س: جمهوری کردستان، همچون
کیانی سیاسی ـ ملی چگونه بنیانگداری شد؟
ج: در اینجا بحث از پروسهای به میان میآید، آن پروسه از بنیانگذاری سازمانی سیاسی،
از تکوین نقطهعطفی در تصمیمگیری مبنی بر بنیان نهادن حاکمیتی بومی که از بطن
احساسات و خواستهای مردمی نشأت گرفته باشد، اما در اینجا فاکتوری
بینالمللی هم وجود دارد،
همچنانکه میدانیم دو بخش از ایران در آن زمان از طرف نیروهای خارجی به اشغال در
آمده بود، در شمال ایران ارتش شوروی مستقر بود و در جنوب ارتش بریتانیا پیاده شده
بود یعنی فرصتی آنچنانی فراهم گشته بود که مردم با استفاده بهینه از وضعیت پیشآمده،
به برخی از آرزوهای تاریخی خویش جامهی عمل بپوشانند. در مراحل پیشتر میبینیم که
قیام برپا شده، کشمکشی شدید در میان جنبش رهاییبخش کورد و حکومتهای مرکزیی که
کوردستان در بین آنها تقسیم شده، وجود داشته است، یعنی دو روی متفاوت تاریخ، برخی
از فاکتورها مشترکند، فاکتور جنبش آزادیخواهی کورد، خواست کورد، کوشش کورد برای
تأسیس کیانی که به حاکمیت ملی خود دست یابد، اما برخی از فاکتورهای موجود هم،
عواملی تازه بودند که اینبار نقشی بزرگ داشتند، همچون عوامل بینالمللی، موضعگیری
آنها، که در مقایسه با رویدادهای دیگر متفاوت بود.
س: آیا تشکیل جمهوری کردستان ضرورتی تاریخی بود؟
ج: فکر میکنم تأسیس کیانی سیاسی برای کورد همیشه الزامی تاریخی بوده است. اما ما
در اینجا بیشتر از فرصتی تاریخی صحبت مینماییم تا اینکه بحث از ضرورتی تاریخی
بنماییم. یعنی از آن زمانی که کورد صاحب جنبش ملی شده است، خواست ملی در میان
مردماش سر بر آورده که هدف اصلیاش تأسیس کیانی سیاسی ـ کوردی بوده است یا به
معنایی دیگر تأسیس دولتی بوده است که جغرافیایی را که کوردها در آن سکونت دارند در
بر بگیرد. اما در اینجا فرصتی تاریخی دست داده بود که رویاها و خواستههایی که از
دیر زمانی در بین کوردها وجود داشت و جنبش سیاسی و جنبش رهاییبخش ملی کورد
نمایندگیاش را میکرد، سعی نموده است که از فرصت نهایت استفاده را ببرد. فرصت
پیشآمده آنست که به دلیل مواضع ایران، شرایطی پیش میآید که ارتشی بیگانه با
واردشدن به منطقه آن را به تصرف در میآورد، تا حدودی از سلطهی حاکمیت مرکزی که
حکومتی سرکوبگر بود آزادش میکند. حکومتی بود که به مردم اجازه نمیداد
خواستههایشان را بیان نمایند. بدین سبب آن رویدادهای تاریخی که همگان از چند و چون
آن مطلعیم به حدی رسید که به اعلام جمهوری کردستان منجر گشت. ما در اینجا از فراهم
گشتن فرصتی تاریخی سخن میرانیم که با خواستههای کورد در یک مسیر قرار گرفت و آن
نتیجه را به بار آورد که در پی تأسیس جمهوری کوردستان به منصهی ظهور میرسد.
س: کاک دکتر، ما میباید چه درسی را از جمهوری کوردستان فراگیریم؟
ج: فکر میکنم در تاریخ این گفته مشهور است که تاریخ آیینهی عبرت است، متأسفانه
خیلی وقتها نه تنها ملت ما، بلکه ملتهای بسیاری دیگری در جهان این درس را فرا
نگرفتهاند. برای مثال، اگر اروپا را در نظر بگیریم، میبایست پس از جنگ جهانی اول،
جنگ دوم جهانی پس از آن همه خانه خرابی هرگز روی نمیداد، یعنی دولتها و ملتها از
تجارب تاریخی خویش پند نمیگیرند. در نزد خودمان همچون سایر نقاط دنیا همیشه این
فرض وجود دارد که هر نسلی خوانش جدیدی به نسبت حوادث سیاسی و تحولات کوردستان داشته
باشد، من معتقدم که خوانش کنونی ما به نسبت رویدادهای تاریخی جمهوری کوردستان،
تأسیس و سقوط جمهوری کوردستان، مقداری متفاوت از نسلهای پیشین و پسین خودمان خواهد
بود، زیرا امروز مردم شاهد مجموعه تجارب دیگری در تمامی بخشهای کوردستان میباشند
که هر کدام هم با خصوصیات خاص خویش بر آنست که در پرتو روشنایی حوادثی که به وقوع
میپیوندد، خوانشی جدید داشته باشد. یعنی میباید ما صاحب نگرش در آن زمینهها
باشیم که چرا جمهوری کوردستان نتوانست به حیات خویش تداوم بخشد؟ دلایل سقوطاش چه
بود؟
میباید علل واقعی را بیابیم. درست است که میباید همچون برگی زرین از تاریخمان
بدان مباهات نماییم، اما در مقابل هم لازم است که با دیدی انتقادی و خوانشی
آسیبشناسانه رویدادهایش را مورد کنکاش قرار دهیم. برای مثال از رویدادهایش چه درسی
فرا میگیریم که تجربهی کنونی کوردستان عراق بتواند از آن بهره گیرد و بدان سرنوشت
دچار نگردد.
امروز ما در این منطقه حکومتی کوردی داریم، اما این حکومت مجموعهای بحران و مشکلات
را بر سر راه دارد، شاید اگر خوانشی ژرف به نسبت رویدادهای جمهوری کوردستان داشته
باشیم بتوانیم نتایج گرانبهایی از آن برگیریم.
برای مثال، نیروی نظامی به گونهای تشکیل نگشت که بتواند در برابر نیروهای مرکزی از
موجودیت خویش دفاع نماید، تحول اقتصادی و اجتماعی آنچنانی صورت نگرفته بود. البته
من اگر اینگونه سخن میگویم، همزمان هم آن ظروف زمانی اجتماعی، سیاسی و تاریخی را
که کوردستان در آن قرار داشت، درک میکنم. شرایط آن روز بسیار متفاوت از امروز بود،
شرایط کنونی فرصت بسیار بزرگتری را در پیش ما قرار داده است، موقعیتی که میباید ما
به نحو احسن آن را به خدمت خویش در آوریم، بتوانیم به موفقیتهای بزرگتری دست
یابیم، همچنانکه جمهوری کوردستان بدان نایل آمد.