صلاح مرادی
ترجمه: لیلاخ
صدای شهید ابراهیم لطفاللهی در زیر شکنجه خاموش نگشت، بلکه فغان 29 سالهی ملتی
تحت شکنجه و حقوق پایمالشده را بار دیگر در جهان فریاد کرد.
پرسشی که تاکنون بدون جواب مانده و از طرف جمهوری اسلامی ایران حرفی از آن به میان
نیامده است، علت و چگونگی شهادت این هوادار نستوه حزب دمکرات میباشد.
نیروهای اطلاعاتی رژیم، خودکشی!
شهید ابراهیم را همچون جواب پرسش فوق اعلام کردهاند. اما هم خانوادهی این شهید و
هم تمامی وجدانهای بیدار و مدافعان حقوق بشر در ایران و جهان نسبت به این جواب
تردید دارند. زیرا خانوادهی این دانشجوی حقطلب در روز 18م دیماه، یعنی چند روز
پس از بازداشتش، در زندان سنندج با او دیدار داشتهاند. شهید ابراهیم نهتنها دچار
ناامیدی نشده بود، بلکه به گفتهی اسماعیل لطفاللهی (برادر شهید) روحیهی بالایی
داشته است یعنی تهدید و شکنجههای معمول نیروهای اطلاعاتی، تأثیری بر مقاومت و
روحیهی بلند وی نگذاشته بود. بنابراین احتمال اینکه ابراهیم لطفاللهی در نتیجهی
فشار و تعذیبها اقدام به خودکشی کرده باشد در بین نیست. اگر هم این هوادار فعال
حزب دمکرات در چنین شرایطی خودکشی کرده باشد این مسئله از مجرمبودن شکنجهکنندگان
رژیم که بهوجود آورندهی این وضعیت بودهاند نمیکاهد. نیروهای اطلاعاتی و انتظامی
جمهوری اسلامی بدون اطلاعدادن به خانوادهی شهید ابراهیم، پیکر وی را (حتی به
تمامی هم روشن نیست که آن قبری که به خانوادهی لطفاللهی نشان داده شده، مزار
ابراهیم باشد یا نه؟) به خاک سپردهاند. اختفای پیکر این دانشجو در خاک و اجازهندادن
به خانواده جهت مشاهدهی پیکر وی، جدای از آنکه نیروهای اطلاعاتی خواستهاند نشانههای
برجای ماندهی تعذیبها را بر جسد وی مخفی نگه دارند، چیز دیگری را بیان نمیکند.
با اختفای پیکر این شهید، حقیقت پوشیده نخواهد ماند. عمل اختفاء خودبهخود حقیقتی
غیرقابل انکار برای اثبات مجرمیت نیروهای اسیرکش رژیم مبنی بر اجرای این جنایت است.
مسئولین ادارهی اطلاعات رژیم در سنندج پس از مطلعکردن خانوادهی این شهید راه
آزادی ملی کورد، آنان را تهدید نمودند تا خبر و آگاهی در این رابطه منتشر ننمایند،
حتی پدر مصیبدیدهی وی را تهدید کرده بودند که اگر مراسم ختم برایش برپا نمایند،
دو پسر دیگرش را هم میکشند. از غروب 25م دیماه (زمان مطلعگشتن خانوادهی شهید از
جنایت صورت گرفته) تا چند روز پس از آن، قبرستان "بهشت محمدی" که میگویند پیکر
شهید در آنجا به خاک سپرده (پنهان) شده است، همچنین مسجدی که مراسم ختم در آن
برگزار گردید و... تحت کنترل شدید نیروهای رژیم بودند. برای پیشگیری از هرگونهی
تظاهراتی که احتمال میرفت جهت ابراز نارضایتی از این عمل ضدانسانی در سنندج روی
دهد، نیروهای سرکوبگر در آمادهباش کامل بهسر میبردند. رژیم که به وضوح میدانست
هیچکس باور به دروغ محض و واضح خودکشی نمیکند از همان ابتدا تمامی ترتیبات امنیتی
را برای سرکوب اعتراضات بعد از وقوع جنایت در پیش گرفت. به علت ترس از برپایی قیامی
مردمی (همچون خیزش تابستان 84)، نیروهای رژیم حتی با محاصرهی مسجد ادب سنندج،
مراسمی را که قرار بود از طرف خانوادهی شهید ابراهیم لطفاللهی و اتحادیه
دمکراتیک دانشجویان کرد در این رابطه برگزار شود از انجام آن جلوگیری کرد. این طرز
برخورد نیروهای رژیم اثباتکنندهی آنست که حتی خود مسئولان جمهوری اسلامی در
سنندج، اعتقادی به ادعای بیاساس "خودکشی" نداشته و برای پردهپوشی حقیقت و بریدن
صدای اعتراضات، دست به دامن خلق فضای سرکوب و قلعوقمع شدهاند.
خانوادهی شهید ابراهیم و شمار چشمگیری از سازمانها و نهادهای داخلی و جهانی مدافع
حقوق بشر جهت روشنشدن علت و چگونگی شهادتش، خواستار نبش قبر و کالبدشکافی
جنازهی شهید از سوی پزشکان بیطرف و قابل اعتماد شدهاند.
همچنین وزارت خارجه آمریکا در بیاننامهای چگونگی مرگ شهید ابراهیم را مشکوک قلمداد
کرد و خواستار تحقیق کامل در این باره شد.
جوابندادن و سکوت رژیم در برابر این درخواستها، حاکی از عدم حقیقت "خودکشی" و
واقعیت شهادت این دانشجوی هوادار PDKI تحت شکنجهی نیروهای اطلاعاتی سنندج میباشد.
جمهوری اسلامی در کشتن و به شهادترساندن مخالفان استبداد آخوندی و مبارزان راه
آزادی و حقوق بشر در زیر شکنجه، پیشینهای وقیح دارد. برای مثال، چند سال پیش، زهرا
کاظمی خبرنگار ایرانی ـ کانادایی در زمستان 85 و اکبر محمدی، دانشجوی مبارز و چند
ماه پیشتر، زهرا بنییعقوب، پزشک 27 ساله در زندان و بازداشتگاههای رژیم جان
باختند.
در نتیجهی اعتراضات بینالمللی و فشارهای دولت کانادا، دادگاهی فرمالیته برای
تحقیق در خصوص چگونگی مرگ زهرا کاظمی تشکیل گردید. تاکنون هم تمامی سعی این به
اصطلاح دادگاه به انحرافکشاندن جریان تحقیقات و پردهپوشی حقایق بوده است. بدین
سبب هیچ امیدی به دستگاه سرکوبگر قضایی رژیم برای کشف حقایق و کیفر متهمان نیست. در
این بهاصطلاح دادگاهها نهتنها مجرمان به سزای اعمالشان نمیرسند بلکه هواداران
حقیقت و مدافعان شجاع قربانیان هستند که جزا میبینند.
جمهوری اسلامی میخواهد کشتن فعالین حقوق ملی و انسانی را تحت شکنجه و بر دارکردن
در زندانها را کاری روزمره و معمول و عادی نماید. اعتراضات نهادهای مدافع حقوق بشر
به نسبت کشتن آزادیخواهان و فعالین زمینههای مختلف، بهخصوص اعتراض خانوادهی شهید
ابراهیم لطفاللهی نسبت به شهیدکردناش، باعث میگردد که مجریان این توطئه و سیاست
انسانکشی، تا حدودی به خود آیند.
مسئولین اطلاعات رژیم تاکنون به شیوهی رسمی دلیل بازداشت و سپس به شهادترساندن
ابراهیم لطفاللهی را اعلام نکردهاند. گفته میشود وی پیشتر تحت نظر نیروهای
اطلاعاتی بوده و چند دفعه هم برای دستگیری این دانشجوی حقطلب به منزلشان مراجعه
کردهاند که به خاطر عدم حضورش در منزل، نتوانستهاند بازداشتش نمایند.
شهید ابراهیم هوادار فعال PDKI بود. بدین خاطر به اتهام ارتباط با حزب دمکرات از
سوی نیروهای اطلاعاتی بازداشت و به جرم آزادیخواهی و حقطلبی و گردن کجننمودن در
مقابل ستمگری و استبداد، زیر شکنجهی آن نیروها به شهادت نایل آمد.
دستگیری و شهیدنمودن ابراهیم لطفاللهی،صدای حقطلبی وی را خاموش نکرد. مرگ شهید
ابراهیم فریادی گشت برای رسایی صدای ملتی تحت ستم و نقض حقوق گشته و همچنین
برملاکردن بیشازبیش استبداد و بیداری وجدانهای بهخواب رفته.