س: استاد صلاح بدرالدین بسیار
سپاسگزاریم از اینکه وقت خویش را در اختیارمان قرار دادید تا در ارتباط با جمهوری
کردستان چند پرسشی را با شما در میان بگذاریم. حضرتعالی وضعیت جمهوری کردستان را در
آن ایام، الخصوص بعد از جنگ دوم جهانی و دوران جنگ سرد در میان دو بلوک سوسیالیستی
و کاپیتالیستی چگونه تحلیل مینمایید؟
ج: مشخص است تشکیل جمهوری
کردستان در آن ایام یکی از پیامدهای دو قطبیبودن (غرب و شرق) بود. من بر این عقیدهام
که جنگ سرد از آنجا آغاز گشت. گام اول جنگ سرد در جهان از کردستان ایران آغاز شد.
بدونشک آن وقت اتفاق نظری در مابین هر دو طرف، شرق و غرب مبنیبر حل مشکل آن وقت
همسایگان و نزدیکان شوروی، بهخصوص مسئلهی ایران بهوجود آمد، که همگان میدانیم
نشست پترزدام شکل گرفت، سپس مالتاب و بعداً در خصوص ایران و پس از آن در خصوص التاش
تشکیل گردید. یعنی چهار نشست در آن ایام برای چارهیابی مسائل جهان بهطور عام
برگزار گردید. زیرا واضح است پس از جنگهای اول و دوم جهانی، نتایجی در پی خواهد
بود، همچنین به نسبت شمار نیروها، دستاوردهای سیاسی هم نمایان میگردد. آن وقت مشخص
بود که نیروی هر دو سو همتراز و برابر هستند، توازنی مابین شرق و غرب وجود داشت و
بدین خاطر توافقی صورت پذیرفته بود. یعنی هر دو طرف محتاج یکدیگر بودند. طرفی
نتوانست طرف دیگر را از میان بردارد. بدین سبب مشکلات جهانی زیادی را حلوفصل
نمودند. مشکل آلمان، مسئلهی خاورمیانه و شوروی و حاشیهی شوروی بود. آن هنگام
منافع هر دو طرف محفوظ نگه داشته شد. تشکیل جمهوری کردستان یکی از آن رویدادها بود
که ما اکنون از آن بحث مینماییم. سپس میانشان اختلاف پیش آمد و به مذاکره کشیده شد.
اما در آن زمان، بنیانگذاری جمهوری، گامی تاریخی بود، چه به نسبت ملت کورد و چه به
نسبت ملتهای دیگر که صاحب احساس آزادیخواهی بوده و درصدد دستیابی به استقلال بودند.
با توجه به این دلایل، به نظر من و با تأکید میگویم تشکیل جمهوری کردستان به سیاستهای
بینالمللی گره خورده بود یعنی نفوذ بیرونی از تأثیرات داخلی بیشتر بود. آن وقت
رویداد فوق بدینگونه خود را هویدا ساخت.
س: آقای بدرالدین، نقش حزب دمکرات در تشکیل جمهوری کردستان بهطور عام و نقش پیشوا
قاضی محمد را در این رابطه چگونه ارزیابی مینمایید؟
ج: در واقع آن زمان نقش حزب حائز اهمیت بود، برای اولینبار در تاریخ کورد، سازمانی
بدان شیوه بنیاگذاری شده بود. همه ما میدانیم وقتی که اتحاد جماهیر شوروی تشکیل شد
به نسبت زمان و اندیشهی آن روز، چنین پنداشته میشد که جنبشی انقلابی در سطح جهان
وجود دارد که عبارت از سه بخش هستند، بخشی کشورهای سوسیالیستی به رهبری شوروی، بخشی
دیگر جنبشهای کارگری و احزاب کمونیسیتی در کشورهای اروپایی و دیگر کشورها و بخش
سوم هم نیروهای آزادیخواه بودند.
آن زمان استراتژی شوروی به گونهای بود که در بسیاری از کشورها که عشایری و عقبمانده
بودند، پرولتاریایی نبود، صنعتی وجود نداشت، سیستمی برای آن کشورها ارائه نمایند که
آن هم تشکیل احزاب دمکرات بود. همگان نیک آگاهیم که فرقهای دمکرات آذربایجان و حزب
دمکرات کردستان و سازمانهای اینچنینی در سایر کشورها هم پدید آمد یعنی احزابی همچون
احزاب کمونیستی و کارگری نباشند بلکه احزابی باشند که شرایط اجتماعی کشاورزان و
عشایر و مسئلهی دین و آیین را نیز در نظر بگیرند. بدین خاطر در آن وقت جنبش رهاییبخش
کورد به طور عام نیازی مبرم به سازماندهی و حزب جهت نظاممندکردن مبارزه و فعالیتهایشان
داشتند. همگان میدانیم قیام و خیزش در بیشتر بخشهای کردستان شکل گرفت، اما شکست
خوردند زیرا سازمان یافته نبودند. بدین دلیل تشکیل حزب دمکرات کردستان پس از جمعیت
تجدید حیات کردستان، گامی بسیار مهم و استراتژیک بود. من بر این باورم که نخستین
سازمان کوردی در جنبش رهاییبخش کورد بود که بدین صورت، مدرن و صاحب برنامه و
اساسنامه، صاحب کنفرانس و کنگره بود. این پدیدهای نوین در اهتمام به کورد و جنبش
آزادیبخش کورد بود، به همین سبب بود که حزب دمکرات کردستان توانست نقشی بزرگ بر
عهده بگیرد. میدانیم نیروهای نخبه، روشنفکر، شاعر، نویسنده و اندیشمندان کوردستان
عموماً در آن حزب جای گرفتند، این نقشی بزرگ بود. آن افتخار به حزب دمکرات و شخصیت
پیشوا قاضی محمد زندهیاد بر میگردد. زیرا نقش پیشوا بسیار چشمگیر بود. شخصیت دینی
و اجتماعی او چنان کرده بود که در اندیشهی کیان و دولتی کوردی باشد. بدین دلایل
نقش پیشوا سترگ بود. در واقع میتوان گفت که پیشوا در فداکاری بیمانند بود و زندگی
خود و خانوادهاش را فدا نمود. وی یکی از آن اشخاصی است که در تاریخ کورد همیشه
همچون انسانی فداکار و مدرن در فکرمان زنده باقی خواهد ماند و در حال حاضر همچنان
پیشوای ماست. همچنین نقش حزب در جنبش آزادیخواهی کورد و اهتمام به ملت کورد برای
اولینبار از حزب دمکرات آغاز گشت و میباید این دستاورد را تثبیت نماییم.
س: همچنانکه اشاره نمودید حزب دمکرات تأثیر مثبتی بر روی جنبش کورد بهطور عام و بهطور
خاص در تشکیل جمهوری کوردستان داشته است. به نظر جنابعالی در سدهی بیستویکم جنبش
آزادیخواهی کورد در تمامی بخشهای کوردستان لازم است چه درسی از جمهوری کوردستان
فراگیرند؟
ج: در حقیقت درسهای بسیاری برای سودجستن و استفادهنمودن از تجربهی جمهوری کردستان
وجود دارد. نخست اینکه مسئلهی سازماندهی نکتهای حائزاهمیت میباشد زیرا کار سیاسی،
دولتی و اجتماعی بدون سازماندهی به موفقیت نائل نمیگردد، ثانیاً کورد میباید
بداند که نقش سیاست بینالمللی بر مسئله کورد بسیار تأثیرگذار است.
مسئلهی دیگر، مسئلهی دیپلماسی میباشد. آن وقت به نسبت رژیم شاه اشتباهاتی روی
داد. مشخص است که آن وقت کورد در زمینهی دیپلماسی ضعیف و بیتجربه بود. بدین خاطر
جنبش کورد میباید هوشیار باشد که احتیاج به کادر دیپلماتیک و خلاق و فعال دارد که
توانایی نشست با سایرین را داشته باشد، توجه به این مهم و کار در این زمینه ضروری
است. جنبهی دیگر، مسئلهی ملی است. همگان میدانیم که جمهوری کوردستان سیمایی ملی
به خویش گرفته بود، برای مثال نقش بارزانی زندهیاد ـ که بعداً "پارت دمکرات
کوردستان" را تشکیل داد ـ در جمهوری کوردستان برجسته بود، زمان اعلام جمهوری
نمایندگان کوردهای ترکیه و سوریه هم در آنجا حضور داشتند. برای مثال از سوریه، "قدری
بگ" در آنجا حضور داشت. برای ما مسئلهی ملی بسیار بااهمیت است میباید این پیوند
روحی و ملی در تمامی مناسبتهای حزبی، سرزمینی یا حکومتی در میان کوردها جاری و
تقویت گردد. نباید از یاد ببریم که جنبش کورد، جنبشی ملی میباشد.
درست است که هر بخشی جغرافیای خاص خود را داراست و در آن محدوده مبارزه و فعالیت مینمایند
اما همگی در واقع از اساس یک ملت هستند. باید در مسئلهی کیان و دولت، تجربهی
جمهوری کوردستان را مدنظر داشته باشیم، یعنی بدون کادر آگاه و تحصیلکرده شکلگیریاش
غیرممکن است. میباید زیربناها را بنیان نهاد. برای مثال، اکنون کوردستان عراق با
سود جستن از تجارب جمهوری کوردستان، کادرهای آماده داشت، حتی به هنگام مبارزه، برای
پرورش کادرهای متخصص کوشش مینمودند. اما حزب دمکرات در آن وقت فرصت لازم را جهت
پرورش کادر برای ادارهی دولت در اختیار نداشت. زیرا ادارهی دولت از مبارزه و
فعالیت سیاسی و اجتماعی متفاوت و دشوارتر است. تجارب فراوان و باارزشی در جنبش
آزادیخواهی کورد وجود دارد، تمامی مبارزات و قیامهای کورد که در زیر سلطهی عثمانی
و صفویان روی داده است یا مبارزاتی که در کوردستان ترکیه و ایران به وقوع پیوسته
است، مبارزهی سیاسی کوردستان سوریه و جنبش سیاسی ـ مسلحانهی کوردستان عراق، میباید
از همگیاشان سودجسته و استفاده کنیم و بالاتر از همهی اینها، نهایت بهره را از
جمهوری کوردستان ببریم.
س: تشکیل جمهوری کوردستان تا چه اندازهای بر گسترش اصول و فرهنگ دمکراسی در حوزهی
عملکرد جنبش آزادیخواهی تأثیرگذار بوده است؟
ج: قبلاً اشاره نمودیم، بدونشک تأسیس حزب دمکرات کوردستان بر مبنایی دمکراتیک بود.
همچنان که میبینیم نام حزب، حزب دمکرات میباشد، در عمل مسئلهی دمکراسی در میان
سازمانها نکتهای بسیار ظریف میباشد. به عقیدهی من نهتنها حزب دمکرات، بلکه
تمامی احزاب و سازمانها در همه جا میباید بهطور مداوم از تغییرات و پیشرفتها
آگاه باشند بهخصوص در زمینهی برنامه، که اهمیت خاص خویش را داراست. مبرهن است که
هر کشور و جامعهای که پیشرفته باشد و به سمت جلو گام بردارد، مراحل نوینی را تجربه
میکند. جنبش آزادیخواهی کورد و احزاب کوردی هم بایستی این مسئله را مدنظر قرار
دهند. یعنی اگر تغییر و تحولی روی ندهد همه چیز از دست میرود. ما در طی مبارزهی
خویش در هر چهار بخش کوردستان میگوییم که رژیمهای حاکم باید تغییر کنند، خوب چرا
ما خودمان هم متحول نشویم؟ ما قبل از ادعای این درخواست، بایستی برآوردی به نسبت
خود و در میان خویش داشته باشیم، یعنی فرصت داشته باشیم به صورت مستمر دمکراسی را
در صفوف سازمانی خویش پراکتیزه نماییم، در تمامی زمینهها تحول به وجود آوریم
بهخصوص در برنامه، حتی شخصیتها تغییر نمایند و نسل جدید پای به میدان بگذارند،
این موارد مسئلهای مهم در جنبش آزادیخواهی کورد شدهاند. یعنی اشخاصی که آزموده و
صاحب تجربهاند، اندکی عقب نشسته و فرصت فعالیت را به جوانان واگذارند، البته نه به
این معنا که از مبارزه دست شویند بلکه سرپرستی آنها را عهده گرفته و ایده و نظرات
خویش را با آنان درمیان بگذارند. نمونهی جدید آن شخص خودم میباشم، مدت سه سال است
با رضایت و تصویب همرزمانم از رهبری حزب دست کشیده و در حال حاضر عضو عادی حزب
میباشم، ولی خدمتگزار آنان هستم. اما میباید فرصت دهیم که افراد دیگر پا به میدان
گذارند. به حقیقت اگر خود را متحول نکنیم حق آن را نداریم که بگوییم فلان رژیم باید
خود را اصلاح نماید. همگی میدانیم شورشی عظیم در جهان به وقوع پیوسته، یعنی زمان
جنگ سرد بهسر آمده، خندقی جهانی برجای نمانده، جنبشهای آزادیخواهی سرتاسر جهان،
استراتژی و شعارهای خویش را به تمامی تغییر دادهاند. در حال حاضر جنبشهای
آزادیخواهی چون گذشته نیستند، پیشتر بخشی از جنبش انقلابی جهانی به رهبری شوروی
بودند، اکنون آن پدیدهها به تمامی رخت بربسته است. همگی ما برضد آمریکا به نام
امپریالیسم جهانی مبارزه میکردیم اما اکنون دوست کورد است، در حال حاضر آمریکا به
نام حقوق بشر، حقوق ملتها، حقوق زنان و پیشرفت اقتصادی و عدالت به میدان آمده است،
خوب تحولی که روی داده است آیا نباید اندکی هم بر ما و جنبش ما تأثیر بگذارد. به
نظر من اختلافاتی که در میان احزاب سیاسی و جنبش آزادیخواهی ملت کورد به وجود
میآید عامل اصلیاش این است که تغییر صورت نمیپذیرد وقتی تغییرات متوقف گردد
مشکلات کوچک شروع و سپس بزرگ میشوند، حتی بر آینده هم تأثیر خواهد داشت. بدین خاطر
زمانی که حزب دمکرات دست به کار گردد و فداکاری نماید، این بدان مفهوم نیست که
بایستد و هیچ اقدامی نکند، خیر، فعالیت روزانه میخواهد و میبایست تأثیرگذار باشد،
تحول در مراحل سیاسی، همچنانکه در جهان، خاورمیانه و ایران در طول 30 تا 50 سال
گذشته تغییر صورت گرفته است پس لازم است جنبش کورد این موارد را مدنظر قرار دهد در
غیر این صورت مسئلهی کورد حل نخواهد شد.
س: به نظر حضرتعالی تأثیر جمهوری کوردستان بر بخشهای دیگر کوردستان بهخصوص
کوردستان تحت سلطهی سوریه چگونه بوده و تحلیل شما در این باره چیست؟
ج: بیشک هر رویدادی در هر بخشی از کوردستان روی دهد بر بخشهای دیگر هم اثر خواهد
گذاشت، یعنی کوردستان مجموعهای به هم پیوسته میباشد. هر چند کوردستان سوریه با
کوردستان ایران مرز مشترک ندارد، اما همچنانکه در بالا اشاره نمودم نمایندهی جنبش
کورد در سوریه در آنجا حضور داشت، ارتباط و نشست وجود داشت. جمهوری کوردستان بر
تمامی جامعهی کوردستان تأثیرگذار بود. زیرا نخستین دولت و کیان کوردی بود که بنیان
نهاده شده بود. پیشتر همچون نظریه و آرزویی بود. اما به طرز غیرمنتظرهای دولتی
کوردی در کوردستان ایران تشکیل گردید. این مسئله از نظر معنوی، سیاسی و خیزش اثرات
شگرفی در پیداشت. همچنین دوستهای کورد، مانند شورویها، برای کوردها شناخته شدند.
شورویها در مراحل اولیه با جمهوری همکاری نمودند حتی باعث گردید که شوروی موقعیت
کورد را بهتر بشناسد که در کجا قرار دارند، جنبش کورد در چه سطحی میباشد. آنها
اجازه دادند که کورد جهت مذاکره به شوروی سفر کنند، زیرا همچون دوست به آنها
مینگریستند. تأثیرات جمهوری کوردستان بیشمار بود برای مثال زندهیاد ملامصطفی
بارزانی تجارب گرانبهایی از جمهوری برگرفت، کوردستان سوریه هم همینطور بهطور
مداوم در زمینهی سیاسی و رسانهای مسئلهی کوردستان ایران مطرح بود. هرچند با
کوردستان سوریه مرزی نداشت اما تأثیرات غیرقابل انکاری بر ادبیات جنبش سیاسی آن بخش
گذاشت. من به شخصه بسیار سربلندم از اینکه زمان مدیدی است که با حزب دمکرات و
رهبران حزب دمکرات ارتباط سیاسی دارم. مفتخرم به رابطههایی که با دوستانم در حزب
دمکرات دارم و هیچگونه محدودیتی برای رابطه و گفتگو نداشتهایم، در کوردستان سوریه
اثرات این دوستی آشکار است از جمهوری کوردستان تا به امروز این رابطه و تأثیرات
وجود داشته و اثرات بزرگی بر کوردستان سوریه در پیداشته است.
س: جناب آقای بدرالدین، آخرین سخن حضرتعالی در پایان این گفتگو چیست؟
ج: ما با اعتقادی ملی به ملتدوستی خو گرفتیم، بسی جای خوشحالی ماست که در هر چهار
پارچهی کوردستان جنبش کورد نیرومند و متحد باشد، خود را متحول نموده و به پیش
برود. کاستیهای بسیاری در جنبش کورد وجود دارد که امیدوارم برطرف گردند. در سطح
جنبش کورد و در سطح هر بخش کوردستان، وقت آن فرا رسیده که چهارچوبی شکل گیرد. امروز
ما میدانیم که نقشهی سیاسی در هر چهار بخش کوردستان تغییر یافته است، پیشتر
میگفتیم جنبش رهاییبخش کورد عبارت از فلان حزب و فلان حزب است، ولی در حال حاضر
اینگونه نیست، برای مثال، حضور احزاب بسیار درست میباشد، اما افراد مستقل،
روشنفکر، نویسنده، جنبش جوانان و زنان شکل گرفته است، آنها همه با هم جنبش کورد
را تشکیل داده و در این مرحله این جنبش را پشتیبانی مینمایند. آرزومندم که در هر
چهار بخش کوردستان این موارد تحقق بیابد و امید و آرزوهایمان به سرمنزل مقصود برسد.