در طول تاریخ، ورزش فوتبال نزد
ملیتهای ایرانی همواره به عنوان یکی از محبوبترین ورزشهای موجود در کشورمان مطرح
بوده است. وقتی پیردو کوبرتن فرانسوی، نهضت المپیک جدید را بنیان نهاد، شعار همیشگی
او تقویت روح آماتوریسم بود و بر این نکته مهم تأکید میورزید که ورزش باید پاک و
از هرگونه مسایل سیاسی، مالی و تجاری بدور باشد و ورزشکاران آماتور بمانند. اواخر
قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، به نظر میرسید اندیشههای آرمانگرایانه کوبرتن در
ورزش جهان ریشه دوانده است و آماتوریسم را پدیدهای تهدید نمیکند. اما در نیمه دوم
قرن بیستم و با ترویج استفاده از رسانههای تصویری و افزایش رسانههای نوشتاری کمکم
پای امور تجاری و تبلیغاتی به ورزش باز شد. فوتبال ایران برای اولینبار در سال
1351 در راه حرفهایشدن گام برداشت. اما در سال 1380 به اجبار کنفدراسیون فوتبال
آسیا (AFC) زمینهی حرفهایشدن را فراهم آورد، هر چند ترکیب فعلی ورزش کشورمان
100% دولتی میباشد و از سوی دیگر معنی حرفهایشدن ورزش شامل استقلال اجرایی و
اقتصاد ورزش میباشد و این آرمان با ساختار رژیم حاکم بر ایران در تضاد میباشد. از
18 باشگاهی که اکنون در لیگ حرفهای حضور دارند 10 باشگاه یعنی ذوب آهن اصفهان،
شیرینفراز کرمانشاه، برق شیراز، راهآهن تهران، پیکان تهران، پگاه گیلان، استقلال
اهواز، نفت آبادان، سپاهان اصفهان و سایپای تهران با سرمایههای صنعتی فعالیت میکنند.
در اینجا سؤالی که مطرح میشود، اینست که اگر صنایع کشور با توجه به وضعیت تحریمهای
اعمالشده از سوی سازمان ملل متحد و آمریکا فقط به مدت 3 ماه بودجه کافی در اختیار
این باشگاهها قرار ندهند تا مثلاً خودگردان باشند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ این
باشگاهها تعطیل میشوند، چون هیچکدام از آنها حتی یک ریال هم سرمایه ندارند تا خود
را تأمین کنند. در طول 10 سال گذشته فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و نیروی انتظامی
به اسامی علی فتحاللهزاده، اکبر غمخوار، امیدوار رضایی، سرهنگ جعفر جعفری، سردار
آجرلو، تیمسار ناصر نوآموز، سردار ناصر شفق و... به عنوان مافیای مخرب مدیریت
باشگاههای تراز اول کشور و حتی پست ریاست فدراسیونهای ورزشی را نیز بدون هیچگونه
آگاهی علمی و تجربه ورزش قهرمانی در انحصار گرفتهاند. این آقایان تا دیروز در
سرکوب آزادیخواهان و روشنفکران کشور هم دست بالایی داشتهاند. جالب است بدانید که 6
باشگاه دیگر حاضر در لیگ حرفهای به نامهای ابومسلم خراسان، پاس همدان، ملوان
بندرانزلی، مقاومت سپاسی شیراز، صباباطری تهران و مس کرمان متعلق به نیروهای نظامی
هستند. اکنون که نیروی قدس سپاه در دایره تحریم فرامرزی و سرمایهگذاری قرار گرفته
است آینده این باشگاهها چه خواهد شد؟ در اینجا باز سؤالی مطرح میشود که در کدام
کشور آزاد و دمکرات جهان یک باشگاه نظامی را سراغ دارید؟
استقلال تهران و پرسپولیس تهران هرکدام میلیونها طرفدار در داخل و خارج از کشور
دارند و اصلاً بحث در مورد تاریخ فوتبال ایران بدون در نظرگرفتن افتخارات این دو
باشگاه امری درست نمیباشد که از سوی سازمان تربیتبدنی به صورت نصف و نیمه حمایت
میشوند. لیگ حرفهای باید متشکل از باشگاههایی دارای استانداردهای حرفهای باشد و
این استانداردها عبارتند از ساختمان مخصوص باشگاه با تمام امکانات تمرینی، رفاهی و
درمانی، زمینهای تمرینی، ورزشگاه خصوصی. همچنین وجود حسابهای بانکی برای هر باشگاه
امری الزامی میباشد. براستی آینده ورزش کشور و جوانان علاقمند به این حرفه با وجود
اینگونه برخوردها چه خواهد شد؟