کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

:: خبرگزاری کوردستان میدیا

.:: اندیشه ::.

 

نقد مقاله مصاحبه با خودم از فاروق كيخسروى در نشريه چشم انداز ايران ويژه كردستان، شماره دو

 

آزاد مريوانى

 

تحليل مسايل سياسى و بررسى وضعيت اجتماعى يك كشور با مليتها و مذاهب متنوع زمانى منطقى و اصولى است كه تحليلگر، آزادى و توان كافى و شايستگى بدور از تعصب و تأثيرپـذيرى در ميان احزاب و گروه‌هاى درگير را داشته باشد كه خوشبختانه آقاى كيخسروى ضمن اذعان بر ناتوانى و شناخت و يا حضور فعال در جريانات كردستان و ايران چه در اوايل انقلاب و چه بعد از آن هر جا در مصاحبه با خودش دچار تناقض مى‌شود وانمود مى‌كند كه ايشان كسى نبوده و اينك كه قيافه را باخته است و مى‌داند مسئله‌ى كرد جهانى شده و راه برگشت به ميان ملتى كه در حقش خيانت كرده است برايش ميسر نيست چنان پنداشته كه شايد جوانان كرد از هر آنچه بر سر اين ملت آمده بى خبر باشند و با اين روش گناه كرده‌اش را بر گردن احزاب سياسى بيندازد در داخل كشور كسى از ماجراى كردستان خبر ندارد و احزاب سياسى هم كه نه زمينه و نه حق اظهار نظر در مسايل كردستان را داراند و اگر نه در كجاى دنيا رسم است فرد با خودش به مصاحبه بپردازد و سفسطه‌هاى درونيش را در مورد احزابى كه حتى حق دفن و زيستن در سرزمين خود را ندارند به مسلخ بكشد و خيانت را خدمت و فداكارى را آشوب بنامد.در صفحه 57 از ناآگاهى مسئولان در امور كردستان در اول انقلاب صحبت مى‌كند و احزاب كرد را آشوبگر مى‌خواند امروز كه 27 سال از حضور حاكمان در منطقه مى‌گـذرد با وصف توسعه ارتباطات و جهانى شدن مسئله كرد و حضور مردم در 2 خرداد 76 و انتخابات شوراها و انتخابات مجلس ششم و تلاش صابرانه نمايندگان فراكسيون كرد چه تغييرى در رفتار مسئولان و وضع سياسى و اجتماعى و فرهنگى و اقتصادى كردستان پديد آمده است؟ بينش مسئولان نسبت به ملت كرد چه فرقى كرده است؟ اگر يكبار متن مصاحبه با خود را مطالعه مى‌كردى پى مى‌بردى چه تناقضى در افكارت وجود دارد.
در صفحه 59 خروج از حزب دمكرات را انحراف حزب از پيوستن به منافع ملى و عدم هماهنگى با ملت ايران بيان مى‌كنيد و بعد از تسليم شدن و خروج خود را از يك مركز فرهنگى كرد عدم توجه مسئولان به خواسته‌هايت اعلام مى‌داريد.
در صفحات 60 و59 از موارد ادعايت در خصوص حقوق ملت كرد قلم فرسايى مى‌فرماييد. مگر ملت كرد در همان اوايل خواسته‌اى بيشتر از اين را كه شما بيان مى‌كنيد ادعا مى‌كرد؟ يا حتى به كمتر از آن راضى نمى‌شد؟ در صفحه 9 تيتر درشت مصاحبه كرمانى به چه دليل با آن همه قناعت به حداقل حقوق آنطور سركوب شد؟ بعد از تسليم شدن و همپيمانى با توده‌اى‌ها و اكثريتى ها و مكتبى ها كه معتقد بوديد راه حل مسئله كرد نظامى نيست توانستيد چه كارى براى اين ملت بكنيد؟ و اين چسپيدن به قدرت غير از منافع مادى خودتان چه نفعى براى ملت داشت؟ و از آنچه كه بسرتان آوردند و جرات بيانش را نداريد بقول خودتان حتما شما هم آشوبگر بوده‌ايد؟ در صفحه 59 از همسويى احزاب سياسى با بعثيها بحث كرده‌ايد، اما بدانيد كه دكتر قاسملو و همراهانش از ديرباز براى جهانيان ثابت كرده‌اند كه هرگز تن به ملت فروشى نداده و نخواهند داد.
ئيدگار ئوبالانس در صفحه 108 كتاب مبارزات كردها مى‌نويسد: در سال 1973 در ميان هر دو سنگ آسياب دولتهاى ايران و عراق عبدالرحمان قاسملو تحصيلكرده دانش سوسياليستى دانشگاههاى فرانسه به منظور نوسازى حزب دمكرات كردستان ايران به بغداد از آنجا به كردستان آمد كه اين در حالى بود كه به تازگى كردهاى عراق و بارزانى كه از جانب شاه ايران حمايت مى‌شدند دست، به شورش جديدى عليه دولت عراق زده و با نيروهاى عراق درگير بودند و از طرفى با حزب دمكرات كردستان ايران تنش فراوانى داشتند، دولت عراق اين فرصت را غنيمت شمرده و بارها از قاسملو و اعضاى دفتر سياسى حزب خواست در اعلاميه‌اى اقدامات بارزانى و همرزمانش را عليه دولت عراق محكوم كند. قاسملو اظهار كرد رسم كردها اين است "دشمن امروز ممكن است دوست آينده باشد"، نه عبدالرحمان قاسملو و نه اعضاى دفتر سياسى به اين عمل مبادرت نكردند تا اينكه آنها تحت فشار دولت عراق ناچار شدند يا به كوهستانهاى سركش كردستان، و برخى نيز به كشورهاى خارجى پناه ببرند. كريس كوچرا در كتاب هويت كرد يا روياى استقلال مى‌گويد: در بهار 1988 زمانى كه ارتش سپاه و بسيج و مزدوران داخلى در جبهه جنگ با دمكراتها بودند و كومه‌له با حزب اختلاف شديد پيدا كرده بود عراقيها به دكتر قاسملو پيشنهاد مى‌دهند اگر فقط از حمايت جلال طالبانى دست بردارد هر آنچه را كه بخواهد در اختيارش قرار مى‌دهند اما ايشان ضمن رد پيشنهاد مى‌گويند زبان و قلم دكتر قاسملو عليه كرد بكار برده نخواهد شد. در اين شرايط بحرانى باز نااميد نمى‌شود به مذاكره با حكومت مركزى تن در مى‌دهد تا سرانجام بر روى ميز مذاكره جانش را فداى آرمان ملتش مى‌كند. كه حضرت عالى غيرمنصفانه مى‌گوييد: دكتر قاسملو بر خلاف برنامه‌هاى حزب به مذاكره پرداخته بود. دكتر محمود عثمان روشنفكر مشهور كرد و دوست دكتر قاسملو در 23 تيرماه سال 1383 در سالگرد شهادت دكتر قاسملو مى‌گويد: بدليل شرايط بحرانى منطقه و موقعيت جغرافيايى كردستان هر كدام از احزاب سياسى كرد ناخواسته دچار وابستگى به حكومتهاى سركوبگر كردستان شده‌اند اما اين ضعف در حزب دمكرات كمتر مشاهده مى‌شود و بنده كه خود مسئول بررسى اسناد حزب بعث بوده‌ام يك سند از همكارى حزب با بعثيها را مشاهده نكرده‌ام در حالى كه صدها سند توطئه بعثيها عليه دمكرات را بدست آورده‌ام. در صفحات 61 و60 ضمن چند گانگى در افكار به دفاع از هيأت حسن نيت ملت كرد پرداخته و باز به نقد ديدگاه سحابى و صباغيان كه اعتقاد تجزيه طلبى در مورد كردها را داشته‌اند مى‌پردازيد و مى‌گوييد من در برنامه‌هاى حزب دمكرات تجزيه طلبى نديده‌ام. اما اشاره به كنگره‌اى كه در پاييز سال 1384 در آمريكا براى نمايندگان اقليتهاى قومى برگزار شد نمى‌كنيد كه عربها و تركها اگر چه مهاجمان تاريخى مملكت ما بوده‌اند كه چگونه به صراحت از استقلال مناطق ترك و عرب نشين بحث مى‌كنند. اما نماينده دمكرات دكتر مرتضى اسفنديارى ضمن اعتراض به تجزيه ايران فدراليزم را اساسى ترين راه حل وفاق ملى و ايجاد برابرى حقوق تمامى مليتها و مذاهب در ايران مى‌داند. آقاى كيخسروى بايد بدانيدكه مسئله كرد جهانى شده و قرن 21 اوج شكوفايى و اعاده حقوق ملتها است اين تنها شما نيستد كه در مقابل اين موج قرار گرفته‌ايد بلكه سلطنت طلبها و پان ايرانيستها و كمونيستها و تندروهاى اسلامى و توده‌اى‌ها و اربابان شما كه در مقابل اين ملت بدليل خيانت و سرسپردگى به قدرت رسوا شده‌اند و ميدان مبارزه را ترك كرده‌اند و راه برگشتى ندارند مجبورند قضايا را وارونه بيان نمايند تا شايد حافظه تاريخى ملت فراموش شده باشد و بار ديگر فريبتان را بخوردند آسوده باشيد ملت راه خود را انتخاب كرده و شما هم هر چه در افكار پريشان داريد بگوييد تا بهتر شناخته شويد و اگر نه از همان روزهايى كه كردها كلمه دمكراسى را 60 سال پيش به گوش ايرانيان آشنا نمودند تا به امروز كه هنوز دمكراسى در گوش قدرتمندان فرونرفته.
كردها راه حل اساسى مسئله كرد را نظامى ندانسته و گفتگو را بهترين راه حل مسئله بيان كرده‌اند و اين سرزمين كردها بوده كه بدليل دفاع از ايرانيت و دمكراسى مورد تهاجم قرار گرفته و هيچ كس هم لب به اعتراض نگشوده و براى توجيه سركوب، كلمه تجزيه طلبى را بهانه قرار داده‌اند براى نمونه آن روزهاى كه با فتواى جهاد عليه كردها فوج فوج مجاهد و بسيج با فرمانده‌ى ژنرالهاى ارتش شاهنشاهى به كردستان مى‌آمدند و مسئولان چكمه پوش (بنى صدر) و سوار بر تانك (تالقانى) شيپور جهاد عليه ستمديده ترين ملت سرزمين خود را مى‌نواختند و به پير و جوان و بيمار رحم نمى‌كردند و همه را به جرم فقط كرد بودن، بدون محاكمه اعدام مى‌كردند و بعد از بيست سال مى‌گفتند: اگر آنها را دوباره زنده كنند باز هم اعدام مى‌كنم (خلخالى) چه كسى بود كه مى‌گفت كه مسئله كرد راه حل نظامى ندارد؟ كى بود فرياد مى‌زد ما مى‌دانيم در اين جنگ كه خواهان آن نبوده‌ايم اگرگه‌گاه در مهاباد و كاميارن بر مهاجمان مى‌تازيم قصد ما اين نيست كه آنها را نابود كنيم بلكه آنها را مى‌زنيم تا بگويند چرا مى‌زنيد و به اين شيوه مذاكره را آغاز كنيم؟ باز در صفحه‌ى 60 ضمن تأكيد بر ناآگاهى آقايان صحابى و صباغيان و ديگر همفكران آنها براوضاع كردستان كه از خوشفكران اوايل انقلاب بوده‌اند به اذعان خوتان همين افراد بودند كه مى‌گفتند خاك كردستان را بايد با توبره برد، و از حسنى و جنايت او در قارنا و قلاتان بعنوان خادم انقلاب ياد مى‌كنند. خلخالى در تمام دوران مأموريت همراه آنان بود كه به هر شهرى كه مى‌رسيد اعدامهاى 40 تا50 نفره را ترتيب مى‌داد. حتى از همه أسف بارتر خودتان به نوعى اعدامها را به منظور امنيت توجيه مى‌كنيد اگر چه كرمانى مى‌گويد من راضى نبودم كه خلخالى به كردستان بيايد اما تا من در مهاباد اطلاع يافتم او در فرودگاه سنندج 16 نفر را بدون محاكمه تيرباران كرده بود (صفحه 8) سرانجام در صفحه 72 به نقد شخصيت والاى دكتر قاسملو كه جهانيان بر صداقت و توانايى ايشان اعتراف دارند پرداخته‌ايد بنده از شما گله ندارم شما اجير شده‌ايد شما خوب مى‌دانيد "بزرگش نشماريد آنكه بزرگان را كوچك شمارد" و اگر نه چرا در همين نشريه كرمانى دكتر قاسملو را شخصيتى سنگين و تحصيل كرده معرفى مى‌نمايد؟ شايد دچار خود بزرگى بينى شده باشيد و با اين كار چنين پنداريد كه رقيب ايشان هستيد در اين صورت بايد رعايت انصاف را مى‌كرديد و واقعيتهاى را وارونه نمى‌كرديد يا اينكه نقد را براساس واقعيت مى‌نوشتى چون خوب مى‌دانيد دكتر قاسملو كسى بود بقول اروپاييان اخلاق را به سياست بخشيد و در دوران زندگى پرعظمت خود از همان دوران وارد شدن به سازمان جوانان حزب دمكرات تا مخالفت با مالكيت پدرش و سازماندهى ميتينگهاى حمايت از نهضت ملى شدن نفت برهبرى دكتر محمد مصدق و تحصيل در اروپا و لغو بورسيه دكترا و سازماندهى تشكيلات حزب بعد از جمهورى مهاباد و انتشار روزنامه كردستان و چاپ (كورته باس) در نقد كمونيسم آنچه كه شما را به ستوه آورد بعنوان يك نظريه علمى بى‌نظير و ديپلماسى ميانجيگرى و دفاع از گفتگو و حل مسئله كرد در عراق بصورت سياسى ميان حكومت عراق و مرحوم بارزانى از سال 1963 تا دوران شهيد شدن و حضور فعال در ميان ملت كرد در انقلاب 1357 ملت ايران و ديدار با رهبر و مقامات ايران براى اعاده حقوق ملت كرد بعنوان بخشى از مليت ايرانى و دعوت از هيات حسن نسيت به كردستان براى جلوگيرى از جنگ و برادركشى و راضى شدن به ابتدايى ترين حقوق براى اين ملت و حتى پـذيرش اتهام نارواى سازشكار كه خود مى‌فرمود آرى من سازش كارم چون نمى‌خواهم قطره‌اى از خون ملتم بريزد و تقديم گرانبهاترين سرمايه (جان شيرينش) بر روى ميز مذاكره و يكى از پديده‌هاى روشنفكرى كرد و دمكرات ترين انسان در عمل و تنها رهبرى كه حاضر نشد در امور احزاب ديگر دخالت كند و اجازه نداد از خاك كردستان عراقى‌ها و مجاهدين به خاك ايران تجاوز نمايند و صدها مورد ديگر...
در صفحه 65 بحث شيعه و سنى را به ميان كشيده‌ايد شايد اين از ديگر توطئه هاى تفرقه افكنانه شما و مكتبى‌ها براى جلوگيرى از حقوق كرد باشد و اگر نه احزاب كرد هيچوقت مذهب را دست آويز قرار نداده و متعقدند مسئله كرد مذهبى نبوده و كردها با هر مذهب و آيينى يكى هستند و داراى حقوق برابر و آنچه براى احزاب مهم بوده اعاده اين حق براى تمامى كردها با هر دين و آيينى در تمامى ايران و كردستان است در صفحات 69 و 68 ضمن تاكيد براينكه خودتان را مديون روشنگرى حزب توده مى‌دانيد مى‌گوييد كنگره چهارمى ها پيرو توده نبوده‌اند اين اوج سادگى است و اگر نه تمامى حركات و رفتار شما در چسپيدن به قدرت متاثر از آنها بوده كه خيال مى‌كردند جمهورى اسلامى ساده است و بصورت نفوذى و تدوين يك برنامه مى‌توان آنها را از جريان قدرت كنار زد و به تأمين منافع اربابان كمونيستتان خواهيد پرداخت اگر شما وابسته حزب توده نبوديد و بعنوان طيفى از حزب منشعب شده بوديد چرا آن كار كه كردند شما به آنها پيوستند؟ چرا بعنوان يك حركت مستقل بقول خودت عده‌ى زيادى از شما به آنها پيوستيد؟ چرا به عنوان يك حركت مستقل و حزبى جديد و قانونى كرد در نيامد تا پيگير مسايل كردستان باشيد؟ مگر خودت را خادم مردم كرد نمى‌دانى و افتخار خدمت به آنان را ادعا نمى‌كنيد؟ اگر با همان حفظ نظر همبستگى با ملت ايران زير نظر نظام جمهورى اسلامى يك حزب كردى تشكيل مى‌داديد شايد جاى باور مى‌بوديد در صفحه 69 از حزب گله مى‌كنيد كه يك گروه كوچك مخالف خود را تحمل نكردند و دوباره به گزافه خود را داراى بينش بزرگ معرفى مى‌نماييد و از احزاب كرد درخواست مى‌كنيد كه به مردم اجازه بدهند تا خودشان تصميم بگيرند شما اگر مخالف بوديد چه توقعى از حزب داشتند با آن همه تعريف چرا جمهورى اسلامى به شما اجازه نداد افكارتان را كه در راستاى منافع ملى ايران بود ارائه بدهيد؟ و اگر انديشه بزرگ داشتيد چرا نتوانستيد براى ملت كرد با آن انديشه بزرگتان كارى بكنيد؟ در مورد تصميم گيرى فكر مى‌كنم چون از ملت بريده‌ايد ملت را نمى‌شناسيد اگر مردم تصميم نگرفته‌اند 50 هزار شهيد كرد را چه كسى بدون يك ريال حقوق و چشم داشت بصف حزب دمكرات كشاند تمامى جريان‌هاى كردستان از سال 1360 به بعد چه در 3 اسفند چه در مراسمهاى نوروز چه در انتخابات شوراها و مجلس ششم و تابستان 84 غير از اعاده حقوق ملت كرد در چه مسيرى بوده است؟

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 جمعه، ۴مرداد ۱۳۸۷ خورشیدی