کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

:: خبرگزاری کوردستان میدیا

.:: سیاست ::.

 

مصاحبه با دکتر رفیق صابر

 

18-11-1386

س: آقای د. رفیق صابر، 62 سال پیش جمهوری کوردستان تشکیل شد، شما عوامل و شرایط تأسیس جمهوری کوردستان را چگونه ارزیابی می‌نمایید؟
ج: در شرایط سیاسی و جهانی بسیار حساس و ویژه‌ای تأسیس شد، آنهنگام جهان در جنگی جهانی علیه نازیسم بود و به خاطر آن جنگ و آن دشمن مشترک، اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای غربی برای اولین بار به همدیگر نزدیک شده و

 در عین حال ائتلاف کردند تا آن تهدید جهانی که برای هر دو طرف مخاطره‌آمیز بود را از سر راه بردارند. جبهه‌ی متفقین متشکل از کشورهای غربی و شوروی و یا جبهه‌ی ضدآلمان در سال 1341 ایران را اشغال نمودند. با ورود متفقین به کشور ایران، ایران تنها حاکمیت ملی خود را از دست نداد، بلکه تا حدودی نیز ضعیف گشت، به‌خصوص در مناطقی که در اختیار ارتش متفقین بود. شوروی‌ها که ابتدا آذربایجان را اشغال نمودند، آن مناطق به طور خود به خودی تحت حاکمیت آنها قرار گرفت و مردم نیز تحت تأثیر احساس و اندیشه‌ی ملی‌گرایانه به خود آمدند و همین باعث شد که در دسامبر 1945 با یاری‌گرفتن از شوروی، حکومت آذربایجان بنیانگذاری شده و برای اولین بار در آذربایجان، زبان آذری زبان رسمی و تحصیل شد. در کوردستان و به‌خصوص در مهاباد و پیرامونش از همان اوایل سد‌ه‌ی چهل، نشانه‌هایی از بروز جنبش ناسیونالیستی در آن بخش از کوردستان پدیدار گشته بود، در آنجا مجموعه‌ای از فعالیت‌های اجتماعی، روشنفکری و سیاسی آغاز شده بود که قصد داشت براساس برخی اصول و نظریه‌های ملی‌گرایانه مردم را سازمان داده و یک آرمان ملی مشترک را تعقیب کند. جنبش ناسیونالیستی در کوردستان شرقی (کوردستان ایران) در مقایسه با سایر بخشهای کوردستان پدیده‌ای متأخرتر بود که یکی از عوامل آن این بود که در کوردستان شمالی (کوردستان ترکیه) و کوردستان جنوبی (کوردستان عراق) از اواخر سده‌ی نوزدهم فرصتی برای جوانان کورد مهیا گشته بود که در موسسات دولت عثمانی که دانشگاه‌های مدرن بودند، تحصیل و رشد کنند که دهها و صدها کادر روشنفکر کورد پرورش یافتند. اما در ایران چنین بستری برای کورد فراهم نبود، چرا که اولاً تحصیلات مدرن در آنجا متأخر بود و دوماً به خاطر اینکه بیشتر کوردها سنی مذهب بودند، لذا در نظام شیعه مذهب قاجارها و دولت ایران امکان احراز منصب‌های حائزاهمیت را نیافته بودند. در سال 1952 جمعیت تجدید حیات کورد به مثابه‌ی نتیجه‌ی آن فعالیتهای روشنگری و سیاسی تأسیس شد، این امر خود نقطه‌ی‌عطفی بزرگ در جنبش ناسیونالیستی کورد در آن بخش از کوردستان محسوب می‌شود و در عین حال نیز نمایانگر رشد و ترقی جنبش ناسیونالیستی در آن بخش از کوردستان بود. جمعیت تجدید حیات کرد در مدت 3 سال فعالیت خود، اندیشه‌ی ملی‌گرایانه و فرهنگ ملی‌گرایانه را در حد توان خود توسعه بخشید. به‌ویژه در مهاباد. شوروی‌ها در آن زمان می‌توانستند به عنوان عامل خارجی و یاری‌رسانی مهم در جریان تأسیس جمهوری دمکراتیک کوردستان نقش ایفا کنند، به‌ویژه اینکه منطقه از زیر سلطه‌ی ایران خارج شده بود، اما در عین حال در داخل نیز بستری عینی مناسبی آماده بود تا روشنفکران و ناسیونالیستهای کورد به حق تعیین سرنوشت خود و اداره‌ی امورات خود توسط خویش بیاندیشند. در همان دوران بود که بعدها حزب دمکرات کوردستان در سال 1945 تأسیس شد، در واقع این امر به منزله‌ی جانی تازه بود که در کالبد سازمان قبلی دمیده شد. در راستای همین روند بود که یک ماه پس از تأسیس جمهوری آذربایجان، در مهاباد نیز جمهوری کوردستان اعلام شد که در مدت فعالیتش با شایستگی کامل توانست اثبات کند که کورد در آن بخش کوردستان هم قادر به اداره‌ی امورات خود هست. آنچه که بسیار ارزشمند بود و برای ما به یادگار مانده‌است، این بود برای اولین بار در تاریخ کورد، زبان کوردی رسمیت یافت، همان زبانی که اکنون ما با آن صحبت می‌کنیم. همچنین مجموعه‌ای فعالیت روشنفکری، فرهنگی و روزنامه‌نگاری در سطح مهمی به انجام رسید. جمهوری کوردستان با وجود عمر کوتاهش، تجارب اندکش و اقتصاد ضعیفش، موفق به انجام‌دادن یک سری فعالیتهای بسیار مهم شد.
س: جناب دکتر، همچنانکه شما اشاره فرمودید، د. قاسملو در کتاب "چهل سال مبارزه در راه آزادی" می‌نویسند که حزب دمکرات کوردستان بر اساس پایه‌های تشکیلاتی جمعیت تجدید حیات کورد بنیانگذاری شده است، جنابعالی نقش حزب دمکرات کوردستان را در تشکیل جمهوری کوردستان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ج: در واقع همچنانکه اشاره کردم، حزب دمکرات در آن فرآیند مطمئناً نقش داشت، حتی اگر در تأسیس آن عامل اول و یا تنها عامل نبوده‌باشد، بدون شک در روند بنیانگذاری حکومت و آزادسازی مناطق تحت حاکمیتش از بعد اجرایی و حکمرانی نقش بسیار مهم و مثبتی ایفا کرد و اثبات نمود که به رغم اینکه جنبش ناسیونالیستی در آن بخش از کوردستان خیلی نو ظهور بود، اما به دلیل شایستگی و قابلیت خود نشان داد در مدت آن 5 سال مجموعه‌ای کادر مجرب به عنوان کادر سیاسی، کادر اداری و... پرورش یافته بودند، اما به هر حال جمهوری کوردستان به‌طور کلی ثمره‌ی دو عامل اساسی و بنیادین بود، اول اینکه اساساً نتیجه‌ی اختلاف و تضاد ملت کوردستان در کوردستان شرقی به عنوان ملتی تحت ستم با حاکمیت و یا دولت اشغالگر بود. همین فاکتر بسترساز چنین شرایطی بوده و می‌باشد. در حال حاضر و در آینده نیز و در همان زمانی که حکومت مرکزی در تهران یا آنکارا یا بغداد و یا دمشق شکست بخورد و یا تضعیف شود و یا با بحران مواجه شود، این تضاد برجسته خواهد شد و مردم کوردستان سعی می‌نمایند حقوق خود را مطالبه کنند و علاوه بر حقوقشان، خواستار نوعی حاکمیت خود و یا خودگردانی باشند تا زندگی روزانه‌ی مردم را اداره کند. در سال 1979 نیز، متعاقب صورت پذیرفتن انقلاب ملتهای ایران چنین پدیده‌ای ظاهر گشت بدون آنکه حکومت کوردستان خوانده شود. این عامل اول بود که حاصل چنین تضادی هست و هنوز هم موجود می‌باشد و تا زمانی که مسئله‌ی کورد در کوردستان ایران به نحوی از انحاء حل و فصل نگردد، به باور من این تضاد تداوم خواهد داشت. عامل دوم اینست که ایران حاکمیتش بر اوضاع تضعیف شده بود و وجود نیروهای متفقین در ایران به خصوص نیروهای شوروی در آذربایجان به عاملی اساسی و نیرومند تبدیل شد تا کورد وارد عمل شود و به این نوع از حکمرانی دست یابد. حزب دمکرات همچنانکه ذکر نمودم نماینده‌ی آنزمان ملت کرد و نیروی محرکه‌ی حکومت بود و همچنین مجموعه عواملی خارجی، چه در سطح جهانی و چه در سطح ایران تشکیل آن حکومت را تسریع نمودند.
س: جناب دکتر رفیق صابر، شما در سخنان قبلی خود اشاره نمودید که اندیشه‌ی ناسیونالیستی در کوردستان ایران ضعیف بوده‌است، اما ما مشاهده می‌کنیم که اولین کیان کوردی در شکل جمهوری در کوردستان ایران تشکیل می‌شود و از سایر بخشهای کوردستان رهبرانی همچون ملا مصطفی بارزانی از کوردستان عراق و قدری جان از سوریه به آن می‌پیوندند، جنابعالی تأثیرات جمهوری کوردستان بر سایر بخشهای کوردستان را چگونه تحلیل می‌کنید؟
ج: تأثیرات جمهوری کوردستان قبل از هر چیز تأثیراتی فکری و سیاسی بود. بدین مفهوم که جمهوری توانست نوعی از امید را به ملت کوردستان ببخشد که کورد قادر است اگر امروز هم نباشد در آینده در سایر بخشهای کوردستان نیز نوع مشابهی از حکمرانی را به وجود آورد یا به حق تعیین سرنوشت نزدیک شود. این جمهوری به دنبال سقوط حکومت شیخ محمود در کوردستان عراق، تجدید حیات ملی بود و به دنبال بیش از 20 سال ناامیدی و ناامیدکردن کورد از رسیدن به حق ملی خود، به کورد در همه‌ی بخشهای کوردستان امید تازه‌ای بخشید. از دگر سوی تا آنزمان به‌طور کلی مبارزات رهایی‌طلبانه‌ی کورد مبارزاتی کلی و سرتاسری بود. جمعیت تجدید حیات کورد خود بخشی بود از حرکت گسترده‌تری که جمعیت "امید" در کوردستان عراق آغازگر آن بود. در کوردستان ترکیه نیز قبلاً چنین حرکتی آغاز گشته بود. بدین خاطر همچنانکه گفتم جمهوری امیدی برای همه‌ی ملت کورد به شمار می‌رفت. بنابراین در حد امکان روشنفکران و سیاستمداران سایر بخشهای کوردستان به جمهوری روی آوردند و ارزش این روی‌آوری نیز قبل از آنکه کمی باشد، کیفی است و در افکار و عقایدی نهفته است که آنها را تشویق نمود که به آنجا روی بیاورند و در واقع به دیده‌ی حکومت خود به آن بنگرند و وقعی به مرزهای مصنوعی ننهند. از سوی دیگر جمهوری کوردستان سامانی سیاسی، روشنفکری و نظامی بود، به‌ویژه بارزانی‌ها به رهبری ملا مصطفی بارزانی، به عنوان یک نیروی سیاسی و نیروی نظامی کارآمد و جنگجو قدرت خاصی را به حکومت کوردستان بخشیدند.
س: ما می‌بینیم که پیشوا قاضی محمد در اواخر عمر جمعیت تجدید حیات کورد به صفوف آن سازمان می‌پیوندد و بعداً رهبر جمعیت تجدید حیات کرد و رهبر حزب دمکرات کوردستان می‌شود. شما افکار و اندیشه‌های پیشوا قاضی محمد، نقش پیشوا در تأسیس جمهوری کوردستان و همچنین مطرح‌نمودن موضوع دمکراسی در گفتار سیاسی 62 سال پیش را چگونه تجزیه و تحلیل می‌کنید؟
ج: بدون تردید می‌بایست نقش پیشوا قاضی محمد را در نقش جمعیت تجدید حیات کورد و حزب دمکرات یافت، ایشان به مثابه‌ی شخص اول حزب و شخص اول جمهوری در مقایسه با افراد دیگر دارای نقش مهمتر و برجسته‌تری بود. متأسفانه جمهوری کوتاه مدت بود، امکان این فراهم نشد که مجموعه مدلهای دیگری را از جمهوری ببینیم، در حکمرانی‌کردن چه از بعد مسئله‌ی ملی و چه از بعد فرهنگی آن. اما آنچه که برجای مانده‌است، بیانگر آنست که حکومت کوردستان می‌توانست چشم‌انداز درازمدت‌تر و نقش مهمتری را در اداره‌ی حکومت و ارائه‌ی مدلهای بیشتر به عهده بگیرد. هر چند احتمالاً بیشتر سخن‌گفتن در مورد حکومت دمکراتیک جمهوری کوردستان نیازمند تحقیقات و پژوهش‌های بیشتری باشد، چرا که ما می‌دانیم که جمهوری کاملاً مستقل نبود، منطقه‌ی تحت حاکمیت آن سی درصد خاک کوردستان هم نمی‌شد، کوتاه‌مدت بود، قانون دمکراتیک مکتوبی نداشت و از موسسات پایه‌ای به منظور حفاظت از دمکراسی برخودار نبود، از دگر سوی حضور شوروی‌ها در آنجا مطمئناً نشاندهندی این امر بود که رفرم اجتماعی و طبقاتی بر مسئله‌ی دمکراسی ارجح می‌بود. در عین حال در عصر جمهوری کوردستان، حزب دمکرات به مثابه‌ی نماینده‌ی آن بخش از کوردستان از سوی مردم مقبولیت داشت و اپوزیسیونی و یا فردی وجود نداشت که سعی کند به مبارزه علیه جمهوری بپردازد. در حالتی که حکومتی و یا حاکمیتی با مخالفان خود روبرو می‌گردد، شاید بهتر بتوان به چهره و ماهیت دمکراتیک آن حکومت پی برد. اما ارزش حکومت کوردستان احتمالاً بسیار بیش از آنست که فقط به پرداختن به مسئله‌ی ملی، ارتقای هوشیاری ملی در همه‌ی بخشهای کوردستان و قبل از همه در کوردستان ایران محدود شود، به نظر من آزموده‌ای جدید به حساب می‌آمد.
س: واضح و مبرهن است که جمهوری کوردستان، جمهوری دمکراتیک کوردستان در مهاباد بود، اما موارد زیادی وجود دارد که تاریخ‌نگاران شوینیست به آن جمهوری مهاباد می‌گویند، در حالی که براساس اسناد و مدارک موجود هیچوقت جمهوری مهاباد خوانده نشده‌است. به نظر جنابعالی کدامیک از اینها صحیح است، جمهوری مهاباد و یا جمهوری کوردستان؟
ج: در واقع صحیح آنست که هر جریان و فردی را آنگونه خطاب کرد که خود آنگونه اطلاق می‌کند، به خاطر اینکه احتمال دارد آن عنوان هدفی سیاسی را تعقیب کند، اما وضعیت جمهوری، وضعیتی پیچیده است، شرایط خیلی حساس و پیچیده بود، در برخی از گفتارهای پیشوا به نظر می‌رسد که آرمان کوردستان بزرگ در پشت جمهوری نهان است و یا این حرکت، مبنایی برای کوردستان بزرگ است. در برخی از شماره‌های روزنامه‌ی کوردستان و یا گفتارهای پیشوا به نظر می‌رسد که مسئله‌ی خودمختاری برای اولین‌بار مطرح می‌شود. آنزمان وضعیت حساس و پیچیده داشت. به باور من جمهوری هم تحت فشار داخلی یعنی فشار حکومت ایران و هم تحت فشار خارجی بوده است که آذری‌ها هم زیر چنین فشارهایی بودند. شوروی‌ها به هیچ وجه نمی‌خواستند جمهوری کوردستان مستقل باشد، آنها برای آذری‌ها هم می‌خواستند که تمامیت ارضی خاک ایران حفظ گردد، اما این یک مانور بود که قصد داشتند به حکومت مرکزی فشار وارد کنند.
س: جمهوری کوردستان عمر کوتاه 11 ماهه داشت، جنابعالی دلایل سقوط جمهوری کوردستان را چگونه برمی‌شمرید تا تجربه‌ای برای اکنون شود. ما قصد داریم عوامل آن را تحلیل کنیم که با وجود اینکه دستاوردهایش در تاریخ کرد چشمگیر و پرارزش‌اند، اما دلایل سقوط آن چه بودند؟
ج: به واقع احتمالاً دلایل چنین سقوطی آنقدر ساده نباشند که بتوان در این مصاحبه همه را برشمرد، بخشی از دلایل آن داخلی و بخش دیگری خارجی بودند. بخش داخلی آن، اگر ما آشکارا از آن سخن گوییم، اینست که جامعه‌ی کوردستان در آن برهه به سطح سیاسی و اجتماعی‌ای نرسیده بود که قادر باشد با نیرو و توان خود بخشی از کوردستان را آزاد سازد و خود یک ساختار سیاسی را بنیان نهد. جمهور، خود حاصل وضعیت سیاسی حساس و پیچیده‌ی دوران جنگ جهانی دوم بود. در عین حال در مناطق تحت حاکمیتش به مانند مناطقی که شوروی‌ها در آنجا حضور داشتند، از حکومت مرکزی خبری نبود که همین امر حزب دمکرات کوردستان را به سوی وارد عمل‌شدن و حکمرانی‌کردن بر آن مناطق سوق داد. شاید رهبران حزب دمکرات و حتی رهبران تجدید حیات کورد نیز به این نیاندیشیده باشند که رویدادی اینچنین غیرمنتظره باعث شود که قبل از ترقی ملت، آنها را با اینگونه مسائل تاریخی و ملی روبرو سازند. بنابراین عامل خارجی نقش مهمی داشت، زیرا با عقب‌نشینی روسها و یا عدم حمایت روسها از کورد جمهوری در حفظ خود تا حدودی ناتوان بود، به‌ویژه اینکه پیشتر جمهوری آذربایجان سقوط کرده بود. عامل دوم اینست که جمهوری در یک منطقه‌ی بسیار محدود کوردستان ایران تشکیل شد که هم بیش از 25% و هم استراتژیک‌ترین منطقه‌ی کوردستان ایران نبود، مهاباد در آن زمان در واقع شهر کوچکی بوده‌است و در منطقه‌ی بسیار استراتژیکی نیز واقع نشده که با یک کشور حداقل بی‌طرف مرز مشترک داشته باشد. در همان حال جنبش ناسیونالیستی در کوردستان آنقدر رشد نکرده بود که حکمرانی‌اش بر نیرو و توانایی خودش متکی باشد و اگر خودش حاکمیت را تشکیل نداده، حداقل از آن دفاع کند. جمهوری از هیچ سویی حمایت نمی‌شد، نه غرب و نه شرق و کشورهای همجوارش نیز دشمن آن بودند. در عین حال در داخل نیز، جمهوری حاکمیتی بود بیشتر محدود به مهاباد و شخصیت‌هایش اغلب از شهرهای مهاباد، بوکان و اطراف آنها بودند. ساختار نظامی جمهور به غیر از بارزانی‌ها، مابقی همگی نیروهای عشیره‌ای بودند، بیشتر نیروی قبایلی بودند که یا احساس ملی داشتند و یا تحت تأثیر حزب دمکرات و پیشوا قاضی محمد قرار گرفته بودند و یا شاید به خاطر برخی منافع و مصالح ویژه‌ی خود که از نظام قبیله‌ای چنین چیزی برمی‌آید، تحت حاکمیت جمهوری قرار گرفته و قسمت عمده‌ی سپاه جمهوری را تشکیل داده بودند. آن نیروی سپاهی نیز یک نیروی سازمان یافته نبود و فقط دارای سلاحهای ساده و ابتدایی بود و در عین حال هم از باور ایدئولوژی ناسیونالیستی نیرومندی برخوردار نبود که قادر باشد، رویدادها را به گونه‌ای دیگر بنگرد و متحدانه‌تر و نیرومندانه‌تر با بحران‌ها روبرو شود. مجموعه عواملی که ذکر برخی‌ها رفت، به طور کلی موجب سقوط جمهوری شدند و بالاخره شرایط جهانی متحول و به تضاد منافع میان خود متفقین برای تقسیم قدرت در مناطق تحت نفوذشان تبدیل گشت. برای مثال در یکی از آن مناطق که یونان باشد، کمونیستها در حاکمیت بودند و در حاکمیت به خود متکی بودند، اما به خاطر اینکه بنابر توافق یالده این منطقه به غربی‌ها و نه به شوروی تعلق گرفت، حاکمیتشان پایان پذیرفت. خیلی پیشتر از اتمام جنگ نیز، روشن بود که ایران منطقه‌ی نفوذ بریتانیا و آمریکاست که به عنوان نیروی تازه‌ی آمریکا شناخته می‌شد، لذا اتکای قطعی و صددرصدی به شوروی به مثابه‌ی شرط بستن روی اسب بیمار و معلول بود. بنابراین شرایط جهانی به طور کلی به سود جمهوری کوردستان نبود، چرا که جمهوری کوردستان در جبهه‌ای قرار داشت که ایران منطقه‌ی نفوذش نبود.
س: به عنوان آخرین سوال، آقای دکتر رفیق، اکنون پس از 62 سال که از جمهوری کوردستان می‌گذرد، مباحثی همچون جهانی‌شدن، دمکراسی، سکولاریسم، حقوق زنان و... در جهان غالب است، 62 سال قبل پیشوا قاضی محمد به برخی از این مفاهیم اندیشیده بود، برای مثال در راستای اعاده‌ی حقوق زنان، از طریق همسرش، آمنه خانم، اتحادیه‌ی زنان دمکرات را بنیانگذاری می‌کند و یا اتحادیه‌ی جوانان دمکرات کوردستان را تأسیس می‌نماید. به نظر جنابعالی چرا اکنون هم این مفاهیم در جهان غالبند؟
ج: در واقع جنبش ناسیونالیستی به طور کلی در مرحله‌ی رهایی‌طلبی و زمانی که در راستای استقلال ملی مبارزه می‌کند، دارای ماهیتی دمکراتیک و در عین حال جنبشی سکولار است، جنبشی است که تحت تأثیر ایدئولوژی دینی قرار ندارد و یا آن تأثیرات خیلی ناچیز است. ما در این چهارچوب می‌توانیم حزب دمکرات و جمعیت تجدید حیات کورد را ارزیابی کنیم، جنبشی که با ماهیت دمکراتیک در راستای احقاق برخی حقوق ملی به مبارزات آزادیخواهانه و عدالت‌خواهانه می‌پردازد. این از یک سو، و از سوی دیگر ناسیونالیسم کاملاً مستلزم آنست که در مرحله‌ی رهایی‌طلبی، بیشترین توانایی و انرژی ملت را جمع کند و بدون مدنظر قرار دادن افکار و عقاید طبقاتی، جنسیتی زن و مرد به جمع‌آوری بیشترین انرژی ملت برای نیل به حقوق ملی بپردازد، این نیز یک تعریف از ملت است. علاوه بر اینها خود پیشوا قاضی محمد، شخصی صلح‌طلب و مداراجو داشته است و احتمالاً فرهنگ منطقه‌ای نیز از عوامل آن بوده باشد. این مفهومها احتمالاً تا آینده‌ی دوری مطرح باشند، زیرا هنوز در خاورمیانه دمکراسی وجود ندارد، هنوز ستم ملی، ستم سیاسی، ستم مذهبی و دینی در کشورهای خاورمیانه شدیداً اعمال می‌شوند. بدین دلیل، مبارزه برای دمکراسی، اکنون و در آینده نیز بخش اصلی مبارزات کورد و به طور کلی ملیتهای منطقه می‌باشد.

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 جمعه، ۱۴ تیر ۱۳۸۷ خورشیدی