|
کشورهای آسیای میانه
تقویت نماید. اما رژیم حاکم بر ایران به جای تقویت نمودن جایگاه اقتصادی و سیاسی
خود، در راستای توسعهی اعتقادات مذهبی خود گام گذاشت و بدینترتیب نهتنها موفق به
استفاده از فرصت پیشآمده نشد، بلکه نسبت به بازارهای آن منطقه که فرصت مناسبی برای
تقویت اقتصاد ایران و به تبع آن تأمین رفاه بیشتر برای شهروندان آن کشور بود، دوری
گزید و خود را منزوی نمود.
در همسایگی ایران، ترکها با
وجود اینکه همچو ایران از موقعیت مناسبی برخوردار نبودند، با استفادهی بهینه از
شرایط جدید موفق به پرکردن خلاء عدم وجود ایران و توسعهی روابط اقتصادی و فرهنگی
خود شدند.
در رابطه با رژیم حقوقی دریای خزر طی چند سال اخیر کشورهای حوزهی آن دریا تشکیل
جلسه دادهاند که اوایل امر سایر کشورهای حوزه با اختصاص 20% درآمدهای منابع دریای
خزر به ایران موافق بودند، اما با گذشت زمان و طی روند افول روابط ایران با جهان
خارج، سایر کشورهای حوزهی خلیج سهم ایران را از منابع آن حوزه پایین میآوردند.
شوینیسم ایرانی نیز در بحبوحهی تعیین رژیم حقوقی دریای خزر ادعا میکرد که ایران
نباید حتی از یک وجب خاک ایران گذشت کند و در صورت وقوع آن تن به آن خفت نداده،
موضعگیری کرده و با اهدای خون خویش علیه هر توافقی خواهند ایستاد که به ضرر ایران
تمام شود. همچنانکه انتظار میرفت رژیم جمهوری اسلامی ایران در نشست 23 مهرماه 1386
خورشیدی سران کشورهای حوزهی دریای خزر در تهران که به منظور تعیین سهم هر یک از
کشورهای آن حوزه برگزار شد، به کمترین سهم به عنوان حق ایران رضایت داد و بخش زیادی
از سهم ایران را تقدیم سایر کشورها کرد.
ایران از آن لحاظ از حق خود گذشت و به سایر کشورهای حوزهی خزر امتیاز داد که در
قطعنامهی پایانی اجلاس آن کشورها مادهای درج گردد مبنی بر اینکه همه کشورهای طرف
قرارداد متعهد شوند که به هیچ کشوری اجازه ندهند از خاک آنها به ایران حمله شود،
لذا رژیم اسلامی ایران که ژست حفاظت از منافع ملی را به خود میگیرد، در مقابل حفظ
بقای خود از بخش زیادی از حق ایران در دریای خزر چشمپوشی کرد. چنانچه جهت واقفشدن
بر حق ایران در دریای خزر نگاهی به گذشته بیاندازیم، میبینیم که ایران در دروان
رژیم سلطنتی با اتحاد جماهیر شوروی دارای حق یکسان (50%) استفاده از منابع آن دریا
بوده است. دریای خزر ثروت طبیعی زیادی را در خود نهفته دارد و بنابر آمار ذخایر
نفتی دریای خزر میان 87 تا 110 میلیارد بشکه نفت است و حتی متخصصان صنعت نفت آنرا
تا 200 میلیارد بشکه تخمین میزنند.
نفت دریای خزر در دوران شوروی سابق از طریق لولههای نفتی روسیه به خارج انتقال
مییافت، اما کشورهای حوزهی دریا پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دیگر حاضر
نبودند نفت و گاز استخراجی را از طریق روسیه به خارج صادر کنند. سه کشور آذربایجان،
قزاقستان و ترکمنستان به سبب عدم دسترسی به آبهای آزاد جهت صدور منابع طبیعی آن
دریا، ایران را بهترین طریق صادرات نفت یافتند، چرا که هم هزینهی انتقال آن و هم
سرعت انتقال آن از طریق لولههای نفتی ایران به سود آن کشورها بود، بنابراین ایران
در صورت بهرهبرداری از فرصت به دست آمده میتوانست با عوارض ترانزیتی حاصل از آن
که روزانه 800000 بشکه نفت را انتقال میداد، سالانه یک میلیارد دلار کسب درآمد
کرده و آنرا به درآمد ارزی ایران بیافزاید.
اقتصاد کشورهای حاشیهی دریای خزر بسیار به نفت وابسته است، برای مثال کشور
آذربایجان 75% درآمد ارزی خود و قزاقستان بخش عمدهی درآمد ارزی خود را از طریق
صادرات نفت و گاز تأمین میکنند. رژیم جمهوری اسلامی ایران در چنین موقعیتی
میتوانست نهایت بهره را به سود ایران ببرد، اما عواملی همچون ارتجاعی بودن و
زیادهخواهی جمهوری اسلامی، آشوببرانگیزی رژیم در منطقه، تهدید به حذف کشوری همچو
اسرائیل از روی نقشهی جغرافیا و به چالشکشیدن همه جهان مترقی از سوی رژیم باعث
گردیدند رژیم جمهوری اسلامی از سوی کشورهای غربی به مثابه تهدیدی نگریسته شود،
ایران منزوی و ناچار به عقبنشینی از کسب 50% سهم خزر شود و آمریکا نیز از انتقال
نفت و گاز آن حوزه از طریق ایران جلوگیری کند، لذا متأسفانه، آشوببرانگیزی و
تروریستبودن رژیم حاکم بر ایران ضربهای سنگین را بر اقتصاد کشور و منافع ایران
وارد ساخت.
هیئت نمایندگی ایران در تهران در مورخهی 23 آذرماه امسال از 39% حق ایران در دریای
خزر چشمپوشی کرد و در واقع بر اساس توافق انجامشده اکنون ایران فقط حق
بهرهبرداری از درصد پایینی از منابع طبیعی خزر را داراست.
توافقی اینچنین در واقع نشاندهندهی بیمسئولیتی رژیم و همچنین یادآور قراردادهای
ننگین دوران پادشاهی ایران با روسیه است و اثباتگر این واقعیت میباشد که رژیمهای
حاکم بر ایران حاضر بوده و هستند که نهتنها 39% حق مردم ایران در دریای خزر، بلکه
شهرهایی از کشور را نیز وقف بقای خود کنند، همچنانکه در گذشته این کار را کردهاند
و در مقابل حملهی بیگانه کمترین دفاع را از خود نشان نداده و تن به قبول هر توافق
زیانباری برای ایران دادهاند.
در این رابطه لازم است خطاب به شوینیستهای مختلف ایران در خارج از کشور و داخل
ایران گفته شود که شما که در برابر مبارزهی ملیتهای ایران که خواستار حقوق یکسان و
بنیادگذاشتن نظامی فدرالی هستند تا راه را بر بازگشت استبداد و دیکتاتوری ببندند،
قلمهایتان را به کار میاندازید، به توهین و افترا میپردازید و در مقابل تأسیس
نظام فدرالی موضعگیری میکنید که گویا ایران را تجزیه خواهد کرد و ادعا میکنید که
حاضر به جانبازی در راه حفظ تمامیت ارضی ایران عزیز هستید، پس بفرمایید حق ایران و
خاک ایران به سادگی از دست رفت. اگر راست میگویید وفای به عهد کنید، خود را فدا
کرده و خون خویش را به خاطر مام میهن و وظیفهی میهنی بدهید تا مردم به راستگویی
شما باور کنند، در غیر اینصورت دست از سردادن شعارهای بیمحتوا بردارید.
اگر که دل به وقوع یک انقلاب سوسیالیستی دیگر بستهاید تا روسیه قراردادهای ننگین
کاربدستان شوینیست را که در برابر مردم عادی سخت و در برابر خارجیان نرم هستند،
ملغی اعلام کند، دور از عقل است و احتمال تکرار آن نزدیک به صفر است.
|