|
بجار نیازی , مبنع: سايت "حزب
ملت بلوچستان"
زبان:
ملت اشتراک پایداری است از افراد ، که در اثر عوامل تاریخی ترکیب یافته اند و بر
اساس زبان ، سرزمین ، زندگی اقتصادی و ساختمان روحی بوجود آمده است . هیچیک از
مشخصه های نامبرده به تنهائی برای تعریف ملت کافی نیست ، فقط وچود یکجای تمام این
مشخصه هاست ، که تعریف درستی از ملت ارائه می دهد.
زبان مهمترین وسیله آمیزش بشری ، روابط میان افراد یک ملت ، بیان احساسات ،ادبیات ،
شعر ، موسیقی ، آداب معاشرت و وصلت می باشد و یا به بیانی دیگر ، زبان مجموعه نشانه
هاست و نشانه ها و سایلی هستند که بشر با آنها می تواند مقصود خود را به دیگران
تفهیم کند.
ستم پیشگان شوینیسم فارس ، زبان بلوچی را لهجه ویا گویشی از زبان فارسی و عمدا ناقص
وعقب مانده می دانند ! اینها یا از قانون تکامل زبانها ، نظم آنها و زبانشناسی بی
اطلاع هستند ویا اینکه نمی خواهند، وجود زبانهای دیگری را در جوار زبان فارسی تحمل
کنند.
زبان بلوچی زبانی کامل است ، زیرا که به لفظ در آمده ، توسط اعضای گفتار و به وسیله
دستگاه گفتار بیان می شود . کامل ترین زبانها نظیر ، انگلیسی ، فرانسه ، عربی و
فارسی هم بوسیله دستگاه گفتار بیان می شوند.
زبان بلوچی دارای قاعده و دستور زبان است و از نظر جایگاهش در زبانهای جهان مطالعه
و خانواده آن مشخص شده است. وجه مشترک تمام زبانها این است ، که همه آنها دارای
ساختمان هستند و تفاوت آنها چگونگی بنای ساختمان است ، کلمه ها با هم تفاوت دارند ،
اصوات با هم تفاوت دارند و قاعده و دستور زبان آنهانیز متفاوت است .
زبان بلوچی با وجود خویشاوندی با زبان فارسی ، شاخه و لهجه ای ازآن زبان نیست ،
زیرا که زبان بلوچی با پیمودن سیر تکاملی خود ، زبانی است یکپارچه و دارای وحدت
درونی که لهجه ها گویش هائی نیز از آن بیرون آمده اند.
روش بیگانه سازی مردم بلوچ از فرهنگ خود ، بویژه زبان بلوچی ، توسط حاکمان زمان
بوسیله ملت غالب بطور کامل رایج بوده است . این دشمنان ملیتها ، نه اینکه تنها
اجازه تدریس و آموزش به زبان مادری را از ما سلب کرده اند ، بلکه ارزش آنرا تا حد
گویشی از زبان فارسی پایین آورده و به خاطر نبودن بعضی از حروف در زبان بلوچی ، آن
را به باد تمسخر واستهزا می گیرند و بدترین اهانتها را به مردم بلوچ زبان روا می
دارند . متاسفانه تبلیغات سوء شوئینیستهای فارس و کارگذاران آنها تاثیرات مخرب خود
را بر زبان بلوچی گذاشته است ، تا جائی که هر بلوچی که بیشتر الفاظ و کلملت فارسی
در مکالمات و محاورات روزانه خود بکار می برد ، با سوادتر و شاید هم مترقی تر از
سایرین است ! چون از نظر آنها ئی که قرنها تحت تسلط و آموزش زبان اغیار بوده اند ،
به غنای فرهنگ وزبان خویش آگاهی ندارند وتکلم به زبان بلوچی ناب را از آن کسانی می
دانند ، که در دهات و روستاهای دور دست زندگی می کنند و نه زبان شهر نشینان و تحصیل
کرده ها!!
مطابق تحقیقات امور آموزشی ، آموزش زبان مادر ی به نوآموزان مدارس ابتدائی ، کمک
موثری در فراگیری زبان دوم بدانها می کند و اگر بزبان ماری کودکان توجه نشود ، آنها
در یادگیری زبان دوم با مشکل دچار می شوند ومدت زمان زیادی را صرف فراگیری آن می
کنند.
در کشورهای دمکراتیک و جوامغ آزاد ، همه اقلیتای ملی ، قومی و حتی مهاجرین از حق
آموزش به زبان مادری در دوران ابتدائی بر خوردار هستند ، در حالی که در ایران بعلت
وجود بی حد وحصر ستم ملی ، مردم ما به خاطر اینکه بچه هایشان در مدرسه مورد تمسخر و
اذیت وآزار همکلاسی هایشان قرار نگیرند ، لازم می دانند در خانه با فرزندانشان
بزبان فارسی و یا زبان غالب و اجباری صحبت کنند ، تا کمکی به یاد دادن آن زبان به
آنها کرده باشند.
اما بعضی دیگر دانسته ویا ندانسته و یا بخاطر داشتن روابط خانوادگی با غیر بلوچها ،
تکلم بزبان بیگانه در خانه نشان پیشرفتگی و ابراز وجود می باشد .
زبان مهمترین رکن فرهنگ و نشان بارز هویت ملی هر ملت است وبی توجهی به زبان ،
مترادف است با نفی هویت و محو شدن در فرهنگ اغیار . ملت بلوچ بسبب همین بی توجهی ها
، فشارهای اقتصادی و مهاجرتهای اجباری همیشه دچار این مصیبت بوده است . چه بسا
طوایفی همچون چاند بلوچ ، زرداری ، لغاری ، جتوئی و،،،،، بعلت مهاجرت و محو شدن در
فرهنگهای دیگر ، با زبان بلوچی کاملا بیگانه شده اند و تنها ، نام بلوچ را با خود
یدک می کشند و برخی از آنها نیز عملا تبدیل به ضد بلوچ شده اند ودر پیشبرد منویات
ملت ستمگر در دست اندازی به منافع مردم بلوچ از اربابان خود پیشی می گیرند و بخش
مهمی از آنها ، از ملت خود بریده و در مکان حاکمان ستمگر بدترین ستمها را بر ملت
بلوچ روا می دارند .
زبانی که طی قرون متمادی ، اجازه کتابت ویا تکلم بدان را میان حامیان خود آنچنان که
شایسته است ودر روابط بورکراسی و اداری نداشته و تنها با همت وتوانمندی خود بلوچها
، از طریق محاوره توانسته تا به اکنون به حیات خود خود ادامه دهد ، هر گز از میان
نخوهد رفت ، چون با نضج جنبش ملی و آزادیخواهی مردم بلوچ و نهایتا دستیابی به
حاکمیت ملی ، در پرتو مبارزات مردم ، توجه خاصی به زبان بلوچی مبذول خواهد شد و
زبانی رسمی اداری و تحصیلی در همه سطوح آموزشی در بلوچستان زبان بلوچی خواهد بود .
مذهب :
مردم بلوچ اکثرا مسلمان و سنی مذهب هستند و در مناطق بزمان و دلگان نیز شماری شیعی
مذهب زندگی می کنند . در قانون اساسی جمهوری اسلامی ، هیچگونه حقوقی برای سنی
مذهبان ، که ملیتهای کرد ، ترکمن و بلوچ عمدتا از پیروان آن هستند ، در نظر گرفته
نشده است و سوای مقام سفاهت وقیح ، رئیس جمهور هم باید حتما شیعی مذهب باشد و
پیروان مذاهب دیگر ، از حق داشتن رئیس جمهور در دولت محروم هستند و این حق مسلم
بوضوح از آنان سلب شده است و این در حالی است که ستم پیشگان حاکم دائم از برابری ،
برادری وعدالت میان شیعیان و سنی ها سخن می گویند.
در تهران صدها هزار سنی مذهب زندگی می کنند ، در حالی که از داشتن یک مسجد جهت
انجام مراسم مذهبی بی بهره اند . برای تعداد معدودی شیعی مذهب در شهرها و اماکن سنی
نشین مساجد وتکیه های متعدد بنا می شود . در حالی که بخش وسیعی از جمعیت استان
خراسان را سنی مذهبان و شهرهای سنی نشین تشکیل می دهد ، مسجد شیخ فیض متعلق به سنی
ها یک شبه تخریب و تبدیل به پارک می شود .
در زاهدان مرکز بلوچستان ، از سفر مولوی عبدالحمید رهبر و پیشوای مذهبی مردم آن شهر
به استانهای دیگر جلوگیری می شود . در راسک برای مهاجرین بلوچی که قبل از انقلاب در
آنجا سکونت گزیده اند ، به خاطر گرایش به مذهب شیعه شهرک (احمدآباد) ساخته می شود و
در در خانه های نو ساخته اسکان داده می شوند ، در حا لی که در بزمان معلمی بخاطر
گرایش به مذهب سنی از شیعه در دوران قبل از انقلاب ، تا چندین سال از کار بر کنار و
بارها مورد تهدید و باز خواست قرار می گیرد .
به مناطق شیعه نشین بزمان و دلگان از نظر ، امکانات رفاهی ، آبادانی و کار بیش از
مناطق دیگر بلوچستان توجه می شود و زمینهای آبرفتی و حاصلخیز دلگان بین سردمداران
رژیم تقسیم می شود ، تا با اسکان غیر بومیان در دلگان بهتر و آسانتر آنجا را کاملا
تصاحب نموده و به مراکزی کاملا شیعه نشین تبدیل کنند .
رژیم با ترویج و تبلیغ مذهب شیعه در میان مردم سنی مذهب بلوچستان و تشویق آنان به
گرویدن به این مذهب ، امتیازاتی به لحاظ شغلی و انتصاب درمسندهای پائین برای آنان
در نظر گرفته است . آنان که از روی فقر و یا تطمیع اسیر تبلیغات می شوند ، پس از
گذشت مدت زمانی کوتاه در می یابند که ، آلت دست قرار گرفته و فریب خورده اند وقصد
رژیم را از این این جهت فهمیده اند ، شاید از قبول مذهب شیعه پشیمان هم شده اند ،
ولی بخاطر ترس از اتهام مرتد و مفسد فی الارض بودن قادر باز گشت مجدد به مذهب سنی
نیستند .
رژیم ضد ملی جمهوری اسلامی به خوبی می داند ، که احساس بلوچ بودن و عرق ملی بلوچی ،
در نهاد یک بلوچ شیعی مذهب سبب خواهد شد ، که او برای مردم خویش خواهان رفاه و حقوق
بیشتری از یک شیعه غیر بلوچ برای مردم بلوچستان باشد ، به همین دلیل از سپردن
پستهای مهم کشوری و لشکری به آنان خود داری می کند . نتیجه اینکه ، هراس رژیم از
ملت بلوچ در این است ، که به هر طریق ممکن از آن سلب هویت کند و برای رسیدن به این
هدف، در پوشش گسترش مذهب شیعه ، فرهنگ زدائی ، اسکان افراد غیر بومی در بلوچستان و
سپردن همه امور به دست آنان و بیگانه ساختن مردم بلوچ از خود و سرزمینشان از هیچ
کوششی فرو گذار نمی کند.
تا هنگامی که این رژیم ملت ستیز در ایران روی کار است ، هیچکدام از مردم و ملل ساکن
ایران ، روی آسایش و خوشبختی بخود نخواهند دید و هر روز حیات ننگین این حکومت جفا
پیشه و منفور مترادف است با ، فقر، اعتیاد ، آزادی کشی ، زندان ، شکنجه ، اعدام و
ستم بیشتر برای آنان .
بر ماست تا با اتحادی گسترده و مبارزه ای پیگیر ، با سایر ملتهای تحت ستم در ایران
، مبارزان راه آزادی و دمکراسی و همه آن کسانی که به اعلامیه جهانی حقوق بشر معتقد
و پایبندند ، بساط ننگین ای تاریک اندیشان قرون وسطائی را از صحنه ایران محو ، و
نظامی ملی ـ دمکراتیک ( فدرالیسم ملی) که ضامن کلیه حقوق برای آحاد مردم باشد بر پا
سازیم. |