کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

:: خبرگزاری کوردستان میدیا

.:: سیاست ::.

 

حاکمیت سیاسی پاکستان، دمکراسی و مبارزه علیه تروریسم

 

01-08-1386

باران
رویدادها و وقایع سیاسی چند هفته‎ی اخیر پاکستان و مسائلی که انتظار می‎رود در هفته‎‎های آتی حاکمیت سیاسی آن کشور را متحول گردانند، بخش قابل ملاحظه‎ای از اخبار امروز جهان و به ویژه منطقه را به خود اختصاص داده و موضوع پاکستان را به جزو اهم اخبار جهان درآورده است. توافق اخیر پرویز مشرف، رئیس جمهور پاکستان با خانم بی‎نظیر بوتو، رهبر حزب مردم پاکستان و از رهبران اصلی مخالف حاکمیت، برسر تقسیم قدرت، پاکستان را با دوره‎ی نوینی از تاریخ حاکمیت خود مواجه ساخته‎است. آنچه

 نگارش این گفتار را می‎طلبد، موقعیت حساس و استراتژیک کنونی و حتی درازمدت آن کشور در جنگ جهانی چهارم، یعنی جنگ دو جبهه‎ ی ترور و ضد ترور می‎باشد.

کشور پاکستان در حال حاضر با بحرانی‎ترین دوران حاکمیت خود روبروست و گذار از آن البته دشوار. پاکستان اکنون در سه عرصه داخلی، منطقه‎ای و نیز جهانی با بحرانهای حادی دستبگریبان است. در عرصه داخلی، ملی‎گرایان بلوچ و پشتون دولت را به رواداشتن تبعیض به سود استیلای پنجابی‎ها متهم می‎کنند، جمهوریخواهان و آزادیخواهان با دولت نظامی ژنرال پرویز مشرف سر سازگاری ندارند و بنیادگرایان اسلامی هم دولت را دستنشانده‎ی آمریکا و دشمن خود می‎دانند. در عرصه منطقه‎ای، اختلاف بر سر کشمیر با هندوستان، اختلاف برسر خط دیور‎ند با افغانستان و تضاد بنیادین منافع با جمهوری اسلامی ایران حاکمیت آن کشور را با چالشی عظیم روبرو کرده‎است. در عرصه‎ی جهانی، از یک سو کشورهای غربی و درصدر آنان ایالات متحده‎ی آمریکا دولت مشرف را به نشان ندادن شدت عمل در برابر بنیادگرایان اسلامی متهم می‎کنند و از دگر سوی کشورهای حامی تروریسم و سازمانهای تروریستی همچو شبکه‎ی تروریستی القاعده دولت کنونی پاکستان را حامی منافع آمریکا می‎دانند و در دشمنی با آن از هیچ کاری رویگردان نیستند. بنابراین حاکمیت آن کشور از هرسو در مخاطره افتاده‎است و حتی برخی از کارشناسان چنین پیشبینی می‎کنند که عدم موفقیت حکومت مشرف در پشت سرنهادن و یا حتی فرونشاندن موقتی بحرانهای پیش‎آمده و پیش‎ روی آن کشور، منجر به فروپاشی پاکستان خواهد شد.
بحرانهای کنونی پاکستان در تاریخ حاکمیت، بافت اجتماعی و مناسبات خارجی آن کشور ریشه دوانیده‎اند. 60 سال پیشتر، پاکستان جزئی از کشور هند و هند نیز مستعمره‎ی بریتانیا بود. با رفع قیمومت بریتانیا بر هند، کشور پاکستان که بخش عمده‎‎اش مسلمان‎نشین بود، در سال 1947 میلادی بر پایه‎ی اعتقادات دینی و مذهبی استقلال خود را اعلام نمود. حاکمیت سیاسی آن کشور در طول 60 سال گذشته، متناوباً در اختیار جمهوریخواهان و نظامیان بوده‎است، تسلسلی غیرقابل کنترل. ژنرال پرویز مشرف در سال 1999 از دولت نواز شریف کودتا کرد و حاکمیت نظامی را بر آن کشور مسلط گردانید. به نظر برخی از کارشناسان امور پاکستان این دور باطل حاکمیت از نقص قانون اساسی آن کشور و عدم شفاف بودن حیطه‎ی اختیارات ارتشیان ناشی می‎شود. ایالت بلوچستان پاکستان که از بزرگترین و پرجمعیت‎ترین ایالتهای آن کشور محسوب می‎شود، درطول 60 سال گذشته و به ویژه 4 دهه‎ی اخیر همواره شاهد درگیریهای خونینی میان ملی‎گرایان بلوچ و دولت مرکزی بوده‎است. ملی‎گرایان بلوچ خواستار کسب اختیارات بیشتر برای ایالت خود و رفع ستم و به گفته‎ی آنان رفع استیلای پنجابی‎ها بر مناطق خود هستند و از سوی دیگر دولتهای مرکزی نیز همواره مدعی بوده‎اند که ملی‎گرایان بلوچ سدی در برابر پیشرفت و توسعه کشور بوده‎اند. بلوچها در پاکستان بیش از 5 میلیون نفر جمعیت دارند و بدون شک عدم پاسخگویی به مطالبات ملی آنان آنهم در عصر گسترش ارتباطات بحران را برای دولتهای کنونی و آینده دو چندان خواهد کرد.
مبارزان پشتون که به جانبداری از بنیادگرایان اسلامی و به ویژه شبکه‎ی تروریستی القاعده متهم هستند، ادعا می‎کنند که دولت پاکستان پشتونی‎ها را از خود ندانسته و نمی‎دانند و نسبت به آنان تبعیض قایل هستند. بخش اعظم قبایل پشتون خود را متعلق به طرف افغانستان دیورند می‎دانند و به منظور حفظ قدرت قبیله‎ای خود، به حکومت مرکزی گردن نمی‎نهند. لذا عدم جلب رضایت پشتون‎ها موجب تقویت پایگاه شبکه‎ی تروریستی القاعده در میان آنان و تعمیق چالش‎های کنونی خواهد شد. بنیادگرایان اسلامی در دوران حکومت نظامی ضیاالحق یعنی طی سالهای 88 ـ 1977 میلادی با حمایت حکومت مرکزی رشد کردند. در آن دوران شوروی افغانستان را به اشغال خود در آورده بود و پاکستان چون افغانستان را به عنوان عمق استراتژیک خود می‎نگریست و از دگرسوی عضو سازمانهای سیتو و سنتو، از پیمانهای بین‎المللی ایجاد کمربند امنیتی به دور شوروی، بود به حمایت از مجاهدین اسلامی برخواست و پایگاه طلاب را تقویت نمود، اقدامی که در حال حاضر و با گسترش عملیات تروریستی در منطقه چالشی عظیم را برای حکومت ایجاد کرده است که هر روز شاهد چندین عملیات تروریستی از سوی بنیادگرایان اسلامی در پاکستان هستیم.
یک جنبه‎ی مهم دیگر لزوم خارج شدن پاکستان از بحرانی‎ترین دوران تاریخ حاکمیت خود، اهمیت وافر و ژئوپولتیک استراتژیک آن در جنگ ضد‎تروریسم است. کشور افغانستان که 6 سال بعد از سرنگونی حکومت طالبان و با وجود حضور نیروهای ناتو به رهبری آمریکا در آن کشور نیز هنوز بهشت شبکه‎ی تروریستی القاعده به شمار می‎رود، در صورت بی‎میلی دولت پاکستان و یا ناتوانی آن دولت در سرکوب تندروهای اسلامی و حامیان شورشیان طالبان و همچنین عدم همکاری پاکستان در امور ترابری و حمل ونقل به آن کشور، در دامان جهموری اسلامی ایران قرار خواهد گرفت، دامی که مدتهاست جمهوری اسلامی آنرا گسترانیده‎ است.
همچنین همسایگی پاکستان با ایران باعث شده تا این کشور احتمالاً در جنگ احتمالی غرب علیه ایران نقش بسزایی ایفا کند، زیرا دیگر همسایه‎ی مرزهای شرقی ایران یعنی افغانستان در خشکی احاطه شده‎است و دسترسی پاکستان به آبهای آزاد جهان امتیاز ویژه‎ای برای آن کشور محسوب می‎شود.
از دیگر موارد اهمیت حفظ ثبات در پاکستان وجود جنگ‎افزارهای هسته‎ای در آن کشور است که چنانچه کشور به هرج‎و‎مرج و نهایتاً تجزیه‎ای ناگهانی دچار آید، این احتمال وجود دارد که شبکه‎ای تروریستی القاعده به آن جنگ‎افزارها دستیازد و در آنصورت احتمال نابودی هر کشوری وجود دارد.
بنابر موارد فوق‎الذکر آینده‎ی حاکمیت سیاسی پاکستان در تغییر معادلات و توازن قدرت در منطقه و حتی تا حدی جهان نقش چشمگیری خواهد داشت.
به نظر می‎رسد تنها طریق برون رفت پاکستان از بحران کنونی به سود دمکراسی و مبارزه علیه تروریسم، اتحاد نیروهای دمکرات و سکولار و به تبع آن پاسخگویی به مطالبات حقه‎ی مردم، از جمله ملی‎گرایان بلوچ و پشتون باشد. نشانه‎ها و ظواهر امر دال بر این هستند که ژنرال پرویز مشرف، رئیس جمهور پاکستان این ضرورت را به خوبی درک کرده است، همچنانکه جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا، چندی پیش در یک کنفرانس خبری در کاخ سفید گفت: " از نظر اوضاع داخلی در آنجا ] پاکستان[، تمرکز من بر این است که او ]مشرف[ انتخاباتی آزاد و عادلانه برگزار کند و این همان چیزی است که ما درباره‎اش با او صحبت کرده‎ایم و امیدواریم چنین شود".
پرویز مشرف دو هفته پیش در راستای بهبود اوضاع، اتهامات خانم بی‎نظیربوتو مبنی بر فساد مالی در زمان نخست وزیری‎اش را بخشید و با این اقدام اولین گام را جهت حصول توافق بر سر تقسیم قدرت با خانم بوتو برداشت. خانم بوتو که طی سالهای 90 ـ 1988 و 96 ـ 1993 نخست وزیری پاکستان را عهده‎دار بوده‎است، به غرب متمایل و شخصیتی دمکرات منش خوانده می‎شود. برپایه‎ی برخی منابع، آمریکا ژنرال مشرف را تحت فشار قرار داده تا خانم بوتو را در قدرت سهیم گرداند و میان دو سمت رئیس کل ارتش و ریاست جمهوری یکی را انتخاب کند.
تحولاتی که در حاکمیت سیاسی پاکستان در شرف وقوع هستند را باید به فال نیک گرفت، چرا که اتحاد مشرف و بوتو گامی در راد اعاده‎ ی دمکراسی به شمار می‎رود و در آنصورت موقعیت حاکمیت سیاسی پاکستان در هر سه عرصه‎ ی داخلی، منطقه ‎ای و جهانی به سود جبهه‎ی دمکراسیخواهی و ضدتروریسم استحکام می‎یابد.

 

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 جمعه، ۱۴ تیر ۱۳۸۷ خورشیدی