آنچه در بالا آمده است، واکنش
سخنگوی وزارت امور خارجهی آمریکا بود به هلاکت عماد مغنیه. روز چهارشنبه، 13 فوریه،
سازمان تروریستی حزبالله لبنان اعلام کرد؛ روز سهشنبه، 12 فوریه، فرماندهی
بلندپایهی آن سازمان در شهر دمشق بر اثر انفجار خودرو حامل او کشته شد.
آنچه در به هلاکت رسیدن مغنیه، قابل تأمل است، انفجار اتومبیل کسی بود که خود
کارشناس امور تخریب و ایجاد رعب و وحشت بود، آنهم در کشوری همچون سوریه که بعد از
جمهوری خمینی، دومین پشتیبان سازمان مغنیه بود. وقتی شنیده شد که اسرائیل هرگونه
دخالت در قتل مغنیه را رد کرده است و رژیم سوریه هم، خواسته رژیم ایران را برای
تشکیل هیأت تحقیق مشترک با مشارکت ایران را رد نمود، گمانهزنیهایی از این سنخ
مطرح گردید که بعید نیست رژیم سوریه طی معاملهای با اسرائیل، چنین انفجاری را
طراحی کرده باشد. اگر چنین گمانهزنیهایی درست باشد، پیشبینی میشود که در آینده،
در همپیمانی میان ایران ـ سوریه و حزبالله شکافی بزرگ ایجاد شود و بدین سان از
کارتهای اعمال فشار رژیم خمینی علیه اسرائیل کاسته گردد.
عماد مغنیه، تروریست معروف لبنان به علت طرحریزی چندین عملیات تروریستی، سالها در
فهرست افراد تحت تعقیب پلیس فدرال آمریکا و نهادهای امنیتی اسرائیل بود و بدان علت
سالها در اختفا به سر میبرد و به مرد سایهها شهرت یافته بود.
با توجه به اینکه ترور رهبرانی نامدار PDKI، دکتر قاسملو و دکتر شرفکندی، از سوی
رژیم ایران با همکارانی نزدیک حزبالله به اجرا درآمدند و مغنیه هم، طراح اصلی
ترورهای سازمان تروریستی حزبالله بود، میتوانیم به این نتیجهگیری دست یابیم که
مغنیهی تروریست، از طراحان ترور ناجوانمردانهی رهبران فرزانهی ملتمان بود و از
این منظر، مرگ آن تروریست ددمنش، مرگی بود سزاوار.
پس از مرگ مغنیه، خامنهای، پیام تسلیت خود و رژیم تروریستیاش را به اطلاع
سرکردگان حزبالله رساند و احمدینژاد همپیشه مغنیه نیز، وزیر خارجهاش را برای
شرکت در تشیع جنازه آن تروریست گسیل داشت.
حسن نصرالله، سرکردهی حزبالله در یک هشدار تروریستی علیه اسرائیل اعلام کرد: "شما
عماد مغنیه را در خارج از لبنان ترور کردید و ما هم از این به بعد در خارج از لبنان
با شما مبارزه خواهیم کرد و زمان و مکان آن را خودمان تعیین خواهیم کرد".
بعید به نظر نمیرسد که قتل مغنیه، باعث از سرگیری جنگی دیگر میان حزبالله و
اسرائیل گردد و با توجه به حکمرانی سازمان حماس بر شهر غزه، آن جنگ احتمالی، میتواند
از جنگ سال 2006 به مراتب شدیدتر باشد. بیگمان، جمهوری آخوندی نیز مثل همیشه آتشبیار
معرکه خواهد بود و بدین شیوه، ضرورت از میان برداشتن رژیم حاکم بر ایران با هدف
دستیابی به ثبات و صلح در خاورمیانه، بیش از گذشته مطرح خواهد گردید.