کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

:: خبرگزاری کوردستان میدیا

.:: اندیشه ::.

 

آنومی فاشیسم در ایران

 

شادمان

 

فاشیسم به عنوان یک پدیده سیاسی در سالهای میان جنگ جهانی اول و دوم ظهور کرد . در واقع فاشیسم به عنوان یک پدیده سیاسی محصول بحرانهای اقتصادی – اجتماعی پس از جنگ جهانی اول بود . به عبارت دیگر فاشیسم به عنوان ترمیدور سرمایه داری از بحران اقتصادی – اجتماعی به صحنه سیاسی آمد . و باارائه راه حلهای به ظاهر انقلابی توده های ناآگاه را برای اجرای نیاّت خود بسیج کرد. فاشیسم ادعا میکرد که جنبش خلق است . و ادعای نمایندگی مردم و بسیج تمامی قشرهای جامعه را داشت . از نظر خواستگاه اجتماعی فاشیسم محصول رقابت طبقات متوسط جامعه شامل تجار خرد پا پیشه وران ، صنعتگران کوچک ، کارمندان جزء و دانشجویان با طبقات بالا و تضاد با سرمایه داری بود زیرا احساس می کردند که زیر چرخهای قدرت اقتصاد سرمایه داری له خواهند شد . اساس ایدئولوژی فاشیسم عبارت بودند از :
1- ایدئولوژی امت واحد
2- ایدئولوژی اقتدار رهبری
3- میلتیاریسم

الف – ایدئولوژی امت واحد در فاشیسم اشاره به این داشت. که امت واحد باید بر نیازها و مطالبات طبقات اجتماعی پرده استتار بکشد . و منافع طبقه حاکم و به طور کلی نظام، منافع اصلی و اساسی عموم مردم تلقی شود . فاشیسم بیشترین استفاده را از ناسیونالیسم برد . به این ترتیب که ناسیونالیسم وسیله ای بود . برای اغراق و بزرگداشت عظمت و افتخارات ملت خودی و در صورت لزوم ملت سازی اجباری و ترغیب مردم به همبستگی بی چون و چرا با ارزشهای قوم غالب .
ب: ایدئولوژی رهبری در فاشیسم بیانگر این واقعیت است.که رهبری حامی وتجلی گاه منافع عموم جامعه است . پس رهبری حتی الاامکان باید نیرومند گردد.واز کلیه عوامل مزاحم وبا لقوه رها شود .به عبارتی دیگر رهبر قدرتی فراقانونی داشته باشد . وحتی خود منشاء قانون باشد.
پ:ارتش برای فاشیسم نه تنها الگوی تشکیلات سیاسی_اجتماعی بود. بلکه این بخش از ایدئولوژی به لحاظ روانی تجلی روحیه سادیستی _ مازوخیستی بود.وبه عنوان وسیله ای مناسب برای اعمال نظریات حاکمیت ضروری بود.فاشیسم سعی می کرد.با استفاده از نظام وسیع سازمانهای شبه میلیتاریستی_توده ای در تمامی ارکان جامعه نفوذ کند. تا با این وسیله بتواند تمامی گروههای اجتماعی را در بر بگیرد. و آنها را زیر نفوذ ایدئولوژیک و سیاسی خود درآورد . ویژگی چنین سازمانهایی این بود. که هیچ گونه نفوذی افراد در سرنوشت خود نداشتند . این سازمانها با قاطعیت تمام بر مبنای اصل رهبری پایه گذاری شده بودند .
با این مقدمه شروع می کنیم به آنومی فاشیسم در ایران پس از پیروزی مشروطه قدرت دولت مرکزی بسیار تضعیف شد . بحران سازی و توطئه های مستبدین و مخالفین ، قدرت طلبی ملاکین و زمینداران بزرگ و تقسیم ایران به دو حوزه نفوذ روس و انگلیس دست به دست هم میدادند و ایران را با چالشهای جدی روبرو کردند . و از منظر ناسیونالیستهای تجددخواه، مشروطه به جای اینکه ترقی و پیشرفت را به دنبال داشته باشد . در عمل زوال و انحطاط را به ارمغان آورد .
مجموعه این شرایط باعث اتحاد خرده بورژوازی و ملاکین با روشنفکران ناسیونالیست ایران و ظهور فاشیسم گردید . با به قدرت رسیدن رضا خان که شخصیتی نظامی داشت . و ظهور حکومت پهلوی سازمان نیروهای نظامی و ارتش متمرکز و مدرن گردید . رضا خان توانست. تا حدودی پریشانی سیاسی در ایران را با توسل به قوای نظامی سرکوب و امنیت را که مطلوب خرده بورژوازی و به طور کلی طبقات متوسط بود برقرار نماید . تحکیم پایه های حکومت رضا خان در اذهان عمومی او را به سمبل اتحاد ملی و یکپارچگی ایران و رهبری مقتدران تبدیل کرد . رضا شاه در تلاش برای احیای عظمت ایران باستان در آن دوره که جمعیت کل کشور ده میلیون نفر بود .
ارتش یکصدو پنجاه هزار نفری با صرف تقریباّ یک سوم بودجه کشور تشکیل داد. ارتشی که مسئول ترویج ملت سازی رضا شاه، حذف اقلیتهای ملی و سمبل میلیتاریسم فاشیستی در ایران بود. در حوزه بین المللی نیز رضا شاه عملاّ گامهای مؤثری در راه نزدیکی به آتاتورک (بنیانگذار فاشیسم در ترکیه)و آلمان برداشت ، اما شکست آلمان از قوای منتفقین باعث شد ، که انگلستان رضاشاه را برکنار و محمدرضا را به سلطنت برساند . قدرت یافتن محمد رضا شاه باعث قبضه قدرت و پیگیری برنامه های رضاشاه شد. و فاشیسم در این دوره تحت عنوان موازنه مثبت پیگیری شد . جشنهای دوهزارو پانصد ساله و پنجاه ساله سلطنتی که با شعار بازگشت وهدایت ایران به دوران شکوه و عظمت پادشاهی گذشته انجام گرفت.نمونه هایی از ویژگی فاشیسم در این دوره بود. محمد رضا شاه حتی گام را از پدر نیز فراتر گذاشت. وادعا کرد. که او از طرف خدا مامور نجات ایران شده.و دارای فره ایزدی است. او با دخالت در تمام تصمیم گیریها و خواست وفاداری زیردستان ، یگانه شخصیت تاثیر گذار در مملکت بود.او با در آمد نفت توانست یک رابطه ولی نعمت_مریدی ویک دولت نئو پدر سالار برقرار کند. وتوانست ایدئولوژی اقتدار رهبری را تحکیم ببخشد.محمد رضا شاه در تلاشی برای میلیتاریزه کردن ایران ارتش ونیروهای مسلح را به طور چشمگیری افزایش داد. وبا بالا رفتن درآمدهای نفت در دهه پنجاه سیل تسلیحات مدرن به ایران سرازیر شد. به طوری که در اوایل 1350 نزدیک به یک سوم بودجه کشور به هزینهای نظامی اختصاص یافت. وبودجه نظامی از 293 میلیون دلار در سال 1342 به 8/1 میلیارد دلار در سال 1352 وبه 3/7 میلیارد دلار در سال 1356 رسید. به لحاظ ساختار نظامی نیز با ایجاد رکن دوم ارتش ،ساواک وسازمان بازرسی شاهنشاهی نفوذ واقتدار خود را تحکیم بخشید. محمد رضاشاه نیز همانند پدرش به ترویج وگسترش ایران بزرگ وملت واحد ایرانی ،وحدت ویکپارچگی ملی تاکید داشت.او تلاش کرد.تا سرمایه داری در ایران را گسترش دهد. در واقع در این دوره دولت مسئول اصلی انباشت سرمایه وسهم بندی اعتبارات وتوسعه اقتصادی بود. در نتیجه همزمان نیز در مقام ابزار هژمونیک طبقه حاکم عمل می کرد.بنابراین حاکمیت خود بزرگترین سرمایه دار و کارخانه دار بود. شکل گیری این بستر که در نتیجه عدول شاه از اساس نظری فاشیم که مبارزه با سرمایه داری بود.باعث شد.همزمان که نیروهای اجتماعی سرمایه داری رشد می کنند. همتایان سنتی آنها (خرده بورژوازی تجاری وسنتی،زمینداران وبازاریان)که از حامیان اجتماعی فاشیسم وعامل اصلی تشکیل وتحکیم حکومت پهلوی بودند.در جهت مخالف رشد کنند.همچنین در این دوره چالش دیگر این بود. که اجرای استراتژی صنعتی کردن،ساختارهاونهادهای اقتصادی را در معرض تحول قرار داد.اما ساختارهای سیاسی_سلطنتی وغیره دمکراتیک دست نخورده باقی ماندند.ومتحول نشدند.بنابراین فاشیسم در قالب دیگری که نتیجه رویگردانی حامیان اصلی فاشیسم رضاشاهی از حکومت پهلوی بود.باز تولید شود.به عبارتی دیگر حکومت مذهبی جدید نیز به لحاظ خواستگاه اجتماعی همانند فاشیسم بود. زیرا خرده بورژوازی تجاری،بازار وطبقات متوسط به علت احساس خطر از تحول نهادهای اقتصادی وگسترش سرمایه داری با توجه به خصلت مذهبی،به فاشیسم مذهبی پیوستند.این محصول نتیجه امتزاج ناسیونالیسم ایرانی وقرائتی فاشیستی از مذهب بود. این روند بدون شک نتیجه اهمال دستگاه اطلاعاتی پهلوی بود. زیرا آنها در حالی که به شدت با هر گونه گرایشات قومی وچپی برخورد می کردند.مذهبیون هر روز فربه تر می شدند.پروژه ای که سه اصل اساسی و بنیادین فاشیسم را به طور کامل دارا می باشد.
1- اصل امت واحد:که این اصل با نگرش دینی واشاره به آیات واحادیث تئوریزه گردید. وایجاد امت واحد اسلامی با عنوان اصل خدشه ناپذیر حکومت ایران پیگیری شد. روندی که در تلاش هستند.با شکستن جغرافیای سخت ووضعیت ژئوپلتیک،به عنوان قطبی مقابل سکولاریسم فراگیر شود.
2- اصل رهبری:که نمود کامل آن در اسلامیت ساختار حکومت ایران وفراتر از جمهوریت آن به صورت ایده ولایت مطلقه فقیه تئوریزه گردید.و اختیاراتی که در قانون اساسی ایران برای آن تعریف شده.که دارای جنبه های فرا قانونی است.به طوری که هر قانونی که او با آن موافق باشد. تصویب واجرایی می گردد. واگر موافق نباشد. از دستور کار خارج می گردد. همچنین از موارد دیگر قدرت واختیارات رهبر در انتصاب کردن افراد مجمع تشخیص مصلحت نظام وشورای نگهبان به عنوان دو اهرم انتصابی_قانونی با اختیارات فوق العاده است.
3- اصل میلیتاریزم:این اصل پس از پیروزی انقلاب ومتعاقب آن نهادهای شبه نظامی به صورت گسترده ای شکل گرفتند.در حکومت جدید روند روبه رشد بیشتری پیدا کردند.در این دوره علاوه بر نهادهای نظامی وانتظامی گذشته،نهادهای نظامی دیگری نظیر کمیته انقلاب، ثار الله وسپاه شکل گرفتند.وگروه تروریستی موئتلفه وسایرین نیز هر کدام به جای ساختار سیاسی ساختاری شبه نظامی داشتند.که بعدها کمیته وثار الله با شهربانی وژاندرمری ادغام ونیروی انتظامی پایه ریزی شد. ارتش نیز به صورت سابق با کارویژهای سابق باقی ماند.اما یک نهاد نظامی بسیار فربه در این دوره سپاه پاسداران بود.که در واقع مولود انقلاب بود.واز کارویژهای اساسی آن حفظ وصیانت از دستاوردهای انقلاب می باشد. که به موازات ارتش وبسیار فربه تر از آن گسترش یافته ودر کنار آن بسیج نیز به عنوان یک سازمان شبه نظامی همانند آختاپوسی در تمامی شئونات اداری وزندگی مردم نفوذ کرد.ومسئول سازماندهی وبسیج جامعه بر اساس آموزهای حاکمیت و در راستای دفاع از ارزشهای حاکمیت می باشد.بنابراین منطقی وعلمی است.اگر گفته شود.که با توجه به سه اصل فاشیسم همچنین خواستگاه طبقاتی حامیان آن،پس از انقلاب 1357 در ایران فاشیسم باز تولید شده.با اصل قرار دادن ایدئولوژی دینی_ناسیونالیستی.

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 جمعه، ۱۴تیر ۱۳۸۷ خورشیدی