کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

:: خبرگزاری کوردستان میدیا

.:: اندیشه ::.

 

كنفرانس "ايران ناشناخته، مورد ديگرى براى فدراليسم" موجبى براى برانگيخته شدن

احساسات شووينيستى و پان ايرانيستى

 

عبدالله بهرامى

 

اقدام آقاى مايكل لدين از انستيتوى امريكن انترپرايز به برگزارى كنفرانسى با عنوان "ايران ناشناخته مورد ديگرى براى فدراليسم" موجبات برانگيخته شدن احساسات ارتجاعى، شووينيستى و پان ايرانيستى برخى از گروهها و سازمانهاى سياسى را از راست گرفته تا چپ بنياد گرا ـ فراهم آورد. اين جريانات با انتشار اطلاعيه‌هايى ضمن ابراز ناخرسندى شديدشان از اين اقدام انستيتوى امريكن انترپرايز و آقاى مايكل لدين، مخالفت شديد خود را نسبت به مطرح شدن مسأله‌ى ملل تحت ستم ايران و طرح فدراليزه كردن ايران نشان دادند.
نكته‌ى بسيار قابل تأمل اين گروهها عليرغم تفاوتهاى اساسى در باورهاى سياسيشان در اين مورد در نقاط مشتركى تلاقى پيدا كرده‌اند يا به بيان ساده‌تر با گفتمان مشتركى به ميدان آمده‌اند، و آن اينكه همگى اين گروهها و جريانات از چپ بنيادگرا گرفته تا راست راست در همان حال نگرانى شديد خو درا از به ميان آمدن مسأله مليتها يا به گفته‌ى آنان قوميتها و به تبع آن مسأله‌ى فدراليسم ابراز كرده‌اند و آنرا در راستاى تجزيه‌ى ايران دانسته‌اند.
البته براى يافتن ريشه‌هاى اين قبيل نگرانى‌ها بايد ريشه‌هاى گفتمانى ر اشناسايى كرد كه وجه مشترك همه‌ى جريانات از اين دست را تشكيل مى‌دهد كه آنهم عبارت است از گفتمان دولت ـ ملت فارس حداقل ريشه‌هاى سربرآوردن آن به دوران مشروطه و بعداً دوران پهلوى ها كه مصادف است با تشكيل دولت متمركز در ايران بر مى‌گردد. براساس اين گفتمان براى دستيابى به تمركز قدرت سياسى در كشور بايد بر مبناى پروژه‌اى نظير آنچه كه در برخى از كشورهاى اروپايى نظير فرانسه ضمن ؟ تنوعهاى مليتى، زبانى يا فرهنگى با محور قرار دادن يك زبان يا يك ملت، چهارچوب فرهنگى يك سرزمين را با چهارچوب سياسى كه همانا دولت باشد هماهنگ كرد.
اين پروژه‌اى است كه تمام دوران پهلوى‌ها به شيوهاى فراگير و گسترده بر اقوام و مليتهاى درون كشور ايران تحميل آن آغاز گرديد و در دوران رژيم اسلامى نيز با مبنا قرار دادن دين و مذهب ملت فارس با روشهاى ديگرى ادامه پيدا كرده است. هم پروژه دو لت ـ ملت سازى پهلوى‌هاى پدر و پسر كه بعدها مبناى جمهورى اسلامى قرار گرفت و هم پروژه دولت ـ ملت اسلامى جمهورى اسلامى كه مسلمان بودن و شيعه بودن را شرط نخست هويت فرد ايرانى قرار داده‌اند. در ذات خود در دشمنى آشتى ناپـذير با تنوعات مليتى، قومى، فرهنگى و به طور كلى با هرگونه تنوع كه نشان از يك هويت مستقل از هويت حاكم و مسلط داشته باشد قرار دارند.
اين پروژه اگر چه مجريان متفاوتى داشته و دارد اما در واقع در پى تعصب وتأمين هدفى واحد كه عبارت است از يكسان سازى و به بوته ريختن تنوعات و دگرگونگى‌هاى مليتى، قومى، فرهنگى، مذهبى عقيدتى و ... مى‌باشد.
اگر چه از آغاز اين پروژه‌ى شوم دولت ـ ملت نزديك به هشت دهه مى‌گـذرد، اما روشنى و برجستگى تنوعات مليتى ـ و فرهنگى باعث شده است كه برخلاف آرزوهاى شووينيستى بانيان و مجريان آن با شكست مواجه شود.
سازمانها و جريانات برآشفته از برگزارى كنفرانس شده، كه برخى از آنان اطلاعيه و اعلاميه‌هايى عليه برگزارى و برگزاركنندگان آن صادر كرده‌اند، همگى بر اين نكته تأكيد گـذاشته‌اند كه سخن گفتن از "قوميتها و تنوعات قومى" ايران و همچنين فدراليسم امرى غير مجاز و در راستاى تجربه‌ى ايران قرار دارد و در نزد آنان عبور از خط قرمز دولت ـ ملت آرمانى آنان تلقى مى‌شود. به طوريكه اين جريانات كه برخى از آنان عبارتند از حزب مشروطه ايران، حزب مرز پرگهر!! اتحاد عمل براى دمكراسى در ايران، حزب كمونيست كارگرى به حدى برآشفته‌اند كه برگزارى اين كنفرانس را در راستاى ادامه‌ى حيات جمهورى اسلامى و حتى خدمت به حكام مستبد جمهورى اسلامى دانسته‌اند و اپوزيسيون ايران را به مقابله با"چنين طرحهايى" فرا خوانده‌اند.
البته از چنين جرياناتى كه فوقاً بر مبانى فكرى آنان اشاره گرديد، به هيچ وجه بعيد نمى‌نمايد كه در تقابل با طرح مسأله مليتها ـ يا به تعبير آنان قومهاى ايرانى ـ چنين عكس العمل هايى از خود نشان دهند. زيرا كه اين قبيل جريانات سياسى كه برخى از آنان در شوينيسم و باستان پرستى و تخيلات ملت سازى در اسامی‌شان نيز به وضوح ديده مى‌شود، در واقع معتقد به حذف وناديده انگاشتن مليتهاى ديگر هستند. اين جريانات با مطرح كردن شعارهايى چون دمكراسى و حقوق بشر به عنوان اولويتهاى تحولات سياسى كشور در واقع در صدد آنند كه در تحولات آتى نيز راه را بر به ميان آمدن مسأله‌ى مليتهاى تحت ستم ايران بگيرند. به همين دليل ساده است كه اين جريانات از مطرح شدن فدراليسم به عنوان سيستمى كه در آن همه‌ى هويتها به حساب آيند و بر مبناى تنوع هويتهاى مليتى، فرهنگى و... قدرت سياسى تقسيم گردد و از تمركز قدرت در مركز يا در دست حكام يكى از مليتهاى كشور جلوگيرى شود در هراسند.
طرح شعار حقوق بشر و تلاش براى تأمين حقوق بشر هميشه از جمله اولويتهاى مبارزاتى مبارزين كردستان بوده و هست، اما مبارزين كردستان و در صدر آنان مبارزين حزب دمكرات كردستان ايران به اين واقعيت واقف بودند كه تنها در صورتى مى‌توان به تأمين حقوق انسانى انسانها بدون در نظر داشتن جنس، نژاد و مليت پرداخت كه در مرحله‌ى نخست نظام سياسى عادلانه كه معتقد به حقوق بشر و دمكراسى و تقسيم عادلانه قدرت و ثروت باشد استقرار يابد. به همين دليل هيچ گاه معتقد نبود و نيست كه نظام سياسى هرچند در ظاهر دمكراتيك بدون بهره‌گيرى از سيستمى كه هويتهاى جمعى گروههاى انسانى را مد نظر داشته و بر همين مبنا به تقسيم قدرت بپردازد نه تنها مى‌تواند ستم ملى را رفع كند، بلكه با استفاده از ابزارهاى دمكراتيك زمينه را براى استمرار ستم اكثريت(براى نمونه مليتى كه از نظر جمعيت در اكثريت باشد) بر اقليت هموار مى‌كند. بدين جهت عنوان كردن شعار تأمين حقوق بشر در ايران از سوى سازمانها و جريانات تماميت خواه و شووينيست ايرانى را نوعى ديگر از انكار هويت گروهى انسانها كه مليتها باشند،مى‌داند.
در اينجا و در پايان اين مقاله يادآورى چند نكته بسيار مهم به افراد، سازمانها و جريانات سياسى شووينيست، پان ايرانيست و باستان گرا ضرورى مى‌نمايد:
1ـ مليتهاى ساكن كشور ايران بخشى از مليتهاى بزرگى هستند كه در نتيجه‌ى شكست هاى پى‌درپى شاهان ايران و سياستهاى استعمارى (پس از جنگ جهانى اول) در ميان كشورهاى منطقه تقسيم شده‌اند. اينكه يك يا همه‌ى اين مليتها از لحاظ جمعيتى در هر كدام از اين كشورها در اقليت قرار گيرند به هيچ وجه نمى‌تواند توجيه‌ى براى انكار هويت ملى و فرهنگى اشان قرار گيرد.
2ـ جهانى شدن اقتصاد، اطلاعات و تكنولوژى اگر از سويى اين مليتها و تمامى مليتهاى جهان را به ميدان رقابتى دشوار كشانيده است، اما در همان حال فرصتهاى (اگر چه نمى‌توان گفت برابر) مناسبى را براى آنان ايجاد كرده است تا با استفاده از آن با هويت هاى مستقل ظاهر شوند و در واقع به احياى هويت ملى و فرهنگى خود بپردازند. با در نظر گرفتن اين واقعيت هيچ ملتى نمى‌تواند صرفاً با رجوع به استيلايى كه بنا به دلايل گوناگون بر مليتهاى همجوارش داشته است، هويت آنان را انكار كند. بانيان و مجريان اين سياستها یا روح زمانه را درك نكرده‌اند، يا عاجز از قبول واقعيتها هستند.
3ـ دمكراسى در صورت عدم تنوعات و در غياب پلوراليزم هميشه در معرض خطر بازگشت ديكتاتورى و استبداد قرار دارد، به همين دليل قبول تنوعات و رنگهاى متفاوت نه تنها لازمه‌ى بلكه ضامن دمكراسى است.
4ـ فدراليسم در واقع نوعى اتحاد دلخواهانه‌ى بخشها و هويت هاى متفاوت و مستقل از هم است، اتحاد دلخواهانه ضامن يكپارچگى هر ساختار سياسى است. در مقابل اين اتحاد و يكپارچگى اجبارى است كه هميشه در خطر فروپاشى قرار دارد.

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 یکشنبه، ۳۰تیر ۱۳۸۷ خورشیدی