کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

:: خبرگزاری کوردستان میدیا

.:: سیاست ::.

 

مجلس هشتم و تراژدی انتخاب

 

30-10-1386

?: فاتح صالحی
 انتخابات بدون تردید دستاوردی بشری و به‌طور کلی فرآیندی دمکراتیک و اساسی برای تعیین حق سرنوشت در کشورهای آزاد و دمکراتیک جهان است. انتخابات یکی از ابزارهای مشارکت مردم در حکومت و سیستمهای دمکراتیک در کشورهایی است که انسان بر اساس اعلامیه‌ی جهانی حقوق

 بشر، حق دارد که سرنوشت و آینده‌ی خود را معلوم و مشخص نماید و بدینگونه به شکلی قانونی و مدنی در اداره‌ی امورات حکومت و دولت به شیوه‌ای مستقیم مشارکت نماید. اما این مسئله تنها در کشورهایی تضمین و تحقق خواهد یافت که قانون اساسی آنها دمکراتیک باشد و خود قانون هم از طریق همه‌پرسی مردم رأی آورده باشد. با این اوصاف انتخابات به مثابه‌ی نیروی مدنی و اسلحه‌ای قانونی، توانایی قابل ملاحظه‌ای برای ایجاد تغییرات یا تثبیت دمکراسی در جامعه دارد. به همین دلیل حکومتهای دیکتاتوری و فاشیستی به طرق گوناگونی با برگزاری انتخاباتی آزاد و دمکراتیک همیشه مشکل داشته‌اند یا به هیچ شکلی اجازه‌ی برگزاری انتخاباتی آزاد را نداده‌اند تا در سطح اداره‌ی حاکمیت به ابزار مشارکت و تغییر مبدل گردد.
جمهوری اسلامی ایران به مثابه‌ی رژیمی ضدمردمی و تروریست‌مأب بدون شک از آندسته حکومتهای دیکتاتوری است که باوری به انتخابات آزاد ندارد و نه‌تنها آن را همچون مشکلی برای خود می‌نگرد، بلکه بسیار از آن می‌ترسد. ‌از همین‌رو به‌طور مداوم تلاش نموده ماهیت انتخابات را بی‌محتوا نماید تا جایی که سیمای انتخابات به‌کلی ظاهری نمایشی باشد تا روندی قانونی و تأثیرگذار. در این راستا آنقدر سد و موانع بر سر راه انتخابات آزاد قرار داده است که آزادی از آن پس گرفته شده و به‌طور کلی مرده است، بدین شکل هم انتخابات اساساً هیچ معنایی جز خودفریبی نیست و برگزاری و مشارکت در چنین انتخاباتی بدون هیچ شبهه‌ای جهالتی بی‌قید‌‌وشرط است. با نگاهی گذرا به تاریخ 27 انتخابات مختلف در رژیم جمهوری اسلامی ایران، از اولین انتخابات سراسری در تاریخ 10 و 11/1/1358 که تنها چیزی که در آن مشهود نبود آزادی و تنوع گزینه‌های انتخابات بود تا آخرین انتخابات مجلس خبرگان در تابستان سال جاری، روشن می‌شود که رژیم به طور مستمر مشغول تحریف، ایجاد موانع و طراحی نیرنگ برای تحقق‌یافتن اهداف و تأمین و تضمین‌نمودن مصالح و منافعخود هست تا ایجاد جوی سالم، باز و آزاد برای مشارکت مردم و رسیدن به مقاصدشان از طریق انتخاباتی عادلانه که بر سبک و جریان زندگی روزمره‌اشان تأثیرگذار می‌باشد.
در جمهوری اسلامی به دلیل وجود چندین دستگاه فراقانونی مثل شورای نگهبان در انتخابات کاندیداتورها، از همان نقطه‌ی آغاز انتخاباتی آزاد و دمکراتیک، به‌طور کلی آزادی و دمکراسی نقض می‌شود و در جریان انتخاب هم آزادی بیان و انتخابات مسجل نمی‌گردد. بدین جهت تنها کسانی می‌توانند خود را برای کاندیداتوری در چنین سیستمی کاندیدا نمایند که منتخب رژیم باشند تا مردم، جدای از اینها به دلیل فقدان نظامی مردم‌سالار و دمکراتیک، احزاب و سازمانهای سیاسی که طرفدار حقوق و آزادیهای مردم باشند نمی‌توانند در انتخابات مشارکت نمایند و آنچه که می‌ماند احزاب و سازمانهای حقیقی، آزادیخواه و اصلاح‌طلب نیستند بلکه پیکره‌ای هستند از ساختار سازمانی نمایشی که خود رژیم برای تحریف حقایق و وارونه نشان‌دادن وقایع داخلی جامعه در انظار جهان خارج، آنها را به وجود آورده است و در واقع نه‌تنها هیچ تهدیدی برای رژیم به حساب نمی‌آیند، بلکه در مقاطعی وسیله و دستاویز رژیم برای بقا و ترمیم اقتدارش هستند. برای مثال تنها به روی کارآمدن جناح به اصطلاح اصلاح‌طلب در 2ی خرداد 1376 و همه‌ی لکه‌های ننگ و سیاهی که در مدت 8 سال به اسم دولت خاتمی ثبت شد، اشاره می‌نماییم. از قتلهای زنجیره‌ای تا سرکوب دانشجویان دانشگاه تهران، از توهین به آگاهی و مسخره‌کردن بیش از 20 میلیون رأی تا انفجار بحران مواد مخدر و فرار همه‌ی مغزهایی که هرکدام از آنها می‌توانستند به ستون تغییرات و... مبدل گردند. اکنون هم در آستانه‌ی بیست‌وهشتمین انتخابات رژیم تحت عنوان انتخابات مجلس هشتم، زمانی که به تاریخ 29 ساله‌ی حاکمیت حکومت جمهوری شیطانی آخوندی نگاه می‌کنید، خواهید دید که تاریخ دوباره در حال تکرار‌شدن است. زیرا شرایط کنونی ایران با اندکی تغییرات و اختلاف با فضای غالب بر ایران در سالهای 71 تا 75 شباهت نزدیکی دارد، حکومت چه به لحاظ داخلی و چه در سطح بین‌المللی دچار شکست و بحرانهای بزرگی شده است که رهایی از آن محال است و هرچند سردمداران جمهوری اسلامی نیک می‌دانند در چه مسیری در حرکتند، اما همه‌ی حیله و نیرنگهایشان طولی نخواهد کشید که به سراب مبدل خواهد گشت و اینبار در داخل و خارج از کشور با انفجاری مواجه خواهند شد که شاید برای همیشه رژیم پلیدشان به پایان برسد. زمانی که حاکمان جمهوری اسلامی واقف بودند که صددرصد انتخابات مجلس هشتم تحت تأثیر مسئله‌ی اتمی آن کشور قرار خواهد گرفت و این احتمال نیرومند بود که به هیچ شکلی مردم در انتخابات مشارکت ننمایند، به باور خودشان زیرکانه چند قدمی را برای حل مسئله‌ی اتمی آن کشور به سوی سازمان بین‌المللی انرژی اتمی برداشتند و با معامله‌ای بر سر عراق با آمریکا، توانستند پس از صدور گزارش مرموز سازمان اطلاعات ملی آمریکا، وضع موجود را تا اندازه‌ای به نفع خودشان آرام سازند، اما در حقیقت این تاکتیکی بیشتر نیست، چه از سوی ایران و چه از سوی آمریکا. از این‌رو اکنون همه‌ی توان و نیروی خود را به انتخابات مجلس هشتم معطوف ساخته‌اند تا از راه روی کار‌آمدن مهره‌های خود به اهداف شومشان برسند در این شرایط است که رهبر جمهوری اسلامی هم به پشتیبانی از سرسپردگان خودش برآمده تا به مردم تفهیم کنند که تنها آنها هستند که می‌توانند وضعیت موجود را تغییر بدهند. به همین جهت خامنه‌ای با یک دست می‌گوید، ما هر زمان که لازم باشد با آمریکا ارتباط برقرار می‌کنیم اما هنوز زمان آن فرا نرسیده است. شاید پس از پیروزی جناح خامنه‌ای در رقابتهای انتخاباتی مجلس هشتم زمان آن برسد که دوباره خامنه‌ای حرفهای خود را پس بگیرد و اظهار نماید که آمریکا از نظر ما مشروعیتی ندارد که با آن گفتگو بکنیم، اما امروز ضروری است و در منفعت و مصلحت رژیم است که با لحنی ملایم و آرام در برابر آمریکا حرف بزنند. این هم موقتی است و پس از تحقق‌یافتن رؤیاهایشان در انتخابات آینده در 24 اسفندماه امسال، این موضع شکسته خواهد شد و یکبار دیگر چهره‌ای شوم و درون پلیدشان، افکار عمومی جهان و کشورهای اروپایی و آمریکا را تا حدی آزار خواهد داد که کشور و سرنوشت مردم ایران را به سوی ناکجاآباد سوق می‌دهد.
در اینجا به دلیل اینکه بسیار از موضوع اصلی بحثمان که پیرامون انتخابات مجلس هشتم است دور نشویم دوباره به چگونگی و نحوه‌ی برگزاری این دوره از انتخابات رژیم به‌ویژه در منطقه‌ی کردستان با هر چهار استان آن می‌پردازیم. مسئولان حکومت آخوندی به درازای عمرشان همواره سعی نموده‌اند با دادن قول و وعده‌ی سر خرمن به مردم، جمعیت را تشوق کنند تا در انتخابات مشارکت کنند و هر بار برای این منظور از ترفندهای متفاوت بهره برده‌اند. اما در واقع مردم ایران به‌کلی و ملت کرد به‌ویژه پس از چندین انتخابات به خوبی به این مهم رسیده‌اند که مشارکت و عدم حضور آنها در انتخابات هیچ تفاوتی ندارد و اساساً مردم در این فرآیند تنها به مثابه‌ی عروسکی می‌مانند که با دستان بازیگران و عروسک‌گردانان رژیم به حرکت درمی‌آیند. این هم سبب شده که دیگر مردم در این روند به گونه‌ای چشمگیر به مانند انتخابات 2ی خرداد 1376 شرکت نکنند حتی مردم را تشویق می‌نمایند که در این فرآیند مشارکت نکنند.
اما مسایلی که سبب شده‌اند مردم به نسبت مشارکت در اداره‌ی حاکمیت دلسرد باشند عبارتند از چند عامل اساسی همچون، 1ـ عدم اعتماد به نیرو و توانایی مردم برای ایجاد تغییرات و تحول. البته در اینجا باید بر این مورد تأکید کنیم که رژیم به خوبی توانایی توده‌ی مردم را خوب می‌شناسد و بر این مبنا نمی‌گذارد مردم با هم‌صدایی در برابر رژیم قد علم نمایند. 2ـ تبعیض نژادی و مذهبی در میان مردم. این عامل باعث گشته همه‌ی مردم به شکلی یکسان و برابر در انتخابات حضور نداشته باشند. 3ـ نبود آزادی فکر و اندیشه و راهکارهای لازم برای انتخاباتی آزاد و بی‌سانسور. 4ـ وجود سد و موانع و نیز فیلترهای گزینشی برای کاندیداتورها. بر این اساس تنها افرادی صلاحیت آنها تأیید می‌شود که توانسته باشند رأی اعتماد و اطمینان رژیم را به دست آورده باشند و بدینگونه با درنظرگرفتن این نکته که در جمهوری اسلامی دولت و مردم از هم جدا و دور هستند، آنهایی که از سوی رژیم صلاحیتشان تأیید می‌گردد در میان جامعه پایگاه اجتماعی چندانی ندارند. 5ـ عدم مشارکت احزاب و سازمانهایی سیاسی که به‌طور کلی مردمی هستند و برای تأمین و تضمین اهداف مردم تلاش می‌نمایند. 6ـ نمایشی‌بودن مجلس به علت وجود چندین دستگاه فراقانونی همچون، خبرگان رهبری، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام و... .
این عوامل به‌خصوص در منطقه‌ی کردستان به گونه‌ای واضح نمایان است و در این مورد رژیم هر چه تلاش نموده تا این نکات منفی را پاک گرداند، بیشتر رأی اطمینان مردم را از دست داده است. در این رابطه هر بار به بهانه‌ای و زیر لوای شعاری درون‌تهی، سعی نموده مردم را به طرف خویش جذب نماید و برای رسیدن به این منظور چندین حزب نمایشی را، درست کرده است تا وارد عرصه‌ی انتخابات شوند و رأی اعتماد مردم را به دست بیاورند. برای مثال می‌توانیم از احزاب دوم خردادی تحت عنوان جبهه‌ی اصلاح‌طلبان، جبهه‌ی مشارکت، جبهه‌ی اصولگرایان، حزب اعتماد ملی، حزب مؤتلفه‌ی اسلامی و... نام ببریم. در این اواخر هم حزب استقلال ایران و حزب ایران سرافراز را تشکیل داده تا بتوانند از طریق این تریبونها رأی مردم را به دست بیاورد. بر اساس آخرین آمارها در مناطق کردنشین جبهه‌ی اصلاح‌طلبان، اصولگرایان، اعضای حزب اعتماد ملی و مؤتلفه‌ی اسلامی تلاش می‌کنند تا به میان مردم نفوذ کنند. در اینجا به‌طور خلاصه پیرامون این احزاب چند سطری بحث خواهیم کرد.
1ـ جبهه‌ی مشارکت و اصلاح‌طلبان: این جماعت باقیمانده‌گان دولت دوره حاکمیت محمد خاتمی هستند که به‌طور کلی سیمای حقیقی‌شان برای مردم نمایان گشته است، چرا که همین افراد بودند که در مدت 8 سال دستاوردی جز رنج و محنت برای مردم نداشتند. اما پس از روی‌کارآمدن دولت اصولگرای احمدی‌نژاد، اینها دوباره به دلیل ناکارایی دولت احمدی‌نژاد و صدها بحران و مشکل داخلی و خارجی، فرصتی برایشان ایجاد شده است تا باری دیگر فرصت‌طلب‌ بودن خود را اثبات نمایند و با دادن شعارهای بزرگ و بی‌اساس، تلاش می‌کنند تا به‌ویژه در منطقه کردستان رأی مردم را بدست بیاورند. در این راستا عبدالله رمضانزاده، استاندار سابق کردستان مشغول سازماندهی و هماهنگ‌کردن جبهه‌ی اصلاح‌طلبان در کردستان است و افراد دیگری همچون حسین فیروزی، فرماندار سابق سقز، جلال جلالی‌زاده و سیدهاشم هدایتی به کمک خالد توکلی درصدد هستند یکبار دیگر با دروغ و وعده‌های پوچ رأی اعتماد مردم را جمع نمایند. در این رابطه به شکلی گسترده به ملاقات شخصیت‌ها، افراد مذهبی، بزرگان و ریش‌سپیدان و نیز روشنفکرهای مردمی می‌روند تا از این راه مردم را به سوی خود جذب کنند. اما همچنانکه پیشتر هم بدان اشاره نمودیم این مجموعه امتحان خود را پس داده‌اند و تصور نمی‌رود مردم کردستان دوباره فریب آنها را بخورند.
2ـ اصولگرایان: به نژاد از تبار محمود احمدی‌نژاد هستند و اکنون در کردستان بیشتر پست‌های مهم و کلیدی را در اختیار دارند و با سوءاستفاده از مقام‌های خودشان مشغول جذب مردم هستند، اما در واقع این جماعت هم در میان مردم هیچ جایگاهی ندارند و گمان نمی‌کنیم که بتوانند مردم را به پای صندوقهای رأی بکشند. اینها همگی از معتمدین رهبر نظام، سپاه پاسداران و خود احمدی‌نژاد هستند و به هر شکلی تلاش می‌کنند تا از همه‌ی امکاناتی که در اختیار دارند سود بجویند. البته کاندیداهای اصولگرایان از ماکو تا ایلام حضور دارند اما در کرمانشاه و ایلام قدرت بیشتری دارند.
3ـ حزب اعتماد ملی: این حزب توسط مهدی کروبی تشکیل شده اما هنوز هم در کردستان از سوی مردم بسیار شناخته شده نیست ولی در استان کردستان 6 کاندیدا از این حزب برای مجلس ثبت‌نام نموده‌اند.
4ـ حزب مؤتلفه‌ی اسلامی: این حزب هم به علت حمایت از چند شخصیت مذهبی و عشیره‌ای به‌خصوص در استانهای ارومیه و کردستان و همچنین ایلام چندین کاندیدا دارند.
5ـ حزب ایران سرافراز: این حزب در سال 1385 مجوز فعالیت گرفته است و هنوز به شکلی رسمی در استان کردستان و دیگر مناطق کردنشین دفتر نمایندگی افتتاح نکرده است اما شایعه‌ی این وجود دارد این جماعت هم با برداشتن شعارهای دهن پرکن تلاش نمایند مردم را به سمت خود بکشانند. اما به‌طور کلی این مجموعه در منطقه‌ی کردستان ناشناخته هستند و تصور نمی‌رود با وجود اصلاح‌طلبان بتوانند کار خاصی را انجام بدهند.
در پایان شایان ذکر است که دولت احمدی‌نژاد برای تضمین پیروزی خود در هشتمین انتخابات مجلس شورای اسلامی، چندین ترفند جدید مثل، بالابردن سن رأی‌دهندگان از 16 سال به 18 سال انجام داده است و این هم سبب خواهد شد آن قشری که دوست دارند برای یکبار هم که شده رأی بدهند و مجموعه‌ی زیادی هم هستند دیگر نتوانند در رأی‌گیری شرکت کنند، در انتخابات گذشته کسی که پستی دولتی در اختیار داشت، می‌بایست 2 ماه قبل از انتخابات استعفا بدهد، اما در انتخابات مجلس هشتم این ماده به 6 ماه تغییر داده شده و این هم خودبه‌خود راهکاری است که به شکلی اتوماتیک عده‌ای که می‌خواستند خود را کاندیدا بکنند، نتوانند در رقابتهای انتخاباتی حضور پیدا کنند.
اما از همه جالبتر این است که دولت احمدی‌نژاد قانونی را به تصویب مجلس و شورای نگهبان رسانده که دست دولت را برای فساد بازتر خواهد گذاشت. در این انتخابات برای اولین‌بار بارکد اختصاصی بر روی برگه‌های رأی درج خواهد شد و دیگر نوشتن اسم بر روی برگه‌های رأی اعتبار نخواهد داشت و تنها یک کد نوشته می‌شود. اما از همه جالبتر این است که برای این منظور "بانک اطلاعات" ایجاد شده که همه‌ی برگه‌های رأی پس از اتمام رأی‌گیری از صندوقها بیرون آورده می‌شوند و اسکن می‌گردند، سپس مثل حالت اولیه‌ی خود به صندوق ریخته و صندوق را لاک و مهر می‌نمایند. سوای اینها چاپ پوسترهای تبلیغی ممنوع اعلام شده و شیوه‌های نوین برای تبلیغات سفارش گشته که هنوز اعلام نشده‌اند... . اما به هر شکلی تصور می‌رود با این همه محافظه‌کاری مثلث خاتمی ـ هاشمی ـ کروبی در رقابتهای انتخاباتی برای اصولگرایان مشکل ایجاد نمایند ولی به‌طور کلی به نظر نمی‌رسد بتوانند در فرآیند انتخابات مجلس هشتم پیروز گردند. از همین‌رو این مجموعه همه‌ی نیرو و توان خود را در مناطق کردنشین به‌کار بسته‌اند تا در این مناطق رأی مردم را به دست بیاورند، اما آیا مردم یکبار دیگر اشتباه انتخاب را تکرار خواهند کرد؟... تا تراژدی فرهنگ و هویت ملی‌امان همچنان ادامه پیدا کند؟

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 جمعه، ۴ مرداد ۱۳۸۷ خورشیدی