|
31-2-1386
مسعود بابايى ؛ ترجمه از کردی:
آرمان
مقدمه
همه موجودات زندهای که به طور دستهجمعی زندگی میکنند، لازم است به نحوی با
همدیگر به برقراری ارتباط بپردازند. زیستشناسان انسان را کاملترین موجود از همه
لحاظ و بهویژه از لحاظ ارتباطات و کنش ارتباطی شناخته و روند تکامل تدریجی انسان
را تبیین نمودهاند و در این مورد معتقدند که انسان دارای منسجمترین نظام ارتباطی
است و از طریق زبان توانسته است بر سایر موجودات غلبه یابد و تمدن خود را بیان نهد.
کلیه جانداران به طرق مختلف با همدیگر ارتباط برقرار میکنند و دارای نظام ارتباطی
هستند، لیک هیچکدام دارای جمله نیستند و از لحاظ زبانشناسی، نظام ارتباطاتی آنها
ارزش معرفتشناسی ندارد. انسان تنها جانداری است که به مرحله جملهبندی و گفتگو میرسد.
گفتگو کاملترین سطح معرفتشناسی است و ارتباطی متقابل میان "من" و "او" برقرار میشود
که اساساً موجب "همگرایی" خواهد شد، این همگرایی منجر به گفتمانی مشترک شده و
نهایتاً روابط اجتماعی را سامان میبخشد و چهارچوب رفتار فرد و رفتار فرد در جامعه
را مشخص میکند.
من میگویم و تو سخن مرا میفهمی، پس ما هستیم. فرانسیس پنژ
روند تاریخی ارتباطات
انسان از اوان تاریخ مدام تلاش داشته که راههای گوناگون ارتباطی را بیابد. بهترین
طرق ارتباط کدامین هستند؟ این پرسش، گام اولیه انسان در راستای کشف آن طرق محسوب
میشود. پس از اینکه انسان موفق به فراگیری آواها از طبیعت و معنا دادن به آن آواها
شد، یعنی توانست "معنا" را به "آوا" ببخشد و جمله و پیام درست و در چهارچوب "آوا"
به شنوده منتقل کند، این سرآغاز ارتباط انسانی به شمار میرود. این "ارتباط
انسانی" میبایست از نزدیک و میان دو فرد صورت میگرفت، اما فاصله گرفتن انسانها و
جداشدن آنها از همدیگر موجب گردید تا انسان راههای دیگر را نیز بیازماید که بدین
ترتیب طبقهبندی میشوند:
1ـ استفاده از نشانه: استفاده از آتش در شب، دود در روز
2ـ علامت: تصویر، ترسیم، دهل، سوت و غیره
3ـ خط: سومریها در 1100پیش از میلاد اولین خط مترقی را که خط میخی اطلاق میشود،
اختراع کردند. این خط سریعاً رشد و گسترش یافت و این دوران از تاریخ، به عنوان
انقلابی در زمینه ارتباطات به شمار میرود. انسان گامی به پیش نهاد و اینبار برآن
بود تا وسایل نوشتن را پیدا کند. مصریها قبلاً گیاه پاپیروس را برای نوشتن الفبای
هیروگلیف مورد استفاده قرار دادند که کلمه "Paper" از آن برگرفته شده است. دولتهای
آن دوران به تدریج با تأسیس "چاپارخانه"ها به انتقال نامهها روی آوردند که این نیز
باعث تسهیل ارتباطات گردید. این نوع ارتباط، یعنی ارتباط از طریق "کاغذ ـ نگارش" با
اختراع صنعت چاپ از سوی گتنبرگ به دوران نوینی پای گذاشت.
ـ انتقالدهنده آوا: بعد از مدتی طولانی و با پیچیدهترشدن روابط اجتماعی و وقوع
انقلاب صنعتی، انسان سودای اختراعات دیگری را در سر میپروراند، اینبار انسان قصد
داشت "پیام" را در کوتاهترین زمان ممکن به شنونده انتقال دهد که دو علت داشت: پر
کردن فاصله و کاهش مدت. لازم بود ابزاری وجود داشته باشد که شبیه حرف زدن انسان عمل
کند و با لرزش خود، طرف مقابل را که فاصله دوری با ما دارد مطلع سازد، بدین گونه:
انتقالدهنده صدا
انتقال دهنده آواها
این نیاز به اختراع تلفن از سوی"گراهام بل" منجر شد.
به موازات پیچیدهشدن روابط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، ابزارهای ارتباطات نیز رشد و
توسعه یافتند. همزمان با رشد و ترقی سیاسی در غرب، ظهور مدرنیته و مدرنیته سیاسی و
پدیدآمدن ایدئولوژی بسته و ایدئولوژی باز یا به عبارت دیگر حاکمیت بسته و حاکمیت
باز، مفهومهای مهار و سانسور نیز سر برآوردند.
حاکمیت و ارتباط
قرن بیستم، قرن رشد و توسعه حیرتبرانگیز و سریع ابزارهای ارتباطات قلمداد میشود و
انسان در این سده به اندازهی همه قرون گذشته رشد کرده و در عین حال، وحشتناکترین
قرن بوده که انسان در آن قربانی بیشتر وسایلی شده است که اکنون به طور آشکار در
اختیار ما قرار دارند. این وسایل در اوایل سده بیستم بهطور مخفی مورد استفاده قرار
میگرفتند و انسان در اواخر قرن بنابر گسترش دمکراسی و رواج آن در جهان، با این
وسایل آشنایی پیدا کرد.
در این قسمت گفتار به موضوع ایدئولوژی بسته و ایدئولوژی باز و تأثیرات ایدئولوژی بر
ارتباطات میپردازیم.
ایدئولوژی بسته: این نوع ایدئولوژی، تک بعدی، ارتجاعی، دارای جهانبینی محدود،
آرمانگرا و غایتطلب است، غایتی را برای انسان و جهان در نظر گرفته و در راستای آن
به مبارزه میپردازد، راهکارهایش انقلابی و خشونتآمیز و پیشروانش، انسانهایی
ایدهآلیست و انقلابی میباشند که با دستیابی به قدرت، حکومتی برابرطلب و تندرو و
جامعهای پلیسی را بنیان مینهند: حکومتهای چین، کوبا، کره شمالی، اتحاد شوروی
دوران لنین، ایران رضاشاهی، حکومت خمینی و سوریه.
نسل دوم این ایدئولوژیها فاسد، انحصارطلب، خشن و درعین حال واپسگرا و بیرحماند و
ایدئولوژی نزد آنان همچون نسل پیش از خودشان، حائز اهمیت نیست و حفظ حکومت و قدرت
را بر همه امور ارجح میشمارند. طبیعی است که در این حکومتهای دارای ایدئولوژی
بسته، فضای سانسور در تندترین وجه خود غالب است، بر میدیا و وسایل ارتباطی نظارت
شدید وجود دارد، موسسات ارتباطاتی در کلیت خود حکومتی و جامعه در وضعیت
هراسبرانگیز، سکوت و محدودیت قرار گرفته است میتوان گفت که در چنین حکومتهایی،
بیشتر سانسور غالب است، نه مهار.
ایدئولوژی باز: منظور از ایدئولوژی باز که لازم نیست حتماً دمکراسی باشد، آن
ایدئولوژی است که فضای سیاسی نسبتاً بازتر و جامعه مدنی به نحوی فعال و دولت نیز
قادر به تحمل جریانات فکری مختلف میباشد، اما در همان حال ایدئولوژی بر مناسبات
مسلط و حرف آخر را میزند، مانند: ترکیه، روسیه، برخی از اقمار سابق شوروی پیشین،
مصر و لبنان از کشورهای عربی.
در این نوع ایدئولوژیها، مهار و سانسور وجود دارد، اما نه به نسبت ایدئولوژیهای
بسته. دمکراسی بهمثابه بسترساز رشد و گسترش ارتباطات، متولی توسعه بیشترین وسایل
ارتباطی است و آزادی در این جوامع به عنوان پیششرط ارتباطات و اطلاعرسانی نقش
اساسی ایفا میکند.
ارتباطات از طریق امواج الکترومغناطیسی، ماهواره و اینترنت بهمثابه سریعترین وسیله
ارتباطی، طی روندی به عنوان جهانیشدن، جهان را با شبکه ارتباطی به هم متصل کرده و
این مهم نیز اسباب کاهش اتوریته حاکمیت شده است. بهخصوص حاکمیتهای مستبد دیگر
قادر به سرکوب پنهانی مردم تحت حاکمیت خود نیستند. جمهوری اسلامی از نظامهایی است
که اکنون از گسترش ارتباطات بسیار وحشتزده است. جهانیشدن، مرزهای کشورها را از
طریق ارتباطات و مناسبات ارتباطی درنوردیده است و چنین بهنظر میرسد که مرزهای
جغرافیایی از این پس بیشتر رنگ ببازند و جهان به مرور به سمت "گفتمانی مشترک" گام
بردارد و در این جریان میبایست به انتقال فرهنگها و به هم نزدیکشدن غرب و شرق و
ارتباطات میان ملتها نیز توجه داشت. به همین دلیل است که ایدئولوژی و حاکمیتهای
مستبد در سراشیبی سقوط قرار دارند و چنین مینمایاند که جهان علیرغم وجود موانع
فراوان، در انقلابی آرام به سر میبرد. |