|
شورای امنیت سازمان ملل
متحد علیه برنامههای اتمی ایران بازگشت. این موضوع هم دربرگیرندهی این واقع است،
که موضع جامعهی جهانی در برابر ایران بیشازپیش شفافتر خواهد شد، به گونهای که
کشورهای غربی، آمریکا و حتی به اصطلاح همپیمان شمالی کشور ایران هم یعنی روسیه،
نمیخواهند رژیم ایدئولوژیک و بنیادگرای آخوندی، به سلاح اتمی دست پیدا کند.
هرچند پس از صدور گزارش محمد
البرادعی، سردمداران رژیم ایران همانند گذشته به اجرای سناریوی تحریف وقایع
پرداختند و این گزارش را به مثابهی دستاوردی تاریخی و یک پیروزی بزرگ تلقی نمودند
و به همین منظور در همهی مساجد مراسم شکرگزاری به راه انداختند و اعلام نمودند که
روز 20 فروردینماه سال 1387 را به عنوان روز ملی فناوری هستهای در تقویم درج و در
آن روز در سراسر ایران جشنی عظیم برپا خواهند کرد. اما واقعیت این فریبکاری، ضربهی
سنگینی است که از جامعهی جهانی خوردهاند و بدون هیچ شک و تردیدی نمایانگر استرس
درونی رژیمی است که در سراشیبی نابودی مشغول جشن و پایکوبی است.
چون اگر به شکلی دقیق گزارش اخیر محمد البرادعی در قیاس با گزارشهای گذشته تجزیه و
مورد بررسی قرار بگیرد، به خوبی نمایان خواهد شد که کاربدستان جمهوری اسلامی در
برابر چه تنگنا و چالش بزرگی قرار دارند و چگونه است که با تحریف مشکلات خارجی،
افکار عمومی جامعهی ایران را به بیراهه میکشانند.
در گزارش البرادعی هرچند به این مورد اشاره شده است که ایران جواب سؤالات سازمان
انرژی هستهای را داده است و آژانس میتواند صحت این جوابها را تأیید نماید، اما به
چند نکتهی مهم دیگر هم اشاره شده است که همین نکات، موارد مثبتی را که به نفع
ایران در گزارش قید شده است، کمرنگ و بیارزش میکند. چرا که ایران جوابگوی
سؤالاتی شده که آژانس انرژی اتمی در مدت 5 سال گذشته برای جواب گرفتن آنها با ایران
در ارتباط بوده و بر این اساس، هماکنون ایران در برابر سؤالات دیگری قرار گرفته که
در مدت 5 سالی که ایران مشغول جوابگویی به سؤالات هستهای پیرامون فعالیتهای مخفی
گذشتهاش بوده، برای آژانس پیش آمده است، یعنی شاید مسئولان بلندپایهی ایرانی پس
از وقتکشی و سپریکردن 5 سال در زیر بار فشارهای بینالمللی و تحریمهای شورای
امنیت، ناچار گشته باشند برای رهایی از شرایطی که چند سالی است در آن بهسر میبرند
و سبب منزویشدن آنها در مجامع بینالمللی شده است، جواب سؤالهای مزبور را داده
باشند. اما اکنون در برابر سؤالهای جدیدی که از سوی همان سازمانهای اطلاعاتی آمریکا
و غرب مطرح شدهاند که چندی پیش اعلام کرده بودند، جمهوری اسلامی از سال 2003
فعالیتهای مربوط به ساخت سلاح اتمی را متوقف کرده، متعجب و حیرتزده شدهاند. از
همینرو پاسخی برای این سؤالات ندارند و به گفتهی علیاصغر سلطانیه، نمایندهی
ایران در سازمان بینالمللی انرژی اتمی "قسمت عمدهی این اطلاعات اشتباه، دروغین و
ساختگی است". قابل ذکر است اینچنین پاسخهایی در نزد آگاهان و متفکران سیاسی آشنا
با دیپلماسی جمهوری اسلامی، مسئلهی غریبی نیست، چرا که اینگونه پاسخگوییها، در
چند سال پیش زمانی که سؤالاتی که اکنون جمهوری اسلامی با اجبار بدانها پاسخ داده
است، برای آنها مطرح میشد، از زبان مسئولان ایرانی به وفور شنیده میشد که چنین
سؤالاتی صحیح نیست و این توطئهی آمریکا برای فشار واردکردن بر جمهوری اسلامی است.
به همین دلیل محمد البرادعی با آشنابودن با سیاستهای کاربدستان رژیم، آشکارا در
گزارش اعلام میکند، کاربدستان ایرانی جواب سؤالاتی را که مربوط به فعالیتهای اتمی
چند سال اخیرشان است را ندادهاند، بدین جهت ما نمیتوانیم اثبات نماییم که
فعالیتهای اتمی جمهوری اسلامی مسالمتآمیز است. این هم از ابعادی است که در
رسانههای جمهوری اسلامی به هیچ شکلی بدان پرداخته نشده است، چرا که خوب میدانند
که برای پاسخگویی به سؤالات جدید سازمان انرژی اتمی، دوباره ناگزیرند راهی جدید و
طولانی را در پیش بگیرند، البته به شرطی که جامعهی جهانی دوباره بخواهد با اتلاف
وقتهای جمهوری اسلامی معامله نماید.
در قسمت بسیار مهمی از گزارش البرادعی به اسنادی اشاره شده که از سوی سازمانهای
اطلاعاتی به آژانس داده شده است، پیرامون اینکه ایران در مرحلهی آزمایش و تحقیقات
بر روی تولید کلاهک هستهای برای استفاده و بهکاربردن آن بر روی موشکهای دوربرد
بالستیک است. هرچند این اطلاعات از سوی ایران مردود شمرده شدهاند، اما همچنانکه
پیشتر بدان اشاره شد، این اطلاعات از سوی همان سازمانهای اطلاعاتی به آژانس انرژی
اتمی داده شده که قبلاً از توقف برنامههای ساخت سلاحهای اتمی از سوی ایران سخن به
میان آورده بودند. حال سؤال این است که چگونه است گزارش گذشته این سازمانهای
اطلاعاتی از طرف دولت ایران مورد استقبال قرار میگیرد، اما این اطلاعات کذب خوانده
میشود؟!
به هر شکلی همانگونه که عیان است گزارش 16 سازمان اطلاعاتی آمریکا، تاکتیک و تلهای
استراتژیک بود که مسئولان جمهوری اسلامی هنوز بدان پی نبردهاند که چگونه در آن گیر
افتادهاند. از همینرو تهدیدات خود را آغاز و شروع به جوسازی تبلیغی نمود که اگر
شورای امنیت قطعنامهی سوم تحریمها را علیه ایران به تصویب برساند، آنها هم به
اقدامات لازم دست خواهند زد و این کار شورای امنیت را بیپاسخ نخواهند گذاشت.
قطعنامهای که پس از انتشار گزارش ماه مارس محمد البرادعی همچنانکه انتظار میرفت
با اکثریت آراء به تصویب رسید، این هم جوابی واضح به تحریفات رژیم جمهوری اسلامی
است که بر دهل پیروزی میکوبد و به خیال خود، مردم ایران و تودههای آگاه به سیاست
و اوضاع منطقه، گویی در گوش فیل خوابیدهاند که با سربلندی در مسجد دانشگاه تهران
پلاکارد آویزان میکنند که "پیروزی هستهای نتیجهی دیپلماسی بسیجی" یا "آمریکا
آمریکا مرگ به نیرنگ تو، انرژی هستهای بیرون شد از چنگ تو"، اینگونه اعمال
نشاندهندهی این است که رژیم جمهوری اسلامی در مقابل حقایق و واقعیتهای جهانی جز
شعار سردادن و تحریفنمودن وقایع، در جهان پیشرفته و مدرن امروز حرفی برای گفتن
ندارد. از همینرو احتمال میرود پس از پایان دوران آرامش در روزهای آینده، طوفان
روابط ایران با جامعه جهانی شروع به وزیدن کند. چرا که پس از گزارش البرادعی و
مطرحشدن احتمال وجود ارتباط میان فعالیتهای اتمی و برنامههای نظامی ایران و تصویب
قطعنامهی سوم شورای امنیت شاید مقدمهای برای آغاز مرحلهای جدید در مناقشهی اتمی
این کشور با دول 1+5 باشد. اینها هم در حالی است که سرگی لاورف، وزیر امور خارجهی
روسیه به صراحت اعلام نموده بود که ایران پس از آزمایش موشک دوربرد بالستیک در ماه
گذشته به بهانهی امورات فضایی، این احتمال را تقویت نموده است که شاید بخواهد خود
را به سلاح اتمی مسلح نماید. به همین دلیل ویتالی چورکین، نمایندهی روسیه در
سازمان ملل متحد با زبانی ساده و شفاف به ایران متذکر شد که، اگر آن کشور در اسرع
وقت غنیسازی اورانیوم را متوقف ننماید، روسیه به شکلی جدی از قطعنامهی سوم شورای
امنیت علیه فعالیتهای هستهای ایران، حمایت خواهد نمود و چنین هم کرد. زیرا که
ایران سوای تصویب دو قطعنامهی 1737 و 1747 شورای امنیت هنوز هم مشغول غنیسازی
اورانیوم و تکمیل پروژهی آب سنگین اراک است که از سوی شورای امنیت دستور
متوقفساختن آنها صادر شده بود. اما ایران نهتنها به قطعنامههای شورای امنیت عمل
نکرد بلکه اکنون در صدد استفاده و بکارگیری نسل جدیدی از سانتریفیوژهایی است که به
نسبت سانتریفیوژهای P1 و P2 بسیار پیشرفتهتر است و سرعت غنیسازی اورانیوم را چند
برابر میسازد. این هم سبب نگرانی جدی کشورهای اروپایی، آمریکا و حتی روسیه را
فراهم آورد که احتمال میرود در طوفان آتی علیه ایران نقشی فعالتر از گذشته بر
عهده داشته باشد، بر همین اساس و با در نظرگرفتن اظهارات جدید سفیر بریتانیا در
سازمان انرژی هستهای مبنی بر احتمال ازسرگیری برنامهی تولید تسلیحات اتمی از سوی
ایران پس از سال 2003 برای تولید کلاهک اتمی و نصب آن بر روی موشکهای بالستیک و نیز
معادلات سیاسی منطقهی خاورمیانه و فعالساختن دستگاه دیپلماسی کشورهای غربی برای
تصویب قطعنامهی سوم شورای امنیت و نشست هیأت رئیسهی شورای حکام آژانس انرژی اتمی
برای بحث پیرامون گزارش محمد البرادعی همزمان با تصویب قطعنامهی سوم شورای امنیت
در سوم ماه مارس دور از انتظار نیست که طوفان اتمی، روز ملی و جشن فناوری هستهای
را بر هم بزند و آن را به سرابی مبدل سازد، ... |