کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: رادیو صدای کردستان ایران

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

:: خبرگزاری کوردستان میدیا

.:: سیاست ::.

 

2007، تلاش ملت کرد برای خروج از تنگنای تنزل و انزوا

 

30-10-1386

?: عارف نادری
اگر چه کردستان در جنگ چالدران (1514 میلادی) و بنابر عهدنامه‌ی ذهاب (1639 م) تقسیم و بعداً هم به چهار بخش تجزیه گشت ـ به گفته‌ی پروفسور اسماعیل بشکچی: "هر کدام از کشورهای ترکیه، ایران، عراق و سوریه صاحب کردستان خویش شدند. در این میان تنها کرد است که حق داشتن کردستان را ندارد". ـ اما به درازای نزدیک به پنج قرن گذشته، این ملت به طور مستمر برای دستیابی به حق تعیین سرنوشت تلاش نموده

 و مرزهای ساختگی نتوانسته‌اند سرنوشت مشترک این ملت را از هم گسیخته و تحت عنوان مسئله‌ی داخلی آن را پرده‌پوشی و آنان را ذوب و محو نمایند. سال 2007 میلادی برای این ملت همچون سال تحقق آزادی و امنیت بیشتر و آغازی برای سقوط دیکتاتورها به نظر می‌آمد زیرا در آخرین روز سال پیش (30/12/2006) صدام بر اساس حکمی عادلانه بر چوبه‌ی دار رفت. این پیروزی برای ملت کرد، امید و انرژیی جانبخش بود تا مصمم‌تر از پیش برای تأمین دمکراسی و رفع ستم ملی مبارزه نماید. یکی از نقاط قوت و اساسی سال پیشین ارتباط منسجم و مستمر احزاب کردستانی با یکدیگر و اتخاذ مواضع مشترک آنان به نسبت وقایع سایر بخشهای کردستان، به خصوص پاسداری و دفاع از دستاوردهای حکومت اقلیم کردستان بود. همچنین در اقدامی ارزشمند 17 حزب و سازمان سیاسی کردستان در مورخه‌ی 29/4/2007 جبهه‌ای متحد را تحت نام "همکاری" تشکیل دادند تا ضمن نزدیکی کردها به همدیگر، برای به روزکردن مسئله‌ی کرد و محور قراردادن آن و بین‌المللی کردن‌اش فعالیت‌هایشان را هماهنگ نمایند، که اینچنین تلاشهایی به صورت‌های مختلف در اروپا و کردستان دنبال و اجرا گشت. از سوی دیگر تهدیدات حکومت ترکیه به نسبت حکومت اقلیم کردستان، نه‌تنها نتوانست به عنوان کارتی جهت تضعیف کردها به کار گرفته شود بلکه مبنا و دلیلی برای انسجام صفوف ملت در هر چهار بخش سرزمین و اتخاذ موضع ملی مشترک به نسبت هرگونه تهدیدی علیه منافع ملی کرد در اقلیم کردستان گشت. آن تهدیدات برخلاف اهداف ترکیه که پشتیبانی ایران و سوریه را نیز با خود داشت، موجی از بیداری ملی کردها را باعث گشت به گونه‌ای که بیش از نتایج منفی آن، دستاوردهای مثبتی به دنبال داشت و به دشمنان این حقیقت را اثبات نمود که دیگر نمی‌توانند مثل گذشته، جنون‌آمیز و با اتکا به مکانیسم سرکوب و تهدید و تجاوز، ضمن عملی‌کردن توطئه‌هایشان، خود را از عواقب آن برحذر دارند. ترکیه با اقدامات خویش سبب گشت که بار دیگر مسئله‌ی کرد بین‌المللی گردد، آن کشور بدون درس‌گرفتن از تجارب و عاقبت کشورهای کثیرالملله، تنفری تاریخی را علیه خویش پدید آورد و خود را در موضع بدخواه و دیگری بودن برای سایر کردهای خارج از حوزه‌ی تحت سلطه‌اش قرار داد.
کردستان عراق:
کردستان عراق بعد از جنگ اول خلیج فارس و بر اساس قطعنامه‌ی شورای امنیت به شماره‌ی 668 مورخه‌ی 9/4/1991 و منطقه‌ی تحت حفاظت مدار 36 درجه، همچنین پس از سقوط رژیم بعث (9/4/2003)، حکومتی فدرالی را در چهارچوب عراق دمکراتیک فدرال و بر اساس قانون اساسی آن کشور تشکیل داد. این اقلیم اگر چه تاکنون هم تمامی مناطق کردنشین عراق را تحت اداره‌ی خویش درنیاورده است اما نقطه عطفی تاریخی و عظیم در جهت منافع ملت کرد به شمار می‌رود. اقلیم کردستان در سال 2007 با بحران‌های داخلی و منطقه‌ای بسیاری روبه‌رو گشت از طرفی روزانه با اقدامات خرابکارانه تروریست‌ها دست به گریبان بوده که تمامی دغدغه‌اشان به هم‌زدن امنیت حاکم بر کردستان بود برای مثال: (1ـ عملیات تروریستی 9/5/2007 در اربیل، 2ـ دو عملیات تروریستی در کرکوک که بیش از 80 شهید و 200 مجروح بر جای گذاشت، 3ـ در نتیجه‌ی سلسله انفجارهای منطقه‌ی شیخان (14 اوت 2007) بیش از 500 نفر به شهادت رسیدند، و...). از سوی دیگر دولت‌های ایران و ترکیه در طول یکسال گذشته، سروری حکومت اقلیم را نقض و مناطق مرزی را مورد تجاوز و توپباران‌های پیاپی قرار دادند، البته ترکیه در شب 16/12/2007 با بمباران هوایی و نقض حریم هوایی اقلیم تجاوز را به حد اعلای خویش رساند. در موازات این تجاوزات تروریست‌های "انصارالاسلام" هم به طور مداوم به داخل مرزهای اقلیم رخنه و محافظان مرزی را آماج حملات غافلگیرانه‌ی خویش قرار داده‌اند. همچنین آمریکا در سال 2007 با حمله به نمایندگی ایران در اربیل و دستگیری افراد حاضر در محل و دستگیری عضو هیئت ایرانی در سلیمانیه به جرم همکاری با تروریست‌ها اقدام نمود، ایران به تلافی این دستگیریها، محاصره‌ی اقتصادی حکومت اقلیم را به اجرا درآورد که نتیجه‌ای مشخص برایش در پی نداشت که البته در نهایت باعث بازگشایی کنسولگری ایران در اربیل و سلیمانیه شد. البته شایان ذکر است که در 2007 تعدادی از کشورهای اروپایی، روسیه و سازمان ملل متحد نیز کنسولگری خویش را در اربیل دایر نمودند که این روابط موفقیتی دیپلماتیک برای حکومت اقلیم بوده و مشروعیت قانونی و بین‌المللی آن را تضمین می‌نماید. از زیانهای وارده بر منابع زیرزمینی و اقتصاد اقلیم، خشک‌نمودن چاههای نفت دیاله و مندلی استان خانقین و تلاش شبانه‌روزی برای ایجاد سد و ممانعت از رسیدن آبهای جاری به اقلیم کردستان، به خصوص آب رودخانه‌ی سیروان می‌باشد. اینگونه اقدامات ایران تهدیدی بزرگ به نسبت آینده‌ی اقلیم است.
از گامهای ارزشمند دیگر حکومت، جذب سرمایه‌های خارجی و تلاش برای نهادینه‌کردن حکومت بود. اگر چه حکومت سالی پر از فعالیت را پشت سر نهاد، پروژه‌های عظیمی را به انجام رساند، اما سه مشکل اصلی سر راه حکومت همچنان لاینحل مانده است که عبارتند از: 1ـ عدم اجرای ماده‌ی 140 (در ارتباط با سرنوشت کرکوک و مناطق کردنشین خارج از سلطه‌ی حکومت اقلیم)، 2ـ مسئله‌ی قراردادهای منعقده‌ی نفت با حکومت مرکزی عراق که از سوی حکومت اقلیم تنظیم شده است، 3ـ بودجه‌ی نیروهای پیشمرگ، این سه مورد برای ملت کرد عواملی سرنوشت‌سازند، چونکه حل این موارد می‌تواند حاکمیت سرزمینی کرد، زیربنای اقتصادی و نیروی محافظ این کیان ملی در اقلیم کردستان را در پی داشته باشد. در زمینه‌ی داخلی هم با وجود تلاشهای بسیار به علت فراهم‌نشدن بستر لازم وزارت‌های دارایی، پیشمرگ و کشور نتوانستند تحت وزارت‌های واحدی ادغام گردند. بخشی دیگر از فعالیت‌های حکومت اقلیم تلاش برای پیشبرد سطح آگاهی ساکنین در زمینه‌های متفاوت بود، حکومت به جز ایجاد چندین کانال ماهواره‌ای، محلی، رادیویی و روزنامه‌، چند دانشگاه وابسته به وزارت آموزش عالی و چند دانشگاه خارجی را هم بازگشایی نمود. از جهتی دیگر حکومت همچنان با برخی از معضلات اجتماعی دست به گریبان است از جمله مشکل خودسوزی و خودکشی زنان، که در سایر بخشهای دیگر کردستان هم کمابیش عیان است اما در حکومت اقلیم در سطح به مراتب اسفناک‌تری قرار دارد که نمونه‌ی دهشتناک آن کشتن دختر کرد ایزدی "دعا" بود. این پدیده‌ها حاکی از آن است که هنوز هم جامعه کرد، احتیاج مبرم و وافری به فعالیت گسترده‌تر در حوزه‌ی فرهنگی و زدایش فرهنگ خشونت‌طلبی از فکر و زبان و عمل و زندگی روزانه‌ی خویش دارد.
کردستان سوریه:
کردهای تحت سلطه‌ی سوریه که 10% جمعیت آن کشور را تشکیل می‌دهند به جز اعمال سیاست تعریب، انکار و سرکوب مداوم در خصوص آنها، از حدود 45 سال پیش (5م اکتبر 1962) بیش از 300 هزار کرد تحت حاکمیت آن رژیم از حق داشتن شناسنامه محروم شده و از تمامی حقوق شهروندی بی‌بهره گشته و تحت غیرانسانی‌ترین فشارهای همه‌جانبه قرار گرفته‌اند. فعالین سیاسی و حقوق بشر به طور مستمر گرفتار بازداشت، شکنجه، مرگ و زندان گشته و از مسئولیت در اداره‌ی امور مناطق کردنشین محروم شده‌اند. در ارتباط با سرکوب‌های سال گذشته می‌توان به سرکوب تجمع 5/10/2007 شهر قامیشلو به دلیل عدم حل مشکل شناسنامه‌ی جمعی کثیر از شهروندان کرد و به خاک و خون کشیدن اعتراضات 11/8/86 کردها علیه تهدیدات ترکیه به نسبت اقلیم کردستان بود که 3 شهید و دهها مجروح برجای گذاشت. هرچند بشار اسد در ارتباط با رفع مشکل کردهای بی‌شناسنامه و محروم از حقوق اجتماعی وعده‌های بسیاری داده است اما در عمل نه‌تنها گامی مثبت برنداشت، بلعکس نقض حقوق کردها گستردگی بیشتری به خود گرفت. از جهتی دیگر بشار اسد ضمن دیدار از ترکیه، حمایت خویش را از حمله آن کشور به اقلیم کردستان و سرکوب جنبش کردهای ترکیه بیان داشت. به طور عام 2007 در کردستان سوریه سال خفقان و استبداد و ترس و تعریب آشکار مناطق کردنشین بود. اگر چه کردها صاحب چندین سازمان سیاسی می‌باشند که به طور غیررسمی و زیرزمینی در داخل و خارج فعالیت می‌نمایند، اما به علت آنکه نتوانسته‌اند در چهارچوب اتحادی ملی و فعال خود را سازماندهی نمایند کمتر توانسته‌اند به نفع اهداف و خواست‌های ملی‌اشان بر وضعیت سیاسی آن کشور تأثیرگذار باشند. البته قابل ذکر است که تلاش برای انسجام صفوف و اتحاد مواضع در این خصوص، در سال گذشته سرعت بیشتری به خود گرفته بود.
کردستان ترکیه:
سال 2007 در کردستان ترکیه جدای از افزایش ظلم و ستم دولت ترکیه، سال تنگنای حقیقی جنبش کرد در مابین تنزل و به انزوا‌کشاندن بود. همزمان با ارتش و میت ترکیه، اسلامگرایان هم به رهبری AKP، هژمونی مسلط PKK را رودروی بحرانی عمیق نمودند، آنها توانستند همچون نیرویی در کردستان از طریق جذب آرای کردها، مشروعیتی برای خویش دست‌وپا نمایند و تا آن حد پیش بروند که ادعا نمایند در انتخابات 2008 شهرداریها یگانه نیروی سیاسی در سطح کردستان خواهند بود. نخست‌وزیر اردوغان که همسرش کرد می‌باشد و بدان خاطر با آرای کردها وارد پارلمان گشت اکنون جدای از مشاور کرد، بیش از 70 تن از نمایندگان پارلمان حزب و پنج تن از وزرای کابینه‌اش به اصطلاح کرد می‌باشند و قصد دارد که تلویزیونی کردی را هم راه‌اندازی نماید، همچنین می‌خواهد که کردهای وابسته به AKP را همچون حزب اصلی کردها به محافل بین‌المللی بشناساند. از سوی دیگر حزب جامعه دمکراتیک DTP که در انتخابات 2007 پیروزی چشمگیری کسب نکرد به طور روزانه تحت فشار، تهدید، سرکوب و احتمال انحلال بوده است و ترکیه آنان را قانونگذاران ترور نام نهاده است، همراستا با این اقدامات دادگاه ترکیه ضمن آزادنمودن عاملان انفجار شمزینان، رهبران سازمان تروریستی حزب‌الله را تنها به چند سال زندان محکوم کرده و برآن است که این گروه ترور و ضدکرد را دوباره سازماندهی نماید. همچنین وعده‌های دولت ترکیه در ارتباط با آزادی زبان و فرهنگ و رسانه‌های سایر ملتهای ساکن و اصلاحات در قانون اساسی آن کشور همچنان در حد شعار باقی مانده است، حتی بخشی از آثار تاریخی کردستان همچون "حسکیف" که از سه بخش (قلعه، قلعه کوچک و شهر) تشکیل شده است به علت ساختن سد "السو" بر روی رودخانه‌ی دجله در خطر نابودی قرار گرفته است. کردستان ترکیه در 2007 وارد مرحله‌ای حساس و بحرانی گشت، از طرفی جنبش مسلحانه‌ی این بخش در لیست گروههای ترور و آماج حملات سهمگین هوایی و زمینی ترکیه قرار گرفت، در داخل کردستان هم مردم به علت طولانی‌شدن زمان مبارزه و هزینه‌های بیش از حد شیوه‌ی کنونی مقابله، گرفتار ناامیدی و سرگردانی در چگونگی واکنش و تصمیم‌گیری شده‌اند. یکی از راههای گذر از این مرحله آنست که فعالین کردستان ترکیه ضمن پشتیبانی از آن دسته دیدگاه‌های جناب آقای اوجالان رهبر PKK که در جهت مصالح ملت کرد می‌باشد و ضمن پاسداشت و حرمت مبارزه‌ی کوهستان و مقاومت چندین ساله‌ی آنها، تصمیم‌گیر اصلی میدان مبارزه داخل باشند. زیرا آنها با توجه به اینکه در داخل جامعه قرار داشته و بر اساس برآوردها و اطلاعات موجود و بسترهای فراهم برای فعالیت، بهتر از هر کسی می‌توانند سود و منافع ملت کرد را تشخیص داده و برای دستیابی بدان گام بردارند و حتی حامی و راهنمایی جنبش کوهستان هم باشند. به غیر از اینها جنبش کرد لازم است از مصیبت اندیشه‌ی مارکس ـ لنین خود را رهانیده و در میدان مبارزه‌ی سیاسی، پلورالیسم را باور داشته باشد زیرا اصرار بر در پیش‌گرفتن نوع مبارزه و تاکتیک‌های عصر جنگ سرد در جهان تک‌قطبی امروز به‌جز آسیب به جنبش و درجازدن آن، دستاورد باارزشی درپی نخواهد داشت. کردستان ترکیه می‌باید با کمترین هزینه، بیشترین دستاورد را در جریان تلاشهای ترکیه برای عضویت در اتحادیه‌ی اروپا به دست آورد. یعنی می‌باید مسئله‌ی کرد را به مسئله‌ای بین‌المللی تبدیل نمایند.
کردستان ایران:
کردستان ایران هم همچون سایر بخشهای کردستان سالی پر از سرکوب و خفقان و خشونت را پشت سر نهاد، موج ستم و بی‌داد اقشار مختلف مردم را دربر گرفت. سرکوب دانشجویان، زندانی‌نمودن روزنامه‌نگاران، تحمیل حکم مرگ، به نسبت آنان و توقیف روزنامه‌ها، سرکوب اعتراضات کارگری و معلمان، فشار بر جنبش زنان و جوانان، تیراندازی به سوی کسبه‌ی مناطق مرزی و کشتن روزانه‌ی مردم بی‌گناه، اذیت و آزار مردم به بهانه‌ی عدم رعایت حجاب اسلامی و جمع‌آوری بشقاب‌های ماهواره‌ای، سرکوب اعتراضات مردم به نسبت سهمیه‌بندی بنزین و کشتار مردم در کرمانشاه و ایلام و کمبود سوخت در کردستان، زندانی‌کردن فعالین حقوق بشر، به آتش‌کشیدن مناطق کوهستانی و سوزاندن جنگل‌ها، تلاش برای توسعه سیستم مزدورپروری، مین‌گذاری و تلاش برای احداث دیواره‌ی بتنی در مناطق همسو با اقلیم کردستان، سرکوب مردم یارسان(اهل حق)، خودسوزی زنان و افزایش آمار طلاق و پخش گسترده‌ی مواد مخدر، ممنوعیت برگزاری یادمان حلبچه و ممانعت از انتشار نشریات دانشجویی، مانع‌تراشی و ایجاد فضای مسموم به نسبت فیلم‌سازان و هنرمندان کرد، پارازیت و فیلتر‌ینگ، اخراج معلمان، کارمندان دولتی و اعدام فعالین سیاسی و... بخشی از زندگی روزمره‌ی مردم کردستان ایران در سال 2007 بوده است.
از سوی دیگر آن خلائی که به دلیل انشعاب داخلی احزاب کردستان ایران پیش آمده بود سبب شد که حکومت و بدخواهان جنبش کرد، سقوط و خاتمه‌ی مبارزه‌ی ملی کردستان ایران را برای مردم به تصویر بکشند اما به علت دستاوردهای سیاسی حزب دمکرات کردستان ایران و فعالیت دیپلماتیک در عرصه‌ی بین‌المللی، همچنین گسترش مبارزه و اعتراضات روزانه‌ی مردم، به‌خصوص خروش مردمی در 22م تیرماه سالروز ترور رهبر فرزانه‌ی ملت کرد دکتر قاسملو، خلاء به‌وجود آمده را در مدت زمان کوتاهی پر نمود و جنبش این بخش از وطن جانی تازه به خود گرفت. حزب دمکرات در ابتدای سال 2007 به عضویت سازمان ملتهای بدون دولت (UNPO) وابسته به سازمان ملل متحد برگزیده شد، در همین سال ضمن توسعه‌ی فعالیت کنگره‌ی ملیتهای ایران فدرال و به عضویت درآمدن چند حزب دیگر، فعالیت چشمگیری در زمینه‌ی رسانه‌ها و ارتباط مستمر با احزاب جهانی و کردستانی انجام داد، همچنین در پایان سال به عضویت ژنواکال درآمد که سازمانی است علیه به ‌کارگیری مین‌های ضدنفر و تحت نظارت و حمایت UN فعالیت می‌نماید. از تصمیمات به‌جای دیگر سال گذشته نامگذاری روز 12م اردیبهشت (روز شهادت اسماعیل شریف‌زاده از رهبران قیام 47ـ46) از طرف اتحادیه‌ی دانشجویان دمکرات کردستان ایران به عنوان "روز دانشجوی کرد" بود. از نامیمونی‌های دیگر 2007، آزادکردن تروریست کاظم دارابی قاتل دکتر سعید شرفکندی و همراهانش از سوی دولت آلمان در روز جهانی حقوق بشر بود اگر چه این اقدام به ظاهر اجرای قانون آلمان بود اما آن اندازه که به سود ترور و سیستم تروریستی جمهوری اسلامی تمام گشت نمی‌تواند بدان حد در خدمت قانون‌سالاری قرار گیرد. سال 2007 برای ملت کرد، هم سال تنزل و کم‌کاری در برخی زمینه‌ها، هم سال دستاوردهای باارزش در برخی جوانب دیگر بود. همچنین برای ملت کرد به وضوح مشخص گردید که نمی‌باید برای تحقق آزادی و حق تعیین سرنوشت به قدرتهای خارجی متکی شد، بلکه لازم است که با قدرت‌های حاضر در صحنه‌ی جهانی بر مبنای منافع مشترک ارتباط برقرار نموده و دیپلماسی‌اش را از دیپلماسی عاطفی به دیپلماسی عقلانی تغییر دهد. واضح و مبرهن است که شرط اساسی و ضمانت هر پیشرفت و موفقیتی در بطن توده‌های ملت کرد قرار دارد و اراده ملی می‌تواند ضامن و تأمین‌کننده‌ی آزادی باشد. همچنانکه "سرجرمی گرینستوک"، دیپلمات بلندپایه‌ی بریتانیایی اظهار داشته است که: "لازم است کردها واقعبینانه بیندیشند، زیرا آمریکا و روسیه و بریتانیا، در منطقه ذی‌نفع می‌باشند و کردها را جلوتر از منافع خویش قرار نمی‌دهند".

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 پنج‌شنبه، ۲۵ مهر ۱۳۸۷ خورشیدی