فاتح صالحی
پس از ارسال اولین محمولهی سوخت هستهای از سوی کشور روسیه در تاریخ 16 دسامبر سال
جاری به ایران، نظریات و فرضیات کارشناسان علوم هستهای به نسبت پروندهی اتمی
جمهوری اسلامی دچار تحول گشت، اگر تا قبل از انتشار گزارش 16 سازمان اطلاعاتی و
جاسوسی آمریکا، افکار عمومی در انتظار حملهی نظامی آمریکا به ایران بودند و پس از
انتشار گزارش نامبرده به شکلی مشهود این احتمال ضعیف گشت، پس از ارسال اولین محمولهی
سوخت هستهای برای بهکارانداختن نیروگاه اتمی بوشهر، مسایل و مباحث موجود تا
اندازهای سیمایی منطقیتر به خود گرفتند. به شکلی که دیگر کاربدستان جمهوری اسلامی
همچون گذشته به بهانهی تأمین سوخت اتمی نتوانند پروژهی غنیسازی اورانیوم را
توجیه نمایند. چرا که تا آن تاریخ یکی از قویترین توجیههای جمهوری اسلامی برای
ادامهی غنیسازی اورانیوم، نبود ضمانت لازم برای تأمین سوخت هستهای نیروگاه اتمی
بوشهر از سوی روسیه بود. به همین دلیل بعد از آرامگشتن موقتی اوضاع پس از گزارش
سازمان اطلاعات ملی آمریکا با ارسال محمولهی سوخت هستهای به ایران از سوی روسیه،
این بهانه هم به نوعی ریشهکن شد و در این راستا کاربدستان بلندپایهی آمریکا و
کشورهای غربی با صراحت اعلام نمودهاند که ایران دیگر نیازی به غنیسازی اورانیوم
ندارد. در همین رابطه وزیر امور خارجهی روسیه، سرگی لاوروف، علناً اعلام کرد که
بعد از ارسال اولین محمولهی سوخت اتمی به ایران که در این روزها دومین محمولهی آن
هم به دست ایران رسید، آن کشور نباید به هیچ شکلی برای ادامهی غنیسازی اورانیوم
توجیه بیاورد، چرا که هیچ دلیلی از سوی ایران در این ارتباط مشروع نیست. هرچند پس
از اظهارات لاوروف، کاربدستان جمهوری اسلامی بر ادامهی غنیسازی اورانیوم تأکید
کردند و بر این مورد پافشاری نمودند که جمهوری اسلامی برای تأمین سوخت آندسته از
نیروگاههایی که در آینده ساخته خواهند شد به ادامهی غنیسازی اورانیوم نیاز دارد و
این هم سبب گردیده تا دست روسیه برای تصویب قطعنامهی سوم شورای امنیت بیش از پیش
بازتر گردد. اما مطلبی که در اینجا شایان ذکر است، نقشی است که روسیه دربارهی حل
مسئلهی اتمی جمهوری اسلامی بر عهده گرفته است. همچنانکه عیان است، سیاست خارجی
روسیه از دوران "تزار" به طور مستمر سیاستی چند سویه بوده و این باعث گشته،
کشورهایی که بخشی از سیاست خارجی روسیه را تشکیل میدهند، هرگز نتوانند به گونهای
شفاف عواقب آن سیاستها را تحلیل نمایند. بدون تردید در رابطه با مسئلهی اتمی
جمهوری اسلامی ایران، روسیه یکی از مجریان سیاست "چماق و هویج" است که در مورد
ایران اعمال میشود و کارشناسان چنین تحلیل میکنند که در شرایط کنونی روسیه وظیفهی
دادن امتیاز به ایران را برعهده دارد و در این چهارچوب با کشورهای 1+5 همراستا است،
چرا که تصور میشود آمریکا و غرب دربارهی موضع اخیر روسیه که به نسبت ایران پیش
گرفته است توافق کرده باشند و از زوایای این سیاستها هم تا اندازهای آگاه باشند.
به طور کلی کشورهای 1+5 به هر شکلی تلاش نمودهاند تا از راه مذاکره و دیپلماسی
بحران و مسئلهی اتمی جمهوری اسلامی ایران را حل نمایند و تا حد ممکن خود را از
برخورد با ایران دور نگه دارند. زمانی که بخشی از افکار عمومی جهان بر این باور
بودند که به ایران حملهی نظامی شود، ناگهان این نظریه شکست میخورد و معادلات
سیاسی جدیدی مطرح میشود. اما آیا در حقیقت روسیه برای مخالفت نمودن با آمریکا و
کشورهای غربی اکنون جانب ایران را گرفته است؟ برای پاسخ دادن به این سؤال باید دو
رویکرد را مورد بحث و بررسی قرار داد، اول آنکه روسیه در شرایط فعلی هرگز راضی
نخواهد شد که به خاطر کشوری مثل ایران خود را در جبههی مقابل همپیمانان آمریکا
قرار بدهد، چرا که روسیه همپیمان آمریکا و غرب است و در آینده بسیار بیشتر به آن
کشورها نیازمند است تا به ایران. هرچند خود این بحث میتواند نوشتاری مفصل باشد و
نمیشود در چند سطر ساده آنرا تشریح کرد، اما به هر شکل به باور کارشناسان و آگاهان
سیاسی، روسیه برای مقابله با سلطهی اقتصادی چین بر بازار جهانی و همچنین جلوگیری
از گسترش پدیدهی تروریسم و رادیکالیسم اسلامی در جهان و منطقه به کمک کشورهای غربی
و آمریکا نیاز دارد. چرا که در حال حاضر اروپا و آمریکا بزرگترین شرکای تجاری و
بازرگانی روسیه هستند و تصور نمیرود روسیه به خاطر ایران از شرکای تجاری و همپیمانان
روی گرداند. اما از این سو هم نمیخواهد به آسانی بازاری بزرگ و پرمنفعت مثل ایران
را از دست بدهد، به همین دلیل تلاش میکند تا جایی که میتواند جلوی از دست رفتن
این بازار بزرگ را بگیرد. از همینرو مدام بر سر ایران با کشورهای 1+5 دچار اختلاف
شده است، اما این سبب نخواهد شد که در درازمدت روسیه سیاستهای خود را به نسبت
آمریکا و غرب تغییر بدهد. برای اثبات این مدعا همین بس است که بدانیم غرب و آمریکا
در مورد سیاستهای روسیه دربارهی ایران مطلع هستند و حتی پیش از اینکه کاربدستان
دستگاه دیپلماسی رژیم ایران آن سیاستها را درک نمایند، آمریکا و غرب به کلی آن را
تجزیه و تحلیل نمودهاند. در همین چهارچوب است که آمریکا و غرب از ارسال سوخت هستهای
از سوی روسیه به ایران استقبال کردهاند، چرا که اکنون پس از انتشار گزارش سازمان
اطلاعات ملی آمریکا و ضعیفشدن احتمال حملهی نظامی آمریکا به ایران و آرامگشتن
اوضاع، روسیه هم با ارسال سوخت هستهای تا اندازهی زیادی میتواند موضع کشورهای
1+5 را به نسبت ایران یکدست نماید. چرا که روسیه به ایران تضمین داده است که به مدت
10 سال اورانیوم غنیشده را برای ایران تأمین میکند و به این شکل، دیگر ایران
بهانهای آنچنانی برای ادامهی غنیسازی اورانیوم در دست ندارد. البته در این رابطه
هم دو نظر وجود دارد، اول اینکه اگر کاربدستان روسی و ایرانی بر این توافق کرده
باشند که شرط ارسال سوخت هستهای به ایران توقف غنیسازی اورانیوم باشد، در این
صورت این مسئله سبب خواهد شد گفتگوها با ایران دوباره آغاز شود و ایران از امتیازات
آمریکا و غرب بهرهمند شود و بدینگونه مسئلهی اتمی ایران به سوی حلشدن پیش برود.
دوم آنکه، اگر ارسال سوخت هستهای به ایران بدون هیچ شرطی باشد، با این اوصاف بحران
اتمی ایران وارد مرحلهی دیگری خواهد شد که بدون تردید به سود ایران نخواهد بود و
حتی روسیه هم به شکلی طبیعی به مانند گذشته نمیتواند از ایران حمایت نماید. جنبهی
دیگر سؤال اصلی ما که آیا روسیه برای مخالفتکردن با آمریکا و اروپا از ایران حمایت
میکند؟ این است که، روسیه در شرایط فعلی از دو طرف سود میجوید و میتواند از هر
دو طرف برای خودش امتیاز کسب نماید. برای اثبات این مدعا به اظهارات ولادیمیر پوتین
اشاره میکنیم که به ایران هشدار داده بود که نباید از عدم حملهی نظامی آمریکا به
ایران اطمینان خاطر داشته باشد. بدینگونه روسیه میتواند درآمد اقتصادی هنگفتی از
طریق فروش تجهیزات نظامی برای خودش حاصل نماید. به همین دلیل به طور مداوم اخبار
مربوط به فروش تجهیزات مدرن نظامی از سوی روسیه به ایران در رسانههای عمومی به چشم
میخورد و کاربدستان جمهوری اسلامی برای دفاع از دستاوردهایشان، میلیونها دلار را
روانهی روسیه میکنند تا تسلیحات پیشرفتهی نظامی از آن کشور خریداری نمایند. این
مسئله هم سبب شده در داخل ایران صدای اعتراضات بلند گردد که روسیه در حال
سوءاستفادهکردن از ایران است. چرا که مصلحت روسیه به گفتهی یکی از کارشناسان
سیاسی منطقه، نه جنگ و نه صلح است، چون بدون هیچ شکی هم جنگ و هم صلح ایران با غرب
به مصالح روسیه آسیب میرساند و روسیه هم مایل نیست از این طریق ضررمند گردد، از
همینرو به شکلی چند سویه هم طرف ایران را گرفته و هم جانب آمریکا و غرب را نگه
داشته است. اما در پایان مطلبی که شایان بحث است این است که ایران اکنون در وضعیت
حساسی قرار دارد و پس از دریافت سوخت هستهای، تصمیمگرفتن پیرامون ادامهی غنیسازی
اورانیوم یا توقف این پروژه است که آیندهی بحران اتمی جمهوری اسلامی را آشکار
خواهد ساخت.