رضا فتحاللهنژاد
نمایش انتخاباتی دور هشتم مجلس شورای اسلامی رژیم حاکم بر ایران با رد صلاحیت شمار
قابل توجهی از اصلاحطلبان حکومتی توسط شورای نگهبان پا به مرحلهی جدیدی گذاشت.
نتیجهی بررسی صلاحیت داوطلبان نامزدی انتخابات مجلس شورای اسلامی، هفتهی پیش
اعلام شد و حدود سه هزار تن از کاندیداتورها که اکثراً از طیفهای به اصطلاح اصلاحطلب
بودند، رد صلاحیت شدند. در میان رد صلاحیتشدگان، افرادی به چشم میخورند که سالها
نمایندگی دورههای مختلف مجلس رژیم و یا احراز منصبهای اجرایی در سطوح عالی نظام
را در کارنامهی خود داشتند. همچنین از اصطلاحطلبان حکومتی دور کنونی مجلس شورای
اسلامی، چندین تن از
نامزدهای شرکت در
انتخابات دور هشتم مجلس رد صلاحیت شدهاند، این در حالیست که همین افراد از فیلتر
رد صلاحیت گستردهی نامزدهای اصلاحطلبان حکومتی برای دور هفتم شورای اسلامی گذر
کرده بودند. مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی از طیف اصلاحطلبان حکومتی، چندی
پیش از اعلام بررسی صلاحیت نامزدها به برخی از اصلاحطلبان به گفتهی او تندرو
تاخته و سعی نموده بود نظر رهبر نظام را به سوی خود جلب نماید، با این حال زمانی که
ستاد استعلامات انتخابات نتایج بررسی صلاحیتها را اعلام نمود، صلاحیت حدود 70 درصد
از کاندیداهای حزب اعتماد ملی رد شده بود. دکتر عارف، معاون اول رئیس جمهور در دولت
خاتمی در مصاحبه با سایت بهارستان هشتم (سایت ستاد ائتلاف اصلاحطلبان) گفت: "رد
صلاحیت گستردهی کاندیداهای اصلاحطلب برای اولین بار نیست که اتفاق میافتد اما
این دفعه حادتر است".
عوامل متعددی در گستردگی بیش از پیش رد صلاحیت نامزدهای انتخابات فرمایشی اینبار
مجلس دخیلند، از جملهی مهمترین آنها میتوان به ناتوانی بیش از پیش رژیم ایران در
کسب هرگونه مشروعیتی، افزایش فشارهای خارجی بر نظام و نیز قدرتگرفتن بنیادگرایی
اسلامی در سطح منطقه اشاره کرد. نظام سیاسیای که یارای کسب هیچگونه مشروعیتی را
نداشته باشد، به طور خود به خود به سمت رویهای گرایش دارد که سرکوب را پایه و اساس
کار قرار میدهد، جمهوری اسلامی ایران نیز در این بخش از تاریخ حیات خود به مرحلهی
سلب مشروعیت رسیده است و لذا یکدستسازی نظام و رویکارآمدن نظامیان جهت تحمیل
سیستمی نظامی ـ امنیتی را در دستور کار خود قرار دادهاست که نمودار شمار اعدامها
در چند سال اخیر در ایران مثال بارز آن است. رژیم ایران به دلایل مختلف و از جمله
برنامهی هستهای خود تحت تأثیر فشارهای بینالمللی و به ویژه آمریکا قرار دارد و
بنابراین همچون هر نظام سیاسی دیگری در طریق یکدستسازی نظام و حذف هر صدای مخالفی
گام برمیدارد. عامل سوم که قدرتگرفتن بنیادگرایی اسلامی است، انرژی ایدئولوژیک را
به پرچمداران تندرو و در عین حال غیرواقعی خود خواهد بخشید تا قدرت سیاسی خود را
افزایش دهند که در مقابل آن نیرویی موفق خواهد شد که اولاً پرچمدار رویکردی غالب
باشد و ثانیاً نافی بنیادگرایی اسلامی، بنابراین با توجه به اینکه نیروی بنیادگرایی
اسلامی در ایران مجال بروز یافته ولی نیروی دوم در کار نیست، پس دایرهی خودیها به
تندروترین بنیادگرایان محدود خواهد شد.
جرج بوش، رئیس جمهور ایالات متحده در سفر اخیر خود به خاورمیانه بر حمایت آمریکا از
دمکراسیطلبان و رفرمیستهای منطقه، موکداً از دمشق تا تهران تأکید کرد که با توجه
به عواملی که در بالا به آنها اشاره شد، همین بیانات بوش به دستاویزی برای تبلیغات
منفی اصولگرایان حکومتی علیه اصلاحطلبان حکومتی مبدل گشت که من باب مثال روزنامهی
کیهان که به وسیلهی نمایندهی خامنهای اداره میشود، این فرصت را برای تخریب
مخالفان اصولگرایان غنیمت شمرد. مجاهدین انقلاب اسلامی که بیشتر نامزدهایش رد
صلاحیت شدهاند در نامهای خطاب به خامنهای نوشته است: "به گمان ما نهادها و
موسساتی نظیر کیهان که در جامعه به انعکاس مواضع بیت رهبری مشهورند باید رفتار و
عملکردهای به مراتب مسئولانهتر از این داشته باشند". البته دست به دامان رهبرشدن
کاری عبث و بیفایده است، چرا که خود خامنهای موضع خویش را به طور تقریباً شفافی
ابراز نموده است، او طی یک سخنرانی گفت: "باید مراقب بود که انتخابات ملعبهی دست
بیگانگان نشود، گروهها و افراد سیاسی باید مرزهای خود را با دشمن مشخص کنند، زیرا
اگر این مرزها کمرنگ و یا پاک شوند، احتمال عبور دشمن از این مرزها و یا افتادن
همراه با غفلت برخی از افراد خودی در دامن دشمن وجود دارد". این قضیه که چرخ دوران
به سوی رویکارآمدن دولت و مجلسی میلتاریستی چرخیده، با توجه به دو عامل اساسی
مشهود است، اول اینکه ائتلاف اصلاحطلبان از سه شخصیت اصلی یعنی محمد خاتمی، مهدی
کروبی و هاشمی رفسنجانی تشکیل شده که از بنیانگذاران نظام و مجریان اصلی آن هستند
که برای اصولگرایان، غیر خودی محسوب میشوند و دوم اینکه، اصولاً مجلس شورای اسلامی
اختیار و صلاحیتی برای ایجاد تغییر و تحول ندارد، اما با این حال اصولگرایان مصمماند
که این ارگان هیچکاره و تپل توخالی را نیز در انحصار خود داشته باشند.
رد صلاحیت اصلاحطلبان حکومتی به هیچ وجه بیانگر این نیست که گویا آنها مردمی باشند
و احتمالاً مبانی فکریاشان کوچکترین مغایرتی با اصولگرایان داشته باشد، بلکه آنها
فقط در روش و رویهی دستیابی به اهداف آن نظام مرتجع دارای برخی اختلاف نظرها هستند
که خاتمی در دورهی ریاست جمهوری خود بارها به این موضوع اذعان نموده بود.
به نظر نمیرسد اصلاحطلبان حکومتی بتوانند در برابر رد صلاحیت گستردهی
نامزدهایشان موضع سختی اتخاذ کنند، چون هم جرأت مخالفت با نظر رهبر نظام را ندارند
و هم وجههی مردمی. بنابراین مجلس هشتم شورای اسلامی ایران در بهترین حالت خود
مشابه مجلس هفتم خواهد بود، مجلس ثناگوی عملکرد و برنامههای دولت احمدینژاد و گوش
به فرمان بیت رهبری نظام.