?فاتح صالحی
پس از انتشار گزارش 16 سازمان اطلاعاتی آمریکا پیرامون برنامههای اتمی جمهوری
اسلامی، به شکلی عینی نقش آمریکا تا حدودی کمرنگتر از گذشته جلوه نمود و این هم
تأثیر زیادی بر قظعنامههای کشورهای 1+5 دربارهی ایران برجای گذاشت. از همین رو
کاربدستان فرصتطلب رژیم
آخوندی با سودجستن از
این اوضاع، تلاش نمودند به فعالیتهای اتمی خود مشروعیت ببخشند و به این منظور، با
اشاره به محتوای گزارش به شکلی گسترده مشغول تحریف اوضاع سیاسی و پیامدهای آن گزارش
شدند. این شرایط در نزد افکار عمومی وضعیتی را ایجاد کرده بود که ممکن است از این
پس آمریکا و کشورهای 1+5 فشارهای سیاسی و دیپلماتیک خود را بر ایران کاهش دهند. اما
در واقع این تاکتیکی بیش نبود، چراکه فضای غالب بر چهارچوب جامعهی آمریکا در
آستانهی تصویب بودجهی جنگ عراق و افغانستان و نیز آغاز رقابتهای مقدماتی
انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا، وضعیتی ویژه و حساس بود. به همین دلیل نمیشد
آمریکا با وجود مشکلاتی داخلی که احتمال میرفت سبب چالشی در ادارهی کشور شود،
همچون گذشته پرچمدار فشارآوردن به ایران باشد.
از همین رو آمریکا، کار بررسی و تحریر قطعنامهی سوم تحریمها علیه ایران را به سه
کشور فرانسه، بریتانیا و آلمان سپرد تا دولت احمدینژاد احساس نکند که فشارها خاتمه
یافتهاند و به گفتهی خودش پیروزی عظیمی را به دست آوردهاند. در این وظیفهی جدید،
فرانسه نقش مهمی را برعهده داشت و این مطلب هم به روی کار آمدن نیکولا سارکوزی که
طرفدار مواضع آمریکا پیرامون ایران است برمیگردد، به غیر از سارکوزی، برنارد کوشنر،
وزیر امور خارجهی فرانسه هم به طور مستمر علیه سیاستهای افراطی و مستبدانهی رژیم
جمهوری اسلامی بوده و از روزهای آغازین روی کار آمدنش با لفظی تند و صریح در
اظهاراتش با ایران برخورد کرده است. به همین دلیل فرانسه در مدت زمان 2 ماه گذشته
با همکاری آلمان و بریتانیا تلاش نموده دور جدیدی از فشارها بر ایران آغاز گردد تا
از این طریق، کاربدستان جمهوری اسلامی را وادار نماید دست از غنیسازی اورانیوم
بردارند. برای رسیدن به این مهم، به گونهای آشکار تلاش مینماید، قطعنامهی سوم
شورای امنیت سازمان ملل متحد، علیه ایران به تصویب برسد و برای رسیدن به این مرحله
هم، دستگاه دیپلماسی خود را فعال نموده تا به سردمداران نظام آخوندی تفهیم نماید که
فرانسه و اروپا دربارهی پروندهی اتمی ایران، همچون آمریکا حاضر نیستند امنیت بینالملل
را با وجود ایرانی اتمی به مخاطره بیاندازند.
در این رابطه، اظهارات وزیر دفاع فرانسه "هروه مورن" در مورخهی 11 بهمنماه سال
جاری، پیرامون عدم توقف برنامهی ساخت سلاحهای کشتار جمعی و اتمی از سوی ایران، سبب
شروع دور جدیدی از تنش روابط میان ایران و فرانسه گردید. همین امر هم باعث شد احمدینژاد
در آخرین دیدار خود از بوشهر، دوباره علیه اسرائیل موضع بگیرد تا به فرانسه هشدار
بدهد که ایران حاضر نیست تهدیدات فرانسه را بیپاسخ بگذارد.
از همین رو با لحنی شفاف و آشکار، احمدینژاد اعلام نمود که "اسرائیل موجود پلید
صهیونیزم است" و "این موجود به آخر خط رسیده است"، این اظهارات غیرمسئولانهی
رئیس جمهوری ایران، اسباب احضار سفیر ایران در پاریس "آهنی" و اعلام نارضایتی
شدیدالحن دولت فرانسه را علیه اظهارات احمدینژاد فراهم آورد. اما مشکل مذبور به
این نقطه ختم نشد و کمتر از 24 ساعت به عنوانی عملی متقابل، سفیر فرانسه در ایران
"برنار پولتی" از سوی وزارت خارجهی ایران احضار گردید و به طور شفاف به نامبرده
گفته شد که اگر فرانسه بخواهد به شیوهای خصمانه با ایران رفتار نماید، بدون تردید
ایران هم رفتار خود را با فرانسه مورد بازنگری قرار خواهد داد.
اما همچنانکه پیشتر بدان اشاره نمودیم، این اولین بار نیست که روابط میان فرانسه و
ایران دچار تنش و تیرهگی میشود، از آغاز روی کار آمدن سارکوزی، این مورد یکبار
دیگر هم به اوج خود رسیده بود اما به دلیل اینکه ایران در آن زمان، نمیخواست بحران
روابطش با فرانسه، روابطش با اتحادیهی اروپا و کشورهای اروپایی دچار چالش و
پیچیدگی گردد از خود انعطاف نشان داد. به همین جهت تصور میرود این بار هم بیش از
این در برابر فرانسه موضع نگیرد و از راهی سوم اوضاع را آرام سازد، چراکه ایران از
این حیث دارای تجربهی زیادی است. در حالیکه آلمان در 6 ماه گذشته همین نقش را
برعهده داشت که امروز فرانسه جلودار آن است، چنان ترفندی را بهکار بست که نه تنها
شرایط را به نفع خود تغییر داد، بلکه با معاملهای با آلمان، پلیدترین تروریست
جمهوری اسلامی "کاظم دارابی" را هم در روز جهانی دفاع از حقوق بشر، توانست از
زندان آلمان آزاد نماید. در همین رابطه هم، اکنون مدتی است که سعی مینماید که خود
را به کشور بریتانیا نزدیک کند، تا توجه این کشور را به سوی خود جلب نماید و از این
طریق به فرانسه بفهماند که ایران کشور سودآوری برای آنها خواهد بود، اگر دست از
خصومت با ایران بردارند.
در واقع این حقیقتی تلخ است که مسئولان جمهوری اسلامی خوب میدانند که با آن چگونه
معامله نمایند، هرچند رسانههای دولتی ایران به شکلی وسیع تلاش میکنند سیمای
فرانسه را با تحریف واقعیتها در نزد مردم ایران تیره نمایند و به این منظور هم
چندین برگهی به اصطلاح سند را فاش ساختهاند که گویی فرانسه در زمان تبعید "خمینی"
به فرانسه، طرح ترور خمینی را طراحی نموده و همچنین در جنگ هشت سالهی عراق و ایران
به گونهای آشکار به حکومت صدام حسین یاری رسانده است. اما اینها سبب نخواهند شد که
در این مرحله فرانسه دست از مواضع خود بردارد، زیرا که اکنون فرانسه میخواهد در
کشور امارات متحدهی عربی پایگاه نظامی دایر نماید و برای رسیدن به این مهم، به
تنش و ضدیت با ایران در این شرایط و اوضاع نیاز دارد. از همین رو کارشناسان چنین
پیشبینی میکنند که مشکل میان فرانسه و ایران به این زودی پایان نخواهد پذیرفت و
احتمال میرود در آینده این مشکلات عمیقتر گردند.
شاید همین اعمال هم سبب شده باشند که جمهوری اسلامی به بهانهی پروژهی فضایی،
موشکی دوربرد را آزمایش نماید و از این راه به کشورهای اروپایی و آمریکا اثبات کند
که تا چه اندازه میتواند برای آنها تهدیدی جدی به حساب آید. اما در پایان باید
یادآور شویم که در شرایط کنونی، بهترین فرصت برای فرانسه پیش آمده تا رویدادها را
به نفع خود هدایت نماید و به ایران تفهیم کند که برای حفظ آرامش منطقه و جهان،
کشورهای عضو همیشگی شورای امنیت در هر کجا که احساس نمایند مصالحشان به مخاطره میافتد،
میتوانند پایگاه نظامی تأسیس نمایند و ایران دیگر نمیتواند در میان اعضای این
شورا شکاف و خلاء ایجاد نماید و به همگان اعلام کند که تنها آمریکا مخالف برنامههای
ماست.