جناحبندى از پديدهاى مهم
سياسى است. كه بررسى دقيق و آگاهانه آن شناخت سنجيدهتر و علمىتر مسايل سياسى و
ساختار سياسى ايران را در پى خواهد داشت. با توجه به اينكه نحوه اعمال قدرت سياسى
در ايران ديكتاتورى است كه در آن اليگارشى حاكم تمام مراكز قدرت سياسى ـ ادارى را
اشغال نموده، دولت عرصه نفوذ جناحهاى درون حاكميتى مىباشد. بنابراين بررسى جناحهاى
سياسى در ايران از ماهيت ويژهاى برخوردار است. در جوامع دمكراتيك حاكم واقعى مردم
هستند، و وجود سيستم نمايندگى مبتنى بر انتخابات باعث مىشود كه دولت بوسيله آراْ
واقعى مردم و در يك رقابت سالم و آزاد انتخاب شود. در چنين در جوامعى جناحبندى
خارج از بدنه حاكميت و در ميان بستر جامعه و افكار عمومى جريان دارد. در حاليكه در
ايران جناحهاى و رقابت جناحها در داخل حاكميت و در ميان اليت حاكم جريان دارد. به
عبارتى ديگر جناحبندى از نوع بسته در ايران شكل گرفته. پس از پيروزى انقلاب ايران
در سال 57 براى مدت كمتر از سه سال رقابت جناحى خارج از بدنه حاكميت و در بستر
جامعه جريان داشت، اما پوپوليسم مذهبى شكل گرفته در جامعه باعث حذف جناحهاى اقليت و
شكلگيرى اليگارشى حاكم گرديد. كه البته اين حرفها با جنگ و خونريزى شديد همراه بود.
مجموعه اين روندها باعث شد تا از دهه 60 به بعد جريان انتقال قدرت سياسى در جامعه
به صورت سلسله مراتبى و عمودى باشد. به عبارتى ديگر بر خلاف حكومتهاى دمكراتيك كه
در آنها نظام ليبرال ـ دنيوى بر مبناى ارزشهاى ابزارى و ساختار هرمى مىباشد، قدرت
سياسى فاقد جنبه انحصارى و قانونى است، در ايران نظام جمعى ـ مقدس براساس ارزشهاى
غايى (دينى) و ساختار سلسله مراتبى شكل گرفت. كه در آن به دليل غائى بودن ارزشهايى
كه نظام بر اساس آنها شكل گرفته قدرت جنبه انحصارى دارد، و به دليل ساختار سلسله
مراتبى از درجه پاسخگويى بسيار پايينى برخوردار است و استفاده از زور و اجبار در
اين نظام غير قابل اجتناب مىباشد.
علماى سياسى اصطلاح جناحبندى را به سه صورت به كار مىبرند.
الف: جناح به معنى گروه بندى در داخل يك حزب و يا سازمان سياسى
ب: جناح به معنى گروه بندى در جنگ اخلى
ج: جناح به معنى رقابت در داخل يك نظام سياسى (در داخل اليت حاكميت)
نمونه الف در ساختارهاى دمكراتيك كه در آن نظام حزبى شكل گرفته و قوام يافته وجود
دارد. نمونه ب و ج در كشورهاى يونيترى و تك ساخت به لحاظ قدرت سياسى كه داراى
ساختار توتاليتاريستى هستند، جريان دارد. جناحبندى به معنى گروه بندى در جنگ داخلى
با دوره سه ساله از پيروزى انقلاب تا سال 60 صدق مىكند، و جناحبندى تحت عنوان
رقابت در داخل يك نظام سياسى (اليت حاكم) با اوضاع ايران پس از پايان جنگ در سال 67
تا امروز كه گروهها و جريانات درون حكومتى مرزهايشان شفافتر شد، صدق مىكند. و اين
روند به دليل عدم اعتقاد به دمكراسى ليبرال كه آن را ساخته و برايند انديشههاى
مادى مىدانستند باعث شد كه در ايران نظام حزبى قوام نگيرد.
جناحهاى شكل گرفته پس از پيروزى انقلاب كه متصل به بدنه حاكميت بودند، عبارتند از:
1ـ جناحه ليبرال: اين جناح به رهبرى مرحوم بازرگان و با تشكيل دولت موقت پس از
پيروزى انقلاب شكل گرفت، به طوريكه بسيارى از چهرهاى دولت موقت از اين جناح بود و 9
ماه دوام آورد. اما پس از درگيرهايى با نيروهاى راديكال و انقلابى كه از حمايت
پوپوليسم مذهبى و رهبرى برخوردار بودند و به دنبال اشغال سفارت آمريكا در تهران عقب
نشينى كرد. اين طيف پس از مبارزه مسلحانه سازمان مجاهدين خلق با نظام و حذف گروههاى
مستقل به فعاليت نيمه رسمى روى آورد. تا امروز نيز يه دليل اينكه آنچه نبود جو
مناسب و دمكراتيك نام برده مىشود، از شركت در انتخابات خوددارى مىكنند. گروه رسمى
اين جناح نهضت آزادى است و نشريه رسمى آنها فردا است. از جمله شخصيتهاى اين جناح
مرحوم بازرگان ـ دكتر يزدى ـ عزت الله سحابى هستند.
2ـ جناح حزب الله: يكى از جناحهاى قديمى در نظام است. اين جناح پس از پيروزى انقلاب
معتقد بود كه نهادهاى انقلابى بايد در خارج از دستگاه دولت به وجود بيايد. تا ضامن
سلامت نظام جديد در برابر نهادهاى باقى مانده سلطنتى باشد. اين جريان در دوره حكومت
بنىصدر تحكيم شد و در مقابل بنىصدر و مجاهدين خلق با عنوان مشخص حزب الله به
نبردهاى خونينى پرداخت، كه سرانجام در مقابل بنىصدر و مجاهدين خلق پيروز شد. پس از
شكافهايى در سطح عالى رهبرى در قبال مسائل اقتصادى و بينالمللى جناح حزب الله به
رهبرى ميرحسين موسوى برترى سياسى خود را حفظ نمود و مخالفين را منزوى كرد. اما در
اين اختلاف نطفه دو جناح جديد كه بعدها در مقابل همين جناح ايستاد شكل گرفت. اين دو
جناح با جزم انديشيهاى حزب الله مخالف بودند و به جاى شعار كه خاص حزب الله بود،
بيشتر خود را مصلحت انديش و عملگرا معرفى مىكردند. ويژگيهاى جناح حزب الله به اين
ترتيب است كه اين گرايش تحت تأثير راديكاليسم اجتماعى قرار دارد و تفسيرى از مذهب
تحت تأثير همين عامل دارد. موتور حركت حزب الله طبقه پايين شهرى و اقشار متوسط روبه
پايين است. در امور داخلى حزب الله شديداً مخالف برقرارى گفتمان سياسى ميان اقشار و
طبقات اجتماعى على الخصوص روشنفكران و گرايشهاى ليبرال است. پس از تغيير استراتژيك
عدهاى از پيشروان حزب الله به سوى اصلاح طلبى از دهه هفتاد به بعد باقى مانده اين
جريان با سازماندهى نيروهاى خود در جمعيت دفاع از ارزشهاى اسلامى ـ انحصار حزب الله
ـ جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامى و در اين اواخر جمعيت آبادگران ايران اسلامى حركت
سياسى مشخص ترى را شروع نمودند. اين جناح خصلت ضدليبرالى خود را حفظ نموده و
نشرياتى همچون صبح ـ كيهان ـ جمهورى اسلامى و جبهه مروج انديشههاى حزب الله محسوب
مىشود و افرادى نظير آيت الله مصباح يزدى ـ آيت الله احمد جنتى و حجت السلام محمد
رى شهرى از طرفداران اين جريان هستند. پايگاه عمده اين جريان علاوه بر طبقات پايين
شهرى نهادهاى انقلابى نظير سپاه و بسيج هستند.
3ـ جناح ميانه: پس از پايان جنگ در سال 67 و شكست استراتژى نظامى ـ سياسى ايران (حزب
الله) كه عبارت بود از راه قدس از كربلا مىگـذرد، جناح موسوم به حزب الله كه
تئوريسين و موتور استراتژى فوق بود. حاكميت خود را از دست داد. در عوض جناح ميانه و
موسوم به مصلحت انديش قدرت گرفت و استراتژى خود را بر دو مبناى بازسازى اقتصادى و
مصلحت انديشى در سياست خارجى بنا نهاد. از ويژگيهاى اين جناح بر خلاف حزب الله اين
است كه در روش سياسى معتدلتر است. پايگاه حرفهاى اين جناح در دستگاههاى دولتى و
روساى دستگاههاى ادارى كه داراى مناصب ميانى و عالىرتبه هستند، قرار دارد و به
دليل اينكه حزب الله بوروكراسى را نوعى تجلى اجتماعى انديشه غيرمشروع و غيره مذهبى
تجددطلبى مىشناخت، تمايلى به شركت در آن نداشت. بنابراين جناح ميانه توانست با
رندى اين مناصب را اشغال كند. به عبارتى ديگر جناح ميانه بيش از ديگر جناحها ديوان
سالار و فن سالار است. در سال 1371 با انتخابات مجلس چهارم ائتلاف ميانه روها و
جناح راست توانست اكثريت مجلس را بدست آورد. هاشمى رفسنجانى ـ آقازاده رئيس سازمان
انرژى اتمى ـ نعمت زاده رئيس پتروشيمى ايران ـ كرباسچى شهردار سابق تهران ـ عبدالله
نورى وزير كشور سابق ـ حسن روحانى نايب رئيس سابق مجلس و دبير سابق شوراى امنيت ملى
ـ عطاالله مهاجرانى وزير سابق ارشاد از چهرههاى اين جناح هستند. حزب كارگزاران
سازندگى گروه رسمى اين جناح است و روزنامه همشهرى (براى دورهاى) ـ اطلاعات ـ شرق
از نشريات مروج انديشههاى اين جناح هستند.
4ـ جناح راست: جناح موسوم به راست در واقع به صورت عمده در مجلس چهارم تحكيم شد.
اين جناح در انتخابات مجلس چهارم با شعار حمايت از رهبر و رئيس جمهور در برابر حزب
الله قرار گرفت و يا قدرت پيروز شد. اما پس از دو سال به ترويج خط خود و جناح خود
را از جناح ميانه جدا كرد. اين جناح در مجلس پنجم نيز در سال 1375 اكثريت آراْ مجلس
را به دست آورد. اين جناح بيشتر از هر چيز ديگرى ايدئولوژى و مشروعيت خويش را از
انديشه سنتى شيعه كسب كرده است. اين جناح تا انقلاب 1375 تفكيك ميان حوزه سياسى و
مذهبى را پـذيرفته بود و دولت را عملاً غاصب حق امامان معصوم مىدانست. از نظر جناح
راست مشروعيت نظام شكل گرفته مذهبى بيش از هر چيز بر مبناى حكم و راى فقها و علماى
دينى است. اين جناح به طور كلى محافظه كار و خواستار حفظ روابط سنتى اجتماعى است.
با توجه به ريشه فرهنگى جناح راست آن را در امور اقتصادى به بازار نزديك مىكند و
بازاريان متحدان سنتى اين جريان هستند. به لحاظ محفلى اين جريان در بخشهايى از حوزه
علميه و جامعه روحانيت مبارز و نهادهايى نظير اتاق بازرگانى نفوذ دارند، و هيئتهاى
مؤتلفه اسلامى و جامعه روحانيت مبارزمحور تشكيلاتى جناح راست هستند. روزنامه رسالت
بلندگوى اين جريان است، و حجت السلام ناطق نورى ـ اسدالله بادمچيان ـ على فلاحيان ـ
على لاريجانى ـ مرتضى نبوى و حداد عادل از چهرهاى شناخته شده اين جناح هستند.
5ـ جناح اصلاح طلب: اين جناح به شكل مشخص محصول تجديد نظر نيروهاى پيشرو حزب الله
در مواضع پيشين است. اين جناح در ابتدا سخت در برابر جناح ميانه و راست قرار گرفت.
اما آرام آرام به زير چتر حمايتى جناح ميانه خزيد و هم با حمايت جناح ميانه اتمى
كانديداى اين جناح توانست در خرداد 1367 به رياست جمهورى برسد. مهمترين رويكرد اين
جناح عبارت است: از تاكيد برضرورت رعايت قانون اساسى در حفظ حقوق مردم و توسعه
آزاديهاى سياسى، به نظر اين جناح تضمين آزاديهاى سياسى در پيش بينى شده در قانون
اساسى مهمترين بستر رشد اجتماعى است و رسيدگى به اين مسئله بر ديگر مسائل ارجحيت
دارد. جناح چپ (اصلاح طلب) جناح راست را به دليل محافظه كارى و انحصار طلبى محكوم
مىكند و بر شكستن قدرت جناح راست تأكيد دارد. مشخص ترين تشكلات اين جناح مجمع
روحانيت مبارز (كه در انتخابات دور سوم مجلس شوراى اسلامى در سال 1367 از جامعه
روحانيت مبارز جدا شد) مجاهدين انقلاب اسلامى ـ حزب مشاركت اسلامى ـ حزب همبستگى
است و شخصيتهايى نظير سيد محمد خاتمى ـ بهزاد نبوى ـ محسن آرمين ـ مهدى كروبى از
جمله شخصيتهايى اين جناح هستند. نشرياتى كه مروج انديشههاى اين جناح بودند سلام ـ
عصر ما ـ همبستگى ـ بيان ـ مردم سالارى و تا حدودى شرق.
پس از اتمام دوره رياست جمهورى خاتمى براى دوره نهم جناح حزب الله سنتى باقى مانده
كه در ائتلافى سنتى با راست به سر مىبرد توانست از جو به وجود آورده در داخل و
خارج استفاده كرده و با حمايت غير مستقيم رهبرى و كوششهاى مهدى خامنهاى (فرزند
رهبر) و حمايتهاى صريح مصباح يزدى كه در دوره خاتمى كاملاً منزوى بود و بعضى
كانونهاى قدرت و نهادهاى نظامى و شبه نظامى در يك شبه كودتا به قدرت برسد. دو
كانديداى اين جريان سردار قاليباف، مورد حمايت جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامى بود و
احمدى نژاد نيز كه مورد حمايت آبادگران ايران و سپاه و بسيج بود، كه سرانجام احمدى
نژاد را به قدرت رساندند. اين انتخابات نمايشى براى نشان دادن حضور و اقتدار حزب
الله در ظاهر بود. زيرا دو كانديداى حزب الله جزو چهار نفر اول بودند و از مجموع
آراْ به صندوق ريخته شده به تنهايى اندكى بيش از 40% آراْ را تصاحب كرده بودند و
ساير جناحها 60% بقيه را تصاحب شدند و با تكيه به سرداران سپاه احمدى نژاد دولتى
كاملاً نظامى بر سركار آورد.