به مناسبت گراميداشت شصتمين سالگرد تأسيس جمهورى كردستان
دكتر گلمراد مرادى
از آنجا كه واقعهى مهم تأسيس
جمهورى كردستان در تاريخ خلق كرد، در سراسر خاورميانه و اروپا به سمبل مبارزه حقطلبانهى
خلق كرد تبديل گرديده و يكى از وقايع مهمى بوده كه دوستداران آزادى و معتقدين به
دمكراسى با ديدهى احترام به آن و به بنيانگـذارانش نگريسته و مىنگرند، بنابراينن
پس از گـذشت بيش از پنجاهونه سال از سركوب ظالمانه اين جنبش مردمى هنوز هم در
خاطره عدالتخواهان و شخصيتهاى مترقى زنده است و بدون شك اين يادبود در يادمانها
جاويدان خواهد ماند و بهمين دليل دوستداران آزادى و دمكراسى هرسال بياد اين واقعهى
درخشان در جامعهى كرد خواهند بود و آن را گرامى خواهند داشت، تا يادش را بحق در
اذهان نسلهاى آينده زنده و جاويد نگهدارند.
در واقع برپايي جمهورى كردستان خواست قبلى اكثريت مردم كرد شيفتهى آزادى و دمكراسى
بود. زيرا پس از آن كه نيروهاى متفقين وارد خاك ايران شدند و از شمال و جنوب اين
كشور را اشغال نمودند، پيشوا قاضىمحمد كه شخصيت سرشناس و مورد قبول اكثر كردهاى
منطقهى غيراشغالى بود، با درايت خاص خود و تماس با دولت مركزى و قبل از همه تماس
با فرماندهان نيروهاى متفق انگلستان و آمريكا، براى شناسايى حق خودمختارى در
چهارچوب كشور ايران، كوششهايى به عمل آورد ولى متاسفانه بىنتيجه ماند و موفقيتى
بدست نياورد و مركزيتگرايان خارجى و داخلى به بهانههاى واهى اين خواست برحق را رد
كردند.بنابراين تنها راهى كه براى ملت كرد و قاضىمحمد مانده بود اعلام همين حكومت
خودمختار در چهارچوب ايران بود، نه بيش و نه كم.
اهداف جمهوري كردستان چه بود؟
در بارهى نظرات پيشوا قاضى محمد، حزب تازه تأسيس دمكرات كردستان ايران و اهداف
جمهوري كردستان تفاسير و حدس و گمانهاي بيشماري نقل كردهاند.
در حقيقت قاضى محمد چيز اضافى از آنچه ما امروز حقوق برحق ملت كرد مىدانيم،
نخواسته بودند. خواستهاي ايشان و ديگر رهبران، تحقق بخشيدن به نكات زير در برنامه
حزب دمكرات كردستان كه برنامه جمهوري هم بود خلاصه مي شد:
1. اداره امور محلي كردستان بايد براي كردها در داخل ايران آزاد و مستقل باشد و
كردها يك نوع خودمختاري در چهارچوب مرزهاي ايران بدست آورند.
2. زبان كردي در داخل كردستان، بايد در مدارس زبان تدريس و در ادارات زبان رسمي
باشد.
3. بنا به قانون اساسي ايران بايد هرچه سريعتر در كرستان شوراهاي محلي انتخاب شوند
و تمام كارهاي امور اجتماعي و دولتي زير نظر اين شوراهاي استان قرار گرفته و انجام
شوند.
4. همه كارمندان دولتي بايد از ميان افراد بومي كرد باشند.
5. بايد مابين كشاورزان و مالكان مقرراتي بسود طرفين تنظيم شود كه آيندهى هر دو
طرف را تضمين نمايد.
6. حزب دمكرات كردستان كوشش خواهد نمود، ضمن مبارزه براي دستيابي به اين حقوق،
اتحاد و برادري با خلق آذربايجان و ديگر خلقهاي اقليت كه در آذربايجان زندگي ميكنند،
مانند آسوريها، ارمنيها و ديگران، بوجود آورده و حفظ نمايد.
7. حزب دمكرات كردستان براي بهبودبخشيدن و گسترش دادن سيستم تعليم و تربيتي و
بهداشتي و بهتر نمودن وضع زندگي اقتصادي و اجتماعي خلق كرد نيرو خواهدگـذاشت و با
تمام قوا در اين راه مي كوشد.
8. حزب دمكرات كردستان فعاليت آزاد سياسي را براي همهى خلقهاي ايران ميطلبد كه
آنها بتوانند با انجام وظايف، سهمي در توسعه و ترقي سرزمين و وطن خود داشته باشند.
دستآوردهاى جمهوري كردستان:
همانگونه كه هموطنان عزيز اطلاع دارند، جمهوري كردستان فقط توانست باتمام مشكلاتي
كه برايش از همه سو پيش ميآوردند، يازده ماه يا كمي بيشتر دوام بياورد. ازجمله
كارشكنيها و تبليغات سوْ ازطرف برخي از نيروهاي خارجي اشغالگر، تحريم اقتصادي از
طرف حكومت مركزي تهران و ممنوعيت اجازه حمل و نقل مواد توليدي كردستان به ديگر نقاط
ايران و غيره، آن موانعي بودند كه جلوى پيشرفت و ترقي را در كردستان مي گرفتند. با
اين وصف، جمهوري توانست با حمايت قاطع مردم دست به اقدامات چشمگيري بزند. مثلاً
تأمين امنيت براي مردم. در خلال حدود يك سال حاكميت مطلق كردها برمنطقه، كمترين نا
عدالتي بوقوع پيوست و با وصف ناآرامىهاي ممتد در سراسر ايران بجز يك نفر در منطقه
تحت نفوذ جمهوري كردستان، كسي كشته نشد. همهى سران عشاير و ايلات خود را تابعي از
جمهوري كردستان مي دانستند و در راه اتحاد باهم گام برمىداشتند. كوششهايي در راه
حفظ و گسترش فرهنگ كردي به زبان مادري صورت گرفت. از همان ماه نوامبر سال 1945
كتابهاي درسي فراواني به زبان كردي بچاپ رسيد و آماده استفاده شدند و دربرخي شهرهاي
كردستان در مدارس به زبان كردي آغاز به تدريس نمودند. كوشش در راه مدرن كردن زندگي
مردم، با از ميان برداشتن آداب كهنه و قرون وسطايى و توجه جدي به حقوق زنان در
كردستان. براي نمونه درهمان روز اول اعلام حكومت خودمختار، قاضى محمد دستور افتتاح
يك مدرسه و دبيرستان دخترانه را صادر نمود. اين كار در حالي انجام مىگرفت كه فقط
يك درصد زنان كرد خواندن و نوشتن مىدانستند. برداشتن قدمهاي اوليه در بهبودبخشيدن
به رابطه بين مالكان زمين و كشاورزان و نيز تحولي در وضع بازرگاني و توليدات.
متأسفانه زمان بسيار كوتاه بود كه بتوان نتيجه مثبت اين اقدامات را مشاهده نمود.
اما دستآوردى كه تا به امروز نيز جاودان ماندهاست. شيوهى حكومتداري و رفتار كم
نظير رهبر اين جمهوري كوتاه عمر بود. به شاهدي ناظران عيني، قاضىمحمد در تاريخ خلق
كرد يك شخصيت استثنائى بود و هنوز هم رفتار محبتآميزش، حتى با دشمنان خلق كرد و
وفاداريش به مردم كرد، زبان زد عام است. يك نكته در اينجا بايد دررابطه بابزرگمنشي
اين مرد تاريخ كرد گفته شود. زنده ياد دكتر قاسملو آن را بدين شرح در چهل سال
مبارزه آوردهاند: كه ملا مصطفى هميشه زنده براي آخرين بار درتاريخ 16 دسامبر 1946
به ديدار قاضى محمد آمد و از ايشان بطور جدي در خواست نموده بود كه به بارزانيها
بپيوندد و اطمينان دادند كه پيشمرگان بارزاني اوامر او را اجرا خواهند نمود. قاضى
محمد در پاسخ گفته بود: "(من مي دانم كه زندگيم را به خطر مىاندازم، اما اين موضوع
مهم نيست. من ملت كرد را تنها (بجاي) نميگـذارم)".(همانجا ص 116-112، مرادي277)
يعني او پيش بيني مي كرد كه رژيم شاه در حقش جنايت روا خواهد داشت، اما حاضر به ترك
سرزمين خويش و ملت كرد نشد و در كنار مردم ماند.
تهمتهاي واهي به خلق كرد و شكست جمهوري كردستان:
از آنجا كه حكومت مركزي به دستور اربابان خود بهيچ وجه موافق خودمختاري خلقها نبود،
پس مىبايستي بهانهها و دلايلي براي حمله به آذريها و كردها به وجود آورد. دلايل و
بهانه براي آذربايجان كه بيشتر تحت نفوذ شوروي بود و رهبران آن به ايدئولوژي
كمونيستي اعتقاد داشتند، كافي به نظر مىرسيد. اما تهمت تجزيهطلبى و وابستگي كه به
كردها و شخص قاضى محمد زده مىشد، حتى خود رژيم تهران در دروغ و واهىبودن آن شكي
نداشت و بعدها نيز معلوم شد كه دروغ هستند. زيرا قاضىمحمد نه كمونيست بود و نه
علاقهاي به اجراي دستورات كمونيستها در كردستان داشت. مصاحبههاي قاضى محمد دليل و
شاهد زندهى اين ادعا مي باشد. به علاوه هنگامي كه نيروهاي متفق وارد خاك ايران
شدند، اولين كوشش قاضىمحمد براي حل مسئله كرد تماس با دو افسر آمريكائي و انگليسي
بود كه در نظر داشت خواست كردها را با فرماندهان نيرهاي آنها در ميان بگـذارد كه
موفق نشد. تازه پس از نااميدي از آمريكا و انگلستان به پيشنهاد فرماندهان شوروي
بدون قبول هيچگونه قيد و شرطى پاسخ مثبت داد.
جمهوري كردستان چه تجربياتي به ما داده و وظيفهى ما
در برابر ملتمان چيست؟
نخستين تجربه آنست، همانطور كه در پيش ذكرش رفت، ملت كرد دوستان و دشمنان خود را
بشناسد. به ما ياد داده كه مليت و شرف انساني خود را با ماديات و مقام عوض نكنيم،
به ما ياد داده است كه در راه آگاهي خود و هم مليتهايمان بكوشيم، حقوق خود را
بشناسيم و اتحاد خود را حفظ نمائيم. به ما ياد داده است كه بدون رعايت اين نكات
قادر نخواهيم بود آزادى خود را به دست آوريم. وظيفه مبرم ما كوشش در تحقق بخشيدن به
اين نكات مهم است و دوري جوئي از نوكرصفتي و قباي نوكري بيگانه پوشيدن.