نويسنده: هیوا
از آن هنگام كه احمدىنژاد، سكان ادارهی قوه مجريه ايران را بهدست گرفته است، به
هر مناسبتى و در هر سخنرانى مردم ايران را به تهذيب اخلاق و صرفهجويى در ابعاد
مختلف زندگى روزمره فرا خوانده است. در اوايل به دست گرفتن قدرت با سهميهایكردن
بنزين، مردم را در شرايط ناگوارى قرارداد كه باعث شد در مدت زمان كوتاهى به علت
كوپنى كردن بنزين تورم و گرانى، رشد يابد كه در اين ميان تنها خلقهاى ايران بودند
كه طعم آن همه مشكلات مربوط به سهميهبندى بنزين را چشیدند. عوامل حكومتى از
نمايندگان مجلس گرفته تا وزيران و استانداران و ديگر مقامات از جايگاههاى ويژه عرضه
سوخت برخوردار شدند كه اين خود موجب نفرت بيشتر مردم از سياستهاى تبعيضآميز احمدىنژاد
شد. در اين ميان احمدینژاد در جريان سفرهاى فريبكارانهی استانى خود به اكثر
شهرهاى ايران بهخصوص به مناطق كوهستانى، به مردم وعده داد كه امسال به هيچ عنوان
با كمبود گاز مواجه نشده و هيچ جاى نگرانى نيست و مردم خيالشان از اين بابت آسوده
باشد، ولى گويا تاريخ نشان داده است كه به گفتههاى مقامات حكومت اسلامى نه تنها
نبايد باور كرد بلكه بايد جهت وارونه آن را استبناط نمود. نمونههای آن در مدت 29
سال بهدست گرفتن قدرت توسط روحانيون بارها خود را نشان داده است، از جمله وعده
خمينى مبنى بر اينكه با پيروزى انقلاب روحانيون در كارهاى اجرايى دخالت نميكنند كه
تنها چند روز از پيروزى انقلاب نگذشته بود كه خلاف وعده عمل کرد و سردمداران حكومت
اسلامى به كشتار و اعدامهاى بيرحمانه مخالفان خود پرداختند. و يا كسى فراموش نكرده
است كه خمينى زمانى كه در پاريس به سر ميبرد، چگونه از آزادى مخالفان و حكومت
مردمى سخن ميگفت و وعده ميداد كه حتى كمونيستها ميتوانند آزادانه به فعاليت
سياسى بپردازند و حقوق اقليتها حفظ خواهد شد كه ديديم جناب رهبر چگونه وعدههاى
خود را اجرا كرد و كسانى را كه فريب آن سخنان را خورده بودند، چگونه از دم تيغ
گذراند. پس از كسى كه دست پرورده چنين انسانى باشد، نبايد زياد انتظار درستكارى و
مردمدارى را داشته باشيم. احمدىنژاد در وعدههاى تبليغاتى خود در برابر ديدگان
ميليونها ايرانى از كسانى كه از پوشش خانمها يا طرز موى جوانان ايراد ميگيرند به
اعتراض بر ميخيزد و ميگويد مگر مشكل امروز ما چند تار موى خانمها يا لباس پوشيدن
آنهاست، ما مشكلات بزرگ اقتصادى داريم كه بايد به رفع آنها بپردازيم. هنوز چند
صباحى از رياست جمهورى او نگذشته بود، كه تمام وعدههاى خود را فراموش كرد و در
رويكردى متفاوت طرح امنيت اجتماعى را اجرا كرد كه در جريان آن، همه شاهد بوديم كه
با چه اعمال ددمنشانهای كه ميتوان گفت در دوران قرون وسطى يا در زمان كنترل جامعه
آلمان توسط گشتاپو اين رفتارها مشاهده نشده است با مردم برخورد کرد. وعده آوردن پول
نفت بروى سفرههاى مردم در عمل به خالى شدن سفرههاى مردم انجامیده آنهم به علت رشد
روزافزون تورم و گرانى و بيكارشدن خيل عظيم جويندگان كار در اين مدت که سببساز آن
نیز بهدست گرفتن سكان اداره كشور توسط عدهاى انسان كژانديش و عقبمانده فكرى است
كه تنها چيزى كه براى آنها پشيزى اهميت ندارد منافع ملیتهای ایران و سرنوشت و آينده
آنها و ايران مىباشد. آنگاه كه يك دولت ناتوان و بیتدبير با تمسك به آموزههاى
دينى و اخلاقى از مردم خويش ميخواهد كه صرفهجويى كنند، بايد گفت كه اين واژه هيچ
معنايى جز فريب نخواهد داشت. صرفهجويى در چنين متن فريبكارانهاى نه دوست كه دشمن
مردم است و تضمين تداوم وضع موجود است. اين صرفهجويى، یعنی فريب، وعده سر خرمن
مشاركت در تداوم ميداندارى سفلگان و ناتوانان. احمدینژاد در زمانى از مردم ميخواهد
كه در زمستان سخت امسال در مصرف گاز صرفهجويى كنند، كه مردم شمال ايران به مدت
بيشتر از دو هفته در آن سرماى سوزناك قطعى گاز داشتند. ما شاهد بوديم كه اين جناب
هيچ توجهى به درخواستهاى مردم نكرد و حتى حاضر نشد كه با آن همه سخن از عدالتخواهى
يك شب را بر خود سخت گرفته و به ميان آن مردم برود. آيا انتظار صرفهجویی از مردم
توسط كسى كه در دورهی مديريت شهردارى تهران بنا به گفته مقامات شهردارى و از جمله
قاليباف بيشتر از سيصد ميليارد تومان را از حسابهاى شهردارى برداشت كرد تا خرج
هزينههاى تبليغاتى خود براى پيروزى بر رقيبان خود کند، جز فريب و نيرنگ چه اسمى ميتوان
براى آن متصور شد. ميتوان گفت كه بزرگترين اسراف و اتلاف در منابع هدردادن يا به
هدررفتن سهم يا فرصتى است كه گاهى براى يك ملت فراهم مىشود تا سرنوشت تاريخى خويش
را رقم بزند تا گامى در قافله رهایی و رشد پيش بگذارد. دشمنان واقعى يك ملت كسانى
هستند كه به هر دليلی، خواه كژانديشى و خواه عقبماندگى فكرى يا بیتدبيرى و
فرومايگى اين سهم تاريخى و فرصت ملى را از مردم مىگيرند و نميگذارند كه ملت در
روندى طبيعى در مسیر توسعه و پيشرفت قدم بگذارد. و با سياستهاى ضد ملى و نادرست خود،
كشور و ملیتهای آن را در سراشيبى سقوط و انهدام قرار مىدهند. صرفهجويى ملى يعنى
تلاش براى مصونماندن ملتها از گزند چنين اسرافكاران سرنوشت. بايد گفت كه احمدینژاد
با برپاكردن دولت محفلى كه از دوستان و نزديكان تشكيل شده است، بجاى دولت ملى
بزرگترين ضربه را به منافع ملى خلقهاى ايران روا داشته است با سوء مديريت كابينه
محفلى او، اينك ايران و مردم ايران در آستانهی دور سوم تحريمهاى شوراى امنيت
سازمان ملل متحد قرار دارند كه در جريان آن بانكهاى عمدهی ايرانى مشمول تحريمهاى
جديد قرار مىگيرند و نتيجه آن ركود اقتصادى و گرانى و خريد كالاهاى خارجى در بازار
سياه با چندين برابر قيمت اصلى است، خواهد بود. حال اين سئوال اساسى مطرح مى شود كه
چه بايد كرد كه دست اين غارتگران منابع ملى را كوتاه كرد؟ جواب واضح و روشن است،
بايد تمامى اقشار و طبقات جامعه بپاخيزند و نگذارند كه اين آدمهاى كژانديش هر روزه
با خيال راحت فرصتهاى تاريخى را از مردم بگيرند و با سياستهاى نابخردانه منافع ملى
را به هدر دهند. وظيفه تمامى مليتهاى ساكن ايران در اين برهه حساس اين است كه با
اعتراضهاى دستجمعى به كمك دانشجويان و كارگران و معلمان بشتابند و در صفوفى متحد و
هماهنگ، اراده آزاديخواهانه خود را به مستكبرين و جزمانديشان نشان دهند و با
مبارزاتى دامنهدار و خستگىناپذير كسانى را كه لياقت بهدستگرفتن سرنوشت ايرانى
70 ميليونى را ندارند، به زير كشند. وظيفه تمام آزاديخواهان جهان و حكومتهاى
دمكرات جهان است كه از مبارزات آزاديخواهانهی مردم ايران جانبدارى كنند و ما را در
مبارزهاى نفسگير با قشرى عقبماندهی فكرى، تنها نگذارند، كه در غير اين صورت نه
تنها خطر جدى، آيندهی ملیتهای ايران و نسلهاى بعدى را تهديد ميكند، بلكه با
پشتيبانى حكومت اسلامى از گروهاى تندرو اسلامى منافع ملى كشورهاى غربى و صلح جهانى
نیز به خطر مىافتد . پس بايد گفت كه چنين نظامى نه تنها براى ملل تحت ستم ايران
بلكه براى همه مدافعان حقوق بشر و ملتهاى آزاديخواه جهان خطرى بالقوه و عنقريب مىباشد.