کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: رادیو صدای کردستان ایران

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

:: خبرگزاری کوردستان میدیا

.:: سیاست ::.

 

تحریف یا سانسور حقایق

 

15-09-1386

فاتح صالحی
بحران اتمی ایران پس از گزارش محمد البرادعی، مدیرکل سازمان انرژی اتمی پیرامون پرونده‌ی اتمی جمهوری اسلامی تا مذاکره‌ی روز جمعه 30 نوامبر خاویر سولانا با سعید جلیلی در لندن و نشست اول دسامبر کشورهای 1+5 در پاریس، مرحله‌ی تازه‌ای را پشت سر می‌گذارد. در این میان اظهارات کاربدستان جمهوری اسلامی درباره‌ی گزارش البرادعی در

 داخل و خارج از کشور، بدون‌شک نشاندهنده‌ی واقعیتی تلخ است که در آینده‌ی ایران نمود پیدا خواهد کرد. این هم سبب شده که مسئولان و قدرتمندان رژيم هنوز هم از شنیدن حقایق سر باز زنند و به همان شیوه‌ی گذشته به فعالیتهای اتمی خود ادامه بدهند و بدون آنکه نگرانی‌های جامعه‌ی جهانی را در نظر بگیرند، تنها به مصالح خود بیاندیشند.

 زمانی که از مصالح سخن می‌‌رود، چنین تصور می‌شود که کاربدستان جمهوری اسلامی مصالح و آینده‌ی خود را هم به فراموشی سپرده‌اند، وگرنه به این شکل در برابر خواست جامعه‌ی جهانی و حتی مطالبات ملیتهای ایران، موضع نمی‌گرفتند و کشور ایران را دچار بحرانی اساسی و بزرگ به مانند آنچه که امروز با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، نمی‌کردند. به هر شکل، بعد از اینکه به پیشنهاد سازمان انرژی اتمی و شخص محمد البرادعی در تابستان امسال، مهلتی 2 ماهه به ایران داده شد تا به سؤالات جامعه‌ی جهانی پاسخ بدهد و در این ارتباط کشورهای 1+5 بعد از اتمام ضرب‌الاجل قطعنامه‌ی دوم شورای امنیت از تصویب قطعنامه‌ی سوم علیه فعالیتهای اتمی ایران خودداری کردند، دوباره پرونده‌ی اتمی این کشور با پسرفتی قابل ملاحظه به نقطه و مرحله‌ی چند ماه پیش بازگشت. به گونه‌ای که نه‌تنها در مدت این دو ماه مسئله‌ی اتمی ایران به شکلی اصولی حل نشد، بلکه در شرایط کنونی مسئله‌ی مزبور سیمایی جدی‌تر به خود گرفته است، به طوری که مسئولان بلندپایه‌ی جمهوری اسلامی را وادار ساخته به شکلی علنی، حقایق پرونده‌ی اتمی آن کشور را تحریف کرده و نگرانی‌های جامعه‌ی جهانی را کمرنگ جلوه بدهند. از همین‌رو پس از ارائه‌ی گزارش ماه نوامبر محمد البرادعی، جنگی روانی و تبلیغاتی به راه انداختند و آن گزارش را همچون یک پیروزی بزرگ و ملی به حساب آوردند. در همین چهارچوب با تحریف گزارش شورای حکام آژانش انرژی اتمی و حتی محمد البرادعی، پرونده‌ی اتمی ایران را مختومه اعلام نمودند و در همین رابطه اظهارات مسئولان سازمان انرژی هسته‌ای را سانسور و تنها آن قسمت از سخنان البرادعی را پخش نمودند که از همکاری ایران با آژانس سخن می‌گفت. اما در حقیقت البرادعی در گزارش خود، در حالی که از همکاری ایران سخن به میان ‌آورده، به همان اندازه و به مراتب بیشتر نسبت به همکاری نکردن ایران در مورد پرونده‌ی اتمی اظهار نظر کرده است و به طور شفاف در گزارش خود ذکر نموده، هرچند در 2 ماه گذشته مسئولان جمهوری اسلامی تا اندازه‌ای با بازرسان سازمان انرژی هسته‌ای همکاری نموده‌اند اما هنوز هم سازمان انرژی هسته‌ای نمی‌تواند مسالمت‌آمیز بودن برنامه‌ی اتمی ایران را تأیید نماید. برای اثبات این مدعا نیز در اینجا به خود سخنان البرادعی که در گزارش سازمان انرژی هسته‌ای درج شده است اشاره می‌کنیم: "تحقیقات سازمان انرژی اتمی پیرامون فعالیتهای هسته‌ای ایران تا اندازه‌ای پیشرفت داشته است که این نشاندهنده‌ی همکاری گزینشی ایران است اما، اطلاعات سازمان انرژی اتمی درباره‌ی فعالیتهای هسته‌ای ایران به شکلی جدی در حال تقلیل است، چرا که این کشور اجازه‌ی بازرسی‌های سرزده را به بازرسان آژانس نمی‌دهد". محمد البرادعی همچنین اضافه می‌کند: "آژانس نمی‌تواند به طور قطعی و دقیق درباره‌ی فعالیتهای اتمی اعلام‌نشده و مخفی ایران و همچنین پاره‌ای از تجهیزات از نظر دور نگه داشته شده اعلام نظر نماید، به همین دلیل ما نمی‌توانیم در مورد مسالمت‌آمیز بودن برنامه‌ی هسته‌ای ایران حرفی بزنیم، چرا که آن کشور دارای سابقه‌ای طولانی در مخفی نگه‌داشتن برنامه و فعالیتهای هسته‌ایش است". اما مسئولان جمهوری اسلامی هرگز این قسمت از گزارش البرادعی را برای مردم ایران بازگو نکردند و با سانسور موارد منفی گزارش مزبور و گمراه‌سازی افکار جهانی، به خیال خود دستاورد و پیروزی بزرگی را به دست آورده‌اند.
این هم در حالی است که ایران هنوز اطلاعاتی آنچنانی درباره‌ی سانترفیوژهای P2 و P1 به سازمان انرژی هسته‌ای نداده است، به گفته‌ی کارشناسان سانترفیوژ P2 بسیار پیشرفته‌تر است و در مقایسه با سانترفیوژ P1، به راحتی می‌تواند 2 یا 3 برابر اورانیوم تصفیه کند. ایران از این سانترفیوژها در صنایع آب سنگین اراک و در یک راکتور تحقیقاتی استفاده می‌نماید. هرچند ایران همزمان با ارائه‌ی طرح ریخته‌گری کلاهک هسته‌ای، به کارشناسان آژانس انرژی اتمی اعلام کرده بود که این طرح را در بازار سیاه و از طریق پدر انرژی هسته‌ای پاکستان "عبدالقدیرخان" به دست آورده و طرح تولید سانترفیوژهای P2 هم به واسطه‌ی "عبدالقدیرخان" به دست ایران افتاده است، اما تاکنون ایران به بازرسان آژانس توضیح نداده است که به چه منظور از این نوع سانترفیوژها استفاده می‌کند. از همه مهمتر در گزارش البرادعی اشاره شده است که "ایران برخلاف خواست و تقاضای شورای امنیت سازمان ملل متحد، فعالیت‌های مربوطه به غنی‌سازی اورانیوم را متوقف نساخته و علاوه‌بر این نیز ساخت راکتور تحقیقاتی تهران و پروژه‌ی تولید آب سنگین در اراک را همچون گذشته و حتی سریعتر دنبال می‌نماید". این در شرایطی است که شورای امنیت در قطعنامه‌های خود خواهان توقف غنی‌سازی اورانیوم در تأسیسات نطنز و پروژه‌ی تولید آب سنگین اراک بوده که یکی از محصولات فرعی این پروژه "پلتنیوم" است که در تولید بمب هسته‌ای کاربرد مستقیم دارد. کارشناسان بر این باورند که تأسیسات آب سنگین اراک می‌تواند 9 کیلوگرم در سال پلتنیوم تولید نماید که این اندازه برای ساخت 2 بمب اتمی کفایت می‌کند.
در اینجا به خوبی نمایان می‌شود که سردمداران جمهوری اسلامی به دلیل ترس از اوضاع داخلی کشور، حقایق را به شیوه‌ای ناشیانه تحریف و سانسور می‌نمایند، وگرنه هیچ ضرورتی نداشت که سعید جلیلی پس از گزارش البرادعی در روز 30 نوامبر در لندن با خاویر سولانا ملاقات کند و از پیشنهادات جدیدی در رابطه با حل مسئله‌ی هسته‌ای ایران بحث کند. چرا که اگر به عقیده مسئولان رژیم پرونده‌ی هسته‌ای ایران مختومه شده باشد، مطرح ساختن پیشنهادات جدید در مورد فعالیت‌های هسته‌ای از سوی دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی چه معنایی دارد؟ همه این موارد مسایل و مباحثی هستند که برای کارشناسان و آگاهان سیاسی منطقه و جهان واضح و مبرهن است و کاربدستان ایرانی هرچند مشغول سانسور، تحریف و توجیه نافرمانی‌هایشان باشند، نخواهند توانست افکار جامعه‌ی جهانی را در مورد فعالیت‌های هسته‌ای‌شان تغییر بدهند. چرا که پس از اعلام آغاز به کار آبشاری متشکل از 3000 سانترفیوژ از سوی احمدی‌نژاد، این حقیقت بر کارشناسان عرصه‌ی دانش هسته‌ای نمایان شده است که اگر این تأسیسات به درستی کار کنند، ایران در مدت یک سال به سلاح اتمی دست پیدا یافت و این هم سبب شده که بحران اتمی ایران به یک تنش جهانی مبدل گردد. این حقیقت هم زمانی بیشتر نمود عینی پیدا خواهد کرد که خاویر سولانا پس از نشستی 5 ساعته با سعید جلیلی آشکارا ابراز می‌دارد که "از ایران انتظارات بیشتری داشتم، اما متأسفانه از این نشست مأیوس شدم"، چرا که تنها خواست سولانا این بود که پس از چند سال گفتگو و مذاکره با مسئولان ایرانی، آنها را قانع کند که دست از غنی‌سازی اورانیوم بردارند تا به گفته‌ی برنارد کوشنر، وزیر امور خارجه‌ی فرانسه، جهان با رویدادی دلخراش مواجه نگردد. مسئله‌ای که تنها با یک آری یا نه می‌توانست در مدت 5 ثانیه از سوی جلیلی حل‌وفصل شود اما متأسفانه، پس از 5 ساعت مذاکره و گفتگو، ایران به موقعیت 3 سال گذشته و آغاز گفتگوهای سولانا با مسئولان رژیم بازگشت که آنهنگام تنها بر روی غنی‌سازی اورانیوم پافشاری می‌کردند. اما مطلبی که در اینجا بسیار جالب توجه و با عنوان مقال همخوانی دارد، تحریف و سانسور نتیجه‌ی گفتگوهای جلیلی با سولانا از سوی سعید جلیلی در کنفرانس مطبوعاتی پس از گفتگوی 30ی نوامبر در لندن است که اظهار داشت، گفتگوها بسیار خوب بود، در حالیکه چند دقیقه پس از جلیلی سولانا به کلی نومیدی خود را از گفتگوی دو طرفه اظهار نمود. اما آیا در حقیقت این نوع اظهارات و تفسیرکردن‌ها تا چه اندازه و سطحی می‌تواند ایران را از بحرانی جهانی رهایی بخشد، بحرانی که هر روزه ابعاد جدیدتری به خود می‌گیرد و اکنون به مشکل اصلی جامعه‌ی جهانی بدل شده است. به همین دلیل یک روز پس از نشست سولانا و جلیلی در لندن، نمایندگان کشورهای 1+5 در نشستی چند ساعته در پاریس به طور شفاف اعلام کردند که بر سر بررسی‌کردن طرح قطعنامه‌ی سوم علیه ایران به توافق رسیده‌اند و بدون هیچ تردیدی آینده‌ی پرونده‌ی اتمی ایران نه‌تنها برای سردمداران رژیم بلکه متأسفانه برای مردم عادی ایران هم فرجامی مثبت در پی نخواهد داشت و بدون هیچ شکی اوضاع از امروز حساس‌تر و پیچیده‌تر خواهد گشت. به همین دلیل روزی نیست که در گوشه‌ای از این جهان پهناور پیرامون آینده‌ی مسئله‌ی اتمی ایران مسایل و مباحثی مطرح و نشست و همایش برگزار نشود. برای مثال به همایش روز 21 نوامبر در یکی از مراکز تجمع ساختمان ملکه الیزابت دوم در انگلستان با عنوان "آیا داریم به سوی برخورد و رویارویی با ایران به پیش می‌رویم؟" اشاره می‌نمایم.
شرکت‌کنندگان در جلسه از کشورهای آمریکا، فرانسه، بریتانیا، روسیه، ایران و دهها کشور دیگر گردهم جمع شده بودند و شرایط آینده‌ی مسئله‌ی اتمی ایران را از تصویب یک قطعنامه‌ی دیگر تا حمله‌ی نظامی مورد بررسی و تحلیل قرار دادند.
این تنها یک نمونه‌ی جزئی و کوچک جهت اثبات استرس و دغدغه‌ی جامعه‌ی جهانی به خاطر برنامه‌ی هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران است که به طور کلی اکنون به مشکلی فراگیر و همه‌جانبه تبدیل شده است. به همین دلیل انتظار می‌رود در آینده تلخی‌ها بیشتر رنگ واقعیت به خود بگیرند و این هم شاید برای مردم و کشور ایران تیره‌بختی و ویرانی به دنبال داشته باشد که بدون تردید مسئولیت آن تنها به عهده‌ی رژیم آخوندی است. باید منتظر بمانیم تا ببینیم محتوای قطعنامه‌ی سوم شورای امنیت علیه ایران حاوی چه نکاتی خواهد بود، آنوقت شاید بهتر بتوانیم آینده‌ی مسئله‌ی اتمی جمهوری اسلامی ایران را مورد بحث و تحلیل قرار دهیم.

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 پنج‌شنبه، ۱۴ آذر ۱۳۸۷ خورشیدی