کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

:: خبرگزاری کوردستان میدیا

.:: سیاست ::.

 

بربریت آخوندی و سرکوب ملیتهای تحت ستم

 

30-10-1386

?: رضا فتح‌الله‌نژاد
بازنمایی تصویر قطع دست راست و پای چپ پنج تن تنها به ظن همکاری با گروههای مسلح بلوچ، تصویر پیداکردن اجساد بازداشتی‌های مفقودالأثرشده در پی تظاهرات دو ماه پیش اهواز که چشمانشان از حدقه درآورده شده بود، تصویر تیراندازی به سوی کودکان بلوچی که گالنهای آب در

 دست داشتند در بلوچستان، تصویر اجساد روزنامه‌نگاران لوکال آذری در میان زباله‌های حاشیه‌ی شهرها و نیز تصاویر دهشتناک و تکان‌دهنده‌ی حوادثی که هر روزه برای فعالین سیاسی کرد، کاسبکاران کرد و غیره به وقوع می‌پیوندند، چه چیزی را به ذهن متبادر می‌کند، بدون شک یادآور دوران آپارتاید در آفریقای جنوبی و همچنین سیاست درست‌کردن کوه از سر بریده‌‌شده‌ی آدم‌ها توسط آقامحمدخان قاجار است. این تصاویر نه از آن سده‌های گذشته و مربوط به دوران حکمرانی آقامحمد‌خان قاجار، بلکه سیاست روزمره‌ی رژیم کنونی جمهوری اسلامی ایران در قبال ملیتهای تحت ستم است. سیاست رژیم آپارتاید جمهوری اسلامی فقط به کشتار فیزیکی منحصر نمی‌شود، بلکه شکاف عمیق در عرصه‌ی اقتصادی و توسعه میان مناطق ملیتهای تحت ستم با مناطق فارس‌نشین، در پیش‌گرفتن سیاست تغییر دمگرافی مناطق ملیتهای تحت ستم به این هدف نامیمون که آنها را با وجود دشمن مشترک به تنازع با همدیگر بیاندازد، قدغن‌نمودن تحصیل به زبان مادری برای زبانهای غیرفارسی و در کل رویکرد جداسازی "ما" از "آنها" به وضوح در جامعه‌ی کنونی ایران مشاهده می‌شود و لذا زندگی جانکاهی را برای ملیتهای فرودست و زندگی مرفه‌تری را در مقایسه، برای ملیت فرادست باعث شده‌اند. نخبگانی از ملیت فارس ادعا می‌کنند که محرومیت و رواداشته‌شدن ستم تنها ملیتهای تحت ستم را شامل نمی‌شود، چرا که همه‌ی مردم ایران از هر ملیتی زیر یوغ حکومتی مستبد قرار دارند و با مشکلات عدیده‌ای در عرصه‌های مختلف دست‌وپنجه نرم می‌کنند، این موضوع کاملاً درست است، اما تأملی بایست، رقم 76 درصدی برای جمعیت زیر خط فقر در استان سیستان و بلوچستان که مورد تأیید منابع دولتی نیز هست، باز هم نشان از آپارتاید لجام‌گسیخته در ایران ندارد؟!. توجیه‌گرانی آمدند و مسئله را ریشه‌یابی کردند و به این نتیجه‌ی نادرست رسیدند که دلیل آپارتاید موجود در ایران، تبدیل خواست حق تعیین سرنوشت در میان ملیتهای تحت ستم به پارادایم غالب است و لذا چنانچه این ملیتها از حق خود بگذرند، به مرور زمان نوع سرکوب و درجه‌ی آن به نوع و درجه‌ی سرکوب ملیت فارس شبیه خواهد شد!. مگر نه اینست که به غیر از ملیت کرد، سایر ملیتهای تحت ستم نزدیک به دو دهه از حکمرانی جمهوری اسلامی حرفی آنچنانی از خواسته‌ها و مطالبات بر حق ملی خود نزدند، پس چرا آنها؟!.
رژیم جمهوری اسلامی، نظام بربریت آخوندی، در این خیال واهی چنین توحشی را نسبت به ملیتهای فرودست در ایران به راه انداخته است که آنها را به سکوت واداشته و با لوکوموتیو سرکوب خود که به طور صوری همه‌ی ابزارهای قدرت را در انحصار خود دارد، ملیتهای غیرفارس را مضمحل و نابود گرداند تا اگر پاسخگویی به خواستهای ملیتها با نوع حاکمیت سیاسی موجود مباین باشد، صورت مسئله را پاک کند، راهی که دست‌کم در چند سده‌ی اخیر ره به جایی نبرده و سرانجام آن، فروپاشی نظام سلطه‌گر و آپارتاید بوده است. چنانچه در قرن بیستم دو قطبی‌بودن جهان دلیلی بود برای چشم فروبستن به روی نقض سیستماتیک حقوق بشر و قبول نماینده‌بودن نظام‌های خودکامه در سازمانهای جهانی، اکنون می‌رود که آن روزگار به سر رسد، خوانش سنتی از روابط بین‌الملل جای خود را به خوانشی همخوان با عصر ارتباطات دهد. در دوران کنونی، کشورهای جنوب یا به عبارت دیگری کشورهای جهان سوم و مردم آن نسبت به قرن گذشته ایفا‌کننده‌ی نقشی به مراتب بیشتر در سیاست و تعاملات جهانی هستند. اکنون دهکده‌ی جهانی مارشال مک‌ لوهان، از رؤیا فاصله گرفته و به واقعیت نزدیک‌تر شده‌است، تکنولوژی ارتباطاتی، دوران پساصنعتی را که شامل کشورهای در حال توسعه نیز می‌شود، پدید آورده و سطح آگاهی به ارتقای حیرت‌‌برانگیزی رسیده است. غافلان و در خواب‌فرورفتگان آنانند که می‌پندارند در این دوران نیز سیاست آقامحمدخانی پایه‌های قدرت سرکوبگرنه‌اشان را استحکام می‌بخشد و تنها فرمانی که به ذهنشان خطور می‌یابد، سرکوب است و سرکوب. با در نظرگرفتن واقعیت‌های مذکور، در پیش‌گرفتن سیاست آپارتاید در چند قرن اخیر به غیر از سرنگونی نظام سرکوبگر ره به جایی نبرده است، چه رسد به عصر کنونی.
در برابر این موج وحشتناک و خوفناک سرکوبگری، ملیتهای تحت ستم ساکت ننشسته و با مبارزات پیگیر و برحق خویش، فردایی بهتر را بشارت می‌دهند. ملیتهای تحت ستم در ایران شرایط و پارادایم‌های دوران را نیک خوانده‌اند و با تشکیل ارگان بازتاب‌دهنده‌ی خواستها و مطالباتشان تحت نام "کنگره‌ی ملیتهای ایران فدرال" و از این راه تعامل در سطح بین‌المللی و با سازمانهای غیرانتفاعی جهانی در راهی گام می‌نهند که از سویی به حق تعیین سرنوشت خود نایل آیند و از دگرسوی همراستا با مسیر حرکت جامعه‌ی بشری باشد. بنابراین محتمل و امیدوارانه است که در آینده، نظام آپارتاید بربریت آخوندی به زباله‌دان تاریخ بپیوندد و ملیتهای تحت ستم به حقوق و آزادیهای پایمال‌شده‌ی خود نایل آیند.

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 جمعه، ۴ مرداد ۱۳۸۷ خورشیدی