کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

:: خبرگزاری کوردستان میدیا

.:: اندیشه ::.

 

چهره کریه آخوندهای ناسیونالیست و مسئله ملیتها در ایران

 

دکتر گلمراد مرادی

 

همین امروز پنجم آوریل 2005 میلادی در یکی ازسایتهای حزب دمکرات کردستان ایران بنام "کردستان سایت" سند محرمانه ملیت زدائی زیر را که از طرف مقامات جمهوری اسلامی، دفتر ریاست جمهور صادر شده است با تعجب فراوان خواندم.
تعجب به این دلیل، چون همین جنایت کارهای ناسیونالیست، سالیان دراز است سرملیتهای اقلیت شیره مالیده اند و خلاف اعتقادات اسلامی شان، به خلقهای ایران علنا دروغ گفته و مگویند. برای این حضرات که بارها از رسانه های مملکت زیر یوغشان شنیده شده که احترام به همه ملیتها، بعداز اسلام برای این ملایان مهمترین میبایستی باشد. اکنون با رو شدن این نوع نامه های محرمانه، نقاب از چهره این عمامه بندان ضد ملیتهای "اقلیت" برداشته شده و چهره کریه و تا پوست و استخوان ناسیونالیستی آنان راهم به نمایش گذاشته است.
همان گونه که بنده چند سال پیش در یکی از مقالاتم نوشته و یادآور شده بودم که اکثر ناسیونالیستهای کور زمان شاه خود را زیر عبا و عمامه پنهان کرده اند، اشتباه و یا اغراق آمیز نبوده، بلکه با واقعیت انطباق داشته و دارد. همانطور که خوانندگان عزیز ملاحظه می فرمایند، سیاست اینها در قبال خلقهای ایران با سیاست رژیم شاه سابق چندان تفاوتی هم ندارد. اینان همان جنایتی را در باره ملیتهای "اقلیت" در ایران انجام می دهند که ناسیونالیستهای کور اتاترکی در ترکیه و رضاخانی در ایران بین دو جنگ جهانی و صدام حسین دیکتاتور در عراق انجام دادند و میلیونها کرد و آذری و بلوچ و غیره را از خانه و کاشانه خود بیرون رانده و به دیگر نقاط دور از ایل و تبار خویش در کشور انتقال دادند.
در واقع این سیاست همه دیکتاتوران و مستبدان ناسیونالیست است که ضمن سر کوب مخالفان مترقی ملیت خویش، بمرور زمان سیاست باصطلاح قوم زدائی را در میان دیگر ملیتهای کشور با سرعت به پیش می برند. نمونه بارز آن همین نامه نگاریهای محرمانه و دستورات اکید به استانداران، فرمانداران، شهرداران، موسسات آموزشی، پلیس، ارتش و غیره می باشد.
ملیت زدائی مستبدان خلق حاکم در مملکت برای ما افراد ملیتهای اقلیت تازگی ندارد. ما افراد خلقهای اقلیت، بویژه خلق کرد در سراسر کردستان در زیر سلطه مستبدان و در طول تاریخ مرتب نه فقط زجر و ستم نقل و انتقالات اجباری را روی پوست خود لمس کرده ایم، بلکه با تحقیر روزمره، چه در محل کار، چه درمدرسه و اماکن عمومی و غیره برای صحبت کردن به زبان مادری، فراوان روبرو بوده ایم. درگذشته به کارمندان ومعلمان کرد دستور داده می شد که درمحل کار و آموزش نباید حتا باهمزبانان خود به زبان مادری صحبت کنند و اگر به پرسشی باید پاسخ داده شود، اگرچه محصل پرسش کننده کرد هم باشد باید پاسخ را به فارسی بشنود. اگر هم کسی این دستورات را رعایت نمیکرد، مورد تمسخر همکاران قرار میگرفت. بعلاوه دولت خلاف اصول تعلیم و تربیت و آموزش استاندارد بین المللی، اینگونه در میان مردم رواج می داد، که باید با بچه ها از همان کودکی به فارسی حرف بزنند، تا آنها بی لهجه باشند! بهمین دلیل بسیاری از والدین ناآگاه با وصف اینکه خودشان بخوبی فارسی نمیدانستند، ولی برای اینکه لهجه بچه هایشان خراب نشود!! با آنها به زبان فارسی شکسته بسته حرف می زدند. علاوه بر این دستورات و نامه های محرمانه به ادارات دولتی و این نوع شایعه غیر رسمی که بیشتر والدین را تحت تأثیر قرار می داد، همه کارمندان عالی رتبه در تمام ادارات نیز از میان غیر بومیان انتخاب می شدند و اگر چه افراد بومی بسیار باسواد تر و واجد شرایط تر وجود می داشتند و خیلی هم وفادار به دولت و زبان حاکم خودرا نشان می دادند، ولی برای رهبران مستبد کافی نبوده و هنوز هم نیست. بنا بر این همیشه در رأس ادارات دولتی مثلا در استان کرمانشاه یا کردستان (غرب کشور)، میبایستی اصفهانی، مشهدی و یا کرمانی و غیره باشند. امروزه حتا امام جمعه ها نیز زرندی و کرمانی و اصفهانی و امثال هستند. پس سیاست ملیت زدائی به راه ها و طرق مختلف انجام گرفته و می گیرد. اکنون پرسیده می شود که وظایف ماقشر روشنفکر ملیتهای اقلیت درقبال اینچنین سیاست مخرب و جنایتکارانه ای چگونه باید باشد؟ به باورمن، بعنوان کسی که در زندگی شصت و چند ساله اش تجربه نموده، در این باره تحقیق کرده و خودرا با اطمینان و بدون هیچگونه چشم داشتی از کسی، تا حدودی صاحبنظر می داند، برای جلوگیری از اثر این نوع سیاست فرهنگ نابود کن، باید از خودمان آغاز کنیم. یعنی بکوشیم با فرزندانمان به زبان مادری حرف بزنیم، آداب و رسوم خودرا به آنان بیاموزیم. در واقع ما از هندیها باید یاد بگیریم، مثلا صحبت کردن به زبان مادری و یا پوشیدن لباس زیبای خود (باصطلاح لباسهای محلی) را عیب و عار ندانیم. مطمئن باشیم که اگر بچه هایمان تا هنگام مدرسه رفتن حتا یک واژه از زبان غیر مادری را هم بلد نباشند، هیچگونه لطمه ای به استعداد آنها در دوران مدرسه وارد نمی آید، بلکه در فراگیری جدی تر خواهند شد و نه فقط زبان بلکه همه دیگر دروس را از خود بچه های با زبان حاکم بهتر فرا خواهند گرفت. بنده نه فقط خودم را مثال میزنم که درخانه و محله و محل کار هیچگاه بغیر از زبان مادری با هیچ زبان دیگر محاوره نمی کردم، علاوه بر این حتا امکان مدرسه روزانه رفتن را هم نتوانستم بدست بیاورم، بلکه تمام تحصیلات ابتدائی و دبیرستانی را در مدرسه شبانه گذرانده ام واکنون هم هیچ کم نیاورده ام، بلکه بر سه زبان زنده دنیا (انگلیسی، آلمانی و فارسی) بسیار بهتر از زبان مادری خودم تسلط دارم. پس تئوری غلط با زبان مدرسه ای حاکم با بچه هایتان حرف بزنید که کم نیاورند، خیلی احمقانه و بی اساس است. از همه اینها گذشته در خلال 36 سال اقامت اجباری در اروپا، آزمایشات گوناگونی درزمینه های تعلیم و تربیت و فراگیری یک زبان و غیره انجام داده و تجربه کرده ام که نتیجه اش، با اطمینان این تئوری ارتجاعی و بی معنی پیش را که ذکرش رفت، کاملا رد می کند. قابل ذکر است که از اقامت اجباری در اروپا حرف زدم، زیرا با وصف اینکه بنده درعمرم آزارم به کسی نرسیده و حتا یک مرغ را هم سر نبریده ام، ولی امکان زندگی کردن در وطنم را نداشته ام. شاید به قول شاعران بزرگ ایران که گویند:
سرت را از زبان بیم هلاک است         وزو درسر خرد اندیشناک است    ناصرخسرو
زبان بسیار سر بر باد داده است         زبان را عدوی خانه زاد است   
 وحشی بافقی
این زبان است که عدوی جان است. چه باید کرد که جلو این قلم و زبان را نتوان گرفت. آرزو مندم روزی فرا رسد که درجهان هیچ انسانی بخاطر قلم و زبانش هر گونه که چرخد، تحت تعقیب قرار نگیرد و بخاطر آن سرش بر باد نرود.

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 یکشنبه، ۳۰تیر ۱۳۸۷ خورشیدی