آ‌ن می‌تواند در این یا آ‌ن جامعه‌ با توجه‌ به‌ شرایط تاریخی‌, سیاسی‌, فرهنگی‌, اتنیكی‌ و اقتصادی‌ آ‌نها تغییر یابد (همانطور كه‌ دو نمونه‌ اتریش و سویس آ‌ن را نشان می‌دهند).

3ـ دستیابی‌ به‌ بالاترین درجه‌ از فدرالیسم قبل از هر چیز نیاز به‌ یك پروسه‌ طولانی‌ و سهم و وزن نیروهای‌ دمكراتیك و چپ جامعه‌ دارد و جز در صورت نیكخواهی‌ انسانها و اراده‌ سازمانهای‌ پیشرو ممكن نخواهد شد. لذا برخورد كلیشه‌ای‌ و مكانیكی‌ با آ‌ن مفید نخواهد بود و ما را از مقصود دور خواهد نمود. علاوه‌ بر این چنانچه‌ در نظر داشته‌ باشیم كه‌ در جوامع چندملیتی‌ دمكراسی‌ و فدرالیسم رابطه ارگانیك با هم دارند و اجزا‌و لاینفك یك كل می‌باشند, یعنی‌ نه‌ دمكراسی‌ بدون فدرالیسم و نه‌ فدرالیسم بدون دمكراسی‌ می‌تواند وجود داشته‌ باشد, پی‌ خواهیم برد كه‌ هر چه‌ مكانیسمهای‌ دمكراتیك در جامعه‌ و ساختار سیاسی‌ آ‌ن تعمیق شوند, به‌ همان اندازه‌ فدرالیسم ژرفتر و شانس موفقیت بیشتری‌ خواهد یافت. بنابراین ممكن‌ترین و آ‌سان‌ترین راه‌ دستیابی‌ به‌ فدرالیسم تعمیق و گسترش دمكراسی‌ در جامعه‌ است. بالطبع عكس این امر نیز صادق است: هر چه‌ ساختارهای‌ فدراتیو عمیق‌تر باشند, به‌ درجه‌ والاتری‌ از دمكراسی‌ دست یافته‌ایم. اهمیت درك این نكته‌ از اینجا ناشی‌ می‌شود كه‌ دریابیم: نیل به‌ فدرالیسم ایده‌آ‌ل تنها در طی‌ یك پروسه‌ و محتملاً در چند مرحله‌ امكان‌پـذیر خواهد بود. همانطور كه‌ بسیاری‌ از سوسیالیستها نیل به‌ "سوسیالیسم" را منوط به‌ پیمودن "مرحله‌" یا "انقلاب دمكراتیك" می‌كنند, جانبداران فدرالیسم هم باید همچون فازی‌ را برای‌ تثبیت مبانی‌ اولیه‌ دمكراسی‌ به‌ مثابه‌ پیش‌شرط فدرالیسم قائل شوند. بنابراین فدرالیسم به‌ مثابه‌ یك ساختار دمكراتیك شرایط و فرهنگ دمكراتیك می‌طلبد. از این روی‌ مضامین و مطالبات دمكراتیك پیشگفته‌, یك شبه‌ و پشت میز مذاكره‌ بدست نمی‌آ‌یند و قبل از هر چیز نیاز به‌ طی‌ یك روند دمكراتیزاسیون و نهادینه‌شدن فرهنگ سیاسی‌ دمكراتیك در جامعه‌ دارند. بدین منظور باید در كنار توضیح آ‌ماجهای‌ پیشگفته‌ همگرایی‌, مدارا و روح دمكراتیك نیز در جامعه‌ تقویت گردد, آ‌ن هم به‌ ویژه‌ به‌ این دلیل كه‌ غلبه‌ دیكتاتوری‌ و شووینیسم طی‌ سده‌ها, در افكار و اذهان مردم و روشنفكران ما بی‌تأثیر نبوده‌ است و در بطن روند فدرالیزه‌كردن ایران یقیناً نقش مخرب خود را بازی‌ خواهد نمود. همچنین عامل ارتجاع داخلی‌ و خارجی‌ كه‌ از دمكراتیزه‌ و فدرالیزه‌كردن ایران و حل مسأله‌ ملی‌ در آ‌ن بیم دارد را نیز نباید از نظر دور داشت (به‌ ویژه‌ كشورهایی‌ كه‌ خود با معضلاتی‌ مشابه‌ روبرو هستند و از موضع شووینیستی‌ و سانترالیستی‌ با راهبردی‌ دمكراتیك و فدرالیستی‌ خصومت می‌ورزند).

4ـ همه‌ این واقعیات بار مسئولیتهای‌ ما را دوچندان می‌كند: از یك طرف باید با ظرافت و دقت بیشتری‌ به‌ مقوله‌ فدرالیسم بپردازیم و از برخورد عجولانه‌ و سطحی‌ و خودمحورانه‌ با آ‌ن دوری‌ جوییم و از طرفی‌ دیگر تلاشهای‌ بیشتری‌ برای‌ تدوین مبانی‌ نظری‌ آ‌ن به‌ ویژه‌ ترسیم سیمای‌ آ‌ینده‌ فدرال در ایران به‌ عمل آ‌وریم. لذا همه‌ احزاب و اندیشمندان و صاحب‌نظران و روشنفكران و به‌ ویژه‌ فعالان و كادرهای‌ حزب را فرا می‌خوانیم, در این راستا فعال شوند, چرا كه‌ یقیناً فردا برای‌ اینكار دیر خواهد بود. نتیجه‌ اینكه‌ راهی‌ كه‌ ما درپیش گرفته‌ایم, مطمئناً دشوار و صعب‌العبور خواهد بود, اما پیمودن آ‌ن برای‌ دستیابی‌ به‌ آ‌رمانهای‌ دمكراتیك, برای‌ جبران عقب‌ماندگی‌ و نیل به‌ عدالت و پیشرفت در همه‌ زمینه‌ها, برای‌ رسیدن به‌ دمكراسی‌ و رفاه‌ و آ‌سایش مردممان و همچنین برای‌ بنای‌ یك جامعه‌ دمكراتیك و فدرال اجتناب‌ناپـذیر می‌باشد.

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 یکشنبه، ۳۰تیر ۱۳۸۷ خورشیدی